2. آثار هخامنشیان
ب ) کعبه زرتشت در برابر كوه ساختمان مكعب بسیار زیبایی قرار داد كه آن را كعبه زرتشت می نامند. این بنا مسلما یک اثر هخامنشی است ولی نام اصلی آن مسلما «کعبه زرتشت» نبوده ، بنای بسیار هنرمندانهی این ساختمان از قطعات بزرگ سنگ ، مهارت و دقتی كه در برش و حجاری سنگهای بزرگ سفید و سیاه به كار رفته است ، استادی هنرمندان و سبك معماری دوران هخامنشی را به خوبی نشان میدهد . «کعبه زرتشت» 12 متر بلندی دارد و به شکل مکعب مستطیل
است. فقط یک در ورودی کوچک چهارگوش در دیوار شمالی دارد که رو به کوه باز میشود. گوشههای سر در ورودی به سمت بالا خم شده است و جلوی ورودی پلکانی سنگی با 29 پله بوده که بخشهایی از قسمت بالایی آن از بین رفته است.
درون ساختمان فقط یک اتاق بدون پنجره و روزن به ابعاد 3/2 × 4 × 4/7 متر وجود دارد که زیر آن کاملا تو پُر است.
لبهی گوشههای دیوارهای برج قدری پیشرفته است. به خوبی دیده میشود که ساختمان از بیست ردیف سنگ سفید تشکیل شده که با دقت و بدون ملات روی هم قرار گرفتهاند و برای استحکام بیشتر از گیرههای آهنی هم استفاده شده است. پایهی ساختمان دو قطعه سنگ بزرگ چهار گوش است. یکنواختی سطح سفید دیوارها با رنگ سیاه سنگهای دور تو رفتگیهای پنجره شکلی شکسته شده است. لبهی سقف هم به صورت دندانهای مزین شده است. سقف ساختمان از چهار سنگ بزرگ تشکیل شده که طوری کنار یکدیگر جای گرفتهاند که هرم کوتاهی بهوجود آوردهاند که از جمع شدن آب باران روی سقف جلوگیری میکنند.
دو پنجره کور بالای در ورودی و شش پنجرهی کور در سه دیوار دیگر دارد. پنجرههای ردیف پایین بیشتر شبیه تاقچهای
مستطیل شکل ، پنجرههای ردیف میانی مربع شکل و پنجرههای ردیف بالایی کوچکتر از دو ردیف دیگر هستند. از یک سوم پایین دیوارها به بالا تزیینات دیگری به شکل مستطیل روی هر چهار دیوار مشاهده میشوند.
اختلاف نظرهای فراوانی دربارهی کاربرد این ساختمان وجود دارد ، برخی از مورخان ذكر كردهاند ؛ كتاب اوستا در این اتاق نگاهداری میشد ، گروهی دیگر بر این باورند كه این اتاق آرامگاه بردیا ، پسر كورش بزرگ است ، تنی چند از مستشرقان بر این عقیدهاند كه آتش مقدس در این اتاق نگاهداری میشد آتشی که به هنگام مرگ شاه خاموش و با شاه دیگر روشن میشد ، گروهی دیگر نیز بر این باورند که این اتاق کوچک محل نگهداری اسناد دولتی بوده !! و عدهای نیز این ساختمان را محلی برای آماده کردن جسد شاهان و اجرای مراسم قبل از دفن میدانند.
اما در این میان فرضیهی رصدخانه یا تقویم خورشیدی بودن این بنا بیشتر با واقعیات موجود همخوانی دارد. بدون تردید در
مراسم با شکوهی که اینجا انجام میشده این بنا نیز نقش عمدهای ایفا میکرده.
از آنجا که نمونهی کاملا مشابهی از این ساختمان در «پاسارگاد» نیز وجود دارد میتوان نتیجه گیری کرد که ، کاربرد آن از خیلی پیشترها ، یعنی از زمان «کورش بزرگ» مشخص شده بود و «داریوش بزرگ» لازم دانسته مشابه آن را اینجا نیز بنا کند.
روی پایههای این بنای با شکوه سنگ نبشتههایی نیز کنده شده است که یکی از آنها از دیدگاه تاریخی مهمتر است و مربوط به «شاپور اول»(272 تا 240 پس از میلاد) است. در این سنگ نبشته «شاپور» به سه زبان «اشکانی» ، «پهلوی» و «یونانی» مرزهای کشور ساسانی را بر شمرده و پیروزی خود را بر سه امپراتور (امپراطور) روم فیلیپ (Philip) ، گوردین (Gordian) و والرین (Valerian) در سالهای 243 تا 260 پس از میلاد اعلام میدارد.
سنگ نبشتهی دیگری در زیر سنگ نبشتهی شاپور اول و به زبان پهلوی اشكانی و 19 سطر ، به دستور«كـَرتـیـر» موبد موبدان نقش شده است. «كرتیر» ضمن معرفی خود و القابش به شرح خدماتی كه در راه دین زرتشت انجام داده ، پرداخته و از رسیدنش به جایگاه موبد بزرگ و دادور تمام كشور و سرپرستی معبد آناهیتا سخن رانده است.
چنین اعلامیههایی مانند دیگر نقش برجستههای زیر آرامگاهها نشان دهندهی احترام شاهان این سلسله به پیشینیان خود میباشد و چنین به نظر میآید که کسب افتخارات تاریخی خود را مرهون حمایت معنوی آنان میدانند
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند آبهای شومی و تاریکی و بیداد آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود من نخواهم برد ، این از یاد که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
3. آثار ساسانیان ساسانیان میکوشیدند تا به دوران شکوهمند پیشینیان خود ، «هخامنشیان» بازگردند. اما یک دورهی چهارصد ساله درگیریهای داخلی و خارجی بین آنها و هخامنشیان فاصله انداخته بود. با وجود این ساسانیان توانستند فرهنگ و هنر درباری اصیل و بدیع ایرانیای به وجود آورند که در مقایسه با هخامنشیان انعطاف پذیرتر به نظر میآید. برخی از نقشهای ساسانی در نقش رستم دوباره کاری نقشهایی است که بر دیوارهی کوههای پیرامون « بیشابور » و « فیروزآباد » دیده میشود.
پیش از شرح تک تک نقشهای ساسانی در نقش رستم ، به بیان مشترکات این نقشها میپردازیم :
نقشهای فردی که نشان دهندهی خداست یا پادشاهان همیشه بزرگتر و مقدم بر سایر افراد نشان داده میشود و اغلب شاهزادهها کمی کوچکتر در جلو شاه نمایان هستند.
علامت مشخصهی خدایی یا شاهی نوار بلندی است با خطهای افقی که « دیادم »(diadem) خوانده شده است و باید ریشهی آن واژهی « دیهیم » باشد که به کلاه آویخته شده یا بر شانهی فرد افتاده است و گاهی نیز به « حلقهی شاهی » آویزان است.
برخلاف ریش شاهان هخامنشی که انتهای آن به گونهی افقی بریده شده بود ، پایین ریش « شاهان ساسانی » و « فرد خدایی » تیز است و گاهی نیز در انتهای آن حلقهای وجود دارد که ریش از داخل حلقه میگذرد.
شاهان ساسانی هر کدام تاج یا کلاه ویژهی خود را دارند که قسمت بالایی آن شکل « کروی » دارد که « کوریمبوس » نام دارد و شاید مظهر جهانداری شاهان ساسانی بوده است.
بزرگان ساسانی نیز کلاه بلند گردی بر سر مینهادند که بیشتر با علامت مشخصی مانند سر سگ ، سر شیر ، یا اسبی که حلقهای در بینی دارد آراسته میشدند.
درود دادن یا ادای احترام ساسانیان با بلند کردن دست مشت کرده و اشاره با انگشت نشانه انجام میشود.
نشانهی صدارت یا شاهی ، حلقهی بزرگ و پهنی است به نام « سیداریس » که یک یا دو نوار بلند (دیادم) به آن آویخته است. این حلقه از طرف فرد خدایی ، هنگام تاجگذاری به شاه داده میشود و در واقع نشان پیمان شاه با خداست.
لباسهای ساسانی بسیار آراسته است و دارای پارچههای تابدار و تشکیل شده از یک پیراهن کوتاه با کمربند و شلوار گشاد پلیسهدار که شاه و فرد خدایی گردنبندی نیز بر گردن دارند که از چند دایره تشکیل شده است. شمشیر راست و بلند ساسانی نیز در جلو و تسمههایی به آن آویزان است.
در نقشهای ساسانی اسب جایگاه ویژهای دارد اما شکل و اندازهی اسب به شکل غیر طبیعی بزرگ است. زین و افسار اسب بسیار آراسته است و زیورهای گوناگون به آن بسته شده است. ولی افسارها بدون رکاب هستند و پای سوار آویزان است
الف ) نقش برجستههای ساسانی 1. صفحهی بزرگ خالی روبه روی پلکان ورودی به محوطهی نقش رستم ، بخشی وجود دارد كه در دورهی ساسانی حجاری شده ، اما به جز سه سوراخ چهارگوش ، نقوشی بر روی آن حك نشده است.
درازی این محل 10 متر و بلندی آن 5 متر است و حدود 2 متر بالاتر از سطح فعلی زمین کندهکاری شده است. به نظر میرسد كه این اثر متعلق به اواخر دورهی ساسانی باشد و قصد داشتند حوادث مهم دورهی ساسانی را بر آن نقش كنند. عمق این فضا نسبت به سایر آثار ساسانی بیشتر است و تردیدی وجود ندارد كه این به خاطر حفاظت بیشتر از این طرح بوده است.
در قسمتی از این فضا كتیبهای 20 سطری حك شده كه مالك زمینهای كشاورزی اطراف نقش رستم ، نحوه تقسیم آب را در آن مشخص كرده است! این كتیبه به زبان فارسی و بسیار جدید و فاقد ارزش تاریخی است. 2. تاجگذاری نرسه به دست آناهیتا « نرسه » یا « نرسی »(302 – 293 میلادی ) پسر کوچکتر « شاپور » پس از دورههای کوتاه پادشاهی « هرمزد اول » و « بهرام اول » و « بهرام دوم » و « بهرام سوم » به شاهی رسید.
در این نقش نرسی حلقهی قدرت را از دست آناهیتا (ایزد بانوی آبها) دریافت میكند. نرسه در این نقش تاجِ گوی مانندی دارد كه بالاتر از تاج آناهیتا است. نرسه بالا پوشی روی شلوار چیندار خود پوشیده و زینت آلات ، تاج ، لباس و... وی در حجاری ، دارای ارزش هنری بسیار بالایی است. آناهیتا نیز لباسی با شکوه بر تن دارد و گردن بندی از مروارید بر گردن دارد در حالت ایستاده و موهای بلندش از میان تاجی شبیه به تاج اهورامزدا بر شانههایش ریخته است. بین نرسی و آناهیتا كودكی ایستاده كه احتمال دارد ولیعهد ، یعنی « هرمزد دوم یا سوم » باشد. نقش صورت این كودك آسیب دیده است. مراسمی که در اینجا برگزار میشود شبیه مراسم تاجگذاری « اردشیر » است. 3. دو نقش نبرد اسب سواران پایین آرامگاه « داریوش بزرگ » دو نقش ساسانی یکی بالای دیگری کنده شده است که هر دو نبرد اسب سواران را نشان میدهند.
در این نقشها بهرام دوم (298 – 276 میلادی) در حال نبرد است و سوار بر اسب ، چهار نعل با نیزه به سوی دشمن حمله میكند و نیزهی دشمن شكسته است. پارچهی زین (برگستوان) اسب با لگام در اطراف گردن اسب جمع شده و یك تیردان بلند نیز نزدیك پای راست شاه بسته شده است. اسب بهرام فرد سالمندی را با کلاه رومی را كه در صحنهی جنگ به خاك افتاده ، با پا لگدكوب كرده است.
