شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر تاریخ
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 13th April 2009   #11

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ ترموپيل ، نبرد خشايارشا با آتنيها

ظاهرا جنگ خشايارشا و يونان به تحريك يوناني هاي ساكن ايران اتفاق افتاده بود. مثلا دمارت پادشاه سابق اسپارت كه در زمان داريوش به ايران پناهنده شده بود ، به خشايارشا مي گفت كه اگر شما به يونان حمله كنيد ، به آساني مي توانيد پلوپونس را بگيريد و مرا پادشاه آنجا بكنيد. البته در اين صورت او دست نشانده ايران مي شد. مشابه اين تحريكات را خانواده هاي با نفوذ تسالي (نام منطقهاي در يونان) و افراد ديگر هم انجام مي دادند.

بدين ترتيب بود كه خشايار شا مجلس مشورتي برپا داشت و نظرات بزرگان و درباريان ايران را خواستار شد. در اين مجلس خشايار شا گفت از آنجايي كه يونان سرزمين حاصل خيزي است ، پول و ثروت زيادي بطرف ايران سرازير مي شود. همچنين ما مي توانيم به اروپا نفوذ كنيم و كشورهاي زيادي را به تابعيت دولت ايران در بياوريم. در تاييد سخنان او مردونيه هم مطالبي گفت ، ولي اردوان (ارتابان) عموي خشايارشا با او به مخالفت برخواست و گفت كه من به پدرت داريوش گفته بودم كه به كشور سكاها نرو چون موفق نمي شوي. حالا يوناني ها مردمي جنگجوتر از سكاها هستند و پيروزي بر آنها كار مشكلي است. ولي خشايارشا از سخنان اردوان ناراحت شد و او را تهديد به تنيه شدن كرد. سپس هرودوت درمورد خواب ديدن هاي خشايارشا و اردوان مي نويسد كه درنهايت منجر به قبول لشكركشي ايران به يونان از طرف اردوان مي شود.



حركت لشكر ايران به طرف داردانل :

خشيارشا حدود چهل سال سرگرم جمع آوري تداركات لازم براي لشكركشي به يونان بود و توانست كه بزرگترين سپاه را تا آن زمان ، براي حمله به يونان آماده كند. او توانست نيروي دريايي از كشتي هاي تري رم (Triremes) (نوعي كشتي پارويي است كه پاروزنان آن در سه رديف روي هم ، در هر دو طرف كشتي قرار مي گرفتند.) و پارويي را آماده نبرد با يوناني ها مي كند. او همچنين آذوقه زيادي را با كشتي به تركيه و مقدونيه انتقال داد تا سپاهيانش دچار كمبود غذا نشوند.

پياده نظام ايران از كري تال واقع در كاپادوكيه حركت كرد و به طرف سارد رفت. سپس خشايارشا در آنجا به سپا هيانش پيوست و لشكر او از رود هاليس (قزل ايرماق فعلي) گذشت و داخل فرنگيه شد.لشكر ايران براي عبور از تنگه داردانل يا هلس پونت كشتي هاي بزرگ را در دو رديف به اتصال دادند تا اينكه كشتي هاي كوچك بتوانند از ميان آنها عبور كنند. آنها همچنين پل هايي را بر روي تنگه ساختند.


عبور لشكر ايران از هلس پونت (داردانل) :

در كنار هلس پونت خشايارشا خواست كه از لشكر خود سان ببيند. به حكم او اهالي محل قبلا روي يك تپه ، تختي از مرمر سفيد ساخته بودند. سپس شاه بر روي آن قرار گرفت و از نبروي دريايي و سپاهياني كه روي خشكي قرار داشتند سان ديد. او براي آنها سخنراني كرد و آنها را به مقاومت و جنگ تشويق كرد.

پس از دعا و نيايش به دستور خشايارشا عبور لشكر از داردانل شروع مي شود. از روي يكي از پلها پياده و سواره نظام عبور مي كرد و از روي پل ديگر كه بطرف درياي اژه بود چهارپايان باري و خدمه عبورمي كردند. لشكر خشيارشا شامل ملت هاي گوناگوني مثل اعراب ، مادها ، پارسها ، هندي ها ، سكاها ، تراكي ها (اهالي تركيه) و… بودند.

در محل هلس پونت ، پس از صحبت هاي طولاني كه خشايار شا با اردوان عموي خود مي كند ، او را به شوش مي فرستد تا حكومت پارس را موقتا اداره كند.


حركت خشايارشا بطرف يونان و تصرف شهرهاي شمالي آن كشور :

مطابق نوشته هاي هرودوت خشايارشا از دريسك به طرف يونان رفت. اين نواحي را تا منطقه تسالي مگابيز و پس از آنرا مردونيه مطيع كردند و همگي به خشايارشا باج مي دادند. سپس خشايارشا از شهرهاي مختلف يونان عبور كرد و به اكانت رسيد. تمام اهالي شهر به او احترام گذاشتند. در اين محل بود كه خشايارشا قبلا دستور حفر كانالي را داده بود كه هرودوت از آن بنام كانال اتس ياد مي كند و نيروي دريايي ايران از داخل آن عبور كرد. در مسير اين كانال چند شهر قرار داشت ، كه ايراني ها از آنها چند كشتي به عنوان كمك گرفتند.

از اين مسير خشايارشا وارد شمال يونان وشهر تسالي مي شود. اطراف منطقه تسالي را كوهاي بلند احاطه كرده اند ، كه از جمله مي توان كوه المپ را نام برد. از راه يك تنگه لشكر خشايارشا وارد تسالي مي شود و آنها فورا تسليم مي شوند.



اوضاع و احوال يونان :

وقتي خبر لشكركشي ايران به يونان رسيد ، آتني ها بيشتر از ساير يوناني ها دچار ترس وحشت شدند چرا كه مي دانستند هدف اصلي ايراني ها آتن است. بعضي ها فكر كردند ترك وطن بكنند و به ايتاليا بروند ولي اكثر يوناني ها در آنجا ماندند و كشتي جنگي ساختند.

زماني كه خشايارشا در سارد بود ، يوناني ها جاسوساني را به آنجا فرستادند تا از وضعيت سپاهيان و نيروي دريايي ايران كسب اطلاع كنند. ايراني ها فهميدند كه آنها جاسوس هستند ، بنابراين آنها را به نزد خشايارشا بردند. ولي خشيارشا نه تنها آنها را مجازات نكرد بلكه به آنها كل ارتش ايران را نشان داد و گفت كه به يونان برگرديد و به يوناني ها بگوييد كه عده نفرات سپاه ايران و تعداد كشتي ها چقدر است. چون خشايارشا فكر مي كرد كه اگر آنها از تعداد زياد كشتي هاي ايران اطلاع پيدا كنند ، جنگ را بي مورد مي دانند و تسليم خواهند شد.

يوناني ها سفيراني را نزد پادشاه سيسيل مي فرستند و از او تقاضاي كمك مي كنند. او مي گويد كه سيسيلي ها به يوناني ها كمك مي كنند ولي تقاضاي فرماندهي لشكر يونان را هم دارند ، كه مورد موافقت اسپارتي ها و آتني ها قرار نمي گيرد. در نتيجه پادشاه سيسيل هم به يوناني ها كمك نمي كند.



