الگوهاي شخصيتي با هدف طبقه بندي افراد به دسـتـه هاي متـمـايـز از يكديـگر در علم روانشناسي مورد استفاده فراوان قرار مي گيرند. يـكـي از ايـن الـگوهـاي شخصيتي كه توسط ويليام شلدون ابداع گرديده است شخصيت افـراد را بـر اساس ساختار جسماني و جثه بدنشان به 3 دسته اصلي كه سوماتوتيپ ناميده مي شوند، طـبـقـه بـنـدي كرده است.
شما مي تـوانـيـد بـا بـكارگـيـري ايـن الـگوهـا بـه شخصيت افراد مورد نظر خود تا حدودي پي برده و با آنان بهتر و موثرتر ارتباط برقرار كنيد.
1- آندومورف(endomorph): آنـدومورف ها از نـظر فـيـزيك بدني معمولا داراي دور كمر پـهن و شانه هاي باريك و كم عرض هستند (گلابي شكل). چـربـي فـراوانـي سـرتـاسـر بدنشان را فراگرفته است بـخصوص در نواحي زانوها وبازوها. امـا قـوزك پـاهـايشان و مچ دستهايشان باريك ولاغر مي باشند كه سـبـب بـيشتر به چشم آمدن ديگر نواحي چاق بدنشان مي گردد.
شكل ظاهري: گوشتالو، فربه، اجزاء احشايي رشد يافته، گلابي شكل.
2- اكتومورف(ectomorph): اكتـومـورفها نقطه مقابل آندومورفها مي باشند. از لحاظ فيزيكي داراي شانه ها و دور كمر باريك، صورت لاغر و پـيـشاني بلند و كشـيـده، قفسه سينه لاغـر و بـاريـك و دسـت و پـاهـاي نـحـيـف بـوده و چـربي اندكي در بدنشان موجود ميباشد. هرچند ممكن است به اندازه آندومورف ها غذا بخورند اما چـنين بنظر ميايد كه هيچگاه اضافه وزن پيدا نميكنند (بزرگترين دغدغه آندومورف ها).
شكل ظاهري: لاغر و نحيف، ظريف، عضلات ضعيف، قـفـسه سيـنـه صـاف و مسطـح، بلند قامت، مغز بزرگ، اجزاء صورت و رگهاي بيرون زده و برجسته.
خصايص شخصيتي: متفكر، آرام و ساكت، شكننده، خجالتي، حسـاس، كنـاره گيـر، درون گرا، دلواپس، عدم ابراز احساسات، هنرمند، غير قابل پـيـش بـيـنـي، خـلاق، قـوه تخيل بالا، بد خلق، كارها را خوب شروع كرده اما درست به پايان نمـي رسـانند.
خصايص فيزيولوژي: پوست خشك و سرد، متابوليسم بالا، مستعد عوارض اظطراب، بي خوابي، دردهاي قاعدگي (در زنان) و يبوست.
3- مزومورف(mesomorph): مـزومـورف هـا بـيـن آنـدومـورف هـا و اكـتومورف ها جاي دارند. از لحاظ فيزيكي داراي تركيب مطلوبتري بـوده و بـه اصـطـلاح داراي تـنـاسـب انـدام مي باشند. داراي سر بزرگ، شانه هاي پهن(چهار شانه) و مـيـان تـنـه بـاريـك هـمراه با بازوها و زانوهاي نيرومند و چربي خيلي كمي در بدنشان هستند.
شكل ظاهري: عضلاني، مستطيل شكل، پوست كلفت، سر بزرگ.
خـصايص شخصيتي: عمل گرا، فعال، نـيـرومـند، سـتـيـزه جـو، مـاجـراجـو، بـي بــاك، بيتفاوت نسبت به عقايد ديگران، گستاخ، سلطه جو، عاشق ريسك كردن،قدرت طلب، طعنه زن، علاقه مند به فعاليت هاي بدني، تغذيه وخواب منظم.
تـوجه داشـته باشـيد كه الزاما تقسيم بندي فـوق هميشه براي همه صادق نبوده و اين احتمال وجود دارد كه مثلا فردي داراي جثه و اندام اكتومورف بوده اما برخي ازخصوصيات شخصيتي آندومورف ها و يا مزومورف ها را از خود بروز دهد. بـنابراين از آنجايي كه هيچ چيز %100 نيست، از پيش داوري ها وقضاوتهاي زود هنگام اشخاص خود داري كنيد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زندگی مثل جاده یه طرفست ....
اگه اشتباه بری دیگه نمیتونی برگردی .
سعی کن هیچ وقت اشتباه نری !
هر اسمي يك رنگي دارد كه بر زندگي شما تاثير مي گذارد:
همه ما به نحوي تحت تاثير رنگ ها هستيم براي اسم هر فرد رنگ مخصوصي وجود دارد كه ميتواند بر زندگي او تاثير بگذارد رنگهاي هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :
قرمز : 1 ش س ج الف
نارنجي : 2 ت ث ك ب
زرد : 3 ي ل ص ض
سبز : 4 و م د ژ
آبي : 5 چ ن ط ظ
نيلي : 6 ح خ ف
بنفش : 7 ع پ غ
صورتي : 8 ز ق ه
طلايي : 9 ر ذ گ
براي اينكه با چگونگي قضيه آشنا شويد يك مثال مي آوريم در اينجا خانم ليلا جلالي را نمونه قرار مي دهيم ابتدا اسم و فاميل او را مي نويسيم:
داراي قدرت جسمي بالايي هستيد به خاطر اراده بالايي كه داريد مي توانيد روياهايتان را به راحتي به واقعيت تبديل كنيد با مسوليت ها به راحتي كنار مي اييد و مي توانيد ديگران را در مشكلاتشان راهنمايي كنيد از نظر عاطفي قوي و عميق هستيد براي رسيدن به هدفهايتان عشق به همنوع در شما آنچنان زياد است كه بجز خدمت به بشريت مسوليت ديگري نداريد صميميت بيش از اندا زه با ديگران برايتان سخت است در مقام يك رهبر مي توانيد موفيتهاي بزرگي را در زندگيتان بدست بياوريد براي رسيدن به هدفهايتان حتي سلامتي خودتان را نيز به فراموشي خواهيد سپرد
قرمز
بسيار جاه طلب هستيد و براي رسيدن به هدفهايتان مهم نيست كه بقيه را نيز فدا كنيد قرمز رنگ نيروي حياتي و جسارت است هميشه سعي مي كنيد كه روي صحنه به فعاليت بپردازيد و مورد توجه قرار بگيريد بسيار خونگرم هستيد و به سادگي تحريك مي شويد ممكن است در اوج شادي نيز به ناگهان و با كوچكترين بهانه اي اخم هايتان در هم برود و در لاك خود فرو برويد بايد سعي كنيد كه از انرژي فوق العاده تان به نحو و جهت مثبتي استفاده كنيد تا باعث افسردگي تان نشود گاهي نيز به سرعت صبر و حوصله خودتان را از دست مي دهيد و به ديگران زور مي گوييد يادتان نرود كه هر كسي روش بخصوصي برا ي پيشرفت در زندگي دارد و انچه را كه فكر ميكنيد براي شما مناسب است ممكن است براي ديگران كاملا مضر باشيد
زرد
بسيار تيزهوش هستيد. شخصيتي بسيار خوشبين و فعال داريد. هرگز در ابراز آنچه كه مي خواهيد بر زبان بياوريد، حرف كم مي آوريد. به خاطر زنده دلي ، ابتكار و مستعد بودن در روابط عمومي، هميشه دور و برتان پر از دوستان متنوع خواهد بود. با وجودي كه روحيه بسيار شادي داريد، هرگز احساس رضايت نخواهيد كرد، مگر اينكه شاد ي ها يتا ن را با ديگران تقسيم كنيد. تنها ايرادي كه مي توانيد داشته باشيد ،قدرت تخيل و تجسم بيش از اندازه تان است كه گاهي شما را در خود غرق مي كند، تا نتوانيد مسير زندگيتان را مشخص كنيد. از طرف ديگر اگر نتوانيد انرژي و توانتان را در مسير در ستي استفاده كنيد، در آخر خواهيد ديد كه بيشتر اهدافي را كه شروع نموده ايد ، ناتمام مانده اند. سعي كنيد بر قدرت تمركزتان بيافزاييد و در هر زمان فقط روي يك هدف فعاليت داشته باشيد.
در هر چيزي فقط حد بالاي آنرا مي تواند رضايت خاطر شما را بر آورده كند، از طرف ديگر رفتار و كلامتان چنان جذابيتي در خود دارد كه بندرت ممكن است كه كسي با شما آشنا شود، ولي شيفته تان نشود. دانش و آگاهي شما نسبت به زندگي غير قابل توصيف است. بندرت ممكن است چهره افسرده اي به خود بگيريد، زيرا كه به هر چيزي با خوشبيني زياد نگاه مي كنيد.مي توانيد معلم خوبي باشيد و تمام تجربياتتان را به ديگران هم ياد بدهيد. در هر فعاليت گروهي براحتي مورد توجه مي گيريد و مثل يك جادوگر افسانه اي مي توانيد تمام شرايط منفي را به بهترين موقعيتها تبديل كند.
نيلي
زندگي شما بيشتر به زندگي انسانهاي عارف شباهت دارد و مردمي كه با آنها سر و كار داريد، نزد شما به گنا هانشان اعتراف مي كنند. با عشق و علا قه اي كه به پاكي و زيباييهاي دنيا داريد، مي توانيد توان و شادي فوق العاده اي به افسردگان ببخشيد. بجز روحيه و شخصيت نوعدوستي كه داريد، از يك حس ششم بسيار قوي نيز بر خور دار هستيد كه اين خود باعث مي شود براحتي از مشكلات مردم با خبر شويد. بسيار سخاوتمند و با قدرت هستيد. عاشق زندگي و خانواده هستيد و تنها وقتي از خودتان راضي مي شويد كه بتوانيد عشق و علا قه تان را به ديگران ببخشيد. بسيار عادل هستيد و با كمترين بي عدالتي در مورد ديگران آزرده خاطر مي شويد. اغلب افرادي را به خود جذب مي كنيد كه به نوعي گرفتار هستند و براي طلب كمك به شما روي مي آورند.
سبز
برايتان خيلي مهم است كه براي خودتان بر نامه روزانه تعيين كنيد. نظم و انضباط برايتان اهميت زيادي دارد. بندرت ممكن است زندگيتان آشفته و بي هدف باشد. ديگران اغلب براي گرفتن راهنماييهاي جدي نزد شما مي آيند. حرص زيادي براي كمك به ديگران و حل مشكلاتشان داريد. تكامل شخصيت برايتان ارزش بسيار زيادي دارد و براي گسترده تر ساختن افق دانش خود، هرگز از آموختن باز نخواهيد ماند. تغيير و تحول برايتان چندان خوشايند نيست و بيشتر ترجيح مي دهيد كه بجاي پريدن از شاخه اي به شاخه ديگر، روي هدف ثابتي به فعاليت بپردازيد. براي اينكه كوتاه نظر نمانيد، بايد سعي كنيد همزمان با زندگي و زمان حركت كنيد و كهنه ها را دور بريزيد. احترام گذاشتن به آداب و رسوم و تشريفات گذشته بسيار با ارزش است، ولي با آنها زندگي كردن ركود ذهني را نتيجه مي دهد.
عاشق كندو كاو و جستجو در عمق هر پديده هستيد و شايد هم به همين دليل عشق به علوم غريبه در شما به حد كافي وجود دارد. همين مسئله باعث خواهد شد كه به رشته هايي چون تفكر روي بياوريد. هيچ اتفاقي را براحتي قبول نخواهيد كرد، مگر آنكه خودتان شخصأ آنرا تجربه كنيد. اعتقاد بر اين داريد كه به هر چه نيازمند هستيد در درون شما وجود دارد و در حل مشكلات سعي مي كنيد راه حل را در روح و درون خود بجوييد. در رابطه با شرايط زندگيتان بسيار حساس هستيد و در واقع ذهن شما مي تواند مثل يك گيرنده فعاليت كند. عاشق تنهايي هستيد و هماهنگ شدن و يا كنار آمدن با ديگران، يكي از مشكلات بزرگ شما بشمار مي رود.
آبي
به احتمال قوي، ديگران شما را شخصيتي بدون تعارف و تشريفات مي دانند و شايد هم به همين دليل برايشان جالب توجه هستيد. آزادي برايتان ارزش بسياري دارد و هرگز نمي توانيد در محيطي كار كنيد كه به شما تحكم مي شود و يا زير نظر قرار داريد. اگر اين همه دنبال تنوع هستيد، به اين دليل است كه اعتقاد زيادي به حقيقت داريد و از اينكه در هر تجربه اي درسي بزرگ نهفته است، به همين دليل زندگي با تمام سختي ها و مشكلاتش برايتان لذ ت بخش است. روحيه سر كشتان باعث خواهد شد كه كمتر در هر زماني در يكجا بند شويد و در زندگي و اجتماع شهرتي براي خود فراهم كنيد، در هر محيط ي كه قدم بگذاريد، با استعداد مادر زادي كه داريد خواهيد توانست صلح و آرامش را در آنجا بر قرار كنيد. گاهي كه احساس منفي داريد ، بسيار تنبل مي شويد و دلتان نمي خواهد كه انرژي فراوانتان را در مسيري به مصرف برسانيد. در يك چنين زماني احتياج به مكاني خلوت داريد تا تعادل زندگي و روحي را در خانه بوجود بياوريد.
نارنجي
شوخ طبعي و بذله گويي بخصوصي را كه به ارث برده ابد ،باعث شده كه محبوب اجتماعي شويد. نشاطي را كه از خود نشان مي دهيد، آرزوي قلبي خيلي ها ست. اغلب تجربيات زندگيتان رنگ عاطفي به خود دارد. شخصيتي بسيار جذاب و دوست داشتني داريد. متأسفانه گاهي اوقات در مورد هر مسئله اي بيش از اندازه غلو و زياده روي مي كنيد، به حدي كه بين عاطفه و منطق سر گردان مي مانيد. به نفع خودتان خواهد بود كه بين عقل و احساس، تعادل بر قرار كنيد. برايتان مهم است كه خودتان باشيد، بنابراين سعي كنيد كمتر تحت تأثير ديگران قرار بگير يد. به هر كاري كه دست بزنيد، شايد نتوانيد ديگران را راضي و خشنود كنيد، مگر اينكه دست از تقليد بر داريد و آنچه را كه از درونتان مي جوشد، ابراز كنيد. در چنين صورتي است كه بر قلبها خواهيد نشست .
رقص یکی از قدیمی ترین شیوه های بیان احساسات آدمی است كه هنوز هم جای خاصی را در زندگی انسان دارد. رقص در زمان های گذشته نیز در میان اقوام مختلف و در مناطق گوناگون ایران و جهان به عنوان روش درمانی مورد استفاده قرارمی گرفته و بنا بر شواهد باقی مانده، آگاهی زیادی در مورد قدرت جادویی آن وجود داشته است. استفاده از شیوه رقص درمانی، به معنی امروزین آن، از سال های چهل میلادی در آمریکا رایج شده است. در اين روش از هنر رقص و پایه آن یعنی حرکت، برای کمک به استقرار تعادل در وضعیت روحی و جسمی فرد و ایجاد اعتماد به نفس در وی بهره جویی می شود.
امروزه با توجه به شرایط و محدودیت های فراوان خانوادگی و اجتماعی که بویژه در مورد دختران و زنان جوان وجود دارد، تعداد کسانی که از بیماری های روحی و روانی و بخصوص افسردگی رنج می برند بطور مرتب افزایش می یابد. شیوه های مختلفی برای مقابله با این بیماری ها وجود دارد که رقص درمانی یکی از آنهاست.
از اواخر سال های هشتاد استفاده از امكان درمانى رقص در آلمان مرسوم شد و در ۱۹۹۵ ميلادى اتحادیه رقص درمانی آلمان تأسیس گردید كه كار خود را بر مبناى فلسفه وحدت انسان با جسم خودپايه ريزى كرده است. در آلمان امروزه درمانگران از طریق رقص با گروه های مختلف سنی از کودکان گرفته تا بزرگسالان و افراد مسن، و در موارد گوناگون، برای نمونه در درمان مبتلایان به اعتیاد و یا بیماران مختلف روحی، این روش را بکار می گیرند.
در همین ارتباط گفتگویی داشته ایم با خانم بهار نادری که تحصیلات خود را در رشته جامعه شناسی به پایان رسانده و پس از کسب تجارب گوناگون در زمینه هایاجتماعی و امور زنان و گذراندن دوره های درمان از طریق حرکت و ریتم و بهره گیری ازروش رقص درمانی، به کار در شهر کلن آلمان مشغول است:
دویچه وله: خانم نادری، عبارت رقص درمانی که این روزها درباره آن زیاد گفتگو می شود، اصولا به چه معناست؟
نادری:رقص درمانی، یعنی درمان از طریق رقص و حرکت، که ترجمه ی Tanztherapie است، یعنی رقص، اما نه به آن معنا که یک طراحی رقص وجود داشته باشد، بلکه هر حرکتی که با ریتم انجام بشود، در این مجموعه می گنجد. یعنی کسی ممکن است فقط نشسته باشد و با پایش روی زمین ریتم بگیرد یا صحبت کند و چشمهایش را بهم زند، همه این نوع حرکات با ریتم دراین مجموعه می گنجند. یعنی همه ی این حرکات معنی دارند و به همین دلیل رقصنده هایی که اوایل قرن گذشته رقص هایی را بوجود آوردند که خارج از ساختار رقص های کلاسیک مثل باله و رقص های فولکلور بودند، و بر روی صحنه رقص هایی نشان دادند که فقط حرکتی را بازتاب می داد که در آن گفتار در واقع درون رقصنده بود و بیشتر به تئاتر شباهت داشت، از آنجا دریافتند که می شود از طریق حرکات و منتقل کردن احساسات و اتفاقهایی که در درون انسان می افتد به بیرون، یک طریقه ی درمان پیدا کرد.
رقص درمانی البته سنت بسیار قدیمی دارد، در میان اقوام پیشین، مردمی که خیلی طبیعی زندگی می کردند، مثلا رقص «زار» در ایران و یا رقص هایی که هنوز در میان برخی قبایل آفریقایی وجود دارند. این سنت همیشه وجود داشته که از طریق حرکت و ریتم می شود درمان کرد. همانطور که می دانید زمانی که یکنفر از لحاظ روحی یا جسمی مشکلی پیدا می کند، حرکات و میمیک چهره اش تغییر می کند. بنابراین سلامتی با حرکات و فرم بدن و ریتمی که ما در آن زندگی می کنیم در ارتباط بسیار مستقیم است.
دویچه وله: رقص درمانی بشکل فردی انجام می گیرد و یا به صورت گروهی؟
نادری:این موضوع به عوامل زیادی بستگی دارد. یعنی شاید افراد خانواده ای به یک درمانگر مراجعه کنند و مشکلی داشته باشند که درمانگر با آن ها بصورت جمعی کار می کند، در واقع در یک گروه. یا اینکه افراد متفاوتی هستند که مشکل مشترکی دارند، آنها می توانند در یک گروه رقص درمانی بشوند. ولی ممکن است کسی هم باشد که بخواهد به شکل انفرادی معالجه شود. می توان در مجموع گفت استفاده از روش رقص درمانی مانند انواع روشهای درمانی دیگر، هم بصورت جمعی و هم بصورت فردی امکان پذیر است.
دویچه وله: خانم نادری، می شود گفت که رقص درمانی برای گروه خاصی موثر است؟
نادری:برای هیچ گروه خاصی نیست، یعنی می توان واقعا در تمام موارد از این روش استفاده کرد. البته در موارد خیلی جدی بیماری های روانی که بیمار تحت درمان دارویی ست، باید این نوع از معالجه را در تکمیل معالجه ای که بیمار تحت درمان آن است بکار گرفت. یعنی این نوع درمان فقط می تواند بصورت تکمیلی کمک هایی بکند. در موارد دیگر شرایط فرق می کند، یعنی وقتی که فرد مراجعه کننده به آنصورت اختلالات روانی ندارد که تحت درمان دارویی باشد، او با هر مشکلی می تواند از شیوه رقص درمانی برای معالجه اش مدد جوید. برای نمونه فردی که به افسردگی دچار است.
البته افسردگی هم در یک حالتش بیماری ست که درمان آن در بخش روانپزشکی، به اصطلاح دارو ـ درمانی امکان پذیر است. ولی نوعی از آن وجود دارد که خیلی ها در زندگی روزمره می توانند گرفتارش شوند. در هر صورت کسانی که در موارد گفته شده مشکلی دارند، می توانند به درمانگر مراجعه بکنند. رقص درمان ها هم البته بخاطر اینکه بتوانند محدوده کارشان را مشخص کرده و بطور تخصصی کار کنند، هر کدام در حیطه معینی عمل می کنند. فرض کنید کسی که بیشتر با بچه ها و نوجوانان کار می کند و در زمینه درمان آنان تجربه کسب کرده، دیگری در بیمارستانهای روانی تخصص اش را گرفته و او باز با بخش بیمارهای دیگر سروکار پیدا می کند و همینطور به نسبت زیر مجموعه هایی که در مسایل روانی وجود دارد، درمانگر هم حوزه کار خودش را تعیین کرده و در آن تجربه کسبمی کند.
دویچه وله: بسیاری از دختران جوان بدلایل گوناگون از جمله بخاطر کمبود امکانات و فشارها و محدودیت های خانوادگی و اجتماعی و ندیدن دورنمای معینی برایآینده ی شان و غیره دچار شکل های مختلف افسردگی شده اند. آیا حرکت و رقص می تواندکمکی برای محدود کردن عوارض این بیماری باشد؟
نادری:اصلا رقص درمانی در واقع برمی گردد به اولین حرکاتی که در انسان بوجود آمده، یعنی از شکل گرفتن سلول تا تکامل جنین و تولد و حرکات اولیه ی نوزاد، همه ی اینها یعنی جریان یک انرژی در طبیعت. حرکات روزمره ی ما هم از این جدا نیست، یعنی فرض کنید قلب حرکات و ریتم خاصی باید انجام بدهد، این حرکات اگر منظم باشند شما احساس خوبی دارید و اگر منظم نباشند، آن را حس می کنید و به یک پزشک مراجعه می کنید. حالات روحی هم بی ارتباط با این جریان انرژی نیستند. در جایی که از انرژی درون جسم استفاده ی درستی نشود، مشکل ایجاد می شود.
برای نمونه فرض کنید دهقانی که در مزرعه کار می کند و مرتب در فعالیت است. یعنی با طلوع آفتاب بیدار می شود و با غروب آفتاب به منزلش برمی گردد و زندگیش ریتم خاصی را دارد و تمام ارگانهای بدنش هم با این ریتم در ارتباط است و روحیه اش هم در ارتباط با همان ریتمی است که خواب و نظم غذا خوردنش ونظم حرکاتش در کار دارند. حالا فرض کنید انسانی که اینهمه انرژی دارد و این انرژی باید در گردش باشد، بشکلی محدودیت برایش ایجاد شود. مثلا کودکی که اجازه ی بازی ندارد، یا اجازه ی هر نوع بازی را ندارد، مثلا نمی گذارند بدود یا جایی برای دویدن ندارد و یا فرض کنید اصلا از او نمی خواهند که آن انرژیی را که دارد در جریان بیندازد. این انرژی در بدن محدود شده و در آنجا ایجاد سد می کند. مسلم است که این سد در روحیه نیز تاثیر می گذارد. زمانی که از طریقی این سدها را برداریم، فرض کنیم از طریق حرکات خاصی یا آموزش موسیقی، و جریان این انرژی را دوباره تحریک کنیم، در آن شخص احساس زندگی ایجاد می شود و باعث می شود این احساس در کار روزمره اش، در درسش، در زندگی اش با افراد دیگر، با محیط اطرافش نقش بازی کند و کیفیت زندگی اش را بالاتر ببرد.
دویچه وله: یعنی می توانیم بگوییم که رقص و یا کلا حرکت جسمی به دلیل به جریان انداختن این انرژی، باعث علاقمندی به زندگی می شود؟
نادری:صددرصد، برای اینکه زندگی یعنی حرکت و این حرکت باید در مسیری باشد که ذهن من، بدن من، اندازه ی بدن، فعالیت مغز من آنرا در خواست و طلب می کند. در حالیکه اینها ارتباط شان با یکدیگر قطع شود، یعنی اگر آن فعالیتی که فرضا از بدن من برمی آید انجام ندهم، مثلا اگر فرض کنیم یک آدم سالم تمام روز پای کامپیوتر بنشیند، همین نشستن پای کامپیوتر و یک جنبه ای نوع حرکت، یعنی در حالی که انسان فقط نگاهش و دستهایش کار می کنند و تمام بدنش بی حرکت است، هم در روح و هم در جسم ایجاد اختلال می کند. برعکس آن، یعنی وقتی انجام حرکات به بدن نیرومند و سالم برگردد، آنوقت این حرکات می توانند فرد را به زندگی علاقمند کنند ، نشاط به او بدهند و به انجام کارهای مختلف وادارش کنند، کمااینکه دیگر او نتواند در روز هشت یا نه ساعت را فقط روی صندلی بسربرد.
دویچه وله: خانم نادری، شما توصیه می کنید یک زن یا یک دختر جوان در گروه این حرکات را انجام دهد یا می تواند بطور انفرادی در خانه هم با موسیقی شروعبه رقصیدن کند؟
نادری:البته رقص درمانی احتیاج به یک مربی دارد، یعنی کسی که به او درمانگر و هدایت کننده ی آن حرکات می گویند. من به این سوال دو جواب می دهم. یکی اینکه رقص در هرصورت خوب است. فرض کنید شما صبح که از خواب بیدار می شوید، نواری بگذارید و شروع کنید به رقصیدن. اصلا خود این عمل در همان روز، در تمام طول ساعات روزتان کلی نشاط می آورد. ولی اگر شما بخواهید به مشکل خاصی بپردازید، مثلا شما از افسردگی اسم بردید، در اینموارد حتما نیاز به یک هدایت کننده وجود دارد. بخاطر اینکه کسی که افسرده است اگر شما صدتا نوار خیلی زیبا هم برایش پخش کنید و موسیقی خیلی عالی ای هم برایش اجرا کنید، ممکن است تاثیر کمی روی او بگذارد، ولی نمی تواند آن اتفاقی را که در درونش می افتد، به بیرون منتقل کند.
این جنبه ای است که رقص درمانی خیلی روی آن تاکید دارد، یعنی اینکه شما این احساس را از درون به بیرون منتقل کنید، یعنی ارتباط با بیرون را دوباره برقرار کنید. برقرار کردن این ارتباط با بیرون از یک آدم افسرده خودبخود برنمی آید. درمانگر در واقع باید خیلی با احساس همدلی با کسی که حرکات و ریتم بدنش به دلایلی محدود شده و به بیرون منتقل نمی شود، برخورد کند. اگر دیده باشید افرادی که افسردگی دارند خیلی بی حرکت می شوند و حتا در موارد شدید آن افسردگی می تواند انسان را نیمه فلج کند. انسان افسرده میمیک صورتش به کلی تغییر می کند و تبدیل به نوعی ماسک می شود. شما نمی توانید با موسیقی خاصی یکمرتبه این شخص را به فعالیت وادارید. این شخص باید به مرور زمان از درون حرکت را حس کند، خودش را لمس کند و خودش را احساس کند و این یک پروسه ی طولانی مدت است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
<< برای آنکه بدانی کوه بلند است لازم نیست از آن بالا بروی >>
:ghalb::gol::ghalb::gol::ghalb:
دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین
به خدا معشوقه ی من بالاییست
Winter Girl ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
یکی از روانشناسان معروف غرب معتقد است که رنگ انتخابی و دلخواه شخص می تواند به خوبی معرف خصوصیات و رازهای درونی او باشد. "گیلرب هیل" که از جمله روانشناسانی است که در معالجه ی بیماران خود، دارد از رنگها و زیبایی درونی آنها، استفاده می کند، می گوید:" هیچ چیزی به اندازه ی رنگ محبوب انسانها، نمی تواند شخصیت آنها را بازگو و روحیات درونیشان را به تصویر بکشد."
وی پس از بررسی های فراوانی که در این زمینه به عمل آورده در یکی از تالیفات خود به نام " رنگ در دنیای انسانها" دلایلی که سبب می شوند، شخص رنگی را رنگ دلخواه خود بداند و یا از آن رنگ متنفر باشد، به وضوح ذکر می کند.
حال بگویید رنگ مورد علاقه تان چیست تا بگوییم شخصیت شما چه رنگی است؟!
قرمز: خوش قلب، اما کمی خودخواه
این رنگ معمولاً سمبل شدت و افراط است. قرمز، رنگ عشق و تنفر، فداکاری، خشونت، خون و آتش است. کسی که به این رنگ علاقه دارد، هرگز نمی تواند در زندگی نسبت به مسائل مختلف بی اعتنا باشد. این گونه اشخاص به رغم انکه تند و سرکش هستند، اما در عین حال فعال و شجاع بودن نیز از خصوصیات اصلی آنهاست. قرمزها در زندگی کمی شتابزنده هستند و احتمال شکست به ویژه در عشق برای آنها زیاد است. معمولاً قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود. در صفت ممتاز قزمزها، خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است، اما دو عیب بزرگ آنها نیز کمی خودخواهی و در بعضی موارد عدم کنترل نفس است. به طور کلی قرمزها دارای خصوصیات متضادی هستند.
صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی در واقع همهان قرمز است که کمرنگ شده است. اگر به این رنگ علاقه مندید، تمام صفات قرمز ها را کمی ملایم تر در خود خواهید یافت. این افراد در عشق با گذشت هستند و دیگران را خوب درک می کنند و با اطرافیان به ملایمت رفتار می کنند، به همین دلیل همیشه مورد علاقه دیگران هستند. روانشناسان معتقدند که صورتی ها اغلب دشواری های زندگی را تحمل کرده و با مشکلات فراوانی در زندگی دست و پنجه نرم می کنند.
آبی: نظم، پشتکارو تنهایی
رنگ آبی از جمله رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، می توان به شما این امیدواری را داد که می توانید هیجانات و احساسات خود را کنترل کنید.ظاهر متین و آران شما دیگران را وادار می سازد به شما احترام احترام بگذارند.شما هم دوست دارید همیشه مورد ستایش دیگران باشید. در خرید لباس بسیار صرفه جوهستید و به علت شرم و غروری که دارید، دوست دارید غالباً تنها باشید. کارهای خود را معمولاً از روی نظم و ترتیب انجام می دهید و صفت ممتاز شما، پشتکاری شما است.
قهوه ای: قابل اعتماد
نکته جالب در مورد علاقه مندان به رنگ قهوه ای آن است که می توان روی آنها حساب باز کرد، چون باثبات، فیلسوف مآب و کمی شاعرپیشه هستند. دوستداران این رنگ به ندرت تغییر عقیده می دهند و هربار که تصمیمی بگیرند، حتماً آن را عملی می کنند. آنان در نگهداری پول و دانستن اسرار دیگران، امانتدار بسیار خوبی هستند و همچنین میل دارند پیوسته در عالم خود باشند با این حال در عشق بدبین و منفی نیستند.
خاکستری: احساس بی نیازی
این رنگ سمبل چشم پوشی از لذت های معمولی دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند، معمولاً از زندگی احساس رضایت می کنند. خاکستری رنگ عاقلان است و جوانانی که به این رنگ علاقه دارند، خود را هم شان بزرگان می بینند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند. آنها به پیروی از افراد مسن تر از خود تمایل دارند و بیشتر کسانی که از نظر فکر و عقیده به آنها برتری دارند، خیلی آسان مورد توجهشان قرار میگیرند!
سبز: کنجکاوی
سبزها از نظر روانشناسان افرادی بسیار ساده و بی آزارند، در نتیجه روانشناسی آنها نیز بسیار ساده است. این افراد نقاط اشتراک فراوانی با افرادی که از رنگ پرتالی خوششان می آید ، دارند. روابط این افراد با دیگران بر پایه اصول و فراردادهای جاری است و دوست ندارند در زندگیشان وقایع زیادی اعم از خوب یا بد رخ بدهد، اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارند و دوست دارند سر از هر کاری در آورند!
پرتقالی: صادق و خوش خلق
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند، اجتماعی و خوش خلقند و با مردم به خوبی رفتار می کنند. نفوذ در پرتقالی ها بسیار مشکل است، اما کسی که این افراد را دوست داشته باشد، می تواند به راحتی در آنان نفوذ کرده و به آینده این دوستی نیز خوشبین باشد. این افراد دمدمی مزاج نیستند و چنانچه با کسی دوستی کنند، ادق و وفادارند. افراد این گروه، چنانچه با افرادی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشند، ازدواج کنند، حتماً سعادتمند می شوند.
سیاه: خوش ذوق و با ظرافت طبع
این رنگ بر خلاف عقیده عمومی و آنچه در اذهان نقش بسته است، رنگ نومیدی و عزا نیست، بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است.اگر از دوستداران این رنگ هستید، مسلماً به شخصیت اطرافیان خود بسیار احترام می گذارید و برای آنکه دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید، از هیچ گونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید. شما جزو نادر افرادی هستید که هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی کنند و عقاید و نظرات دیگران را به راحتی می پذیرند. شاید این یکی از خصوصیات برجسته شما باشد، چون معمولاً اختلاف عقیده باعث می شود تا انسان نتواند نظرات دیگران را به راحتی پذیرا باشد و همین امر باعث ایجاد کدورت می شود.
ارغوانی: رنگ عرفا!
ارغوانی رنگ اسرارآمیز و بسیار مجللی است. علاقه مندان به این رنگ، پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتهای باطنی می شوند و مبادی آداب و اجتماعی اند. معاشرت با این دسته از افراد لذت بخش است و این افراد جایگاه خاصی نزد دوستان خود دارند. ارغوانی ها بیشتر به امور معنوی می پردازند و از این رو، رنگ ارغوانی را رنگ عرفا می دانند.
زرد: جذاب، مهربان و امروزی!
رنگ زرد را معمولاً رنگ جوانها می نامند، هرجند بسیاری از پا به سن گذاشته ها نیز این رنگ را ترجیح می دهند. این افراد جذاب، مهربان و بسیار باگذشت هستند،به همین دلیل امکان سوءاستفاده از آنها نیز زیاد است، زردها بسیار امروزی هستند، با این حال قلبشان همانند قدیمی ترها مملو از عشق و مهربانی است. زود دچار هیجان می شوند، اما می توانند بر آن قالب شوند و این نکته مثبت آنان است.
سياه: خوش ذوق و با ظرافت طبع
اين رنگ بر خلاف عقيده عمومي و آنچه در اذهان نقش بسته است، رنگ نوميدي و عزا نيست، بلکه نشانه خوش ذوقي و ظرافت طبع است.اگر از دوستداران اين رنگ هستيد، مسلماً به شخصيت اطرافيان خود بسيار احترام مي گذاريد و براي آنکه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد، از هيچ گونه کمکي به آنها دريغ نمي کنيد. شما جزو نادر افرادي هستيد که هرگز خود را به ديگران تحميل نمي کنند و عقايد و نظرات ديگران را به راحتي مي پذيرند. شايد اين يکي از خصوصيات برجسته شما باشد، چون معمولاً اختلاف عقيده باعث مي شود تا انسان نتواند نظرات ديگران را به راحتي پذيرا باشد و همين امر باعث ايجاد کدورت مي شود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
یکی از روانشناسان معروف غرب معتقد است که رنگ انتخابی و دلخواه شخص می تواند به خوبی معرف خصوصیات و رازهای درونی او باشد. "گیلرب هیل" که از جمله روانشناسانی است که در معالجه ی بیماران خود، دارد از رنگها و زیبایی درونی آنها، استفاده می کند، می گوید:" هیچ چیزی به اندازه ی رنگ محبوب انسانها، نمی تواند شخصیت آنها را بازگو و روحیات درونیشان را به تصویر بکشد."
وی پس از بررسی های فراوانی که در این زمینه به عمل آورده در یکی از تالیفات خود به نام " رنگ در دنیای انسانها" دلایلی که سبب می شوند، شخص رنگی را رنگ دلخواه خود بداند و یا از آن رنگ متنفر باشد، به وضوح ذکر می کند.
حال بگویید رنگ مورد علاقه تان چیست تا بگوییم شخصیت شما چه رنگی است؟!
قرمز: خوش قلب، اما کمی خودخواه
این رنگ معمولاً سمبل شدت و افراط است. قرمز، رنگ عشق و تنفر، فداکاری، خشونت، خون و آتش است. کسی که به این رنگ علاقه دارد، هرگز نمی تواند در زندگی نسبت به مسائل مختلف بی اعتنا باشد. این گونه اشخاص به رغم انکه تند و سرکش هستند، اما در عین حال فعال و شجاع بودن نیز از خصوصیات اصلی آنهاست. قرمزها در زندگی کمی شتابزنده هستند و احتمال شکست به ویژه در عشق برای آنها زیاد است. معمولاً قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود. در صفت ممتاز قزمزها، خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است، اما دو عیب بزرگ آنها نیز کمی خودخواهی و در بعضی موارد عدم کنترل نفس است. به طور کلی قرمزها دارای خصوصیات متضادی هستند.
من قرمز رو دوست دارم
مثل اینکه بعضی از حدساش هم درست از آب در اومده.
ازش خوشم اومد:sad:
با عــــــــلم اگر عــــــــمل برابر گردد
کام دو جــــــــــــهان تو را میسّر گردد
مغرور مشو به خود که خواندی ورقی
زان روز حــــــــــذر کن که ورق برگردد
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.