این نقشها در واقع دو صحنه از یک نبرد را مجسم میكنند كه با خطی برجسته از هم تمیز داده میشود. پشت سر بهرام یك سرباز ایرانی درفشی را به اهتراز در آورده است. یك قطعه چوب به صورت افقی در بالای درفش قرار دارد و به وسیله سه گوی ، یكی در وسط و دو گوی دیگر در انتهای چوب مشاهده میشود. دو قطعه پارچهی ابریشمی از قسمت فوقانی پرچم آویزان است. این نشان ، فرمان حمله بوده است. 4. پیروزی شاپور بر امپراطور روم این نقش ، « شاپور اول »(240 - 272 میلادی) را نشان میدهد كه به پیروی از پدر برجستهاش « اردشیر اول » ، امپراطور سالخوردهی روم ، « والرین »(Valerian) را در سال 260 میلادی در شهر « ادسا »(Edessa) شكست داد. آنگاه نمک بر زخم امپراطوری روم پاشید و به سیریادس (Cyriades) نامی از شهر آنتیوخ (****och) ، لقب قیصری داد و قبای ارغوانی فرمانروایی برتن او کرد. این پیروزی شگفت انگیز یک شاه جوان ایران زمین ، دنیای قرن سوم پس از میلاد را متحیر ساخت.
از لحاظ هنری این نقش زیباترین نقش دورهی ساسانی « نقش رستم » است. در این نقش « شاپور » سوار بر اسب ، در حالی که دست چپ روی شمشیر دارد ، با دست راستش آستین فردی را که در مقابل او ایستاده گرفته و بالا برده است. این فرد که لباس رومی بر تن دارد باید همان « سیریادس » باشد که اینک از حمایت شاهنشاه ایران قرار گرفته است.
« والرین »(253 - 260 میلادی) نیز جلوی اسب شاه ایران زانو بر زمین زده با دستهای دراز کرده در حال تسلیم است.
به روایتی دیگر که درست نمینماید ، فرد ملتمس والرین نبوده بلکه امپراطور دیگری از رومیان است به نام « فیلیپ » مشهور به « عرب »(244 - 249 میلادی) که البته این امپراطور با « شاپور » جنگ نکرد ، اما قراردادی با شاه ایران بست که کمتر از شکست نبود.
پشت سر شاه ، بالا تنهی یکی از بزرگان ساسانی (احتمالا کرتیر) در حال درود و احترام نشان داده شده است. پایین این نقش ، سنگ نبشتهای به خط پهلوی وجود دارد که در آن موبد موبدان « کرتیر » از پیشرفتهای خود در زمان درخشان « شاپور » و « بهرام سوم » شرح داده است و ادامهی سنگنبشتهی زیر كعبه زرتشت است. 5. دو نقش نبرد اسب سواران این دو نقش در پایین آرامگاه « اردشیر اول » هخامنشی میباشد و شبیه نقش قبلی نبر اسب سواران هستند.
نقش بالایی ، « آذر نرسه » یا « شاپور ذوالاكتاف » ، را نشان میدهد که البته نقشها تقریبا محو شدهاند. نقش زیرین نیز ، « هرمزد دوم » یا « بهرام چهارم » است و صحنهی پیروزی این پادشاه را بر دشمن نشان میدهد. در این نقش برجسته ، هرمزد با اسب ، چهار نعل بر دشمن خود تاخته و اسب او را سرنگون كرده است ، دشمن دارای ریشی بریده است و كلاه خود بر سر دارد. 6. نبرد اسب سواران زیر آرامگاه « داریوش دوم » هخامنشی و روبهروی كعبهی زرتشت ، نقشی احتمالا از « شاپور دوم »(379 - 309 میلادی) یا « هرمزد دوم » وجود دارد. در این نقش ، سواری كه دارای تاج است ، نیزهی خود را بر گردن دشمن فرو كرده و هر دو ، زره به تن دارند. اسب شاه یک ردیف مدال به زیر شکم دارد و زنگولهها به هوا رفتهاند که نشان حرکت سریع اسب است ، پشت شاه پرچمداری دیده میشود که پرچمی به شکل یک تیر با سه بر آمدگی حمل میکند. 7. بهرام و درباریانش این نقش به دو دورهی متفاوت تعلق دارد ، یكی دورهی ایلامی و دیگر نقش « بهرام دوم »(294 - 274 میلادی) كه روی نقش ایلامی حك شده است.
در این نقش پادشاه در حالی كه شمشیری را به نشانه قدرت با دو دست گرفته ، در میان اعضای خانواده سلطنتی ایستاده است. تاج پادشاه با بال عقاب به نشانه رب النوع ( خدای ) پیروزی تزیین شده است. در سمت چپ بهرام دوم ، چهرهی سه شخصیت در حالی كه به بهرام مینگرند ، نقش شده است. نخستین فرد از سمت راست یك شاهزاده است و دو نقش دیگر كلاههایی با سر گاو و پلنگ دارند كه احتمال دارد ملكه و شاهزادگان باشند. برخی اظهار نظر كردهاند كه این نقش ، نقش « آناهیتا » است. سمت راست پادشاه پنج نفر حضور دارند که دو نفر اول جوان هستند و ریش ندارند و بعدی یک بچه و پس از آن یک بزرگسال دیده میشود كه انگشت دست خود را در برابر پادشاه به حالت احترام نگاه داشتهاند. نخستین نفر باید جانشین شاه « بهرام سوم » باشد ، پس از او شاهزادهی دیگر و سپس ملکه استاده است. شاه دو دست خود را روی شمشیری بلند در جلوی خود گذاشته است. 8. تاجگذاری « اردشیر اول » اردشیر اول سلسلهی اشکانیان را بر انداخت. در این نقش ، تاجگذاری اردشیر پاپكان (240 - 224 میلادی) تصویر شده است. در این جا اردشیر و اهورامزدا بر دو اسب كوچك سوارند و اردشیر در حال گرفتن حلقهی قدرت یا اورنگ پادشاهی از اهورامزدا است. اهورامزا چوبی در دست دارد که شاید ترکهی به هم پیچیده باشد که احتمالا نشان خدایی بوده و « بارسوم » نامیده شده است. پشت سر شاه پیشخدمتی ایستاده و مگس پرانی را روی سر شاه نگه داشته است. دو فرد دیگر زیر اسبان نقش شدهاند و سم اسبها بر گردنشان نشان شکست کامل آنان است که بی تردید اردوان پنجم (ارتابانوس) پادشاه اشكانی است. اهورامزدا نیز اهریمن را كه دو مار از پیشانی او بیرون آمده ، لگدكوب میكند. در این نقش ، اردشیر با اهورامزدا، برابر است. روی سینههای اسب اردشیر بابكان و اهورامزدا ، دو كتیبه ، هر یك به سه زبان یونانی ، پهلوی اشكانی و ساسانی حك شده است. ترجمهی متن روی شانهی اسب اهورامزدا از زبان یونانی به انگلیسی ، بنابر تفسیر جی.ان. کروزن (G.N. Curzon) چنین است:
« این شمای خدا زئوس (Zeus) است. »
و نوشتهی روی شانهی اسب شاه :
« این شمای پرستش کنندهی اهورامزدا ، اردشیر شاه است. شاه شاهان ، آریایی ، از نژاد خدایان ، پسر پاپک شاه. »
ب ) استودانها یا آتشدان دو اثر سنگی به صورت چهار گوش مخروطی شکل كوچك که در بالای هر دو فرورفتگی وجود دارد. که برخی به عنوان آتشدان شناختهاند. اما امروزه نظر بر این است كه این دو جایگاه « استودان » یا محل نگهداری استخوانهای پاك شدهی دو تن از بزرگان ساسانی بود.
علاوه بر این در دامنهی پایین كوهستان حفرههای مكعب شكلی در سینهی كوه تعبیه شده است كه اصلا برای نهادن استخوان مردگان شكل گرفته بود. برخی از این استودانها دارای كتیبه هستند و همگی به قرن هفتم و هشتم میلادی تعلق دارند.
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند آبهای شومی و تاریکی و بیداد آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود من نخواهم برد ، این از یاد که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
محوطهی تاریخی طاق بستان، در دامنهی کوهی به همین نام و در کنار چشمهای در شمال شرقی حاشیهی شهر کرمانشاه کنونی قرار دارد. در این محوطه، آثاری از دورهی ساسانی شامل سنگ نگارهی اردشیر دوم و دو ایوان سنگی به نامهای ایوان کوچک و بزرگ وجود دارد. ایوان کوچک در سمت چپ سنگ نگارهی اردشیر دوم و ایوان بزرگ در سمت چپ ایوان کوچک دیده میشود.
سیاحان، مورخین وجغرافی نویسان دورهی اسلامی ضمن توصیف سنگ نگارههای طاق بستان، از این محوطه با نامهای متفاوتی یاد کردهاند.
«ابن فقیه» و «ابن رسته» این مکان را «شبدیز» و «یاقوت حموی» آن را «قصر شیرین» نامیده است. همچنین «حمدالله مستوفی» آن را «طاق بسطام» و عدهای دیگر آن را «طاق بهستون»، «طاق بیستون» و «تخت بستان» نامیدهاند. اهالی محل نیز این محوطه را با نام «طاق وسان» و «طاق بسان» میشناسند؛ زیرا «سان» در لفظ محلی به معنی سنگ است و «طاق وسان» یعنی طاقی که در سنگ کنده شده است. امروزه نیز در اکثر محافل ایران شناسی، از این مکان با نام «طاق بستان» یاد میشود.
سنگ نگارههای این محوطه عبارتند از : 1:سنگ نگارهی اردشیر دوم 2:ایوان کوچک 3:ایوان بزرگ 4:سنگ نگارهی دورهی قاجار
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند آبهای شومی و تاریکی و بیداد آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود من نخواهم برد ، این از یاد که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
در سمت راست ایوان کوچک، سنگ نگارهای وجود دارد که صحنهی تاج ستانی اردشیر دوم (383 - 379 م) نهمین شاه ساسانی را نشان میدهد. در این مجلس، شاه ساسانی به حالت ایستاده با صورتی سه رخ و بدنی تمام رخ در مرکز نقش شده، دست چپ را بر روی قبضهی شمشیر گذاشته و با دست راست در حال گرفتن حلقهی روبان داری از نماد اهورامزدا است. شاه ساسانی چشمانی درشت و ابروانی برجسته دارد. ریش او مجعد و موهای سرش به صورت انبوه بر روی شانههایش ریخته است. او گوشواره، گردن بند و دست بند به بر دارد. گوشوارهی او به شکل حلقهی مدوری است و گوی کوچکی به آن آویزان است. گردن بند او یک ردیف مروارید درشت دارد. شاه تاجی بر سر دارد، قسمت پایین آن به صورت نوار ساده و قسمت بالای آن به شکل کوریمبوس است و بخش انبوهی از موهای سر او در این قسمت قرار دارد و با دو رشته روبان بسته شده است. همچنین روبانی از پشت تاج او آویزان است. لباس او پیراهن چین داری تا روی زانو است و قسمت پایین آن مدور میباشد. شلوار بلند و چیندار او به وسیلهی نوار روبان به کف پا بسته شده است. کمربند او باریک و با مروارید تزیین شده و در قسمت جلو پاپیونی به آن آویزان است. در قسمت پایین کمربند، حمایلی جواهرنشان بسته و شمشیری به آن آویخته است. در سمت راست شاه، پیکر اهورامزدا به حالت ایستاده با صورتی سه رخ و بدنی تمام رخ نقش شده، دست چپ را به کمر زده و با دست راست حلقهی روبان داری را به شاه تقدیم میکند. او صورتی کشیده و ریش بلندی دارد. موهای سرش مجعد و به صورت انبوه بر روی شانههایش ریخته است. اهورامزدا گوشوارهای بر گوش و گردنبندی بر گردن دارد. تاج اهورامزدا از نوع تاجهای کنگره دار است. پایهی تاج با یک ردیف مروارید تزیین شده و در بالای تاج نیز بخشی از موهای سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است. پیراهن چینداری تا روی زانو، شلواری چیندار - شبیه به شلوار شاه - بر تن دارد. کمربند او نیز شبیه به کمربند اردشیر دوم است. در سمت چپ نقش اردشیر دوم، پیرک ایزد مهر که بر روی گل نیلوفر بزرگی ایستاده، با صورت و بدنی سه رخ نقش شده است. شوربختانه جزییات صورت او آسیب دیده و تنها مشخص است که ریشی کوتاه و مجعد دارد. جزییات تاج او نیز از بین رفته و تنها روبانهایی که از پشت تاج آویزان است، دیده میشود. در بالای سر وی، هالهای از نور دیده میشود. در دستهای او دستهای از شاخهای نباتی مخصوص مراسم مذهبی «برسم»، قرار دارد. لباس ایزد مهر شبیه لباس اهورا مزدا است. در زیر پای اهورامزدا و اردشیر دوم، پیکر دشمن شکست خوردهای نقش شده که بخش زیادی از آن از بین رفته است. جزییات صورت او نیز آسیب دیده، ریش او ساده و با خطوط مواج عمودی نشان داده شده است. موهای سر او نیز ساده است. تاج او به شکل سربندی است که با سه ردیف مروارید و پلاک مدوری در مرکز، تزیین شده است. این شخص گردنبندی شامل یک ردیف مهرههای مدور بر گردن دارد. لباس او پیراهن بلندی تا قوزک پا است. این شخص چکمههای ساق کوتاه پوشیده و شمشیری به کمر بسته است. برخی از محققین این پیکره را متعلق به یکی از شاهان شکست خورده «کوشان» میدانند. ولی امروزه بسیاری از محققین این نقش را به «جولیانوس» امپراتور روم نسبت میدهند که در سال 362 میلادی به دست اردشیر دوم کشته شد.
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند آبهای شومی و تاریکی و بیداد آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود من نخواهم برد ، این از یاد که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
این ایوان فضای مستطیل شکلی به عرض 5 متر و 96 سانتیمتر، عمق 3 متر و 80 سانتیمتر و ارتفاع 5 متر و 30 سانتیمتر است. در دو طرف ورودی آن، دو جرز چهارگوش به پهنای نه سانتیمتر بلندی 2 متر و 37 سانتیمتر دیده میشود. در بالای این جرزها، طاقی با قوس نیم دایرهای قرار دارد که 10 سانتیمتر از سطح داخلی جرزها عقبتر است. دیوار انتهای این ایوان به دو بخش تقسیم شده است : در بخش فوقانی، طاقچهای به عمق 30 سانتیمتر و بلندی 2 متر و 93 سانتیمتر ایجاد شده است. در داخل این طاقچه، پیکرههای شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم همراه با سنگ نبشتههایی به خط پهلوی و به زبان فارسی میانه حجاری شده است. در این مجلس هر دو شخصیت به حالت ایستاده با صورتی نیم رخ و بدنی تمام رخ نقش شدهاند. هر دو، دست راست را بر قبضهی شمشیر و دست چپ را بر قسمت فوقانی غلاف قرار دادهاند. شاپور دوم، دارای چشمانی درشت، ابروانی کمانی و ریش بلندی است که انتهای آن در حلقهای فرو رفته است. موهای سر او مجعد و به صورت انبوه بر روی شانهها ریخته است. تاج او از نوع تاجهای کنگرهدار است و پایهی آن با مروارید تزیین شده و در بالای آن نیز گوی بزرگی قرار دارد. از پشت آن نیز روبان بلندی آویزان است. شاپور دوم گوشوارهای بر گوش و گردنبندی با یک ردیف دانههای مروارید درشت در گردن دارد. لباس او پیراهن چینداری است که تا روی زانویش ادامه دارد و در قسمت پایین مدور است. کمربندی به کمر بسته و در قسمت جلو نیز پاپیونی به آن آویخته است. همچنین شلوار بلند و چینداری به تن دارد.
پیکرهی شاپور سوم نیز شبیه پیکرهی پدر اوست. تنها تفاوت این پیکرهها در شکل تاج آنها است. شوربختانه جزییات تاج شاپور سوم از بین رفته است. بر اساس سنگ نوشتههای این مجموعه، میتوان هویت واقعی آنها را شناسایی کرد. سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم دارای نه سطر و برگران آن به فارسی چنین است : این پیکری است از بغ مزداپرست. خدایگان شاپور،
شاهنشاه ایران و انیران که چهر از یزدان دارد.
فرزند بغ مزادپرست، خدایگان هرمز،
شاهنشاه ایران و انیران که چهر از ایزدان دارد،
نوهی خدایگان نره شاه شاهان سنگ نوشتهی مربوط به شاهپور سوم دارای سیزده سطر و برگردان آن چنین است : این پیکری است از بغ مزداپرست، خدایگان شاپور،
شاهنشاه ایران و انیران که چهر از یزدان دارد،
فرزند بغ مزادپرست خدایگان شاپور،
شاهنشاه ایران و انیران که چهر از ایزدان دارد،
نوه خدایگان هرمز شاهنشاه
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند آبهای شومی و تاریکی و بیداد آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود من نخواهم برد ، این از یاد که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
نیاکان ما تاجداران دهر که از دادشان آفرین بود بهر
نجستند جز داد و بیستگی بزرگی و کردی و شیستگی
( فردوسی بزرگ )
محوطه باستانی و مقدس پاسارگاد
پاسارگاد 78 کیلومتر مانده به شهر شیراز قرار دارد . متاسفانه محوطه این مجوعه ارزشمند جهانی هنوز در شان شخصیت کوروش بزرگ که نخستین منشور حقوق بشر را برای آزادی انسانها در سرتاسر گیتی صادر نموده است نمی باشد . پاسارگاد در سال 1383 خورشیدی برابر با سال 2004 ترسایی بر اساس مصوبه سازمان جهانی یونسکو در لیست آثار ارزشمند جهانی قرار گرفت . یونسکو بر اساس چهار بند این مجموعه کم نطیر را به لیست آن سازمان اضافه نمود پاسارگاد نخستین نشانه بارز معماری سلطنتی و پادشاهی هخامنشیان است . پایتخت شاهنشاهی پاسارگاد را , کورش بزرگ با مشارکت مردمان گوناگون امپراطوری خود که با تلاش فراوران کسب کرده بود ساخت . این حرکت را یونسکو به صورت یک حرکت بنیادی در تحول هنر و معماری کلاسیک ایران می شناسد . محوطه باستانی پاسارگاد دارای کاخهای عظیم , باغهای سلطنتی و آرامگاه کورش بزرگ بنیان گذار سلسله شاهنشاهی هخامنشیان و یادبودی استثنایی از تمدن ایران می باشد . مجموعه چهارباغی پادشاهی ایران که در پاسارگاد بنیاد گذاشته شد به صورت نماد سمبلیک و مادر تمام این گونه معماری های در آسیای غربی در آمدهنام گرفته است . پاسارگاد نه تنها متعلق به کورش بزرگ است بلکه قدمت آن به دوران مادها باز میگردد و دارای عمری بالغ بر 3000 سال میباشد که یونسکو آنرا اثری شگفت انگیز جهانی نامیده است .
آرامگاه ابدی کورش بزرگ
این بنا در بدو يورش اعراب به ایران به دلیل عظمت شگفت انگیز آن که هنوز بعد از گذشت 2500 سال پابرجاست تغییر نام گرفت و به مقبره مادر سلیمان مشهور گشت تا از دست ویرانگر اعراب نجات یابد . ولی در سال 1820 ترسایی با کمک باستانشناسان خارجی مقبره کورش بزرگ شناخته شد . این بنا به صورت اتاقی با سقف شیب دار ساخته شده است که به روی سکوی سنگی طبقه دار ( شش طبقه ) قرار گرفته است و کالبد کورش بزرگ در طبقه هفتم ( که عدد هفت همیشه نشان از تقدس داشته است ) قرار گرفته است . مساحت قاعده آن 164.2 متر مربع است . اتاق آرامگاه داری ابعاد 6.4 در 5.25 متر است .کالبد کورش نامدار به روی بالاترین طبقه آن قرار گرفته است که در گذشته داخل تختی زرین گذاشته شده بوده است . قطر دیوار اتاق 1.5 متر و درب وروی آرامگاه به طرف شمال غربی است . سنگهای به کار رفته شده در آن بسیار عظیم است که بعضی از آنان تا 7 متر درازا دارد و ارتفاع آن تا 11 متر می رسد . آرامگاه در گذشته در وسط باغهای سلطنتی محصور بوده است . کالبد کورش بزرگ در درون تخت زرین همراه با اشیای مهم سلطنتی وی قرار گرفت که پس از حمله اسکندر مقدونی به ایران درب آرامگاه شکسته شد و تمام اشیای آن به غارت رفت . به گفته تاریخ شناسان ابن مکان سالهای متمادی مکانی مقدس برای ایرانیان بوده است به طوری که اکثر پادشاهان ایران در آنجا تاجگذاری می نمودند . هم اکنون نیز این مکان از مکانهای شگفت انیگز جهان است به طوری که یکی از باستان شناسان فرانسوی پس از بازدید از این مکان گفت خدا را سپاس میگویم که بالاترین افتخار را نصیبم نمود تا آرمگاه ابر مردی که در دوران جهالت و کشتار بشریت حقوق بشر و دموکراسی را پایه گذاشت ببینم .
طاق گرا یادگار شاهنشاهان ساسانی
تاق گرا یادگار تمدن ساسانی می باشد که به گفته تاریخ نگاران مقبره یکی از شاهنشاهان آن روزگار در اطراف قصر شیرین کرمانشاه قرار دارد . عده ای دیگر بر این باور هستند که این مکان یک چاپارخانه مرزی بوده است . این بنا یکی از شگفتی های معماری تاریخی کهن ایران است که شوربختان مانند دیگر آثار باستانی رو به نابودی قرار دارد . باتوجه به ثبت رسیدن این اثر تاریخی ایران در لیست آثار ملی - متاسفانه امروز بدون محافظ و نگهبان رها گشته است و داخل آن محل آتش روشن کردن مردمان محلی شده است . این محل به صورت یک قلعه کوچک با کنگره هی طراحی شده در حدود 1500 سال پیش بنا گشته است .
قلعه بابک خرمدين
قلعه بابک در شهر کليبر واقع در صدوپنجاه و پنج کيلومتري شمال شرقي تبريز بر فراز قله اي کوهستاني به ارتفاع 2300 تا 2700 متر بالاتر از سطح دريا واقع شده است که با نامهاي جمهور و بذ مشهور است . از آثار معماری شگفت انگیز این دژ مستحکم نطامی که در مکانی بسیار بلند قرار گرفته ( به طوری که فتح قله چنیدن ساعت به طول می انجامد ) میتوان اظهار داشت که این بنا در دوره پادشاهی اشکانیان بنا نهاده شد و خصوصا در زمان ساسانیان از آن بهره بیشتری بردند . ولی در قرن های دوم و سوم توسط ایرانیان اصیل آن زمان بازسازی و مرمت شد و دژ بابک نام گرفت . شهرت اصلی آن برای مبارزات 22 ساله خرمدینیان با خلفای کشتارگرعباسی و پایه گذاری نهضت سرخپوشان یا خرمدینیان می باشد . نهضتی که جاودانه ماند و درس بزرگی به تک تک ایرانیان داد تا زیر یوق هیچ فرهنگی نروند و تنها ایرانی بمانند و با فرهنگ ایرانی از دنیا بروند . خصوصا مبارزه و ایستادگی در برابرفرهنگ بربریت و غیر متمدن اعراب که ریشه به تیشه این مرز و بوم زده بودند را به ما آموخت . قلعه بابک در سال 1345 با شماره 623 در لیست آثار ملی , تاریخی و فرهنگی ایران ثبت شد و مرمت آن از سال 1376 توسط اداره کل میراث فرهنگی آذربایجان شرقی آغاز گشت . چند سالی است که برای احترام به این سردار بزرگ تاریخ ایران مراسم باشکوهی برگزار میشود . امسال نیز با حضور عده کثیری از هم وطنان با وجود محاصره نظامی سپاه پاسداران و بسیج ( جهت مبارزه با هرزه گان بیگانه پرست پان ترکیسم ) این مراسم اجرا شد . پان ترکیسم مزدورانی هستند که از طرف چند کانال ماهواره ی در آمریکا بر ضد ایران تحریک می شدند و دم از استقلال , داشتن پرچم مستقل , زبان رسمی ترکی و . . . میزدند . این گروهک های ضد ایرانی توسط رهبر معدومشان سید جعفر پیشه وری مزدور و عامل روس قدرت گرفتند ولی با هلاک شدن وی قسمت بسیاری از این گروهک ضد ایرانی متلاشی شدند . این افراد با انگشتان دست خود شکل یک گرگ را به یکدیگر نشان میدادند تا به اصلاح متحد شوند و پلاکاردهایی را با زبان ترکی استانبولی با خود حمل میکردند . در مکانی که سرداری همچون بابک تلاش بری یکپارچگی ایران نمود , تلاش بری نابودی فرهنگ عرب از ایران نمود , تلاش بری بازگرداندن هویت ایرانی نمود و جانش را برای این راه داد حال عده ی از فرصت استفاده نمودند و قدم در راه ضدیت با فرهنگ ایرانی و متلاشی شده اتحاد "کرد و فارس و خوزستانی و آذری . . . " کردند . بابک سرداری ملی و منطقه ای است و متعلق به همه ایران بزرگ است . جای دارد مسئولان کشور هرگونه افراد این گروهک ضد ایرانی را سرکوب کنند و آنان را برای همیشه از این سرزمین کهن ریشه کن نمایند .
نقش رجب ، یادگار ساسانیان
نقش تاج گیری اردشیر در نقش رجب : در 3 کیلومتری شمال تخت جمشید و در کنار جاده فعلی شیراز به اصفهان و درست روبروی جاده حاجی آباد ( نقش رستم) در درون یک فرورفتگی ادامه کوه مهر آثاری به چشم می خورد که متعلق به زمان ساسانیان است. درست در قسمت روبروی فرورفتگی ، نقش اردشیر حجاری شده است که در حال گرفتن حلقه تأیید سلطنت خود از اهورامزدا می باشد. دو نفر در پشت سر اردشیر ایستاده اند و دو نفر نیز در پشت سر اهورا مزدا و پشت به او دیده می شوند. هم چنین نقش دو کودک که روبروی هم ایستاده اند در بین اهورا مزدا و اردشیر حجاری شده اند که ظاهراً نفر سمت چپ باید شاپور باشد.
این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 379x560 می باشد.
نقش شاپور اول: در سمت چپ قسمت ورودی نقش رجب نقشی از شاپور اول حجاری شده است که وی را سوار بر اسب نشان می دهد در حالیکه تعدادی از بزرگان ساسانی در پشت سر او ایستاده اند. نشان خانوادگی بعضی از این بزرگان هنوز سالم مانده و بر روی کلاه آنها قابل تشخیص است. بر سینه اسب شاپور دو کتیبه ، اولی در 4 سطر به زبان پارسی میانه و دومی در 6 سطر به زبان یونانی مطلب زیر را به بینندگان عرضه می کند :
« این است پیکر پرستنده اورمزد، خدایگان ، شاپور شاهنشاه ایران و غیر ایران ؛ فرستاده خدا ، پسر پرستنده اورمزد ، خدایگان اردشیر شاهنشاه ایران ، فرستاده خدا پسر خدایگان شاه پاپک.»
این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 353x480 می باشد.
نقش کرتیر و کتیبه او در نقش رجب: درست در سمت چپ و کنار نقش تاج گیری اردشیر فردی را می بینیم که ضمن ادای احترام با انگشت سبابه دست راست خود ، بر سنگ نقش شده است. این فرد کرتیر یکی از پر قدرت ترین و پر نفوذترین روحانیون زرتشتی دوران ساسانی است که نقش بسیار مهمی در اقدامات و افعال مذهبی دوران خود دارد. حتی بعضی اعدام مانی را در زمان بهرام اول یا دوم به اونسبت داده اند. در کنار نقش کرتیر کتیبه ای به زبان پارسی میانه نوشته شده که در آن کرتیر از زندگی خویش که با زهد و تقوی آمیخته بوده و از زحماتی که برای کشور و دین خود کشیده است سخن می گوید.
تاج گیری شاپور اول: در بخش سمت راست قسمت ورودی نقش رجب نقشی از شاپور اول را که سوار بر اسب در حال گرفتن حلقه تأیید پادشاهی خویش از اورمزد است در حالی که اورمزد نیز سوار بر اسب است حجاری کرده اند . این نقش بسیار باشکوه و با نشان دادن تزئینات بسیار حجاری شده است.
برای دیدن این عکس به اندازه بزرگ، روی این قسمت کلیک کنید.
برج سنگی در محوطه پاسارگاد
این بنا مربوط به آغاز دوره پادشاهی هخامنشیان است و داری ساختمانی چهار گوش و برج مانند است که نزدیک به 14 متر ارتفاع دارد . قاعده بنی آن 7.25 در 7.23 متر است . پلکانی 29 پله ای در جبهه شمال غربی به اتاقکی در بالای سکوی هفت متری هدایت میکرده است . این بنا در شکل و اندازه و ویژگی های معماری همانند "کعبه زرتشت" میباشد . نمای آن از سنگ سفید مرمرنما با تزئیناتی از سنگ سیاه به صورت پنجره مشبک است . پس از ورود اسلام به دلیل عظمت بناهای شاهنشاهی ایران اعراب ساخت آنرا خارج از دست بشر می نامیدند و به همین دلیل آنرا به سلیمان نبی نسبت دادند و به زندان سلیمان مشهور گشت . ولی عده ای از باستانشناسان آنرا آرامگاه کمبوجیه فرزند کورش بزرگ (فاتح سرزیمن های مصر ) نامیده اند . عده ی آنرا آتشگاه و عده ی دیگر محل نگهداری اسناد مهم سلطنتی نامگذاری کرده اند . ارتفاع این برج 14 متر ميباشد و به صورتی باور نکردنی هنوز پابرجاست .
کاخ اختصاصی کورش بزرگ
مجموعه این کاخ 3192 متر مربع وسعت دارد و بخشهای مختلف آن عبارت است از یک تالار مرکزی با 30 عدد ستون تنومند . زیر این ستونهای مکعب های سفید رنگ همراه با سنگهی مرمر سیاه کار گذاشته شده است . ایوان جنوب شرقی یا ایوان تخت داری دو ردیف 20 تایی ستون بوده است . اطراف کاخ سکو هایی جهت نشستن تعیبه گشته است . در انتهای جنوب غربی این یوان تخته سنگی بلند قامت ( بیش از 10 متر ) که هنوز به وضوح دیده میشود کتیبه ی از کورش هخامنشی حک شده است باین مضمون : " من هستم کورش شاه هخامنشی " . ایوان شمال غربی داری دو ردیف دوازده تایی ستون است که بر درگاهش نقش پادشاه ایران حجاری شده است . این کاخ محل خصوصی کورش نامدار بوده است .
کاخهای خسروپرویز ساسانی در قصر شیرین
بناي تاريخي « چهارقاپو » در شهرستان قصرشيرين در دوران حكومت ساسانيان بهعنوان تفرجگاه و محلي براي تفريح شاه و درباريان به دستور « خسرو پرويز » پادشاه ساساني احداث شده است . اين بناي تاريخي شامل « كاخ شيرين » ، كاخ « خسرو » و « آتشكده » ميباشد . و همچنين محوطه اطراف آن در شهر قصرشيرين بهعنوان « مجموعه ساساني » خوانده ميشود . برخي از كارشناسان ميراث فرهنگي معتقدند : « خسروپرويز » پادشاه ساساني اين مجموعه را براي معشوقه خود « شيرين » در منطقه خوش آب و هوا و گرمسير قصرشيرين براي استفاده در فصل زمستان « ييلاق » بنا نهاده است از سوي ديگر بر اساس بعضي روايات محلي ، مجموعه ساساني توسط « خسرو پرويز » بهعنوان محلي خوش آب و هوا و امن بهدور از جنگ و مسايل سياسي حكومت ، براي استراحت و اقامت « شيرين » ساخته شده است .
سبك معماري اين بنا سنتي است و مجموعه ساساني و محوطه اطراف آن در حدود 78 هكتار وسعت دارد . اطاق و بناي اصلي كاخ خسرو در مجموعه ساساني 190 متر مربع و كاخ شيرين نيز 150 مترمربع وسعت دارد . در ابتداي كاخ شيرين بناي چهار طاقي قرار دارد كه به « آتشكده » معروف است و اين بنا در زميني بهوسعت حدود 25 مترمربع و با چهار دروازه در طرفين آن احداث شده است . در چهار گوشه اطاق آتشكده گوشوارههاي طاقي شكلي وجود داشته كه متاسفانه اين چهار اثر زيباي هنري براثر مرور زمان از بين رفته است . سقف اين بنا گنبدي شكل بوده و بهنظر ميرسد كه در اطراف اطاق راهروهايي نيز وجود داشته كه بهمرور زمان از بين رفتهاند . عرض دهانه اين آتشكده بيش از 16 مترمربع است و درب آن از سنگ تراشيده شده كه در ساخت بنا از مخلوط ماسه و آهك استفاده شده است . « خسروپرويز » فصل زمستان را همراه « شيرين » ( كه از او بهعنوان برادرزاده بانوي ارمن ياد ميشود ) در اين مجموعه در منطقه گرمسيري قصرشيرين بهاستراحت ، شكار و تفريح ميپرداخت . منطقه قصرشيرين در مسير بزرگترين محور ارتباطي آسيا « راه ابريشم » قرار داشته و بههمين لحاظ از رونق اقتصادي خاصي بهرهمند بوده است . امروزه میتوان از این مناطق تاریخی و کهن به عنوان ابزار توریستی ایران استفاده کرد تا هم بودجه سازی برای کشور شود و همه این منطقه رونق گذشته خویش را بازیابد . تبلیغات گسترده در رسانه های جهان برای جذب توریست خارجی و حتی داخلی کمک بسیار بزرگی به مردمان کهن این منطقه می باشد .
کاخ دروازه انسان بالدار, معروف به کاخ کورش بالداردر پاسارگاد
این کاخ که یکی از ارزشمند ترین اسناد تاریخی ایران محسوب میشود متاسفانه بدون رسیدگی رها گشته است . توریست های بسیاری برای دیدن از نقش برجسته کورش بزرگ که به صورت فرشتگان آسمانی حک شده است به آنجا میروند . این کاخ 726 متر مربع وسعت دارد . تالار اصلی کاخ داری هشت ستون به ارتفاع 16 متر است . زیر این ستون ها از سنگهای مرمر سیاه ساخته شده است که هم اکنون برای محافظت از آن از کاهگل پوشیده شده است . سنگ تنومندی که نقش کورش بالدار را در خود دارد, تصویر این پادشاه را با تاجی مصری , متشکل از مخروط با قرص خورشید و در میان دو شاخ دو مار کبری بر سر تاج خود نشان میدهد . این تصویر تمام حدسهای که ذوالقرنین را که در قران فرستاده خدا نامیده است و بعضی ها آنرا به اسکندر گجستک که ویرانگر بزرگ تاریخ بوده است و به او لقب داده بودند , باطل کرد . در بالای این نقش ارزشمند کتیبه ی با این مضمون : " من هستم کورش شاه هخامنشی " نقش بسته بود که متاسفانه در سالهای 1864 تا 1880 میلادی شکسته شد و از ایران خارج گشت . این نقش را دانشمند مشهور هندی به نام "مولانا ابوالکلام آزاد" همان ذوالقرنین قرآن نامید که در آن خداوند کورش را شاهی جهانگیر , دادگستر و صاحب حکمت نامیده است و فرستاده خداوند خطاب کرده است تا صلح را در میان بشریت گسترش دهد . بدون تردید اسکندر گجستک که دست به کشتارهای وسیع - نابودی کتابخانه ها - ویرانی شهرها و حتی هم جنس بازی زد را نمیتوان فرستاده خداوند نامید . تورات نیز بارها از بزرگی کورش و عظمت وی نامبرده است . این افتخار من و توی ایرانی است که زرتشت که تنها دین دموکرات بشریت شناخته شده است و کورش بزرگ که اولین بنیانگذار حقوق بشر است از ایران ظهور کردند و یا آئین میترا که روزگاری اروپا را در بر گرفته بوده و یا آئین مزدک و مانی که روزگاری به دنیا راه یافت .
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.