خب مثل اینکه مهلت صندلی نشینی من تموم شده ولی هنوز چند تا سوال بی جواب باقی مونده !
قرار بود جواب این سوالات رو دو سه روز پیش بدم ولی متاسفانه سرم خیلی شلوغ بود ...
معذرت میخوام ...
نقل قول: نوشته اصلی توسط
ehsankia 
1- دوست داشتی توی جی تی چه کسی رو از نزدیک بببینی.................
2- یادته ازت کمک خواستم...................به نظرت حالا حالم چطوره..............................
3- دلت می خواست یه موزیک بهت تقدیم کنم.................اگه خواستی ایمیل رو برده برات سند کنم.....
4- بهترین حرفی که ا دوستات شنیدی چی بوده...................
5- دلت می خواست بیای خونه ما.......................................
6- می خوام یه جمله عشقولانه بهم یگی که من کف کنم...................
7- راستی چرا توی صندلی داغ ..... شرکت نمی کنی.....اگه من از تو بخوام چی...............
1- این سوال رو قبلا جواب دادم !
2- اگه راستشو بخوای ، نه یادم نیست !
.gif)
البته این سوالت مال یک هفته پیشه ، شاید اگه اون موقع جواب میدادم یه چیزایی یادم میومد !
.gif)
امیدوارم الان حالت خوب باشه !
3- فقط یه دونه ؟
حالا چرا ایمیلم رو میخوای ؟!
پیغام خصوصی برای همین جاهاست دیگه !
از بس که به ایمیلم از این تبلیغات چرت و پرت میفرستن ، دیگه زیاد حال و حوصله چک کردنشون رو ندارم !
هر موقع صفحه ایمیلم رو باز میکنم ، یه نگاه کلی و سریع به تمام ایمیلها میندازم و اگه چیزی توجهم رو جلب نکرد ، تمامشون رو پاک میکنم !
آخه روزی دویست تا ایمیل واسم میاد که فقط دو سه تاش مهم هستن و بقیه فقط تبلیغاتی هستن !
4- معمولا کم پیش میاد که دوستام حرف خوبی بزنن !
.gif)
ولی در بعضی مواقع واقعا از راهنماییشون استفاده کردم و از این بابت بهشون مدیونم ...
بهترین حرف رو یکی از دوستانم به اسم محمدرضا بهم زد ولی چون اون مسئله شخصی بود ، متاسفانه نمیتونم اینجا بیانش کنم ...
کلا دوستان خیلی خوبی دارم و خدا رو به خاطر این موضوع شاکرم ...
5- خونه شما ؟!
دلم که میخواد ولی لااقل بگو توی کدوم شهر زندگی میکنی !!
اینجوری مهمون دعوت کردن هم عالمی داره ها !
6- عشق ، هوس محبوب شدن نزد معشوق است . زابوتن
7- اون صندلی به درد کسایی میخوره که تجربه ای توی این کار داشته باشن ...
من زیاد وارد این رشته نشدم !
وقتی کسایی رو در اطرافم میبینم که با 16 سال سن دم از عشق میزنن ، خیلی تعجب میکنم !
خدا نکنه که بهشون بگی هوس رو با عشق اشتباه گرفتی ؛ اجدادت رو میارن جلوی چشمات !
آخه یه پسر 16 ساله که تازه به سن بلوغ رسیده ، چه چیزی از عشق میدونه ؟!
نقل قول: نوشته اصلی توسط
Zodiac-S 
1.پنج فیلمی که خیلی دوست داریو نام ببر
2.پنج بازیگر مرد که بیشتر دوست داری
3.پنج بازیگر زن که بیشتر دوست داری
4.فیلمی که تونست که تو رو واقعا تحت تاثیر قرار بده(منظورم او فیلم سکسی ها نیست

)
5.اهل ورزش هستی؟چه ورزشی؟
1- من اهل فیلم دیدن هستم ولی نه اونجوری که بخواد اسم فیلم یا کارگردان و تمام بازیگراش یادم بمونه !
بعضی از فیلما خیلی برام جالب بودن ولی هر چی فکر میکنم اسمشون یادم نمیاد !
2- به آل پاچینو ، ویل اسمیت ، نیکلاس کیج ، جکی چان و جانی دپ ارادت خاصی دارم !
3- نیکول کیدمن ، آنجلینا جولی ، جولیان مور ، چارلیز ترون و نائومی واتس هم از بازیگران مورد علاقه من هستن !
4- مسیر سبز !
احتمالا خیلی از شماها این فیلم رو دیدین ...
فیلمش درب و داغونم کرد از بس که احساسی بود !
مخصوصا آخراش که دو سه تا جعبه دستمال کاغذی مصرف کردم !!