تنگه ترومپيل و فتح آنجا توسط خشايارشا :

پس از اينكه اهالي تسالي تسليم لشكريان ايران شدند ، يوناني ها به ناحيه ايستم برگشتند. در اين ناحيه بود كه اسكندر مقدوني (پدربزرگ اسكندر مقدوني معروف) به يوناني ها پيشنهاد كرد كه در تنگه ترومپيل مستقر شوند. چون اين منطقه باريك است و راه عبور لشكر ايران را مي توان به راحتي سد كرد. او همچنين گفت كه نيروي دريايي يونان در آرت ميزيوم مستقر شود ، چرا كه در نزيكي ترومپپل بود و در نتيجه نيروي دريايي و زميني به راحتي مي توانستند به يكديگر كمك كنند. كشتي هاي ايراني از ترم حركت خود را آغاز كردند و به آرت مزيوم رسيدند ، در آنجا به تعقيت كشتي هاي يوناني پرداختند و توانستند يكي از آنها را بگيرند. بقيه كشتي هاي يوناني هم عقب نشيني كردند. بنابر نوشته هاي هرودوت وقتي كه نيروي دريايي ايران به ساحل ماگنزي رسيد ، در آنجا دريا طوفاني شد و تعدادي از كشتي هاي ايراني صدمه ديدند. ديده بانان آتني خبر آسيب ديدن كشتي هاي ايراني را به آتن انتقال دادند و آتني ها بساير خوشحال شدند.

خشايارشا در مليان اردو زد و يوناني ها نتگه ترومپيل را اشغال كردند. خشايارشا جاسوساني را بطرف لشكر يونان فرستاد تا كسب اطلاع كنند. سپس خشايارشا جنگ را چهار روز به تاخبر انداخت تا شايد يوناني تسليم شوند ولي اين اتفاق نيفتاد. سپس جنگ شروع شد ولي سربازان ايراني نتوانستند تنگه را بگيرند. تا اينكه يك نفر يوناني به طمع پاداش بزرگي كه خشايارشا وعده آنرا به او داده بود ، به سپاهيان ايران پيشنهاد كرد كه شبانه و با مشعل از يك كوره راه كوهستاني تنگه ترومپيل را دور بزنند و پشت سپاهيان يوناني قرار بگيرند. سپاهيان يونان كه ديدند ايراني ها از كوه هاي پر از جنگل سرازير مي شوند ، همگي فرار كردند و فقط اسپارتي ها مقاومت كردند كه آنها هم كشته شدند. بدين ترتيب ايراني ها توانستند از دو جناح به يوناني ها حمله كنند و ديواري را كه يوناني جلوي تنگه ساخته بودند ، خراب كنند. ايراني ها درنهايت پيروز شدند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 13th April 2009   #12

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ آرت ميزيوم ، نبرد خشايارشا با يونانيها

نبردهاي آرت ميزيوم و فرار نيروي دريايي يونان به سالاميس :

پس از شكست آتنيها در نبرد ترموپيل يوناني ها در آرت ميزيوم ماندند و نبرد دريايي آغاز شد. كشتي هاي ايراني چون تعداد كم كشتي هاي يوناني را ديدند ، آنها را دور زدند و تعدادي از آنها پشت كشتي هاي يوناني قرار گرفتند .بدين ترتيب نيروي دريايي يونان محاصره شد. خشايارشا كشتي هاي ايراني را بصورت نيم دايره درآورد و دستور حمله به ناوگان يونان را صادر كرد ، در نتيجه جنگ سختي درگرفت. آنها تلفات زيادي به كشتي هاي ايراني وارد كردند ولي در نهايت يوناني ها شكست خوردند. سپس يوناني ها مجلس مشورتي تشكيل دادند و تميستوكل (طراح اصلي جنگ هاي يونان) پيشنهاد كرد كه يوناني ها عقب نشيني كنند و به سالمين بروند. يك نفر خبرچين به ايراني اطلاع داد كه يوناني ها از آرت ميزيوم فرار كرده اند.

پس از اين پيروزي ايراني ها تعداد زيادي از شهرهاي يونان را تصرف كردند ، از جمله شهر فوسيد را. چون اهالي تسالي از شهروندان فوسيد كينه قبلي به دل داشتند به آنها پيشنهاد كردند براي جلوگيري از تصرف شهرشان بدست نيروهاي پارسي مقداري باج به آنها بپردازند. ولي اهالي فوسيد در جواب گفتند كه هيچ گاه به يونان خيانت نخواهند كرد و هيچ پولي به آنها ندادند. در تنجيه لشكريان ايران هم آنجا را تصرف كردند.



نيروي دريايي يونان پس از فرار از آرت ميزيوم به سلامين رفت. سپس جارچي ها به آتن رفتند و به مردم آنجا گفتند كه زن ، فرزندان ، اموال و بردگان خود را از آتن خارج كنيد و در جاي امني پناه بگيريد. در مجلس مشورتي كه يوناني ها براي جنگ بعدي ترتيب دادند ، بعضي ها عقيده داشتند كه بايد به ايستم رفت و در پلوپونس جلوي نيروي دريايي ايران را گرفت. چون اگر در سالامين شكست بخورند ، جزيره محاصره شده و ارتباط آنها با تمام يونان قطع مي شود. ولي اگر در ايستم جنگ كنند ، در صورت شكست مي توانند به داخل پلوپونس عقب نشيني كنند.

سپس خبر رسيد كه ارتش ايران وارد آتن شده است. از زمان حركت خشايارشا از هلس پونت تا ورود او به آتن چهار ماه گذشت. وقتي پارسها وارد اتن شدند ، آنجا را خالي از سكنه يافتند. فقط عدهاي از آتني ها كه فقير بودند به معبد و ارگ آتن پناه بردند. البته آنها هم در حد توانشان از قلعه آتن دفاع كردند ولي چون ديوارهاي چوبي بود ، ايراني به تيرهاي خود نخ كتان پيچيدند ، آنها را آتش زدند و به سوي قلعه پرتاب كردند ، در نتيجه دبوارها سوختند و از بين رفتند. سپس چند نفر پارسي از قسمتهايي از ديوارها كه داراي موانع طبيعي بود بالا رفتند. آنها توانستند بر آتني ها پيروز شوند و درهاي قلعه را بازكنند. پس از تسخير آتن خشايارشا پيكي را روانه شوش كرد و به اردوان كه نايب السطنه شده بود مژده تصرف آتن را داد. پارسها به تلافي آتش زدن معبد و جنگل شهر سارد كه آتني ها انجام داده بودند ، معبد و ارگ آتن را آتش زدند.

بالاخره آتني ها پس از مشورت هاي طولاني تصميم گرفتند كه در سالامين جلوي نيروي دريايي ايران را بگيرند. چون معبر سالامين تنگ بود و تعداد كشتي هاي ايران هم زياد بود ولي يوناني ها تعداد كمي كشتي جنگي داشتند. از اين نظر كشتي هاي ايراني كارشان با يكديگر تداخل مي كرد و مزاحم حركت يكديگر مي شدند. ولي با اين وجود خيلي از يوناني ها چون فكر مي كردند ممكن است شكست بخورند ، سوار كشتي هاي خود شدند و از آنجا رفتند.



درفش جنگ هخامنشيان

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 13th April 2009   #13

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ سالامين ، نبرد خشايارشا با يونانيها

نبرد سالامين در سال 480 (پ .م) اتفاق افتاد.نيروي دريايي يونان پس از فرار از آرت ميزيوم به سلامين رفت. سپس جارچي ها به آتن رفتند و به مردم آنجا گفتند كه زن فرزندان ، اموال و بردگان خود را از آتن خارج كنيد و در جاي امني پناه بگيريد. در مجلس مشورتي كه يوناني ها براي جنگ بعدي ترتيب دادند ، بعضي ها عقيده داشتند كه بايد به ايستم رفت و در پلوپونس جلوي نيروي دريايي ايران را گرفت. چون اگر در سالامين شكست بخورند ، جزيره محاصره شده و ارتباط آنها با تمام يونان قطع مي شود. ولي اگر در ايستم جنگ كنند ، در صورت شكست مي توانند به داخل پلوپونس عقب نشيني كنند.

