1st December 2011
#21
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
رضا اسماعیلی
ای مرثیهخوان! زبان عاشورا باش
هم قبله کاروان عاشورا باش
با لهجه سرخ عشق، همچون زینب
برخیز و حماسهخوان عاشورا باش
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#22
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
علیرضا قزوه
چشم ما به در مانده بی خبر، وعدهی اجابت به ما بده
مسند بزرگی از آن تو، ذرّهای کرامت به ما بده
عشق اگر ولایت به ما دهد، پیر ما و سلطان ماست او
خرقهی خلافت که دادهای، خرقهی لیاقت به ما بده
ما کجا و شرح بیان تو، ای خوشا تماشای جان تو
هیبت و کرامت از آن تو، جلوه ی جلالت به ما بده
صبح و شاممان سر نمیشود، حال و روز دیگر نمیشود
سهمی از عدالت که دادهای، سهمی از عبادت به ما بده
درد را به ما تحفه دادهای، اشک را به ما هدیه کردهای
داغ تازهای دادهای به دل ، درد بی نهایت به ما بده
یارب این دو روز بقا گذشت، فرصت نماز و دعا گذشت
تاب این جهان را نداشتیم، طاقت قیامت به ما بده
بشکن این طلسم شکسته را باز باز کن قفل بسته را
خندهی جسارت که دادهای، گریهی ندامت به ما بده
ما سیاهپوش غم خودیم ، زخم خوردهی مرهم خودیم
در عزای خود گریه میکنیم، مردهایم، طاقت به ما بده
شب رسید و گیسوی درهمت، گم شدیم در کوچهی غمت
کشتگان زلف خم توایم ، رخصت زیارت به ما بده
آذرماه ۱۳۹۰- دهلی نو
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#23
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
عبدالجبار کاکایی
یک شهر دعا کرد و بلا کم نشد امسال
خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال
ای ماه چه دیر آمدی از راه و عجیب است
دل واپس تو عالم و آدم نشد امسال
پیش از تو محرم شد و پیش از تو عزا بود
مویی ز عزاداری تو کم نشد امسال
جایی ننشستیم که یادی نشد از درد
شعری نسرودیم که ماتم نشد امسال
صد خیمه ی خاموش به تاراج جنون رفت
یک خاطر آسوده فراهم نشد امسال
در گریه نهفتیم عزای شب خود را
تاوان تو زخمی ست که مرهم نشد امسال
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#24
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
وحید مصلحی
از شوری چشم حسودان ترس دارم
بی نظم میبندم سرت عمامه ات را
آه ! ای کبوتر بچه ی مشتاق ِ پرواز
محکم گرفتی توی دستت نامه ات را
میخواستم نفرستمت اما عزیزم
حکم ِ جهادت را تو از بابا گرفتی
سخت است از تو دل بریدن چاره ای نیست
از عمه شمشیر پدر, آیا گرفتی ؟
با جنگ جویان فرق داری مرد ِ کوچک
گشتم زره اندازه ات پیدا نکردم
شهد ِ شهادت از لبانت بود جاری
میخواستم بوسم لبت اما .. نکردم
مانند زهرا راه رفتن شیوه ی توست
تیغ حسن در دست و با لبخند رفتی
پشت سرت لرزید قلب ِ خیمه وقتی
خونخواهی آن اکبر ِ دلبند رفتی
"هل من مبارز ؟" میزنی فریاد در دشت
مثل عمو پیچیده میجنگی دلاور
ارزق چشیده ضربه های کاری اش را
ای قوم بی دین هر که می خواهی بیاور ...
ممکن نشد تا با تو رو در رو بجنگند
نامردمان انگار فکری تازه دارند
ای تازه دامادم به جای نقل اینها
در دامن خود سنگ بی اندازه دارند
یک نیزه ای انداخت از مرکب زمینت
یک لشکر از کفتارها دور و بر توست
بر صورتت یک رد ِ سم اسب مانده
در یاد من طرح نگاه آخر توست
از بس که پاشیده تنت امکان ندارد
اهل حرم یک جسم کامل را ببینند
آه ای گل ِ پرپر گلابت را گرفتند
ای غنچه دورت داس های لاله چینند
ای غنچه ی بشکفته ی زیر سم اسب
قدری خودت را زیر مرکب ها بغل کن
بیچاره ام کرده صدای ِ ضجه هایت ..
این مرگ سختت را خودت "احلی عسل "کن
این اسبها با سینه ات آخر چه کردند ؟
پیچیده در کرب و بلا بوی ِ مدینه
اینقدر پایت را مکش جانسوز برخاک
از دردهای استخوان ِ توی سینه
پنهان مکن ازمن تو با لبخند دردت
لبخندهایت می زند آتش عمو را
وقتی که میخندی به من ای ماهپاره
میبینم آن سر نیزه ی توی گلو را
می آیم از خیمه کنار پیکری که ..
در زیردست و پای اسبان قد کشیده
بهتر که زینب در میان خیمه ها ماند
بهتر شده جان کندنت را او ندیده
باید در آغوشت بگیرم نرم و آرام
خیلی مواظب باشم از دستم نریزی
با اشک جسمت را به سمت ِ خیمه بردم
مثل علی اکبر برای من عزیزی
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#25
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
محمدسعید شیخ
آن ظهر که تا غروب تاریخ نشست
بند ازهم و رگ از رگ خورشید نشست
آواز مصیبت به سحرگاه،که خواند؟
کین شبنم اندوه به جاوید نشست
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#26
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
محمدرضا محمدی نیکو
ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایت
یک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رسایت
تا قیامت همه جا محشر کبرای تو برپاست
ای شب تار عدم ، شام غریبان عزایت
عطش و آتش و تنهایی و شمشیر و شهادت
خبری مختصر از حادثه ی کرب و بلایت
همرهانت صفی از آینه بودند و خوش آن روز
که درخشید خدا در همه ی آینه هایت
کاش بودیم و سر و دیده و دستی چو ابوالفضل
می فشاندیم سبک تر ز کفی آب به پایت
از فراسوی ازل تا ابد ای حلق بریده
می رود دایره در دایره پژواک صدایت
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#27
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
بیدل دهلوی
برای خاطرم غم آفریدند
طفیل چشم من نم آفریدند
چو صبح آنجا که من پرواز دارم
قفس با بال توام آفریدند
عرق گل کردهام از شرم هستی
مرا از چشم شبنم آفریدند
گهر موج آورد ، آیینه جوهر
دل بی آرزو کم آفریدند
جهان خون ریز بنیاد است ،هشدار !
سر سال از محرم آفریدند
وداع غنچه را گل نام کردند
طرب را ماتم غم آفریدند
علاجی نیست داغ بندگی را
اگر بیشم ، وگر کم آفریدند
کف خاکی که بر بادش توان داد
به خون گل کرده آدم آفریدند
طلسم زندگی الفت بنا نیست
نفس را یک قلم رم آفریدند
اگر عالم برای خویش پیداست
برای من، مرا هم افریدند
چسان تابم سر از فرمان تسلیم ؟!
که چون ابرویم از خم آفریدند
دلم بیدل ، ندارم چاره از داغ
نگین را بهر خاتم آفریدند
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#28
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
جلیل صفر بیگی
ما راست سری خم شده سوی نیزه
افتاده به خاک پیش روی نیزه
باید که سری میان سرها باشی
هر سر که نمی رود به روی نیزه
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#29
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
عبدالرحیم سعیدی راد
خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد
آن روز معلم شهادت چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد!
اصغر
گل غنچه ای از سلاله حیدر بود
افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود
آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد
آن مرد که نام کوچکش اصغر بود
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
1st December 2011
#30
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: توی دل بهشت:ماسال
نوشته ها: 10,368
تشکر از دیگران: 36,773
تشکر شده 16,373 بار در 7,568 پست
حالت
کتایون شیخی
بیـــتــــاب تــر از ابـــر بهــــاری بودند
" هیهات من الــذله " جــــاری بودند
سوگند به هرچه نام آب است بر آن
این تشـنه لبان تشـنه یـــاری بودند
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من اگر آنقدر که یاد تو هستم،
یاد خدا بودم...
آن جهان نیمی از بهشت
مال من بود!!!...
همراه دل ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :