مخالفت استوديوها با ساخت فيلم
اوايل سال ميلادي جاري، زماني كه اليور استون پيشنهاد ساخت و توزيع فيلمي درباره جورج دبليو بوش را به استوديوهاي هاليوودي داد، همه استوديوهاي بزرگ هاليوود پس از آن كه فيلمنامه را خواندند از پذيرفتن آن سرباز زدند كه «استون» نيز ادعا كرده اين فيلم از آنجايي كه يك فيلم داغ سياسي است، همه آنها را ترسانده است.
اين استوديوها نگران بودند كه در فضايي كه فيلمهاي سياسي و جنگي در گيشه با استقبال روبهرو نشدهاند، اين فيلم سياسي 30 ميليون دلاري نيز نهتنها براي آنها سودآور نباشد بلكه سرمايه آنان را به آنها بازنگرداند، سرانجام يك استوديوي خارجي قسمتي از هزينههاي اين فيلم را متقبل شد.
فيلم جنجاليW از همان ابتدا يعني درست زماني كه كار فيلمبرداري فيلم در لوييزيانا آغاز شد، موضوع بحث بود. چراكه استون كاري ميكرد كه پيش از او هيچ كارگرداني جرات دست زدن به آن را نداشت؛ ساختن فيلمي درباره قدرتمندترين و تاثيرگذارترين خانواده آمريكا و بالاتر از آن، درباره رئيسجمهوري كه هنوز بر مسند تكيه زده است.
رئيس جمهورهايي كه فيلم شدند
ساخت فيلمW براي استون كار سختي نبود. او سال 1995 فيلم ديگري ساخته بود در مورد ريچارد نيكسون، رئيسجمهور جمهوريخواه آمريكا كه به دليل «رسوايي واترگيت» مجبور به استعفا شد. فيلم جي.اف.ك در مورد جان اف. كندي، در سال 1991 نيز ساخته همين كارگردان بود، اما استون اين بار هدف ديگري را با ساخت اين فيلم دنبال كرده است. اين فيلم به گفته خود او «سريعترين پروژه» دوران كارياش بوده است كه درست به موقع، 3 هفته پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري، روي پرده سينما آمده است. استون با اين فيلم دست به بازبيني گذشته ميزند و گوشههايي از 8 سال دوران رياست جمهوري بوش را براي بيننده به تصوير ميكشد و همزمان براي چند لحظه هم كه شده بيننده را وادار به تامل ميكند، تاملي براي آينده ايالات متحده آمريكا.
استون توضيح ميدهد: «مردم ميگويند كه من با فيلم «نيكسون» با تيشه به جنگ او رفتهام، در حالي كه نه فيلم «نيكسون» و نه فيلم «W»، هيچ كدام تيشه به ريشه كسي نميزنند. فيلم «نيكسون» من يك فيلم تاريك بود ولي «W» در مقايسه با اين فيلم به مراتب از لحن آرامتري برخوردار است. من در فيلم «W» تنها به اين ميپردازم كه چگونه شخصي تا قبل 40 سالگي فردي لاابالي و مفتخور است ولي از 40 سالگي به بعد به يكي از قدرتمندترين شخصيتهاي سياسي جهان تبديل ميشود كه البته از نظر من اين كه او (بوش) توانسته اينگونه مسير زندگي خود را تغيير دهد، كار قابل ستايشي است.»!