سکیور خان ... بنده هم راستش رو بخواین صوب تا شب در حال چرخشم حالا نمیدونم سر منه که هر گیج میره یا نسبتی با گالیله دارم و چرخش زمین رو احساس میکنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (البته میدونم گالیله احساسش نکرده هاااااااااااااااااااااااا ااااااا نیاین گیر بدین )
ZoRRo ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
نه بابام به شما چیزی نگفت. ولی حرف من رو هم قبول نمی کرد. میگفت این ها ثابت هستن. من فکر نمی کردم بابام این قدر آروم و بی استرس باشه.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
Afsaneh ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید و یک تست روانشانی است . متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند :
یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است
و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد .
به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟
چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب های خود را یادداشت کنید. بعد برا یافتن پاسخ صحیح به پايين صفحه مراجعه کنید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
و اما پاسخ :
ان زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید ان مرد را دوباره ببنید .
اگر توانستيد به این سوال پاسخ صحیح بدهید احتمالا شما یک بیمار روانی یا psychopath هستید .
یکی از بزگترین روانشناسان امریکایی این تست را بر روی افراد زیادی انجام داد تا به این نتیجه برسد که چه کسانی پاسخ صحیح می دهند .
نکته ی جالب این كه اکثر قاتل های سریالی به راحتی و سرعت توانستند جواب صحیح بدهند.
بنابراین اگر پاسخ شما صحیح بود احتمالا شما یکی از قاتل های سریالی آینده خواهید بود .
آره عشقه من بودي ولي گذاشتي تنهام ...
همدم تو بودم حالا همــــــــــدم غمهام ...
تو رفـــتي از پيـــشم ولي نرفتي از يــاد ...
بزار بزنم من قصه ي عشقمون و فريـاد ...
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
>> [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
>> [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
با عــــــــلم اگر عــــــــمل برابر گردد
کام دو جــــــــــــهان تو را میسّر گردد
مغرور مشو به خود که خواندی ورقی
زان روز حــــــــــذر کن که ورق برگردد
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
Pasalari ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
تستهای روانشناختی یکی از مهمترین ابزارهای تحقیق در روانشناسی هستند که بوسیله آنها می توان اطلاعات لازم برای پذیرفتن و یا ردکردن یک نظریه را بدست آورد. هر نظریه ای تنها زمانی به یک نظریه علمی تبدیل می شود که درست بودن آن توسط اطلاعاتی که عملا تحقیق و جمع آوری می گردند به اثبات رسیده باشد. با این کار هر نظریه علمی برای بیان خود پشتوانه و اعتبار عینی فراهم می آورد.
برای مثال اگر بخواهیم بدانیم درصد شیوع یک اختلال روانی در بین جمعیت یک شهر چقدر و چطور است پرسشنامه ای را شامل سئوالاتی که وجود این اختلال را مورد پرسش قرار می دهند تهیه کرده و پس از آزمایشات ایتدایی لازم, این پرسشنامه را بصورت اتفاقی و یا بصورت انتخابی بین گروه و یا گروههایی از افراد شهر پخش کرده و سپس پاسخهای آنها را مورد ارزیابی قرار می دهیم. از این راه دیدی عینی تر از چیزهایی بدست می آیند که تا آنزمان تنها می شد در باره آنها حدس زد.
هر تست روانشناختی یک موضوع دقیق و معین را پرسش می کند و اطلاعاتی که از اینراه بدست می آیند بلاواسطه قابل تعمیم دادن به چیزهای دیگر و زمانهای دیگر نیستند.
در کار روانشناسی بالینی نیز تستها کاربرد و معناهای خاص خودشان را دارند. برای کار بالینی دستگاهها و ابزارهای پیشرفته و دقیقی ساخته شده اند که اطلاعات موثری را برای تشخیص و درمان در اختیار قرار می دهند. ولی اصلی ترین ابزار تشخیص در روانشناسی بالینی همان مصاحبه است. برآورد و ارزیابی نتایج تستها تنها در صلاحییت افراد متخصص است و بخصوص در کارهای بالینی تنها زمانی نتایج تستها ارزش بالینی دارند که اینکار توسط متخصص و با بررسی بسیاری از نکات دیگر صورت بگیرند.
در اینجا تعدای تستهای روانشناختی آورده شده اند. این تستها همگی جنبه خودشناسی اولیه و خود یاری دارند و اساسا با تستهای تخصصی متفاوت هستند. این تست ها در اینجا فقط برای این منظور آورده شده اند که بتوانید شناخت اولیه و قدری دقیق از خودتان بدست بیاورید. برای سنجش دقیق این موارد مصاحبه های بالینی شرط اول هستند.
