ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3
  1. #1
    ehsankia
    عضو پیشکسوت
    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    بجنورد
    نوشته ها
    2,255
    3,597
    4,925

    18 عیدی من به تو این شعر زیبا و معنی دار

    سلام بچه ها این شعر عیدی من به کسی که هست ولی نیست......

    این روزها فقط فقط شادیتو می خواهم...


    شعر: دیگه خوابشو ببینی******

    وقتی گفتم عاشقم باش چرا با دلم نموندی

    شدی عاشق غریبه

    جون و قلبمو سوزوندی

    فکر می کردم واسه قلبم تو پناه آخرینی

    دل نمی دم به روغهات دیگه خوابشو ببینی

    از همون اول دروغی

    تو بدون دلم رو بردی

    آره فهمیدم دلتو به غریبه ها سپردی

    سهم من نشد از عشقت حتی یه عشق زمینی

    نمی خوام ناز و اداتو دیگه خوابشو ببینی

    فکر نکن می تونی ساده باز توی قلب من بشینی

    نمی خواهم ناز و اداتو دیگه خوابشو ببینی

    فکر می کردم واسه قلبم تو پناه آخرینی


    دل نمیدهم به دروغات

    دیگه خوابشو ببینی

    سهم من نشد از عشقت حتی یه عشق زمینی

    نمی خوام ناز و اداتو دیگه خوابشو ببینی

    گفتی شهر آرزوهام مثل یه شهر فرنگه

    مگه خوابشو ببینی که دلم با تو یه رنگه

    نمی هواهم از تو بخونم برو از پیشم دوباره

    توی شب روی چشمام می زارم جای تو من یه ستاره

    فکر نکن خیلی ساده می تونی دوباره توی قلب من بشینی

    حرف آخر من همینه

    دیگه خوابشو ببینی




    خیلی زیبا بود

    ممنون از همه اون کسایی که این شعر زیبا رو خواندن...






    می خوام غیر ممکن رو ممکن کنم
    اونی که میگه نمیشه از امید خدا نا امیده
  2. #2
    Hamid
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Oct 2006
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    5,300
    5,793
    10,081
    ممنون احسان جان
    خیلی زیبا بود
    Me encanta Barcelona


    ما یه مشت سربازیم جون به کف
  3. #3
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    يادگار از تو همين سوخته جاني است مرا
    شعله از توست ، اگر گرم زباني است مرا

    به تماشاي تن سوخته ات آمده ام
    مرگ من باد كه اين گونه تواني است مرا


    نه زخون گريه آن زخم ، گزيري ست تو را
    نه از اين گريه يكريز ، اماني است مرا


    باورم نيست ، نگاه تو و اين خاموشي؟
    باز برگردش چشم تو گماني است مرا


    چه زنم لاف و رفاقت ؟ نه غمم چون غم توست
    نه از آن گرم دلي هيچ نشاني است مرا


    گو بسوزد تنه خشك مرا غم ، كه به كف
    برگ و باري نبود دير زماني است مرا


    عرق شرم دلم بود كه از چشمم ريخت!
    ورنه بريادگار از تو همين سوخته جاني است مرا
    شعله از توست ، اگر گرم زباني است مرا

    به تماشاي تن سوخته ات آمده ام
    مرگ من باد كه اين گونه تواني است مرا


    نه زخون گريه آن زخم ، گزيري ست تو را
    نه از اين گريه يكريز ، اماني است مرا


    باورم نيست ، نگاه تو و اين خاموشي؟
    باز برگردش چشم تو گماني است مرا


    چه زنم لاف و رفاقت ؟ نه غمم چون غم توست
    نه از آن گرم دلي هيچ نشاني است مرا


    گو بسوزد تنه خشك مرا غم ، كه به كف
    برگ و باري نبود دير زماني است مرا


    عرق شرم دلم بود كه از چشمم ريخت!
    ورنه بركشته تو گريه روا نيست مرا


    كشته تو گريه روا نيست مرا
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •