ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 10 12345 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 100
  1. #1
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393

    متن ترانه های گوگوش - Googoosh Lyrics




    آلبوم شب سپید (جنگل شش و هشت)
    گفتیم از این بدتر نمیشه و شد
    از این بدتر کردیم، نشد خود به خود
    طرح نجات بچه های میهن
    انشای بد در غیبت مرد و زن
    رو عرشه کشتی های راس راسی
    دی جی سر کلاس خود شناسی
    پای روضه های مردم فریبی
    نقل و نباتشون بمبای جیبی

    در جنگل شش و هشت
    چقدر به ما خوش گذشت

    ماهواره بالادست
    افتاد تو چاه و شکست
    تعبیر خواب کورش
    خلافت عاشق کش
    شب شعر پیچیده
    در سفره ای پوسیده
    سرود برگزیده
    نتهای سربریده

    در جنگل شش و هشت
    چقدر به ما خوش گذشت

    دست شکسته ای وبال گردن
    دوست دارم میدونی های سوسن
    دوست دارم میدونی که این کار دله
    گناه من نیست تقصیر دله

    نامه نگاری با یه چاه بی آب
    فکر یه شام اتمی با شراب
    یه جعبه رنگ واسه روز مبادا
    رای همه فدای اخم آقا
    بیست و چهار ساعته های خاموش
    بازی ما یادم تو را فراموش

    در جنگل شش و هشت
    چقدر به ما خوش گذشت

    بخش خبر کاری نکن خراب شه
    آگهی دوبی نقش بر آب شه
    کشتار ملیونی بگو دروغه
    یا که عجالتا سرش شلوغه

    خبر چیدن در نقش همکلاسی
    وی آی پی کنسرتای سیاسی
    گفتیم از این بدتر نمیشه و شد
    از این بدتر کردیم و شد خود به خود

    در جنگل شش و هشت
    چقدر به ما خوش گذشت

    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  2. #2
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    بوسهای پیاده رو

    دست تو رو گرفتن آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
    یواشکی بوسیدن آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
    پیاده رو ها همشون پشت قباله ی تو
    کنار تو ترس من آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
    نبض تو رو شمردن، آی چه حال خوبی داره
    قفل قفس شکستن، آی چه حال خوبی داره
    بذار که از پچ پچ ما خبر چینا کر بشن
    رهایی مرد و زن، آی چه حال خوبی داره
    لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
    بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
    آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
    از همه ی دار و ندار من مراقبت کن
    از این دو چشم مست شب شکن مراقبت کن
    از این نگاه سرخ سرخی که آتیش گردونه
    از این دو طاق نصرت روشن مراقبت کن
    جرم سیاه منو تو رویای رنگی داشتن
    چقدر قشنگه بی اجازه مو تو شونه کردن
    حبس ابد با تو چه خوبه آی چه عشقی داره
    پس تا ابد حرفای شاعرانه بیشتر بزن
    لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
    بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
    آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
    متهم ردیف یک منم که از تو مستم
    انجا کنار مرده ها منم که زنده هستم
    جرم من اینه که چشام سایتو قاب گرفتن
    رو پوست شب اسم تو رو خال کوبی کرده دستم

    رو پوست شب اسم تو رو خال کوبی کرده دستم

    لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
    بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
    آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
    آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  3. #3
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    مدلی همصدا

    تو از کدوم قصه ای , که خواستنت , عادته
    نبودنت فاجعه , بودنت , امنیته

    تو از کدوم سرزمین , تو از کدوم هوایی
    که از قبیله ی من , یه آسمون , جدایی

    اهل هر جا که باشی , قاصد شکفتنی
    توی بهت و دغدغه , ناجی قلب منی

    پاکیه آبی یا ابر ؟! , نه خدایا , شبنمی
    قد آغوش منی , نه زیادی , نه کمی

    منو با خودت ببر , ای تو تکیه گاه من
    خوبه مثل تن تو , با تو همسفر شدن

    منو با خودت ببر , من حریص رفتنم
    عاشق فتح افق , دشمن برگشتنم

    منو با خودت ببر , منو با خودت ببر

    غریبه آشنا , دوست دارم , بیا
    منو همرات ببر , به شهر قصه ها

    بگیر دست منو , تو دستات

    چه خوبه سقفمون , یکی باشه با هم
    بمونم منتظر , تا برگردی , خونم

    تو زندونم با تو , من آزادم

    منو تو با همیم , اما , دلامون خیلی دوره
    همیشه , بین ما , دیوار صد رنگه غروره

    نداریم هیچ کدوم , حرفی که بازم تازه باشه
    چراغ خنده هامون , خیلی وقته سوت و کوره

    من و تو , من و تو , من و تو

    هم صدای , بی صداییم
    با هم و از هم جداییم
    خسته از این قصه هاییم
    هم صدای , بی صداییم

    تو اون کوه بلندی , که سر تا پا غروره
    کشیده سر به خورشید ,غریب و بی عبوره

    تو تنها تکیه گاهی , برای خستگی هام
    تو میدونی چی میگم , تو گوش میدی به حرفام

    به چشم من , به چشم من , تو اون کوهی
    پر غروری , بی نیازی , با شکوهی
    طعم بارون , بوی دریا , رنگ کوهی

    تو همون اوج غریب قله هایی
    تو دلت فریادِ , اما بی صدایی

    هم صدای خوبم , بخون تا بخونم
    عمر من تو هستی , بمون تا بمونم

    یه جا ابر آسمون , یه جا پر از ستاره
    یه جا آفتابیه آسمون , یه جا می باره
    بی تو اما همه جا , ابری و غم گرفته ست
    ابر آسمون , یه قطره بارونم نداره

    تو اگه باشی , ابرا می بارن
    دشتای خالی , پر گل میشن

    با تو من بهارم , بی تو شوره زارم
    وقتی هستی خوبم ,
    وقتی نیستی , بی تو , یه قابه شکسته , رو دیوارم

    غیر تو , تو دنیا , آرزو ندارم
    وقتی هستی خوبم ,
    وقتی نیستی , بی تو , یه قابه شکسته , رو دیوارم
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  4. #4
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    هفته سپید و سیاه

    شنبه من بد بد
    روز عشق سرسری
    گریه های بیخودی
    خنده بی خبری
    صبح یکشنبه میاد
    مثل یه قهوه سرد
    شکل بی شکل کشیش
    بر سر صلیب درد

    غیبت عشقه که مارو می کشه
    سیل بی رحمه، بهارو می کشه

    دفتر دوشنبه های بی کسی
    میگه تار موی یارم کم شده
    روی روسریش باید خط بکشم
    وقتی رخت خونه مون پرچم شده
    از سر سه شنبه های موج و کف
    هر پناهنده یه قایق می خره
    ساحل از شکسته های ما پره
    تا بخواهی صدفای بی سره

    غیبت عشقه که مارو می کشه
    سیل بی رحمه، بهارو می کشه

    عصر چارشنبه هنوز
    میگه یک بیرق بدوز
    بی شناسنامه بسوز
    آدم روز به روز
    روز پنجشنبه میاد
    جوری که نیومده
    سرخ سرخ و داغ داغ
    مثل یک آتشکده

    جمعه از لهجه دریا خیس خیس
    میگه قصه دو ماهی بنویس

    غیبت عشقه که مارو می کشه
    سیل بی رحمه، بهارو می کشه
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  5. #5
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    شب سپید

    روي ابريشم چين نبض صداتو ميشه دوخت
    ميشه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت
    ميشه ته مونده ي دريا رو به يادت سركشيد
    ميشه جز تو حتي آسمون آبي رو نديد
    براي تحمل روز سياه به تو فكر مي كنم
    براي تصاحب روياي ماه به تو فكر مي كنم
    به تو فكر مي كنم
    به تو فكر مي كنم
    اشكاي من گوله گوله
    مي چكن رو ماهيتابه
    همه دود مي شن مي سوزن
    شام من گريه كبابه
    اشكاي من قطره قطره مي چكن روي كتابام
    داره باز بارون مي باره اول و آخر حرفام
    براي تحمل روز سياه به تو فكر مي كنم
    براي تصاحب روياي ماه به تو فكر مي كنم
    به تو فكر مي كنم
    به تو فكر مي كنم
    اشكاي من گوله گوله مي چكن رو شمع روشن
    روي مهتاب قديمي مي چكن رو سايه ي من
    دل دله کشف سپيده تو سفرهاي نديده
    پر فواره یی رنگی از دو چشم تو چکیده
    براي تحمل روز سياه به تو فكر مي كنم
    براي تصاحب روياي ماه به تو فكر مي كنم
    به تو فكر مي كنم
    به تو فكر مي كنم
    من كجاي شب تو رو گم كردم و تنها شدم
    آخر کدوم سحر با بوسه یی پیدا شدم
    اين كدوم دل بازيه كه زخمي تنهاييه

    دونه ي سرخ اناره كه خود زيباييه
    براي تحمل روزسياه به تو فكر مي كنم
    براي تصاحب روياي ماه به تو فكر مي كنم
    به تو فكر مي كنم
    به تو فكر مي كنم
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  6. #6
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    کوچه لخت

    مثل یه دستمال کاغذی
    عشقو مچاله می کنم
    تکه هاشو جا میذارم
    فکرامو ناله می کنم
    این آخر یک سفره
    پس دادن خاطره ها
    ته عشق اجاره ای
    آه بلند بی صدا

    کلید خونه رو میدم
    به دست باد لعنتی
    کوچه لختو میسپرم
    به بچه های پاپتی

    خاکستر ملافه ها
    عکسای پاره پای در
    حسرت رویای سفر
    رو بالش بی بال و پر
    کنار حوض نقره ای
    یه قطره از خون منه
    گربه همسایه ما
    انگار که باز آبستنه

    کلید خونه رو میدم
    به دست باد لعنتی
    کوچه لختو میسپرم
    به بچه های پاپتی

    تور عروسی تو هم
    افتاده روی اطلسی
    نمیدونه کجا بره
    از زور درد بی کسی
    یه ساعت بی عقربه
    افتاده روی تختخواب
    شمعدونای خالی پر از

    پرسش داغ بی جواب

    کلید خونه رو میدم
    به دست باد لعنتی
    کوچه لختو میسپرم
    به بچه های پاپتی
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  7. #7
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    طلاق

    بشنو,همسفر من.
    از این قصه ی تلخ,راه دشوار.
    ای تو,تک چراغ این شب تار.
    این که گذشتن از کنار قصه ها نیست.
    این که یک تصویر از سقوط آدما نیست.
    ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم.
    ما خود دردیم,این نگاهی گذرا نیست.

    بشنو,همسفر من.
    با هم رهسپار راه دردیم.
    با هم,لحظه ها را گریه کردیم.
    ما در صدای بی صدای گریه سوختیم.
    ما از عبور لحظه لحظه قصه ساختیم.
    از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم.
    ما عجز خود را باهم و بی هم شناختیم.
    شاید در این راه,اگر با هم بمانیم.

    وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم.

    بشنو,همسفر من.
    بشنو,همسفر من.
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  8. #8
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    مدلی نیلوفر آبی

    عاشق گل گفتناتم

    گل روتو گل نداره
    پیش تو گل مثل خاره
    همه دنیا به چشمم
    با همین یه گل بهاره
    هرچی تو نوشتی خوندم
    بیخودی نیست زنده موندم
    هرچی گفتی من شنیدم
    چیزی جز عشقت ندیدم

    عاشق گل گفتناتم
    بی قرار درد دل شنفتناتم

    گل نیلوفر آبی
    پشت پلک من می خوابی
    باشی آفتابی خصوصی
    رو تن خودم بتابی
    واسه خودم بتابی

    آروم آروم بازی بازی
    با دل تنگم میسازی
    می بری با اسب بالدار
    سفر دور و درازی

    گل نیلوفر آبی
    پشت پلک من می خوابی
    باشی آفتابی خصوصی
    رو تن خودم بتابی
    واسه خودم بتابی

    فاصله افتاده بین من و تو
    دستامون نمیرسن به همدیگه
    اینو بغض تو نگفت
    اینو قلب من میگه

    اینهمه سال دوری
    دوری و بی خبری
    من گرفتار قفس
    تو پی دربدری
    من به یک آینه دلخوش
    تو به سایه ها امیدوار
    من به غربت تو مدیون
    تو از این غریب طلبکار

    فاصله افتاده بین من و تو
    دستامون نمیرسن به همدیگه
    اینو بغض تو نگفت
    اینو قلب من میگه

    دست من نیست گاهی وقتا
    روزم آفتابی نمیشه
    حتی با معجزه عشق
    آسمون آبی نمیشه
    دست من نیست گاهی وقتا
    تلخ و بی حوصله میشم
    بین ما، بین من و تو
    من خودم فاصله میشم

    دست من نیست
    دست من نیست

    یه شبایی باد و بارون
    می زنه به برگ و بارم
    اون شبا هوای آشتی
    حتی با خودم ندارم

    یه روزایی ابر تیره
    منو می بره از اینجا
    می بره اونور دیروز
    گم میشم اون دور دورا

    دست من نیست گاهی وقتا
    روزم آفتابی نمیشه
    حتی با معجزه عشق
    آسمون آبی نمیشه

    دست من نیست
    دست من نیست
    دست من نیست
    دست من نیست
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  9. #9
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    آبی

    آسمون روى خونم آبى نيست
    شعله ى چراغ من آبى نيست
    ديگه رنگ عاشقى تو نقاشى آبى نيست
    توى جوى كوچمون آب زلال آبى نيست
    ما مى خوايم آبى باشيم
    ما مى خوايم عاشق باشيم
    ديگه توى ديگ سياه خون و خشونت نجوشه
    رنگ خون آبى بشه مثل خون تو رگ
    شب آبى رنگ دريا رنگ عشق
    رنگ چشم مهتاب رنگ آبى عشق
    اگه توى جوى كوچه آب سياه آبى بشه
    اگه رنگ نقاشى تو نقاشى آبى بشه
    قلم و وردار ويه عشق بكش
    خون و از نقاشى بردار ، گلاى آبى بكش

    زه و از كمون بكش ، زندون تو آسمون ابى بكش
    زندون و تو آسمون آزاد بكش
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

  10. #10
    marjan62
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    1,955
    694
    3,393
    آلبوم پل (باور کن)
    باور كن ، صدامو باور كن
    صدایی كه تلخ و خسته ست
    باور كن ، قلبمو باور كن
    قلبي كه كوهه اما شكسته ست
    شكسته ست

    باور كن ، دستامو باور كن
    كه ساقهء نوازشه
    باور كن ، چشم منو باور كن
    كه يك قصيده خواهشه

    وسوسهء عاشق شدن
    التهاب لحظه هامه
    حسرت فرياد كردنه
    اسم كسی با صدامه

    اسم تو هر اسمی كه هست
    مثل غزل چه عاشقانه ست
    پر وسوسه مثل سفر
    مثل غربت صادقانه ست

    باور كن اسممو باور كن
    من فصل بارون برگم
    مطرود باغ و گل و شبنم
    درختم درخت خشكی
    تو دست تگرگم

    باور كن هميشه باور كن
    كه من به عشق صادقم
    باور كن حرف منو باور كن
    كه من هميشه عاشقم
    عشق مانند گرفتن تیغ از دست بچه هاست

صفحه 1 از 10 12345 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 100

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •