|
چرا من انقدر تابلوام كه قبلي مي دونه بعديش قراره من باشم؟
ok من منتظرم....منم تا 12 مي رم....بعدي فرشاد
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به من افتخار نمی کنید ؟ من به اندازه ی تمام سرباز هایی که میشناسید که مرده اند و شجاعت داشته اند و شاید هنوز هم زنده باشند با زندگی جنگیده ام
با لکه های باقی مانده از من روی شرافتت چه می کنی ؟ خودت را می دهی به تشت آب و صابون و دست های چاق که چنگت بزنند ؟
ما روسپی های بی صدایی هستیم که با تنهایی می خوابیم - زنگوله های دلخوشی های گاه و بیگاه ما شما را گول می زند- باور کنید
این که گاهی صدایم را می شنوید و گاهی خنده هایم را می بینید تمامش بسته به دختری ست که گوشه ی زندگی من نشسته است و درد می کشد
|