ماهان جان واقعا نمیشه با کلمات احساسمو بعد از خوندن این شعر بگم ولی بدون از ته دل غمگین شدم
از در آمدی و من از خود به در شدم گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه،تا که خبرمیدهد زدوست صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود،بدیدم و مشتاق تر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسیدو به عیوق بر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست چندی به پای رفتم چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای تو یک روزویک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودی به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو،سعدی،که ز رد کرد؟ اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در سر هوس بتان چون حورم باد
در دست هماره آب انگورم باد
گویند به من که ایزدت توبه دهد
گر او دهد من نکنم دورم باد
ویرایش توسط Zodiac-S : 20th November 2008 در ساعت 05:55 PM.
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
ميدانم فاصله ما زياد شده اما نميدانم تو دور شده اي يا من... تو سفر کردي يا من جا ماندم ... تو تکرار کردي يا من ....... ولي کاش !! ! ولي کاش آينه اي داشتي و ميديدي کسي در پشت منظر نگاهت هم آغوش خاک گشته و لحظه لحظهء خاطرات بودنت را در اين فاصله ها ميگذارد تا به تو نزديک تر شود ...... کاش ميدانستي که کسي آمار قدمهايت را دارد....
همین را میخواستی؟
بد کردی ........خیلی بد کردی
نامرد زدی؟.....خیلی بد زدی........خیلی درد داشت
نامرد زدی نه با چاقو نه با خنجر
با تبر زدی
زدی اما به برگ نزدی زدی اما به شاخه نزدی زدی اما به ساقه نزدی
زدی نامرد زدی اما به کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درست زدی به ریشه
ماهان داغونم کردی
ماهان درد داشتم.........بدترم کردی
بد زدی نامرد بد زدی
خدا ازت نگذره که اینطور دلم را شکوندی
خیلی بد زدی
اما هنوزم میگم دوستت دارم....نه یکی نه دوتا که خیلی
اما دیگه حرف نمیزنم.....برادرت دیگه لال شد
لالش کردی
من خودم خوردم داداش من كي باشم بزنمت ؟
من از اين دنيا خوردم . از اون بي معرفتايي كه .....
بگذريم منم دوست دارم
-کمتر آدم بزرگى این را به یاد مى آورد که اول بچه بوده. -کسى که راهش را بگیرد و برود زیاد دور نمى رود. -آدم بزرگها عدد و رقم دوست دارند.آدم بزرگها این جورند دیگر. -بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها خیلى گذشت داشته باشند. -ولى ما {بچه کوچکها }که معنى زندگى را مى فهمیم البته به شماره ها مى خندیم. - همه مردم از نعمت دوست برخوردار نبوده اند. - چه رازآمیز است عالم اشک. - فقط با چشم دل مى توان خوب دید.اصل چیزها از چشم سر پنهان است. -حق این است که کردار بسنجیم نه گفتار را. - حق این است که پشت نیرنگهاى کوچک آدم ها، پى به محبتشان ببریم. -دنیا براى شاهان بسیار ساده شده است و آنها همه مردم را رعیت خود مى دانند.
محل سکونت: کهکشان راه شیری ، منظومه شمسی ، زمین, سرزمين كوروش
نوشته ها: 4,851
تشکر از دیگران: 2,220
تشکر شده 7,797 بار در 3,850 پست
آنقدر بی خیال از بازنگشتنت گفتی،
که گمان کردم سر به سر ِ این دل ِساده می گذاری!
به خودم گفتم
این هم یکی از شوخی های شاد کننده ی توست!
ولی آغاز ِ آواز ِ بغض ِ گرفته ی من،
در کوچه های بی دارو درخت ِ خاطره بود!
هاشور ِ اشک بر نقاشی ِ چهره ام
و عذاب ِ شاعر شدن در آوار هر چه واژه ی بی چراغ!
دیروز از پی ِ گناهی سنگین، گذشته را مرور کردم!
از پی ِ تقلبی بزرگ، دفاترِ دبستان را ورق زدم!
باید می فهمیدم چرا مجازاتم کرده ای!
شاید قتل ِ مورچه هایی که در خیابان
به کف ِ کفش ِ من می چسبیدند،
این تبعید ناتمام را معنا کند!
يا شیشه ای که با توپ ِ سه رنگ ِ من،
در بعدازظهر تابستان ِ هشت سالگی شکست!
یا سنگی که با دست ِ من
کلاغ ِ حیاط ِ خانه ی مادربزرگ را فراری داد!
یا نفرین ِ ناگفته ی گدایی، که من
با سکه ی نصیب نشده ی او برای خودم بستنی خریم!
وگرنه من که به هلال ابروی تو،
در بالای آن چشمهای جادویی جسارتی نکرده ام!
امروز هم به جای خونبهای آن مورچه ها،
ده حبه قند در مسیر ِ مورچه های حیاطمان گذاشتم!
برای آن پنجره ی قدیمی شیشه ی رنگی خریدم!
یک سیر پنیر به کلاغ خانه ی مادربزرگ
و یک اسکناس ِ سبز به گدای در به در ِ خیابان دادم!
پس تو را به جان ِ جریمه ی این همه ترانه،
دیگر نگو بر نمی گردی!
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
روز بعد از رفتن تو
آینه جا خورد تا منو دید
آینه با من گفتگو کرد
اول از حال تو پرسید
روز بعد از رفتن تو
ظلمت تازه ورق خورد
نسترن های رو تاقچه
بی تو پرپر شد و پژمرد
نفسامو سینه پس زد
زمین عاشقاشو بلعید
شیشهء پنجره یخ زد
بارون فاجعه بارید
عابر دیوونه اینبار
به من دیوونه خندید
عکس یادگاری ما
بعد تو منو نبخشید
روز بعد از رفتن تو
رازقی مرد باغچه خشکید
دل اطلسی شکست و
شعرم از دست تو رنجید
نفسامو سینه پس زد
زمین عاشقاشو بلعید
دل آسمون گرفت و
بارون فاجعه بارید
عابر دیوونه اینبار
به من دیوونه خندید
عکس یادگاری ما
بعد تو منو نبخشید
روز بعد از رفتن تو
ظلمت تازه ورق خورد
نسترن های رو تاقچه
بی تو پرپر شد و پژمرد
بی تو پرپر شد و پژمرد
روز بعد از رفتن تو
آینه جا خورد تا منو دید
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.