|
پادشاهی
بااینکه بهمن اسفندیار پسری بنام ساسان داشته، پس از خود پادشاهی را به دختر و همسرش همای می سپارد.
سپردم بدو تاج و تخت بلند/ همان لشکر و گنج و بخت بلند
ولیعهد من او بود در جهان/ همان کس که زو زاید اندر نهان
اگر دتر آید از او گر پسر/ ورا باشد این تخت و تاج و گهر
گویا بهمن پادشاهی بوده که به تبعیض جنسیتی اعتقادی نداشته و بنا برشایستگی انسان ها را لایق می دانسته. همای پادشاهی دادگر و بخشنده بوده، به فقرا خدمت کرده و به مال ثروتمندان هم تعرضی نمی کند. وی پس از بدنیا آوردن پسری از بهمن، این موضوع را مخفی نگه می دارد و 32 سال حکومت می کند و پس از آن حکومت را به فرزند خود داراب می بخشد.
او در جنگ با روم دستور لشکر کشی سپاه را می دهد :
بدان تا سپه پیش او بگذرد/ سر نامه دیوانها بشمرد
فرستاد بیدار کارآگهان/ بدان تا نماد سخن در نهان
بورانداخت و آذرمیدخت دختران خسرو پرویز( بدست پسرش شیرویه کشته شد.) و خواهران شیرویه به ترتیب شش ماه و 4 ماه حکومت می کنند. در زمان حکومتشان عدل و داد را گسترش می دهند به کار سپاه رسیدگی می کنند، با سیستم اطلاعاتی قوی و وسیع از سراسر ملکشان مطلع بودند. آذرمیدخت حتی برای اداره ی امور وزیری اختیار نکرد و خود به تنهایی همه ی کارها را انجام می داد. در پایان دو ره ی شاهی، فردوسی با چنان جلال و شکوهی از سلطنت ایشان سخن می گوید که در باره ی هیچ پادشاه مردی سخن نگفته.
همی داشت پوران جهان را به مهر/نجست از بر خاک باد سپهر
مادر شاپور ساسانی تا بدنیا آمدن فرزندش، 40 روز حکومت می کند ولی موبدان و درباریان حکومت او را تاب نمی آورند و تا بزرگ شدن فرزندش، اداره ی امور را در دست می گیرند.
|