یک سئوال می تواند احساسی را تغییر دهد
وقتی که ما به دنیا می آییم مغز ما تقریبا خالی از هرگونه اطلاعات و برنامه است. هیچ نوزادی قادر به خواندن و نوشتن و یا حل مسائل ریاضی نیست. این قابلیتها را ما در طول زندگی و بدنبال برنامه های آموزشی و تمرین به آنها می آموزیم. یادگرفتن برای نوزاد از همان لحظه تولد شروع می شود و انسان کوچک با آموختن پشت سرهم چیزهای ساده رفته رفته چیزهای پیچیده و پیچیده تر را می آموزد. چیزهایی را می آموزد که هر نوزادی خودش کشف می کند. (این نوع کشف کردن مانند کشف آمریکا است. یعنی نوزاد چیزهایی را کشف می کند که برای وی تا به آن لحظه وجود نداشتند ولی نوزادهای قبلی، بگوییم مادر و پدرش، سالها قبل آنرا کشف کرده بودند). بجز چیزهایی که خودش کشف می کند چیزهایی را نیز می آموزد که مادر و پدر و محیط زندگی وی آنها را برای کشف کردن و فهمیدن در جلوی می قرار می دهند. بنابراین برنامه ریز مغز کودک محیط زندگی اوست با همهی امکاناتی که در آن حضور دارد.
نوزاد از زمان تولد تا چند ماهگی تنها دو احساس را می شناسد و این دو احساس را بلحاظ بیولوژیکی با خود دارد: ارضاء شدن و ارضاء نشدن. یعنی وقتی گرسنه است احساس ارضاء نشدن دارد و وقتی به وی غذا داده می شود احساس ارضاء شدن می کند؛ وقتی نیازهای طبیعی اش برآورده نمی شوند احساس ارضاء نشدن می کند و اینرا به شکل گریه نشان می دهد و وقتی این نیازها برآورده شدند احساس ارضاء شدن می کند و آرام است و بازی می کند.
احساسات دیگر، چیزهایی مانند ناامیدی، خشم، حسادت، احساس گناه، احساس درماندگی و غیره احساساتی هستند که کودک در طول زندگی خود و بنابر تجربه هایی که می کند با آنها آشنا می شود. این احساسات چیزهایی هستند که ما در طول زندگی مانند خواندن و نوشتن یاد می گیریم، آنها را به شکل افکار افسرده کننده در مغزمان ذخیره می کنیم و به شکل موضع نسبت به این و آن چیز در روابط خود با دیگران و با خودمان از آنها استفاده می کنیم. اگر کسی بیاموزد که آدم دوست داشتنی ای نیست این موضع وی در روابطش با دیگران یعنی زمانی که با کسی برخورد می کند بصورت اتوماتیک برانگیخته می شود و رنگ خود را بر فضای برخورد وی با دیگری می زند. یعنی در این حال مجددا این موضع نسبت به خود در زمان برخورد با آن شخص احساس می شود و باعث تقویت آن موضع می گردد.
همه ما انسانها در طول شبانه روز با خود گفتگوهای درونی می کنیم. مضمون این گفتگوها روشن کننده مواضع ما نسبت به خودمان است. با هوشیار شدن به مضمون این گفتگوها می توان دریافت که افکار اتوماتیکی که یادگرفته ایم چه چیزهایی هستند. با هوشیار شدن بر این افکار و اقدام با برنامه برای تغییر مضمون این گفتگوهای درونی می توان نوع این احساسات را تغییر داد. یک راه بسیار ساده برای تغییر موضعمان در این گفتگوها سئوال کردن از خود است. بوسیله سئوالاتی که از خود می کنیم مسیر افکاری را که داریم و از آنها در گفتگوهای درونی استفاده می کنیم تغییر می دهیم و به این وسیله احساساتی را که در ما در جریان است. طبیعتا قصد ما از تغییرات این است که افکار قبلی دیگر بصورت اتوماتیک عمل نکنند و جای آنها را چیزهایی بگیرند که برای رشد سالم لازم هستند. برای برنامه ریزی تغییرات لازم، برای عملی کردن برنامه ها و برای ثبت دائمی این تغییرات خیلی وقتها به کمک تخصصی نیاز است. ولی در اینجا راهی نشان داده شده است که اگرچه راهی برای ازبین بردن احساسات ناکارآمد برای همیشه نیست ولی در مواقع لازم که فشارها به حد بالایی می رسند روش مناسبی برای کم کردن فشار است.
