هنوز عطر تو مونده در هوای خانه من
هنوزم بی قراره این دل دیوونه من
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
از خاطرات چه شد که فراموش شد پیام......با درد و رنج و غصه هم آغوش شد پیام
مُرد آرزوی وصل تو ای یار در دلش......در ماتم امید سیه پوش شد پیام
چون شمع نیم سوخته در رهگذار باد......از خشمِ پُر خروش تو خاموش شد پیام
نی اهرمن به یاد وی و نه فرشته ای......از یاد روزگار فراموش شد پیام
بگشای لب، بگوی حدیثی ز شور عشق......سر تا به پا به گفته تو گوش شد پیام
ماهی که مهربان نشد از یاد رفتنی است
یادی نماند از گل رنگین که بو نبود
" استاد شهریار "
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس انس
جز مــن و یـــار نبودیم و خـــدا با ما بود
دلم به پاکی دامان غنچه می لرزد
که بلبلان همه مستند و باغبان تنها!!!
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس انس
جز مــن و یـــار نبودیم و خـــدا با ما بود
اگر به خانه من آمدي براي من اي مهربان يك چراغ بياور
و يك دريچه كه از آن به ازدحام كوچه تاريك بنگرم.....
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به من افتخار نمی کنید ؟ من به اندازه ی تمام سرباز هایی که میشناسید که مرده اند و شجاعت داشته اند و شاید هنوز هم زنده باشند با زندگی جنگیده ام
با لکه های باقی مانده از من روی شرافتت چه می کنی ؟ خودت را می دهی به تشت آب و صابون و دست های چاق که چنگت بزنند ؟
ما روسپی های بی صدایی هستیم که با تنهایی می خوابیم - زنگوله های دلخوشی های گاه و بیگاه ما شما را گول می زند- باور کنید
این که گاهی صدایم را می شنوید و گاهی خنده هایم را می بینید تمامش بسته به دختری ست که گوشه ی زندگی من نشسته است و درد می کشد
مي سوزم از اين دورويي و نيرنگ
يكرنگي كودكانه مي خواهم
اي مرگ از آن لبان خاموشت
يك بوسه ي جاودانه مي خواهم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به من افتخار نمی کنید ؟ من به اندازه ی تمام سرباز هایی که میشناسید که مرده اند و شجاعت داشته اند و شاید هنوز هم زنده باشند با زندگی جنگیده ام
با لکه های باقی مانده از من روی شرافتت چه می کنی ؟ خودت را می دهی به تشت آب و صابون و دست های چاق که چنگت بزنند ؟
ما روسپی های بی صدایی هستیم که با تنهایی می خوابیم - زنگوله های دلخوشی های گاه و بیگاه ما شما را گول می زند- باور کنید
این که گاهی صدایم را می شنوید و گاهی خنده هایم را می بینید تمامش بسته به دختری ست که گوشه ی زندگی من نشسته است و درد می کشد
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.