|
با تو می توان
با تو می توان بهار شد
می توان هزار شعر عاشقانه را
سرود و ماندگار شد
با تو می توان در این دیار پر فریب
ره نورد جاده های روزگار شد
با تو، می توان دوباره دید
چهار فصل سال را
بر تن تمام روز های سال
رنگ دل کشید و یادگار شد
می توان در کنار تو به جنگ روزگار رفت
یا که با درخت سبز صلح
تا همیشه
همدیار شد
با تو، می توان ستاره چید
می توان به آسمان نگاه کرد و بی قرار شد
می توان جدا شد از زمین و از زمان
ابر شد
پرنده شد
رنگ روح یار شد
می توان دواند ریشه در زمین
می توان درخت شد
جوانه زد
بهار شد...
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دنیای مجازی اینقدر جا دارد که برای موندن، مهر ننگ هیچ حقارتی رو به پیشونی نزنیم و مثل یک انسان سربلند باشیم... خوش باشید.
ویرایش توسط آشوب : 25th November 2008 در ساعت 06:02 PM.
|