|
اینم در جواب بهت عجیب خزان خانم از دیدن تاپیک خودش
لحظات گذشت. کم یا زیاد. تلخ یا شیرین. دلچسب یا غمگین...
تنها تجربه ای از خود به جای گذاشت که رنگی تلخ اما طعم و هذمی شیرین را با خود یدک خواهد کشید.
مهر ماهی دیگر از خزانی دیگر خواهد آمد که سنگ غرور این بار به جای شکستن دلی وجدان آرام را همچون رسمیت دادگاه میشکند و به گوش قلب آسمان می رساند.
هم اکنون در جواب گفته هایت بُهت نگاهت از دیدن این هدیه را مقدمه و با خدا عهد میبندم که پر توان دربهای دلم را بسته و تو را در خلوت به او بسپارم.داشتن تو عادلانه ترین تقسیم عاشقانه است.
چه بسا که خالق حق آرامش دهنده دلهاست.
پس تا دقایقی هست. شقایقی هست. دل کوچک خزانی هست. کوبش قلبم منتظر عدالتی هست.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هیچ چیز تکرار نمی شود
ویرایش توسط alireza63_t2t : 12th August 2006 در ساعت 11:44 PM.
|