 |
|
24th April 2007
|
#941
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
در باغي رها شده بودم.
نوري بيرنگ و سبك بر من مي وزيد.
آيا من خود بدين باغ آمده بودم
و يا باغ اطراف مرا پر كرده بود؟
هواي باغ از من مي گذشت
و شاخ و برگش در وجودم مي لغزيد.
آيا اين باغ
سايه روحي نبود
كه لحظه اي بر مرداب زندگي خم شده بود؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
24th April 2007
|
#942
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2006
محل سکونت: شمال
نوشته ها: 3,363
تشکر از دیگران: 1,453
تشکر شده 3,554 بار در 2,230 پست
|
|
|
دستم نميرسد كه در آغوش گيرمت
اي ماه با كه دست در آغوش مي كني؟
در ساغر تو چيست كه با جرعه نخست
هشيار و مست را همه مدهوش ميكني
|
|
|
|
zary ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
24th April 2007
|
#943
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
یه روزی هر روزی باشه دیر و زود
می رسیم با هم به اون رود بزرک
تنای تشنه مو نو
می زنیم به پاکی زلال رود
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
|
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
24th April 2007
|
#944
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2006
محل سکونت: شمال
نوشته ها: 3,363
تشکر از دیگران: 1,453
تشکر شده 3,554 بار در 2,230 پست
|
|
|
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگیست
ور نه با یک استخوان صد سگ رفیقت میشوند
|
|
|
|
zary ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
24th April 2007
|
#945
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
در و دیوار شکسته
آدمای روستایی
با پاهای پینه بسته
پیش تو ، یه عکس تازه ست
واسه آلبوم قدیمی
یا شنیدن یه قصه ست
توی یه ده صمیمی
واسه من اما عذابه
مثل حس کردن وحشت
مثل درگیری خورشید
با طلسم دیو ظلمت
من دارم تو نقب شب جون می کنم
تو داری از پریا قصه می گی
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
24th April 2007
|
#946
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2006
محل سکونت: شمال
نوشته ها: 3,363
تشکر از دیگران: 1,453
تشکر شده 3,554 بار در 2,230 پست
|
|
|
ياد من نبودی اما، من به ياد تو شکستم
غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم
|
|
|
|
zary ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
24th April 2007
|
#947
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
تو به آشنا می مونی
بین این همه غریبه
حرفای تلخی که دارم
من نگفته ، تو می دونی
من پر از حرفای تازه
عاشق گفتن و گفتن
تو با درد من غریبه
اما تشنه ی شنفتن
صدای ترد شکستن
مثل گریه با صدامه
تلخی هق هق گریه
طعم سرد خنده هامه
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
24th April 2007
|
#948
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2006
محل سکونت: شمال
نوشته ها: 3,363
تشکر از دیگران: 1,453
تشکر شده 3,554 بار در 2,230 پست
|
|
|
هواي خانه چه دلگير ميشود گاهي
از اين زمانه دلم سير ميشود گاهي
|
|
|
24th April 2007
|
#949
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
یاران ناشناخته ام
چون اختران سوخته
چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
که گفتی
دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
|
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
24th April 2007
|
#950
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2006
محل سکونت: شمال
نوشته ها: 3,363
تشکر از دیگران: 1,453
تشکر شده 3,554 بار در 2,230 پست
|
|
|
دردم نهفته به از طبیبان مدعی
باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند
|
|
|
|
zary ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
|