فروشنده : این روزا کسی واسه کتاب پول نمیده..
مردم روزنامه شم به زور میخونن چه برسه به کتاب..
اونم یه همچین کتاب عتیقه ای که شما دنبالش میگردی.. نبش قبر کردی ؟!.. گفتی موضوع کتاب چی بود ؟
آقا سید : اخلاق حاج آقا.. در باب اخلاق نظری..
فروشنده : اخلاق ، بگرد؛ بگرد همون بالا مالاها شاید پیداش بکنی.
طلا و مس
همایون اسعدیان
- نیما: از زمانی که این کاترین خانم...
- جهانگیر شاه: سوگلی.
- نیما: ...بله همون خانم سوگلی تشریف آوردن، فکر نمیکنید شما یه مقداری نسبت به فخرالتاج خانم در واقع بیتوجه شدید؟
- جهانگیر شاه: نخیر فکر نمیکنیم.
- نیما: یعنی اصلاً به فخرالتاج خانم، به دختر بزرگتون و به زندگیتون فکر نمیکنید؟
- جهانگیر شاه: نخیر فکر نمیکنیم.
- نیما: یعنی فقط به خانم سوگلی فکر میکنید؟
- جهانگیر شاه: به او هم فکر نمیکنیم.
- نیما: ببخشید به چی فکر میکنید شما؟
- جهانگیر شاه: ما اصولاً اصلاً فکر نمیکنیم! قبله عالم فقط بازی میکند، حال میکند، کیف میکند، عشق و صفا، دوباره بازی میکند، حال میکند، عشق و صفا... فکر نمیکند که!
بخارانید!
امضا فعلیم
The Twilight Saga Breaking Dawn Part 1
جیکوب: مثل جاذبه می مونه.... مرکز دنیات عوض میشه.... ناگهان،دیگه زمیـن نیست که تورو نگه داشته.... تو هر کاری میکنی.... تبدیل به هر چیزی میشی که اون نیاز داره.... یه دوست.... یه برادر.... یه محافظ....
سیمین : پدرت اصلا میفهمه که تو پسرشی
نادر : اون نمیدونه من پسرشم ، ولی من که میدونم اون پدرمه
(دیالوگ به یاد ماندنی پیمان معادی درجدایی نادر از سیمین)
به سلامتی همه ی پسر هایی که توی پیری پدر، یادشون نرفته
وقتی بچه بودن کی تو خیابون کولشون میکرد
آره این دیالوگ خیلی قشنگ بود
شبیه همین دیالوگ توی آقا یوسف هم بود که خیلی رو من تاثیر گذاشت!!
اونجا که صابر ابر به ستاره میگه چرا اینجوری حرف میزنی با آقا یوسف!
ستاره: من هر جور دلم بخواد حرف میزنم
تو برو پمادتو بمال
بعد کیسشو عوض کن
بعد سرومشو وصل کن
بعدصورتشو اصلاح کن
بعد ملافه هاشو عوض کن
سیروس:بس کن
ستاره: بس نمیکنم
برا چی بس کنم؟
سیروس:من نمیتونم اینو ول کنم کی میتونه از این نگهداری کنه
ستاره:آهان کلفت میخواستی میرفتی کلفت میگرفتی
سیروس:کلفت چیه؟ گفتی کمکم میکنی، کمکم نمیکنی اینقدر غر نزن
ستاره:من کی دارم غر میزنم؟
سیروس:زندگی نداری نشستی اینجا منو دید میزنی
ستاره:زندگی؟زندگی من میون زمین و هواس چی داری میگی؟
سیروی:زندگی این بدبخت که بیشتر میون زمین و هواس
ستاره:آها!! یعنی من بشینم این بمیره ، زندگشمونو شروع کنیم؟
سیروس:بابامه! بابام!!
روث: ازدواج کردی؟
نویسنده: نه.
روث: همجنس بازی؟
نویسنده: نه.
روث: پس یعنی دوست دختر داری؟
نویسنده: یه چیزی بیشتر از این حرفها.
روث: شریک زندگی داری؟
نویسنده: یه چیزی کمتر از این حرفها! نمی دونم، چهل هزار سال از پیدایش زبان به دست انسان می گذره و هنوز هیچ واژه ای برای توضیح رابطه ای که من دارم به وجود نیومده!
" روح نویسنده "
کارگردان : رومن پولانسکی
محصول 2010
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.