در اینجا ده سئوال آمده اند که هر کدام به موقعیتهای مختلفی بر می گردند که در آنها احساس خوشایندی داشته اید. این سئوالات کمکی هستند برای اینکه در مواقع فشار امکان فکر کردن به چیزهای دیگری را به خود بدهید. هر سئوال را بدقت بخوانید و برای هر کدام حداقل سه جواب پیدا کنید. با اینکار درخواهیدیافت که احساسات ناخوشایندتان اگر چه از بین نرفته اند ولی بسرعت کم رنگتر می شوند و از فشار آنها در این لحظه کاسته می گردد. طبیعی است که اینکار یک نوع خودیاری اولیه و ساده است.
در این لحظه چه چیزهای خوشایندی برایم وجود دارند؟ اگر می خواستم و امکانش هم برایم وجود می داشت چه چیزهایی می توانستند مرا در این لحظه شاد بسازند؟
به چه چیزبخصوصی در خودم و در زندگیم افتخار می کنم؟ اگر می خواستم و امکانش هم برایم وجود داشت به چه چیزبخصوصی می توانستم افتخار کنم؟
نسبت به چه چیزی در حال حاضر قدردان هستم؟ اگر می خواستم و امکانش هم برایم وجود داشت نسبت به چه چیزی قدردان بودم؟
چه کسانی را دوست دارم و چه کسانی مرا دوست دارند؟ اگر می خواستم و امکانش هم برایم وجود داشت چه کسی را دوست می داشتم و چه کسی مرا دوست می داشت؟
چه چیزی مرا به وجد می آورد؟ اگر می خواستم و امکانش هم برایم وجود داشت چه چیزی می توانست مرا به وجد بیاورد؟
دوست داشتم در حال حاضر پیش چه کسی باشم؟
چه کارهایی را با اشتیاق کامل انجام می دهم؟
آخرین باری که شهامت خودم را تجربه کردم کی و در کجا بود؟
در چه محیطهایی احساس آرامش و راحتی خاصی می کنم؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هرگاه ازقلبهاي بي عاطفه خسته شدي كسي رابه يادآوركه هميشه به ياد توست.ه
omid_abs ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
اكثر ما دوست داريم ديگران دوستمان داشته باشند انگار زندگي بهتر مي شود اينكه ديگران دوستمان داشته باشند يا نه كاملا به خودما بستگي دارد به اينكه چگونه رفتار مي كنيم و چگونه با ديگران كنار مي آييم خيلي وقتها آنطور كه بايد با مردم برخورد صحيح نداريم ما مي گوييم مي خواهيم ديگران ما را همين طور كه هستيم دوستمان داشته باشند.
اين بدان معناست كه ما كارهاي را كه بايد انجام بدهيم نمي دهيم و قصد تغيير دادن راه و روش خود را نيز نداريم خيلي راحت مي گوييم چرا نمي توانند من را همين طور كه هستم بپذيرند و دوست داشته باشند؟
واقعيت اين است كه براي انكه دوستمان بدارند بايد دوست داشتني باشيم.
دوست داشتني شدن كار زياد سختي نيست براي شروع بهتر است وقتي با ديگران روبه رو مي شويد لبخند بزنيد و با روي باز با آنها صحبت كنيد رفتاري دوستانه و صميمي داشته باشيد از مشكلات آنها با خبر شويد و سعي كنيد دركشان نماييد و به احساساتشان توجه كنيد.
وقتي با ديگران رو به رو مي شويد بلافاصله سلام كنيد منتظر نمانيد آنها سلام كنند آنها را به اسم كوچك صدا بزنيد نشان دهيد كه از ديدنشان خوشحال هستيد.
طوري رفتار كنيد كا انگار از زندگي حسابي لذت مي بريد هميشه به خوبي ها فكر كنيد حتي اگر زياد هم مايل نيستيد خود را مثبت نشان دهيد هرگز شكايت نكنيد و غر نزنيد.
با عــــــــلم اگر عــــــــمل برابر گردد
کام دو جــــــــــــهان تو را میسّر گردد
مغرور مشو به خود که خواندی ورقی
زان روز حــــــــــذر کن که ورق برگردد
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
Pasalari ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
این یک حقیقت اجتناب ناپذیر است که رنگ می تواند شما را در حال و هوایی خوب قرار دهد! اما در عین حال چنانچه با نوع شخصیتی شما هماهنگ باشد، بسیار موثرتر خواهد بود و در حقیقت شادی بیشتری را برای شما به ارمغان خواهد آورد.
1. چنانچه دوست شما در آخرین دقایق، برنامه رفتن به سینما را لغو کند. شما:
الف: تنها هم که شده به سینما می روید.
ب: به دوست دیگرتان زنگ می زنید تا شما را همراهی کند.
ج: در خانه می مانید و یا ترجیحاً خود را با کار دیگری سرگرم می کنید.
2. چرت کوتاه بعدازظهر را دوست دارید. شما بیشترین لذت را زمانی می برید که:
الف: روی پتویی کوچک در آفتاب دراز بکشید.
ب: روی یک صندلی راحتی و در حالی که آرام آرام تکان می خورید، به خواب بروید.
ج: روی یک کاناپه یا تختخواب، ولو شوید!
3. چه پارکی را دوست دارید؟
الف: یک پارک سرگرم کننده و پر از بازی های مختلف.
ب: یک باغ کوچک محلی ولی بسیار آرام و فرحبخش.
ج: یک پارک ملی که بازدیدکنندگان بی شماری را به خود اختصاص داده باشد.
4. شما معمولاً:
الف: بسیار تند قدم می زنید.
ب: با قدم های متعادل( نه خیلی تند و نه خیلی آهسته) گام برمی دارید.
ج: بسیار آهسته گام بر می دارید.
5. از بین لباس ها شما بیشتربه:
الف: شلوار جین و تی شرت علاقه مندید.
ب: به لباس های ساده علاقه مندید.
ج: به لباس های نسبتاً رسمی علاقه مندید.
6. شما معمولاً بیشترین کارایی را در:
الف: اوایل صبح تا قبل از ظهر دارید.
ب: در طول بعدازظهر و اوایل غروب دارید.
ج: در طول شب، حتی دیروقت دارید!
7. زمانی که چمدان خود را برای یک سفر می بندید:
الف: بسیار بیشتر از آنچه نیاز دارید با خود می برید.
ب: آنچه را که فکر می کنید مورد نیاز است به علاوه چند تکه اضافه برای هوای غیر قابل پیش بینی با خود به همراه می برید.
ج: همیشه تلاش می کنید سبک مسافرت کرده و به حداقل ها بسنده کنید.
8. زمانی که مشغول مطالعه هستید:
الف: به هیچ وجه به تلفن ها جواب نمی دهید.
ب: فقط به افرادی خاص پاسخ می دهید.
ج: چندان اهمیتی ندارد! شما رد هر حال، مکالمه تلفنی را دوست دارید!
9. رمز موفقیت شما:
الف: در صبح زود بیدار شدن است.
ب: تا ظر استراحت کردن و سپس کار را شروع کردن است.
ج: تلاش بیشتر در هر ساعتی از روز است.
10. دریا برای شما به منزله:
الف: یک آرامش روحی است.
ب: پاک شدن از تمام ناراحتی ها و غمها و شمارش معکوس برای رسیدن به خوشی هاست.
ج: یادآوری برای یک استراحت کافی و دور کردن یک هفته خستگی ناشی از کار است.
چنانچه بیشتر پاسخهای شما «الف» است:
زرد، نارنجی یا سبز لیمویی هستید. سرشار از انرژی و همیشه در حال رفتن هستید، درست مانند کسی هستید که اول صبح بر روی اسب خود پریده و تا قبل از ظهر چهار نعل می تازد و این را مدیون انرژی بیش از حد خود هستید!
به همین دلیل زمانی که نیاز دارید حال و هوای خود را بهتر کنید، ترجیحاً از رنگ های یاد شده استفاده می کنید.
چنانچه بیشتر پاسخهای شما «ب» است:
شما صورتی، بنفش و آبی هستید. مردم هیشه به خاطر خونگرمی و جذابیت شما به سمت شما جذب می شوند! شما هم از بودن با مردم و هم از تنهایی و انزوا لذت می برید. آرامشی که در پس حرکات آرام و متین شما وجود دارد، دیگران را به نوعی آرامش فرا می خواند و این یکی از بهترین سازه های شخصیتی شماست.
چنانچه بیشتر پاسخهای شما «ج» است:
قرمز تند، آبی یا سبز هستید. شما باهوش و حساس هستید و شخصیت تان همیشه با نشانه های رنگی خود را نشان می دهد. رنگ های عمیق و تند مینند قرمز و سبز که در سنگ های جواهر نشان کاربرد دارد، معرف نوعی توازن و ثبات در شخصیت هستند، نیروهایی که باعث می شوند انسان با آرامش و امنیت بیشتری به زندگی خود ادامه دهد!
شما صورتی، بنفش و آبی هستید. مردم هیشه به خاطر خونگرمی و جذابیت شما به سمت شما جذب می شوند! شما هم از بودن با مردم و هم از تنهایی و انزوا لذت می برید. آرامشی که در پس حرکات آرام و متین شما وجود دارد، دیگران را به نوعی آرامش فرا می خواند و این یکی از بهترین سازه های شخصیتی شماست.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.