تكه اي از قلب من نزد كسي جا مانده است. بي قراري ،
بذر غربت در دلم افشانده است باغبان مهرباني ها
نميدانم چرا نو عروس عشق را از باغ رويا خوانده است!
برگ برگ دفتر سبز غزل هاي مرا شعله هاي دوزخ دلواپسي سوزانده است
از همان آغاز ، اين ققنوس عاشق ، بي دليل در دل خاكستر تقدير ، تنها مانده است آه ،
گويي كولي پاييز در گوش درخت نوحه مرگ بهار آرزو را خوانده است
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
محكوم در اين دنيا سراب محکوم است به پوچي... پرستو محکوم به کوچ کردن... شمع محکوم به اشک ريختن... خارها محکوم به تنهايي... روز محکوم به غروب کردن... شب محکوم به رسيدن... قلب با همه ي پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن وچه محکوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟ اما اي کاش همه ي اين محکوميتها زيبا را مي پذيرفتند. اي کاش...؟
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
بهش نگید که من چه قدردوستش دارم
برای بردن دلش؛کوه راروشونه ام میذارم
بهش نگیددیوونه ی چشمهاش شدم
مست همه شیطونیهاش،عاشق خنده هاش شدم
اگه بفهمه عاشقم؛میره وپیداش نمیشه
کی میدونه؛ عاقبت این دل زارم چی میشه؟
اگه بفهمه عاشقم،قلبش را پنهون میکنه
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
روزها در گذرند
اما سبزي نگاهت پابرجاست
دريچه چشمانت را باز كن
كه سخن هاي نگفته را دريابد
غم اندرون را برون ريز با مرواريد دلت
نگاهت
مثل آيينه صاف و مثل دريا آرام
دلت با نگاهت عريان شود
عرياني كه از هر پوشيده اي محجوب تر
آيا دلت صداي نگاهم را نمي شنود
صدايي كه سالها بي تحرك مانده
صدايي كه از مسير راه بريده
صدايي كه با نداي دلت آرام مي گيرد
آرامش كن
آرامش كن
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.