5- این سوال رو چند بار جواب دادم !
نقل قول: نوشته اصلی توسط
sepide_ss 
1- بهترين معلمت كي بوده؟
2- بد ترين معلمت كي بوده؟
3- چقدر معلماتو اذيت مي كردي؟
4- چرا رونشون اسم مذاشتي؟
5- دوست داري معلم بشي بعد شاگردات دستت بندازن؟
1- اگه معلم ادبیاتم رو که در پستهای قبل تعریفش رو کردم بذاریم کنار ، معلم درس جغرافی در دبیرستانم ، یکی از بهترین معلمهای دوران تحصیلم بود ...
خدا رحمتش کنه !
چند سال پیش فوت کرد ...
مردی بود که معلوماتش همه رو تحت تاثیر قرار میداد ...
بسیار بافرهنگ و مهربون بود ...
نزدیک شصت سالش بود ولی همه اونو مثل دوست خودمون میدونستیم ...
وقتی خبر فوتش رو بین سال تحصیلی بهمون دادن ، هیچکس باور نمیکرد !
چرا همیشه باید بهترینا از بینمون برن ؟
2- بدترین معلمم ، یکی از معلم های سال اول راهنماییم بود !
پدر سوخته معلم نبود که ، شکنجه گر بود !!
هر هفته به یه شکل ما رو کتک میزد !
نمیدونم این آموزش و پرورش اصلا نظارتی روی این معلما داره یا نه !
.gif)
یکی از روشهای مورد علاقه شکنجه اش ، این بود که موهای کنار گوشات ( خط ریش ) رو میگرفت و از زمین بلندت میکرد !
به قدری از این حرکت کیف میکرد که حد نداشت !!
یا مثلا خودکار میذاشت بین انگشتامون و با تمام زورش انگشتارو بهم فشار میداد !
قصدش تنبیه کردن ما نبودا ، معلوم بود که داره لذت میبره !
3- سال سوم دبیرستان دورانی بود که بیشترین بلاها رو سر معلم هامون میاوردیم !
خدا از سر تقصیراتمون بگذره !
البته معلم های ما هم همچین مظلوم نبودن و اذیت کردن اونا موقعی شروع میشد که باید به بچه ها نمره میدادن !
اونجا چنان دماری از بچه ها در میاوردن که تمام اذیتهامون رو تلافی میکرد !
خدا از سر تقصیراتشون نگذره !!
4- ما نمیخواستیم اسم بذاریم ، این معلما ما رو مجبور میکردن !!
روی بیشتر معلما اسمی نمیذاشتیم فقط اونایی که خودشون تنشون میخارید رو مورد هدف قرار میدادیم !
این قضیه شامل استادای دانشگاهمون هم میشه !
بعضی از اسما رو باید توی کلاس باشین تا معنیش رو متوجه بشین و اگه من الان اونا رو بگم ، برای شما بی معنی هستن !
بعضی از اسمها رو هم چون اینجا زن و بچه مردم رد میشه ، نمیتونم بگم !
5- نه اصلا از معلم شدن خوشم نمیاد !
شغل معلمی رو دوست دارم فقط دوست ندارم که خودم معلم بشم !
اینقدر بلا سر این بیچاره ها آوردیم که طاقت نصف اونا رو هم ندارم !
.gif)
یکی از معلم های سال سوم دبیرستانم عادت داشت که وقتی وارد کلاس میشد ، برگه های دستش رو داخل کشوی میزش میذاشت ...
همیشه هم دستش پر برگه بود !
یه بار چند دقیقه قبل از اینکه این معلممون وارد کلاس بشه ، دستگیره کشوی میزش که فلزی بود رو با فندک به حد ذوب رسوندیم !!
سه چهار نفر رو هم توی راهرو مدرسه گذاشته بودیم تا اگه خبری شد سریع ما رو در جریان بذارن ...
وقتی فهمیدیم معلممون داره میاد ، دست از کار کشیدیم و خیلی طبیعی رفتیم سر جاهامون نشستیم و منتظر اومدن طعمه شدیم !
بیچاره وقتی اومد تو و روی صندلی نشست ، دل تو دل بچه هامون نبود !
همه از فرط هیجان داشتیم میمردیم !!
اونم که از همه چی بیخبر بود ، طبق روال گذشته اومد برگه هاش رو توی کشوی میزش بذاره !
برای همین با خیال راحت دستش رو مشت کرد و دستگیره کشوی میز رو توی دستش گرفت !
وقتی دستش با اون آهن گداخته شده برخورد کرد ، چنان فریادی از ته اعماقش کشید که برق از سر مدیر مدرسمون پرید !!
یادش بخیر ، چه دوران خوبی بود !
.gif)