سپس خبر رسيد كه ارتش ايران وارد آتن شده است. از زمان حركت خشايارشا از هلس پونت تا ورود او به آتن چهار ماه گذشت. وقتي پارسها وارد اتن شدند ، آنجا را خالي از سكنه يافتند. فقط عدهاي از آتني ها كه فقير بودند به معبد و ارگ آتن پناه بردند. البته آنها هم در حد توانشان از قلعه آتن دفاع كردند ولي چون ديوارهاي چوبي بود ، ايراني به تيرهاي خود نخ كتان پيچيدند ، آنها را آتش زدند و به سوي قلعه پرتاب كردند ، در نتيجه دبوارها سوختند و از بين رفتند. سپس چند نفر پارسي از قسمتهايي از ديوارها كه داراي موانع طبيعي بود بالا رفتند. آنها توانستند بر آتني ها پيروز شوند و درهاي قلعه را بازكنند. پس از تسخير آتن خشايارشا پيكي را روانه شوش كرد و به اردوان كه نايب السطنه شده بود مژده تصرف آتن را داد. پارسها به تلافي آتش زدن معبد و جنگل شهر سارد كه آتني ها انجام داده بودند ، معبد و ارگ آتن را آتش زدند.

بالاخره آتني ها پس از مشورت هاي طولاني تصميم گرفتند كه در سالامين جلوي نيروي دريايي ايران را بگيرند. چون معبر سالامين تنگ بود و تعداد كشتي هاي ايران هم زياد بود ولي يوناني ها تعداد كمي كشتي جنگي داشتند. از اين نظر كشتي هاي ايراني كارشان با يكديگر تداخل مي كرد و مزاحم حركت يكديگر مي شدند. ولي با اين وجود خيلي از يوناني ها چون فكر مي كردند ممكن است شكست بخورند ، سوار كشتي هاي خود شدند و از آنجا رفتند.

نبرد سالامين:

پس از تصميم شاه به جنگ دريايي ، نيروي دريايي ايران به نز ديكي سالامين رسيد. سالامين جزيره اي در نزديكي آتيك است كه از خشكي اصلي بوسيله يك تنگه جدا مي شود. در همين زمان نيروي زميني ايران هم به طرف پلوپونس حركت كرد. وقتي كه اهالي پلوپونس اطلاع پيدا كردند ، بفكر تهيه استحكامات در تنگه ايستم پرداختند و ديواري در نزذيكي آنجا كشيدند تا نيروهاي ايران دجار موانع گردند و پيشروي اشان كند شود. تميستوكل براي جلوگيري از پراكندگي بيشتر يوناني ها تصميم گرفت كه نبرد را هر چه زودتر آغاز كند. بنابراين شخصي را به نزد خشايارشا فرستاد و به او گفت كه يوناني ها قصد فرار دارند و شما براي جلوگيري از فرار آنها بهتر است هر چه سريع تر به آنها حمله كنيد. سپاهيان ايران هم حرف او را باور كردند و جنگ در سالامين شروع شد. كشتي هاي يوناني به كشتي هاي ايراني حمله بردند ولي نيروي دريايي ايران فرصت دفاع منظم را نكرد. در اين ميان زني ينام آرت ميز كه فرمانده يكي از كشتي هاي ايراني بود ، شجاعانه به نيروي دريايي يونان حمله برد و يك كشتي يوناني را غرق كرد. خشايارشا كار او را ديد و بسيار او را تشويق كرد. او گفت: « مردان من زن شده اند و زنان من مرد.» كشتي هاي يوناني به تعقيب كشتي آرت ميز پرداختند و كشتي او را محاصره كردند ولي او توانست از چنگ يوناني ها فرار كند و خود را به ساحل برساند. يوناني ها در خشكي هم به تعقيب او پرداختند ولي نتوانستند او را پيدا كنند و او به فالرون رفت.

در اين جنگ برادر خشيارشا و تعداد زيادي ايراني كشته شدند ، چون آنها شنا بلد نبودند ولي تلفات يوناني ها كم بود چون آنها مي توانستند شنا كنند. با اين وجود هم كاملا نمي توان گفت كه ايراني ها شكست خوردند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 13th April 2009   #14

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ ميكال ، نبرد خشايارشا با يونانيها

پس از شكست ايران در جنگ پلاته يوناني هاي سامس و ينياني سفيراني را نزد فرمانده نيروي دريايي يونان قرستادند و از او خواستند كه آنها را از دست پارسها نجات دهند. او نيز به همراه نيروي دريايي يونان به طرف سامس حركت كرد. سپس پارسها از مسئله اطلاع پيدا كردند و قرار شد كه بطرف ميكال حركت كنند تا در حمايت نيروي زميني خشايارشا قرار بگيرند. آنها كشتي ها را به خشكي كشاندند و دور آنها ديواري از سنگ و چوب كشيدند تا مثل سنگري از سربازان حمايت كنند. ولي لاسدموني ها به سنگر پارسها حمله كردند و توانستند كه سنگرها را خراب كنند و به داخل آنها نفوذ كنند. در اين جنگ ينيان ها كه قبلا جز كشور هاي تابع ايران بودند ، كمك زيادي به يوناني ها كردند و علاوه بر آن گروه هاي ديگري هم به پارسها خيانت كردند. در نتيجه ايراني ها شكست خوردند. پس از جنگ يوناني ها به طرف هلس پونت حركت كردند تا پل آنجا را خراب كنند ولي اين پل قبلا خراب شده بود. بعضي از تاريخ نگاران مي نويسند كه جنگ پلاته و ميكال در يك روز اتفاق افتاده بود.

نبرد سس تس در سال 479 (پ .م ) اتفاق افتاد. سس تس در طرف آسيايي تنگه داردانل قرار دارد. با اينكه ايراني ها آمادگي لازم را براي حمله يوناني ها نداشتند ولي يوناني ها هم پس از يك دوزه محاصره طولاني موفق به تصرف شهر نشدند. چون فصل پاييز رسيد ، يوناني ها از جنگ خسته شدند و به فرمانده شان گفتند كه به يونان برگردند ولي سرداران قبول نكردند. آنها آنقدر محاصره را ادامه دادند كه آذوقه شهر تمام شد و موفق به تصرف شهر شدند. سپس يوناني ها با غنايم جنگي زياد در سال478 (پ .م ) به كشور خود بازگشتند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 13th April 2009   #15

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ پلاته ، نبرد مردونيه سردار سپاه خشايارشا با يونانيها

خشايارشا پس از واقعه سالامين به آسيا برگشت. چون او نگران بود كه ينيان ها پل ناحيه هلس پونت را خراب كنند و ايراني ها در اروپا گرفتار شوند. خشايارشا بوسيله چاپاري خبر شكستخود را به اطلاع پارسها رسانيد. سپس مردونيه فرمانده سپاهيان ايران به خشايارشا مي گويد كه ما هنوز از نظر نيروي زميني قوي تر يوناني ها هستيم و كاملا شكست نخورده ايم. شما به پارس برگرديدو من قول مي دهم با نيروي زميني در مقابل يوناني ها بجنگم و آنها را در پلوپونس شكست دهم. بدين ترتيب خشايارشا با باقي مانده كشتي هاي ايراني به هلس پونت برمي گردد. بعضي از آتني هامي خواستند كه سريع تر كشتي هاي ايراني را تعقيب كنند و پل روي هلس پونت را خراب كنند ولي تميستوكل به آنها گفت كه به ايراني ها اجازه دهند كه به آسيا برگردند. چون تجربه نشان داده است ، اگر جلوي ملتي را كه شكست خورده اند بگيرند ، آنها براي دفاع از برمي گردند و شكست قبلي خود را جبران مي كنند. البته تميستوكل براي اينكه نزد پادشاه پارس جايگاهي داشته باشد ، اين سخنان را گفت. چون اگر يوناني ها خواستند آسيبي به او برسانند ، او بتواند به دربار ايران پناهنده شود.

در اين مدت مردونيه همراه خشايارشا بود تا به تسالي رسيدند. چون فصل زمستان بود و مردونيه مي خواست كه تا فصل بهار جنگ را شروع نكند. سپس خشايارشا به هلس پونت رسيد ، ولي عده اي از سربازان او بر اثر بيماري و بي غذايي مردند.


كارهاي مردونيه قبل از شروع نبرد پلاته :

عده اي از كشتي هاي ايراني كه آسيب ديده بودند در شهر سامس (در آسياي صغير) ماندند تا اهالي آنجا شورش نكنند. پس از تمام شدن زمستان مردونيه سپاه خود را از تسالي داد و سپس پيكي را نزد اسكندر مقدوني فرستاد و از او خواست كه آتني ها تشويق كند تا يك صلح نامه با ايراني ها امضا كنند. او در مقابل تعهد كرد كه زمينهاي آتني ها را به آنها بازپس دهد و معابدي را كه سوخته وخراب شده بودند ، باز سازي كند. ولي اسپارتي ها حرف هاي اسكند را قبول نكردند و گفتند كه ما زير سلطه خارجي ها نبايد برويم ، سپس آتني ها هم از صلح با خشايارشا پشيمان شدند.

پس از اينكه اسكندر برگشت و جواب آتني ها را به مردونيه رسانيد ، او بطرف آتن حركت كرد و دوباره آتن را تصرف كرد. آتني ها از ترس ايراني ها به جزيره سلاميس رفتند و از لاسدموني ها كمك خواستند ولي آنها در حال گذراندن مراسم يكي از عيدهايشان و همچنين مشغول ساختن يك ديوار دفاعي بودند ، بنابراين ابتدا به درخواست آتني ها توجهي نكردند. ولي سپس لاسدموني ها از پيشرفت ايراني ها به وحشت افتادند و با آتني ها و اسپارتي ها متحد شدند. سپس مردونيه از آتن خارج شد و به تب رفت ، چون زمين آنجا مساعد بود و اهالي تب از دوستان ايراني ها بودند. اهالي تب به مردونيه پيشنهاد دادند كه استحكامات محكمي در آنجا بسازد تا بتواند به عنوان پناهگاه از آنها استفاده كند. تعدادي از دولت شهر هاي يوناني كه تابع دولت ايران بودند افرادي را براي كمك به مردونيه به ناحيه تب فرستادند.

سپاه يونان هم در ناحيه اري تز جمع شدند. مردونيه تمام سواره نظام سپاه را تحت فرماندهي ماسيس تيس قرار داد. او به سپاه يوناني حمله كرد و تلفات زيادي به آنها وارد كرد. ولي در ميانه نبرد اسب ماسيس تيس زخمي مي شود و از شدت درد سردار ايراني را به زمين مي زند. آتني ها همين كه ديدند او افتاده است ، محاصره اش كردند و او را كشتند. سپاهيان ايران به يوناني ها حمله كردند و مي خواستند كه جسد ماسي تيس را پس بگيرند ولي موفق به انجام اين كار نشدند. سپس سپاهيان يونان تصميم گرفتند كه به پلاته بروند چون آنجا آب فراواني داشت و براي جنگ مناسب تر بود.


نبرد پلاته :

نبرد پلاته در سال 479 (پ.م ) اتفاق افتاد. از آنجايي كه سپاه ايران دچار كمبود آذوقه شده بود ، فرماندهان به مردونيه پيشنهاد دادند كه زودتر جنگ را شروع كنند. همچنين يكي از اهالي تب هم به مردونيه پيشنهاد كرد كه ايراني ها يك گذرگاه تنگ را كه محل عبور آذوقه و از خطوط تداركاتي يونانيان بودرا ببندند. ارتش ايران هم اين اين كار را انجام داد و توانست مقدار زيادي غذا از اين راه بدست آورد. سپس تعدادي از افراد به مردونيه پيشنهاد كردند كه به طرف تب حركت كنند و با دادن پول از مردم يونان آذوقه و علف براي اسبها بگيرند. از اين راه آنها همچنين مي توانستند بدون جنگ كردن تعداد زيادي از مردم يونان را طرفدار خود كنند. ولي مردونيه هيچ كدام از اين پيشنهاد ها را قبول نكرد و گفت ما بايد مردانه بجنگيم.

وقتي كه شب فرا رسيد هر دو سپاه به خواب رفتند و اسكندر كه جز مقدوني هاي سپاه ايران بود بطرف سپاه يونان حركت كرد. او به يوناني ها اطلاع داد كه وضعيت سپاه مردونيه مناسب نيست و او تصميم گرفته است كه فردا صبح جنگ را شروع كند ، شما بايد محكم در جاي خود بايستيد و مقاومت كنيد. سپس دو سپاه در مقابل يكديگر صف كشيدند و جنگ آغاز شد. سواره نظام ايران ضربات سختي را بر سپاه يونان وارد كرد و همچنين ايراني ها موفق شدند چشمه اي را كه آب مورد نياز يوناني ها را تامين مي كرد ، كور كنند. اين مسايل باعث شد تا يوناني ها شبانه مواضع خود را ترك كنند و مردونيه دستور تعقيب يوناني ها را صادر كرد. در حاليكه به نظر مي رسيد يوناني ها شكست خورده اند ، ناگهان لاسدموني به پارسها حمله كردند ولي پارسها چون اسلحه كافي در اختيار نداشتند ، شكست خوردند. با كشته شدن مردونيه ايراني ها به سنگرهاي خود عقب نشيني كردند و به استحكام بخشيدن به مواضع خود پرداختند. ولي براثر حمله لاسدموني ها و آتني ها ديواره سنگرها خراب شد و يوناني ها توانستند وارد اردوگاه پارس ها بشوند سپس آنها آنجا را غارت كردند. بعد يوناني ها به تب حمله كردند و تعداد زيادي از مردم آنجا را به جرم كمك به ايراني ها كشتند. ارته باذ يكي از سرداران ايراني بود كه تمايلي به جنگ با يوناني ها نداشت ، بنابراين به موقع به كمك مردونيه نيامد و هنگامي كه ديد سپاهيان ايران شكست خورده اند و در حال فرار هستند ، به طرف هلس پونت حركت كرد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th April 2009   #16

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ گرانيك ، نخستين جنگ داريوش سوم با اسكندر

در بهار 334 ق . م . اسكندر از بوغاز داردانل ( HELLESSPONT ) گذشته وارد آسياي صغير شد و جنگ اول در كنار رود گرانيك - اين رود حالا موسوم به كجاسو است - كه به درياي مرمره مي ريزد روي داد . قشون ايران در اين جا مركب بود از سواره نظام ايراني به عده 20000 نفر و پياده نظام اجير يوناني به همان عده . مِمْنُنْ سردار يوناني در خدمت ايران عقيده داشت كه لشگر ايران از جنگ احتراز نموده منظماً عقب نشيند و اسكندر را به داخل ايران كشانيده در راه هر چه آذوقه هست معدوم كند و از طرف ديگر دولت هخامنشي با بحريّه قوي خود عرصه را در اروپا به مقدوني ها تنگ نمايد . رئيس قشون ايران اين نقشه را برخلاف مرام جنگي ايراني ها ديده رد كرد و قشون ايران در كنار راست رود گرانيك صفوف خود را بياراست ؛ بدين ترتيب كه سواره نظام ايران در صفوف مقدم جا گرفت و سپاهيان يوناني در ذخيره ماندند .

