تــا سـر نـکـنـم در سـرت ای مـایـهٔ نـاز
کــوتــه نـکـنـم ز دامـنـت دسـت نـیـاز
هرچند که راهم به تو دورست و دراز
در راه بــمــیــرم و نــگــردم ز تــو بـاز
ز اندوه بیرون تشنه ام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وانگه بده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش برمی نکردم پیش از این
روز فراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را
زن جنس عجیـــــبی ست ..
چشم هایش را که می بنـــــدی ؛
دید دلــــش بیشتر میشود !
دلش را که میشکنی
بـــــاران لطافت از چشم هایش سرازیــــــر ..
انگـــــار درست شده تا روی عشــــق را کــــــم کند ..
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
رباعی شمارهٔ ۸۱
تــا سـر نـکـنـم در سـرت ای مـایـهٔ نـاز
کــوتــه نـکـنـم ز دامـنـت دسـت نـیـاز
هرچند که راهم به تو دورست و دراز
در راه بــمــیــرم و نــگــردم ز تــو بـاز
دل میرود و دیده نمیشاید دوخت
چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت
پروانهٔ مستمند را شمع نسوخت
آن سوخت که شمع را چنین میافروخت
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آن کس که تو را شناخت جان را چه کند .................................. فرزند و عیال و خانمان را چه کند
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
تاخواستم به مدرسه عشق روكنم
دوران درس ومرحله امتحان گذشت
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
راه درازی درپیش روست...
ولی بایدرفت
arges ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.