|
دیشب یه خوابی دیدم چه خواب خوبی دیدم
می خواین براتون بگم باشه میگم ولی طول می کشه یه کم
دیشب دیدم رفته بودم به بازی یهو سر در اوردم از اتاقی
اتاقش به نظر قدیمی اومد صدای عجیب غریب می اومد
یه کم که خوب گوشامو من کردم تیز دیدم یکی سماور و زد تو پریز
نگاه کردم چقدر شبیه امام بود رفتم سریع قایم شدم زود زود
دیدم امام چایی رو برداشت و برد نمی دونستم واسه ی کی می برد
رفتم ببینم کی پیش امام دیدم این که احمدی نژاد
گفتم خدایا جا بهتر نبود نمیشه برم خونمون تند و زود
دیدم محمود داره به امام میگه یه چیزهایی الان میگم خوب دیگه
داشت می گفت امام یه ارزو دارم می خوام 4 سال دیگه رییس جمهور باشم
امام گفت محمود تو چکار کردی فقط زندگی مردمو خراب کردی
هر جای ایرانو بگردی هست نفت واسه ی چی بنزین ایران سهمیست
بنزین ملت ما شده تحریم مخارج زدگی هم شده سنگین
ملت ما فقر درش زیاده جوون ما رو تو ببین بیکاره
امید که رفته به فضا کار ایران؟ ولی بدون اینا هیچ فایده نداره
ملت ما سر گرم این بازیان کی گفت کمک کنی به یه مشت تازیان
دستو دادی ماهواره ها رو جمع کنن خیال کردی مردم مثل ت خلن
همش پای تلویزیون بشینند اخبار دروغ ایرانو ببینند
امام یه بار دیگه به محمو گفت رییس جمهور شدی اکی و مفت
حس کردم یکی منو حل می ده مامانم گفت چرا رنگت پریده
گفتم هیچی یه خوابی دیدم توی خوابم یه حرفایی شنیدم
خودکار رو گرفتم توی انگشتم داستان اون خواب رو به شعر نوشتم
این شعر از خودم هست و فقط قصد مزاح داشتم نه قصد تبلیغاتی
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
همیشه به یاد داشته باش تا به فراموشی بسپاری انچه را که اندوهگینت می سازد اما... هرگز فراموش مکن تا به یاد داشته باشی انچه را که شادمانت می سازد
|