آدما از آدما زود سير ميشن...
آدما از عشق هم دلگير ميشن...
آدما رو عشقشون پا مي ذارن...
آدما آدمو تنها مي ذارن....
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به من افتخار نمی کنید ؟ من به اندازه ی تمام سرباز هایی که میشناسید که مرده اند و شجاعت داشته اند و شاید هنوز هم زنده باشند با زندگی جنگیده ام
با لکه های باقی مانده از من روی شرافتت چه می کنی ؟ خودت را می دهی به تشت آب و صابون و دست های چاق که چنگت بزنند ؟
ما روسپی های بی صدایی هستیم که با تنهایی می خوابیم - زنگوله های دلخوشی های گاه و بیگاه ما شما را گول می زند- باور کنید
این که گاهی صدایم را می شنوید و گاهی خنده هایم را می بینید تمامش بسته به دختری ست که گوشه ی زندگی من نشسته است و درد می کشد
شد خزان گلشن اشنايي
بازم آنتش به جان زد جدايي
عمر من اي گل طي شد بهر تو
از تو نديدم جز بد عهدي و بي وفايي
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به من افتخار نمی کنید ؟ من به اندازه ی تمام سرباز هایی که میشناسید که مرده اند و شجاعت داشته اند و شاید هنوز هم زنده باشند با زندگی جنگیده ام
با لکه های باقی مانده از من روی شرافتت چه می کنی ؟ خودت را می دهی به تشت آب و صابون و دست های چاق که چنگت بزنند ؟
ما روسپی های بی صدایی هستیم که با تنهایی می خوابیم - زنگوله های دلخوشی های گاه و بیگاه ما شما را گول می زند- باور کنید
این که گاهی صدایم را می شنوید و گاهی خنده هایم را می بینید تمامش بسته به دختری ست که گوشه ی زندگی من نشسته است و درد می کشد
يک عمر گريه کردم, اي آسمان روا نيست
دردانه ام ز چشم گريان من بيفتد
شهريار
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس انس
جز مــن و یـــار نبودیم و خـــدا با ما بود
farhad k ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
در بيابان گر به شوق كعبه خوهي زد قدم
سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به من افتخار نمی کنید ؟ من به اندازه ی تمام سرباز هایی که میشناسید که مرده اند و شجاعت داشته اند و شاید هنوز هم زنده باشند با زندگی جنگیده ام
با لکه های باقی مانده از من روی شرافتت چه می کنی ؟ خودت را می دهی به تشت آب و صابون و دست های چاق که چنگت بزنند ؟
ما روسپی های بی صدایی هستیم که با تنهایی می خوابیم - زنگوله های دلخوشی های گاه و بیگاه ما شما را گول می زند- باور کنید
این که گاهی صدایم را می شنوید و گاهی خنده هایم را می بینید تمامش بسته به دختری ست که گوشه ی زندگی من نشسته است و درد می کشد
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.