در ابتدا چنين به نظر مي آمد كه فتح با ايراني ها خواهد بود زيرا تيراندازان ايراني تلفات زياد به صفوف دشمن وارد نمودند ولي وقتي كه سپاهيان اسكندر از گرانيك گذشته خود را بي پروا به صفوف ايراني ها زدند ، ايراني ها نتوانستند مقاومت نمايند به خصوص كه خود اسكندر به قلب قشون ايران حمله برده ، مهرداد داماد داريوش را به زمين افكند . پس از آن قلب قشون شكافت و سپاهيان ايراني متزلزل شده فرار كردند ولي اسكندر آنها را تعقيب نكرد و به يوناني هايي كه در ذخيره بودند پرداخت .

با وجود اين يوناني ها پافشاري كرده جنگ كردند و چون كمكي به آنها نرسيد ، به استثناي 2000 نفر كه اسير گرديدند ، تماماً در جنگ كشته شدند . پس از اين فتح اسكندر اعلان كرد كه تمام شهرهاي يوناني از قيد ايران آزادند ؛ فقط شهر هاليكارناس ( HALICARNASSE ) در تحت رياست اُرُنْ تُبات ( ORONTOBATES ) ايراني و مِمْ نُن يوناني سخت مقاومت كرد وليكن بالاخره مغلوب شد و اسكندر يوناني هاي اين شهر را كه مقاومت نموده بودند بَرده كرده بفروخت . بعد از تسليم شدن هالي كارناس ، مِمْ مُنْ از طرف دريا خود را به كشتي هاي ايران رسانيده چنان بر مقدوني ها برتري يافت كه در دربار ايران اميدوار شدند به اين كه جنگ را آسيا به اروپا ببرند وليكن اين شخص كه وجودش در اين موقع آنقدر مغتنم بود ، در حين عملياتي در شهر مي لِتْ درگذشت و قلب اسكندر از فوت او قوي شد چه او را حريف زبردست خود مي دانست . اسكندر پس از اين كه به كارهاي شهرهاي يوناني تمشييتي داد داخل كاپادوكيّه گرديده به كيليكيّه رفت و بعد به فريكيّه درآمده عزيمت سوريّه نمود .

لشگر او براي گذشتن از آسياي صغير به سوريه مجبور بود از سه معبر تنگ و سخت يعني از دربندهاي كيليكيّه و سوريه و امان بگذرد . اين تنگه ها به قدري صعب العبور بود كه چهار نفر نمي توانستند پهلوي هم حركت كنند و با داشتن قواي كمي در اين جاها مي شد مدت ها اسكندر را معطل و تلفات زياد وارد نمود وليكن دربار ايران از اين موانع نظامي هيچ استفاده نكرد .

فنون جنگي در مقدوني و يونان ترقي زياد نموده بود ولي داريوش به همان اسلوب قديم و به جمع آوري سپاه عظيم چريكي توجه داشت . خاري دِموس يوناني كه مانند مِمْ نُنْ لايق و زبردست و در خدمت ايران بود تداركات داريوش را انتقاد كرده گفت اين سپاه عظيم چريكي به چه كار آيد . لشگر كم ولي مشق كرده و ورزيده لازم است تا از حملات اسكندر جلوگيري شود ( چنان كه يوناني ها نوشته اند داريوش متغير گرديده او را بكشت ) .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th April 2009   #17

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ ايسوس ، دومين جنگ داريوش سوم و اسكندر مقدوني

( 333 ق . م . ) در ايسّوس نزديك خليج اسكندرون داريوش انتظار ورود لشگر اسكندر را داشت و در اين جا نقشه اي در نظر گرفته بود كه اگر قشون او مشق كرده و فرماندهي به عهده سردار متين و رشيدي بود اسكندر در خطر بزرگي مي افتاد وليكن حضور داريوش مانع از گرفتن نتيجه گرديد . توضيح آن كه چون اسكندر از تنگه آمان گذشته به طرف سوريه رهسپار گرديد داريوش از كوه هاي آمان عبور كرده در ايسّوس اردو زد و پشت لشگر اسكندر را گرفت . انتشار اين خبر در اطراف و اكناف عالم اثر عجيبي نمود چنان كه در آتن شادي ها كردند چه مطمئن بودند كه روابط اسكندر با مقدوني قطع شده و اضمحلال لشگر او حتمي است . وليكن اسكندر همين كه وضع را چنين ديد جبهه لشگر خود را برگردانده بي پروا به سپاهيان سنگين اسلحه ايراني در ميسره حمله كرد و اين ها عقب نشسته فرار كردند .

داريوش چون عزيمت اينان را ديد خود نيز فرار نمود ( در اين موقع ايراني هاي رشيد خيلي فداكاري كرده نگذاشتند اسكندر به شاه برسد و او فرصت يافت كه بر اسب نشسته فرار كند ) بعد از اين واقعه آن قسمت هاي قشون ايران هم كه دليرانه جنگ مي كردند متزلزل گرديده فرار نمودند . عده سپاهيان داريوش را در اين جنگ 600000 نوشته اند .

در جزو اين عده 30000 يوناني اجير بودند و اين ها بعد از متزلزل شدن ساهيان ايراني مدتي پافشاري كرده و مرتباً به طرف كوه رفته مواقع محكمي گرفتند و مقدوني ها جرأت نكردند آنها را تعقيب نمايند . يكي از جهات شكست قشون ايران را از اينجا مي دانند كه چون ميدان جنگ بين دريا و كوه واقع و تنگ بود ، عده زيادي از لشگر ايران به كار نيفتاد و سواره نظام ايران نتوانست عمليات كند . پارْمِنْ يُنْ ( PARM?NION ) يكي از سردارهاي اسكندر چادرهاي داريوش را كه مادر و زن و دختر و خواهر او در آن بودند با غنايم بسيار تصرف كرد و داريوش در اثر اين شكست تكليف صلح به اسكندر نمود . شرايط صلح اين بود :

1 – ايران 10000 تالان ( 12 ميليون به پول حاليّه ) بپردازد . 2 – تمام ممالك از دجله تا درياي مغرب و بحرالجزاير به مقدوني واگذار شود . 3 – داريوش دختر خود را به اسكندر بدهد و او در ازاي اين گذشت ها صلح نموده خانواده داريوش را مسترد دارد . اين شرايط را اسكندر نپذيرفت و گفت كه اسرا و غنايم و غيره بر اثر فتح متعلق به او مي باشند اما در باب صلح بايد خود داريوش نزد او رفته درخواست آن را بنمايد . پس از آن اسكندر به طرف جنوب براي تسخير سوريه حركت كرد - نوشته اند كه اسكندر در باب شرايط با دوست خود پارْمِنْ يُنْ شور كرد . او گفت اگر من به جاي تو بودم قبول مي كردم . اسكندر در جواب گفت اگر من هم به جاي تو بودم قبول مي كردم - وليكن شهر صور و غَزَهْ ودتي با او جنگ كردند . اولي 7 ماه قشون مقدوني را معطل نمود و بالاخره اسكندر از اين راه بهره مندي يافت كه قسمتي از كشتي هاي فنيقي بعد از مشاهده ضعف ايران فرار كرده به طرف اسكندر رفت و كشتي هاي جزيره قبرس نيز به آنها ملحق شد ولي بعد از ورود سپاه اسكندر به شهر جنگ خاتمه يافت چه صوري ها از جان گذشته مقاومت كردند و مقدوني ها مجبور شدند تقريباً هر خانه را مانند قلعه اي بگيرند ( در اين مورد اسكندر خيلي بي رحمانه رفتار كرد ) مقاومت غزه را از شجاعت باتيس قلعه بيگي اين شهر و فداكاري ساخلو آن كه عرب بود مي دانند .

اين ها تا آخرين نفر كشته شده دو ماه اسكندر را معطل نمودند . پس از آن اسكندر به مصر درآمد و مصري ها با آغوش باز او را پذيرفتند . بعد اسكندر به معبد آمّون رفت و كاهنان مصري او را پسر خدا دانستند - مادر اسكندر به او گفته بود كه او پسر خدا است و اسكندر يقين حاصل كرده بود كه اين حرف مادر راست است با همين مقصود به معبد آمّون رفت كه او را پسر خدا بدانند . دو معبد يوناني كه در آسياي صغير بودند نيز او را به اين مقام شناختند - پس از آن او اسكندريه را در كنار درياي مغرب بنا و جذب قلوب از مصري ها نمود و در موقع حركت ، رياست قشون مصر را به يك نفر مقدوني ، رياست ماليه را به يك نفر يوناني و باقي ادارات را به مصري ها سپرد ( 331 ق . م . )

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14th April 2009   #18

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ گوگامال آخرين نبرد داريوش سوم و اسكندر

از مصر اسكندر به طرف فرات عزيمت نمود ( 331 ق . م . ) و از رود مزبور گذشته وارد بين النهرين شد . پس از آن از دجله گذشته متابعت ساحل يسار آن را كرد تا در گوگامل نزديك نينواي سابق و آرْبلْ ( اَرْبيل كنوني ) به لشگر داريوش برخورد . اززمان عبور قشون اسكندر از فرات تا ورود آن به گوگامل فرصت هاي خوبي براي داريوش پيش آمد ولي او از اين مواقع هيچ استفاده نكرد . اولاً جلگه بين النهرين براي عمليات سواره نظام ايران بسيار مساعد و با ترتيب دستجات ممكن بود به سبك جنگ گريز صدمات زياد به قشون اسكندر وارد و حركت آن را كُند و بلكه مختل نمود چنان كه پارتي ها در همين جاها با همين ترتيب چند قرن بعد قشون رومي را بيچاره كرده فاتح شدند . ثانياً آب دجله در اين موقع تند و عبور از آن مشكل بود و قشون ايران با داشتن تيراندازهاي ماهر مي توانست مانع از عبور قشون اسكندر گردد يا لااقل تلفات زياد به آن وارد آرد . در گوگامل جنگي در مرتبه سوم بين قشون ايران و اسكندر روي داد .

سپاه ايران را يك ميليون نوشته اند وليكن بايد اغراق باشد - كليةً ارقامي را كه مورخين يوناني و شرقي ذكر مي كنند بايد هميشه با احتياط تلقي كرد . يكي از جهات آن اين است كه خدمه بار و بنه و عمله و كارگر و هزاران نفر ديگر را كه در اين موارد جزو قشون و يا عقب آن حركت مي كنند در عده مردان جنگي محسوب مي دارند - اين جا چند فيل جنگي هم تهيه كرده بودند . قشون ايران در اين دفعه ورزيده تر بود و وقتي كه جنگ درگرفت ايراني ها در بعضي از قسمت ها عرصه را بر مقدوني ها تنگ كردند ولي فرماندهي داريوش در اين جا هم باعث هزيمت لشگر ايران شد . توضيح آن كه چون اسكندر پافشاري قشون ايران را ديد حمله بدانجايي كرد كه داريوش روي عرابه جنگي قرار گرفته بود و داريوش همين كه ديد در حوالي او جنگ مي شود فرار كرد و فرار او باعث فرار قسمتي گرديده متدرجاً به قسمت هاي ديگر سرايت نمود و جنگ به شكست ايراني ها منتهي شد و حال آن كه در بعضي از قسمت ها پيشرفت با قشون ايران بود .

بعد از اين جنگ اسكندر داريوش را تا آربل كه در مسافت 17 فرسخ از دشت نبرد بود تعقيب كرده بعد به بابل رفت و مانند كوروش بزرگ دست مجسمه بل مَردوك را گرفت و حكم كرد معابدي را كه در زمان خشيارشا خراب كرده بودند تعمير نمايند . پس از آن به شوش درآمد و 50000 تالان طلا كه در خزانه شوش بود تصرف كرد - به پول امروزي تقريباً 60 ميليون تومان - بعد به طرف پِرْسْ پُليسْ ( تخت جمشيد امروزي ) و پاسارگاد ( مشهدمرغاب كنوني ) از راه بهبهان روانه شد . كيسّي ها ( اوكسيان يوناني ها ) باج از اسكندر خواستند زيرا در اواخر دوره هخامنشي معمول شده بود كه شاهان انعامي به آنها مي دادند . بعد از راندن آنها اسكندر به دربندپارس ( كوه گيلويه كنوني ) رسيده دچار مقاومت شديد آرِيُ بَرْزَنّ و سپاهيان او گرديد و چون مقدوني ها از جبهه نتوانستند بر آنها فايق آيند ، اسكندر مجبور شد همان كار كند كه ايراني ها در ترموپيل كردند و بنابراين قسمتي از قشون يوناني از كوره راه ها حركت كرده پشت سر مدافعين را گرفت و آنها را قلع و قمع نمود .

اين يگانه مدافعه مرتب و صحيحي بود كه در اين زمان به عمل آمد . بعد از ورود به پرس پليس اسكندر كشتاري در شهر راه انداخت و قصر شاهان هخامنشي را آتش زد و اهالي را بَرده كرده بفروخت - ديو دور و كَنْتْ كورس و پلوتارك چنين نوشته اند ولي آرّيِنْ ساكت است - تا مردم ايران بفهمند كه سلطنت هخامنشي ها خاتمه يافته و نيز از ايراني ها در ازاي آتشي كه به شهر آتن در زمان خشيارشا زده بودند انتقام كشيده باشد . در اين جا علاوه بر ذخاير خزانه ، 120000 تالان به تصرف اسكندر درآمد - به پوي امروزي ، 144 ميليون تومان -.

پس از تسخير پرس پليس اسكندر به همدان رفت ( 330 ق . م . ) و در آنجا خزانه خود را كه بالغ بر 180000 تالان بود گذاشته ، 6000 مقدوني براي محافظت آن بگماشت و خودش از راه ري براي تعقيب داريوش حركت كرد چه او با وجود شكست هاي پي در پي هنوز از پاي ننشسته و در صدد تهيه سپاه جديدي بود . وقتي كه اسكندر به نزديكي دامغان امروزي رسيد ، شنيد كه بسْ سوس ( BESSUS ) والي باختر و بَرَسُنْتِسْ ( BARASANTES ) والي رُ ّخج داريوش را گرفته اند . اسكندر بشتافت تا به آنها برسد اما بس سوس همين كه از آمدن اسكندر مطلع شد به داريوش زخم مهلكي زده فرار كرد و اسكندر وقتي رسيد كه داريوش فوت كرده بود . به امر اسكندر نعش او را با تشريفات به پاسارگاد برده دفن كردند . پس از آن اسكندر حركت كرده به مملكت تَپوري ها ( طبرستان ) و از آنجا به وَركان ( گرگان امروزي ) رفت . موافق روايات پارسي هاي زرتشتي اسكندر بعد از تسخير ايران آوستا را از گنج شاپيكان به دست آورده امر كرد بعضي از قسمت هاي آن را كه راجع به طب و نجوم بود به زبان يوناني ترجمه نمايند و باقي را در آتش انداخت . محققين نتوانسته اند معلوم نمايند كه گنج شاپيكان كجا بوده است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17th April 2009   #19

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ آنتوانت ، نبرد فرهاد چهارم با روميان

مرگ سزار و جنگهاى داخلى روم در نهايت سبب به قدرت رسيدن مارك آنتوانت و اكتاويوس شد. اكتاويوس در اروپا قدرت را در دست گرفت و آنتوانت پس از ازدواج با كلوپاتراى معروف، مصر، شمال آفريقا و آسياى نزديك را در اختيار گرفت. روم در آن سالها در اوج قدرت بود و لژيونرهاى اين كشور، دنياى متمدن آن روزگار را كاملاً تحت سيطره داشتند اما در شرق آنها موفق به ورود به خاك ايران و بعد از آن دسترسى به ثروت هندوستان نشده بودند.

انتقام كراسوس :
مارك آنتوانت و بسيارى از سرداران رومى نمى توانستند سرنوشت غم انگيز كراسوس را از ياد ببرند و فكر مى كردند بايد به هر قيمت شده انتقام خون او و ۲۰هزار لژيونر را از ايرانيان بگيرند. علاوه بر آنكه دولت پارت پس از قدرت گرفتن چندبار سعى در تصرف متصرفات روم در سوريه و آسياى صغير كرده بود و بين النهرين نيز اكنون به طور نسبى در تصرف ايران بود. بهانه جنگ در ابتدا بسيار جزئى و غيرقابل استناد بود اما بعداً آنتوانت (آنتونى) بى پرده ابراز تمايل به جنگ كرد و فرهاد چهارم پادشاه ايران نيز سعى كرد خودرا بى علاقه به جنگ نشان دهد اما در خفا به تجهيز نيروهاى خود در سمت راست ساحل فرات پرداخت.

برداشت آنتوانت اين بود كه بايد با سپاهى بزرگتر از كراسوس به جنگ ايران برود و به همين دليل ۱۶لژيون بزرگ رومى (۶۰ تا ۷۰هزار نفر) را به همراه ۱۰هزار سوار و سى هزار نيروى ذخيره به سمت فرات برد. پادشاه ارمنستان نيز در اين برنامه ريزى مرگبار، سردار رومى را همراهى مى كرد و ۱۳هزار سوار وپياده براى او آماده ساخت. سپاه عظيم رومى در تابستان ۳۶قبل از ميلاد به فرات رسيد اما جبهه محكم ايرانيها او را وادار كرد تا قواى خود را تا ارمنستان عقب بكشد و در آنجا در كنار شاه ارمنستان ارتاوسدس نقشه ورود به ايران را طراحى كند؛ غافل از آنكه ايرانيان نيز در اين مدت قواى خود را به شمال ايران انتقال داده اند.

سرپرسى سايكس در كتاب خود درباره لشكركشى آنتوانت مى گويد: «ارتاوسدس (شاه ارامنه) به او پيشنهاد كرد چون قشون پارت در فرات جمع هستند، بهتر است نقشه جنگ را تغيير داده از ارمنستان به آذربايجان حمله برده و پايتخت آنجا را به تصرف درآورد، چه حكمران آنجا از متفقين پارت است.» راهنمايى ارتاوسدس سبب شد آنتونى نيروهاى خود را به دوقسمت كرده و ماشين آلات جنگى و قلعه گيرى خود را با بخشى از نيروها بر جاى گذارده و به سرعت خود را به پراسپا پايتخت ماد كوچك (آذربايجان) برساند. اما وقتى به آنجا رسيد، مشاهده كرد ايرانيان آماده مقاومتند، پس در انتظار رسيدن برجهاى متحرك، منجنيق و ساير ادوات قله گيرى ماند.

اولين ضربه مرگبار :
اشتباه بزرگ آنتوانت در بر جاى گذاشتن ماشين آلات جنگى با چندهزار سرباز براى او بسيار گران تمام شد چرا كه پارتيها صاعقه وار به سربازان رومى و استاتيانوس سردار آنها حمله برده و روميها را كه شمار آنان به هزار نفر مى رسيد، قتل عام و ماشين هاى او را تصاحب كردند. پادشاه ارمنستان در اين زمان اوضاع را نامناسب ديد و حدس زد آينده بدى در انتظار روميها است، بنابراين بى صدا با سپاه خود از روميها جدا شد وناگهان آنتوانت متوجه شد قرار است بلاى كراسوس سراو و سربازانش نازل شود.

ضربه دوم :
در حالى كه مواد غذايى روميها رو به اتمام بود، پارتها جنگ و گريز را آغاز كردند. پاييز فرا رسيد و آنتوانت ترجيح داد محاصره پراسپا را ترك گويد، اما اين بار اين پارتها بودند كه او را راحت نگذاشتند. سپاه روم از طريق اروميه امروزى بناى عقب نشينى گذاشت و براى آنكه بلاى كراسوس بر سر آنها نيايد، عقب نشينى از مناطق كوهستانى را ادامه داد اما در حوالى تبريز اولين برخورد سنگين با سپاهيان پارتى به وقوع پيوست.

آنتوانت فلاخن اندازان را كه از گلوله هاى سربى استفاده مى كردند، به عنوان تير آخر خود به ميدان آورد و سواران گل نيز از جانب ديگر به دفاع از لژيونها پرداختند و پارتها را به عقب راندند. اما پارتها ۱۹روز مداوم با شيوه جنگ و گريز روميها را كاملاً خسته كردند و در نبردى بزرگ در حوالى رود ارس ۸هزار رومى ديگر كشته شدند. هزيمت روميها به سمت غرب، فرهاد را بر آن داشت روميها را به حال خود رها كند اما «سرماوگرسنگى» اكنون به كمك پارتها آمده و باقيمانده سپاه او را نيز از پاى درآورد. هزاران رومى ديگر نيز تا رسيدن به مقر زمستانى روميها كشته شدند. گفته مى شود در اين نبردها بالغ بر ۲۰هزار رومى كشته شدند. اين نبردها در ۳۵قبل از ميلاد خاتمه يافت.

نتيجه نبردهاى دوم ايران و روم :
۱- آنتونى چندى بعد از شكست از اكتاويوس سردار ديگر رومى كشته مى شود اما بى شك شكستهاى او در ايران و ارمنستان در اين «افول قدرت» بى تأثير نبوده و ابهت اين سردار رومى پس از شكستهاى خرد كننده در شرق فرو ريخته است. شكست او در ۳۱قبل از ميلاد از اكتاويوس سبب خودكشى اووكلوپاترا مى شود.

۲- روم درمى يابد در شرق قادر نيست از «حدى» جلوتر برود چرا كه دولتى پرقدرت مانع دست اندازى «امپراتورى» به بين النهرين، پارس، پارت و ايلام است. اين شكست سبب شد اكتاويوس نيز كه اكنون به نام اگوستوس معروف شده و قدرتى در سطح سزار و سولا يافته بود مصالحه را با فرهاد به جنگ ترجيح دهد. اگوستوس در اين زمان قدرتى بسيار زياد داشت و به گفته مورخان تنها ارتش ثابت او ۲۵لژيون ۵هزار نفرى (۱۲۵هزار نفر) بود. سپاهيان روم در اين زمان كل اسپانيا، فرانسه، بخشى از آلمان، اتريش، سوئيس، كل ايتاليا، كل بالكان، يونان، غرب تركيه ، سوريه و شامات (اردن، لبنان، فلسطين)، شمال عربستان، مصر و شمال آفريقا را در اختيار داشتند و بى شك اگر دولت پارت نبود آنها به فكر بلعيدن خاك ايران، بين النهرين، ايلام، آتروپاتن (آذربايجان) و ارمنستان مى افتادند. شكست پياپى ۲سردار رومى به فاصله ۲۰سال (كراسوس ۵۳قبل از ميلاد و آنتوانت ۳۴قبل از ميلاد) اشتهاى روم را براى پيشروى به سوى شرق سرد كرد.

۳- روش رزمى پارتها (جنگ و گريز سواران)، روميها را به وحشت انداخت و آنها به اين فكر افتادند كه چگونه مى توان براى اين نوع مبارزه چاره انديشى كرد

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
Mr.M.J ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 17th April 2009   #20

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,210
تشکر از دیگران: 10,400
تشکر شده 9,889 بار در 5,242 پست

 

جنگ تراژان ، نبرد خسرو اشكاني با روميان

از حدود سالهاى ۲۰ ميلادى به بعد امپراطورى روم رو به ترقى بود حال آن كه ايران دوران پارت مرتب ضعيف تر مى شد. پادشاهان اشكانى به سرعت جاى خود را به نفرات بعدى مى دادند و امپراطورى پارت ديگر قدرت يك قرن قبل خود را نداشت.

در اين ميان اما در روم پس از مرگ نروا حاكم بزرگ رومى، تراژان كه فردى اسپانيايى الاصل بود به امپراطورى رسيد. تراژان يك نظامى جنگ ديده بود كه قصد داشت مرزهاى شرقى روم را وسعت دهد و به همين جهت به بهانه دخالت ايران در امور ارمنستان در ۱۱۴ ميلادى با لژيونرهاى ورزيده اروپايى خود عازم سوريه شد.

خسرو شاه اشكانى كه در اين زمان علاقه چندانى به جنگ با امپراطور روم نداشت ابتدا سعى كرد با فرستادن پيشكش و هدايا مانع ورود تراژان به شرق شوداما تراژان كه به قدرت نظامى خود مغرور بود هداياى ايران را رد كرد و به سفير ايران پاسخ داد كه در سوريه تصميم خود را به شما اعلام مى كنم. او حتى شاهزاده ارمنستان را كه براى اعلام آمادگى كشورش در تبعيت از روم به پيش او آمده بود به قتل رساند.

در چنين شرايطى جنگ به نظر غيرقابل اجتناب مى آمد. تراژان پس از تسخير كامل ارمنستان در سال ۱۱۵ ، انطاكيه راگرفت و عازم بين النهرين شد ودر ۱۱۶ شهر آباد هاترا در بين النهرين را گرفت.
در اين زمان متأسفانه از ايران هيچ كمكى براى سپاهيان مدافع شهرها نرسيد و در نتيجه تراژان در كليه نبردها غالب شد. وى پس از به آب انداختن كشتيهاى جنگى در همان سال از فرات به سمت جنوب رفت و بابل را گرفت.

تراژان پس از تصرف تيسفون و سلوكيه توانست خود را به سواحل شمالى خليج فارس برساند جايى كه تاكنون پاى هيچ رومى نرسيده بود.

استراتژى نبرد فرسايشى
خسرو در اين زمان به خوبى مى دانست كه مبارزه با لژيون هاى جنگ آزموده رومى فايده اى ندارد بنابراين مصمم شد تا با تحريك مناطق متصرفه جنگ طولانى و فرسايشى را عليه سردار رومى به راه اندازد.

تراژان كه انتظار مقاومت از سوى مناطق اشغال شده رانداشت ناگهان در جنوب بين النهرين احساس خطر كرد چرا كه ارتش او از سوريه تغذيه مى شد و فاصله بسيار طولانى او با سوريه مى توانست نقطه ضعف اساسى او در مقابل با شورشيان كه اكنون كليه فتوحات او را به خطر انداخته بودند باشد.
تراژان با بازگشت به داخل بين النهرين سعى كرد تا شورشها را سركوب كند اما شهرهاترا (ياالخضر) آنقدر مقاومت كرد تا سردار رومى مجبور به عقب نشينى شد.

در ۱۱۷ ميلادى، خسرو از جنوب بين النهرين حركت را شروع كرد و پس از تصرف تيسفون قصد نبرد با تراژان را كرد. او مى دانست كه ۳ سال نبرد مداوم در سرزمينهاى شرقى لژيونهاى رومى را خسته كرده و اكنون شكست دادن آنها سخت نيست.

اما در روم اتفاقات جديدى در حال رخ دادن بود. مرگ تراژان سبب روى كار آمدن هادريان شد و وى نيز صلاح را در عقب كشيدن نيروهاى رومى به غرب فرات ديد. بنابراين روميها مجدداً در شرق به سوريه بازگشتند و تنها در شمال ارمنستان و آديابن در اختيار آنها ماند. (سال ۱۲۲)

نتيجه نبردهاى تراژان
نروا و تراژان قدرت روم را به «حداكثر» رسانده بودند اما روم بايدبراى تصرف دنياى متمدن به سمت شرق مى رفت و ايران هنوز براى او سدى بود. روم دراين زمان ۳۰ لژيون عظيم را با حدود ۱۸۰ هزار سرباز و ۲۰ هزار سوار در اختيار داشت كه قدرت هركدام از آنها برابر با ۳ جنگجو بود. اين در حاليست كه روميها در نبردهاى محلى نيروى جديد نيز به كار مى گرفتند. در چنين شرايطى فتح بين النهرين توسط تراژان عجيب نبود اما عقب نشينى روميها بار ديگر خطر اشغال ايران توسط روم را منتفى كرد اگرچه سبب تصرف كشورهاى شمال غرب ايران توسط ارتش روم شد. همچنين روم در اين زمان توانست (هرچند به طور موقت) خودرا به جنوب بين النهرين برساند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

ویرایش توسط Mr.M.J : 17th April 2009 در ساعت 11:46 PM.
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



ست مروارید عشق

بهترین هدیه برای دختران و خانم ها :
زیبا ترین و جذاب ترین هدیه سال برای دختر خانم ها و بانوان محترم

تولد – سالگرد ازدواج –هدیه آشنایی - روز عشق و ....

خودتان مروارید داخل صدف زنده كه در كنسرو شیشه ای بسته بندی شده است را در بیاورید و در قسمت مخصوصش در گردنبند قرار دهید

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 8900 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *مجله اینترنتی پی سی پارسی *بزرگترین شهر دانلود *فال و طالع بینی -تاروت *دانلود *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight *پاتوق تفريحي ايرانيان *سرگرمی و تفریحی شهرشب * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *توپترينها *موبفا-مرجع تخصصی موبایل *قره جه طیار ، انتخابات گنبد *عکسهای بازیگران * درج آگهي و تبليغات *مجله تاپ مگ *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *عکس *پاتوق اینترنتی *عکس *مجله تفریحی خبری فان فارس *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا