ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 29
  1. #1
    ehsankia
    عضو پیشکسوت
    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    بجنورد
    نوشته ها
    2,255
    3,597
    4,925

    ازت متنفرم عشق من (خیلی قشنگه حتما بخون) 2

    آخه چه جور دلت اومد.....تنهام بزاری وبری.....

    آخه مگه حرفی زدم.....زخم زبونی من زدم.....

    آره همش بهانه بود......مساله یار دیگه بود......

    دلت هوایی شده بود......

    کارم از کار گذشته بود......

    برو با یارت عزیزم....رها کن این تن منو....

    الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم....

    اما یه قول بهم بده یارتو تنها نزاری....

    که مثل من اسیر بشه......آواره از خونه بشه.......

    منم یه قول بهت میدم......که فراموشت نکنم......

    اما قلبمو سنگیش بکنم....عشقتو خاکستر کنم......

    اگه یه روز خواستی گلم.....کسی رو نفرینش کنی......

    بگو که مثل من بشه...زجر جدایی بکشه......

    آخه چه جور دلت اومد.........

    __________________
    می خوام غیر ممکن رو ممکن کنم
    اونی که میگه نمیشه از امید خدا نا امیده
  2. #2
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    نمي خوام ببينمت نه ديگه حرفشم نزن
    حرفي نمونده بين ما از اين به بعد نه تو نه من
    نه نمي خوام ببينمت نه برو از پيشم برو
    ديگه ازت بدم مياد ديگه نمي خوامت تو رو
    من و واسه وقتي مي خواي كه خلوت دور و برت
    هفته اي يك بار مي بينم بلند شده زير سرت
    رسيده اون روزي كه تو اومدي افتادي به پام
    ولي حالا با ديگرون فرقي نمي كني برام
    رسيده اون روزي كه تو اومدي و وقت ندارم
    مي گم برو حوصله ي آدم بدبخت ندارم
    تو افتادي به التماس مي گم برو خدا بده
    مي گي برام تب مي كني مي گم خدا شفا بده
    نه نمي خوام ببينمت نه ديگه حرفشم نزن
    حرفي نمونده بين ما از اين به بعد نه تو نه من





  3. #3
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    بايد فراموشت کنم چنديست تمرين می کنم من می توانم ! می شود !
    آرام تلقين می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نيست .... تا بعد ، بهتر می شود ...
    فکری برای اين دلِ آرام غمگين می کنم ، من می پذيرم رفته ای و بر نمی گردی همين !
    خود را برای درک اين ، صد بار تحسين می کنم ، کم کم ز يادم می روی اين روزگار و رسم اوست !
    اين جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمين می کنم ...





  4. #4
    كمان
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    محل سکونت
    شمال سر سبز
    نوشته ها
    4,291
    7,588
    8,500
    قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

    زیر باران غزلی خواند،دلش تر شد ورفت

    چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم

    آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت

    روز میلا،همان روز که عاشق شده بود

    مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت

    او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

    عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

    هر غروب از تن خورشید گذر خواهد کرد

    ساده ای که یک روز کبوتر شد و رفت

    -
    شکنجه میشم از خودم**نمیتونم شکوه کنم

    انگاری کوه غصه ها**رو سینه من اومده

    اخ داره باورم میشه**خنده به ما نیومده

    دلم گرفته اسمون**از خودتو خسته ترم

    تو روزگار بی کسی**یه عمره که در به درم

    حتی صدای نفسم**میگه که توی قفسم

    من واسه اتیش زدن**یه کولبار شب بسم

    دلم گرفته اسمون**یکم منو حوصله کن

    نگو همش از روزگار**یه خورده کمتر گله کن

    منو به بازی میگیرن**عقربه های ساعتم

    برگه تقویم میکنه**لحظه به لحظه لعنتم

    اهای زمین یه لحظه**تو تیر خلاصمو نزن

    نچرخ تا بارون بگیره**یه ادم شکسته تن


    اين قانون طبيعت است كه هيچ كس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد
    بلكه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو كرد.
  5. #5
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    ببخش اگه تو قصه مون
    دو رنگ و نامرد نبودم
    ببخش که عاشقت بودم
    خسته و دل سرد نبودم
    ببخش که مثل تو نشد
    خيانتو ياد بگيرم
    اگر که گفتم به چشات
    بزار واسه تو بميرم
    ببخش اگه تو گريه هام
    دو رنگي و ريا نبود
    اگر که دستام مثه تو
    با کسي آشنا نبود
    ببخش اگه تو عشقمون
    کم نمي زاشتم چيزي رو
    ببخش که يادم نمي ره
    اون روزاي پاييزي رو
    لياقت دستاي تو
    بيشتر از اين نبود عزيز
    نه نمي خوام گريه کني
    براي من اشکي نريز
    لياقت چشماي تو
    نگاه ِ پاک ِ من نبود
    ببين چي ساختي از منه
    مغرور ِ عاشق ِ حسود





  6. #6
    FaTiii
    مدیر بازنشسته پرتال
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    محل سکونت
    کنار ادمهای ریاکار
    نوشته ها
    15,330
    15,283
    43,745

    ارزو میکنم در تنهایی تنهاییت تنها بمانی

    تو مي تواني دوستي مرا نپذيري . مي تواني مرا از خود براني . مي تواني روي از من بگرداني و براي هميشه مرا از ديدار خود محروم كني ... منهم مي توانم تو را نبينم . مي توانم روز ها و شبها بدون ديدار تو بسر برم . مي توانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوي تو خيره نشوم . مي توانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاري نكند . مي توانم گوشم را از شنيدن آهنگ صدايت بي نصيب نمايم . ولي ....قلبم.... او ديگر در اختيار من نيست . او تا زنده ام بياد تو خواهد طپيد او در درون خود بخاطر تو خواهد ناليد.




    مگر ترانه هاي آسماني عشاق و سرودهاي ملكوتي دلباختگان بگوش تو نمي رسد؟
    تمام هستي من ، چرا دوستم نمي داري؟
    وسيله اي جز رابطه اي كه قلب ها را به يكديگر نزديك مي كند ندارم. تصور مي نمايم كه گه گاه به كمان احساسات كسي كه مدتهاست او را فراموش كرده اي پي ببري و اندكي او را بخاطر بياوري.
    نمي دانم آيا سزاوارم كه به اين دستاويز اميدوار باشم؟
    مگر نمي گفتي قلب تو جايگاه عشق و آرزوي منست؟
    مگر نمي گفتي نگاه تو مرا به بهشت مي رساند؟
    مگر نمي گفتي زندگاني خويش را براي تو مي خواهم؟
    پس چه شد؟ چرا در تاريكي زندگي رهايم ساختي؟



    فرشتگاني كه سوگند عشق و وفاداري ترا شنيده اند هنوز با انديشه هاي من بازي مي كنند. بلبلاني كه در كنار دلهاي ما نغمه سرائي كرده اند هنوز در گوشه و كنار زمزمه مي كنند و بر دل دور افتاده من سلام مي گويند.
    راستي ، آن همه لطف و پاكدلي به كجا رفت؟ چرا سعادتي كه بر هستي من سايه افكنده بود ، بدين زودي در تاريكيهاي سرشك و اندوه پنهان گرديد؟ مگر ممكن است دليكه به نور عشق و فضيلت ، گرمي و روشني يافته است بدين زودي سرد و خاموش گردد؟
    آيا بياد مي آوري آن روزهاي گذشته و آن عهد و پيمان هايي را كه دلهاي ما را بهم پيوست ؟ بدانگونه كه اگر كسي مي گفت اين رابطه را روزگار برهم مي زند ، بر او مي خنديديم. مگر تو بمن نمي گفتي كه زندگي را دوست مي داري زيرا من زنده ام ؟
    از آنچه بر ماگذشته تو را چيزي نمي گويم....ولي متاسفم بر آن نهالي كه با چه اميدهايش كاشتم و چون زمان گلش ، در رسيد آن گل را باد سوزاني خشكاند. آري غنچه عشق ما نشكفته پژمرده شد. اگر فرشته مي تواند آدمي را كيفر كند اين منتهاي شدت كيفر است.
    اي كاش گذشته را فراموش مي كردم و به دلخوشي پيشين باز مي گشتم . آيا بياد مي آوري آن روز را كه مي گفتي تو اين لبخند را از لبان فرشته ربوده اي ؟ اينك كجايي كه ببيني آن لبخند چه بر سرش امده.
    دردم ایــــن نـــیـسـت
    کـــــه او عــــاشــــق نـــیــسـت ،
    دردم ایــــن نــیــسـت
    کــــــــه مــعــشـــوق مــن از عــشــق تـهــی اسـت
    دردم ایــــــن است
    کــــــه بــــا دیـــــدن ایـــــن ســردی هــــا
    مـــــن چـــــرا دل بـــســتــم ؟!!
  7. #7
    FaTiii
    مدیر بازنشسته پرتال
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    محل سکونت
    کنار ادمهای ریاکار
    نوشته ها
    15,330
    15,283
    43,745
    خداحافظ
    امروز ديگر تو را ترك خواهم گفت . اصرار نكن ديگر نمي مانم. بعد از اين همه كه مرا آزردي حالا در اين دقايق آخر با من مهرباني مي كني؟
    اين اشكهاي گرم و سوزاني كه در چشمانم غلتانست با تو چه مي گويند و از من چه مي خواهند؟ جز اينكه تنها وفاداري را آرزو مي كنند؟ ولي من آنها را مايوسانه از خودم مي رانم چون وفايي در تو نميابم. آري مي روم خداحافظ . دوست دارم دور از تو جان بسپارم تا صداي قهقه خندهايت را بگوشم نشنوم.
    بگذار بروم و از تو فرسنگها دور باشم . نمي دانم به من چه خواهند گفت در حاليكه با دلي شكسته و پريشان باز مي گردم و با تو چه خواهند كرد آن ناز و عشوه هايي كه تو را مجذوب كرده است. بر دل ها آتش مي زني اما باز گناه را به من نصبت خواهند داد و تقصير را بر گردن من خواهند نهاد . راست است كه يك دل و يك عشق تو را كافي نيست. توبايد دلها بسوزي . بدبخت من ، كه جز يك دل و يك عشق نداشتم.
    خداحافظ ، گريه نكن كه باور نمي كنم مرا دوست بداري . شايد اين اشكها بخاطر تنهايي باشد ولي نترس تو را تنها نمي گذارند . اين من هستم كه بايد بگريم . تنها من هستم كه جز تو ندارم ، و تو هم مرا نمي خواهي .
    من بايد آه بكشم و اشك بريزم ولي كجا در تو اثر خواهد كرد؟ مي خواهم بروم ديگر اين سوگندها كه در پيشم ياد مي كني و قسم ها كه پي در پي بر زبان مي آوري نخواهد توانست مرا از رفتن باز دارد .
    فراق تو برايم زياد سخت است زياد ، ولي بيش ازاين تاب بي وفايي و بي مهري هايت را ندارم. كجا برايم عزيز و دوست داشتني تر از كنار تو بود اگر با من كمي مهربان مي بودي؟ حال كه مرا دوست نمي داري ، حال كه با من بي وفايي مي كني ، حال كه من پناه گاهت نيستم ، حال كه.... ديگر خداحافظ .
    دردم ایــــن نـــیـسـت
    کـــــه او عــــاشــــق نـــیــسـت ،
    دردم ایــــن نــیــسـت
    کــــــــه مــعــشـــوق مــن از عــشــق تـهــی اسـت
    دردم ایــــــن است
    کــــــه بــــا دیـــــدن ایـــــن ســردی هــــا
    مـــــن چـــــرا دل بـــســتــم ؟!!
  8. #8
    FaTiii
    مدیر بازنشسته پرتال
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    محل سکونت
    کنار ادمهای ریاکار
    نوشته ها
    15,330
    15,283
    43,745
    يه روزي فكر ميكردم بدون تو ميميرم
    پيش خودت ميگفتي تو چنگ تو اسيرم
    يه روزي فكر ميكردم كنار تو ميمونم
    تا دنيا دنيا باشه از عشق تو ميخونم
    يه روزي فكر ميكردم برام خيلي عزيزي
    اگه يه روز نباشي دل رو به هم ميريزي
    يه روزي فكر ميكردم صادق و باوفايي
    اما حالا ميبينم از اين حرفا رهايي
    برام ديگه مهم نيست عاشق من نباشي
    فقط مي خوام خيلي زود از پيش من جدا شي
    فقط بدون كه ديگه تو قلب من تو مردي
    خيلي وقته ميدونم قلبم و از ياد بردي
    منم ميخوام رها شم ميخوام با تو نباشم
    منم ميخوام مثل تو با يكي آشنا شم
    الان ديگه ميفهمم كه عشق تو سراب بود
    خدا رو شكر تو قلبم هنوز يه قطره آب بود
    خداحافظ عزيزم.حال دلت خرابه
    تو ديگه هيچي نيستي عشقت مثل حبابه
    دردم ایــــن نـــیـسـت
    کـــــه او عــــاشــــق نـــیــسـت ،
    دردم ایــــن نــیــسـت
    کــــــــه مــعــشـــوق مــن از عــشــق تـهــی اسـت
    دردم ایــــــن است
    کــــــه بــــا دیـــــدن ایـــــن ســردی هــــا
    مـــــن چـــــرا دل بـــســتــم ؟!!
  9. #9
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    زمین گرمم کمته کمته آتیش خدا
    بوسه ی مرگو بچشی بندت بشه جدا جدا
    زمین گرمم کمته تو که میگفتی من سرم
    کی میشه اون گلوتو با دشنه ی نامردی بدرم
    تو که ندیدی خورشیدو پس چرا میخوای بتابی
    مگه تو فردا نمیخوای تو یه وجب جا بخوابی
    اخه چی کار کرده با من ریشه مو از جا میکنه
    وقتی که نفرین میکنم برمیگرده خودمو میزنه
    هر کاری میخوای میکنی زل میزنی میگی اینو باش
    زخم زبونم که زدی حالا دیگه نمک نپاش
    یه جوری حرفم میزنی که من ازت بدم بیاد
    اخه یه ذره فکر کنی کی دیگه حالا جز من میاد
    حالا هر جا که هستی پای هر کی نشستی
    بدون این رسم رفاقت چندین و چند سالمون نبود
    اخه این قلب خسته پای یکی نشسته
    اما بدون نمیدونست که میخواد بشکنه خیلی زود
    اخه این زخم کاری چرا اروم نداری
    چرا میسوزی و میسازی و میگی دردی نداری بگو
    درد نفرین تو هست درد این زخم کاری
    حتی دردایی که تو تو زندگی خود داری بد تره
    ای دورو
    گوشاتو وا کن میشنوی صدای خورده های من
    صدای پررو که میگه دلت میخواد بازم بزن
    یادته بردی با خودت دلمو باز اسیری
    خیالتو راحت کنم نمیمیرم تا نمیری
    تو که واسه مردم همش آسمون بی دریغی
    باید بگم خدمتتون نا رفیقی , نا رفیقی
    یادم نرفته حرفاتو یادم نرفته تا هنوز
    یادمه آتیشم زدی رفتی عقب گفتی بسوز





  10. #10
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    الهي سقف آرزوت خراب بشه روي سرش
    بياي ببيني که همه حلقه زدن دور و ورش
    الهي که روز وصال طوفان شه از سمت شمال
    هيچي از اون روز نمونه بجز گلاي پر پرش
    قسم ميخوردي با مني قسم ميخوردي به خدا
    خدا الهي بزنه تو کمرت تو کمرش
    من اهل نفرين نبودم چه برسه که تو باشي
    بياد الهي خبرت ، بياد الهي خبرش
    عمرت الهي کم نشه اما پر از غصه باشه
    زجرهايي که به من دادي بکشي تا آخرش
    الهي که يه روز خوش از تو گلوت پايين نره
    رسواي عالمت کنن اون چشاي در به درش
    قسم ميخوردي با مني قسم ميخوردي به خدا
    خدا الهي بزنه تو کمرت تو کمرش
    من اهل نفرين نبودم چه برسه که تو باشي
    بياد الهي خبرت ، بياد الهي خبرش

    مي خوام بدونم قد من عاشقته دوست داره
    اينکه رها کردي منو مي ارزه به دردسرش
    هرچي بدي کردي به من الهي اون با تو کنه
    ببيني ديگري به جات رفته شده هم سفرش
    هرچي بدي کردي به من الهي اون با تو کنه
    ببيني ديگري به جات رفته شده هم سفرش
    الهي سقف آرزوت خراب بشه روي سرش
    بياي ببيني که همه حلقه زدن دور و ورش





صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 29

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •