 |
|
22nd August 2009
|
#21
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
|
|
|
گفتم که رفتنت یه روز ، قاب دلم رو می شکنه
گفتی که این بخت تو بود ، تقدیر تو شکستنه
هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی،هنوزم عاشق ترینم
گفتم بمون اونروز میاد، غصه هامون تموم می شه
گفتی اگه با هم باشیم ،لحظه هامون حروم می شه ه
هر وقت که بارون میزنه، تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی، هنوزم عاشق ترینم
آه آه ...آه آه...
وقتی رفتی همه دنیا روسرم ،انگاری خراب شد ودلم شکست
قلب من زانوی غم بغل گرفت
هر وقت که بارون میزنه، تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی، هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون میزنه، تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی، هنوزم عاشق ترینم
هنوزم عاشق ترینم
از وقتی رفتی هیچکسی ،همدرد وهمرازم نشد
هیچکسی حتی یه دفه ،هم غصه سازم نشد
رفتی ولی بدون هنوز ،عاشقتم تا پای جون
دل بهاریم عاشقه ،چه تو بهار چه تو خزون
هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
|
|
|
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
|
|
29th August 2009
|
#22
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
|
|
|
و اکنون تو با مرگ رفته ای ؛
و من این جا ، تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس ، گامی به تو
نزدیک تر می شوم
این زندگی من است
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
|
|
|
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
|
|
29th August 2009
|
#23
|
|
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: اراک
نوشته ها: 2,308
تشکر از دیگران: 3,014
تشکر شده 4,999 بار در 2,473 پست
|
|
|
يادت باشه
.گاهي وقتا مثلاً آخر شب که مي خواي بخوابي
يه دل تنهايي هست که يکم اونور تر از تو مي تپه واسه تو
يادت باشه که فقط تو بودي که تونستي وارد قلبم بشي
بدون اينکه قفلشو بشکني
يادت باشه من هر شب با اسمت همصدا مي شم
و تو روياهام با تو حرف مي زنم تا سبک شم
تويي که حتي يادت و خيالت هم آرامش بخشه
هيچ مي دوني که وقتي يه کوچولو ازم دور ميشي من چقدر غصه دار ميشم؟
اون موقع است که چشماي غمگينم دنبال چشماي سياه قشنگت مي گرده
که با هر بار نگاه کلي انرژي ازشون دريافت کنه
دستام دنبال دستاي مهربونت مي گرده تا احساست کنه
بدونه که هستي
.هميشه مي موني
.خودت مي دوني که اين واژه ها نمي تونن اون چيزي که تو عمق وجودمه ابراز کنن
.وقتي مي خوام از تو بنويسم نه تنها واژه ها در مقابلت کم ميارم
بلکه حتي به احترام حضور سبز و مهربونت سره تعظيم در مقابلت خم مي کنند
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
|
|
31st August 2009
|
#24
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
|
|
|
روزهای بی تو بودن شکنجه است
آزار هرروزه است
نمیمیرد اینهمه درد
سوگواری شادی تا آخر عمرست ......
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
|
|
|
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
|
|
31st August 2009
|
#25
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
|
|
|
صدای باد را بشنو که آواز کهنۀ غمگینی می خواند .
می داند که امروز تو را ترک می گویم .
برایم گریه مکن . . .
زیرا قلبم در راهی که می رود خواهد شکست .
خداحافظ عشق من . . .
خداحافظ . . . خداحافظ ای تنها محبوبم . . .
تا زمانی که مرا به یاد آوری هرگز چندان دور نخواهم بود .
خداحافظ عشق من . . . من همیشه به تو وفادار می مانم .
پس مرا در رؤیایت جای ده تا زمانی که پیش تو باز گردم .
ستارگان را در آسمان ببین .
و آنها به هر کجا که بروند با درخشش خود با من خواهند بود .
و من آرزو می کنم که هر چه زوردتر مرا به خانه راهنمایی کند .
خداحافظ عشق من . . .خداحافظ عشق من . . . خداحافظ . . .
تا زمانی که مرا بیاد آوری هرگز دور نخواهم بود .
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
|
|
|
saharnaz ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
31st August 2009
|
#26
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
|
|
|
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب ، بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی ؛ توی خواب گلهای حسرت نمی چینی
دیگه خورشید چهرت رونمیسوزونه ، جای سیلی های باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی ... قانون جنگل و زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی ؛ تو تو جنگل نمی تونستی بمونی خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب ، بی درد و غصه
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی می گه
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب ، بی درد و غصه
می دونم می بینمت یروز دوباره .... توی دنیایی که آدمک نداره....
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
|
|
|
saharnaz ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
2nd September 2009
|
#27
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: گلستان-گنبد کاووس
نوشته ها: 12,982
تشکر از دیگران: 3,974
تشکر شده 7,501 بار در 5,187 پست
|
|
|
اشك بر روي صفحه ي كاغذ فرو مي ريزد وقلبم ازرنج ودوري تو حكايت مي كند انگاركه تمامي غمها به
سويم پرواز مي كنند ديگر نيستي تا پنجره ي چشمانم را به رويت بگشايم .ديگر نيستي تابرايم تبسم
كني ومن از لبخندشيرينت قصه شادي را نظاره كنم اي سروپا همه خوبي به تو مي انديشم : عزيزم سلام
هم اكنون كه برايت مي نويسم هوا سرد وغم انگيزاست آسمان پراز ابرهاي سياه مي باشد ودلم سخت گرفته
وتصوير تو هم توی یه قاب با یه روبان مشکی به دورش رو به رومه .gif)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
(اَللّـــهُمَ عَجّـــل الّــوَليّــــكَ الفَــــرَج) .gif)
|
|
|
|
mahdiss ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
2nd September 2009
|
#28
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: گلستان-گنبد کاووس
نوشته ها: 12,982
تشکر از دیگران: 3,974
تشکر شده 7,501 بار در 5,187 پست
|
|
|
نگاهت كردم براي آخرين بار و يك بار براي هميشه اشك ريختم، ديگر در توانم نيست.
تاب دوري تو را ندارم. تو رفته اي و قلب مرا، فكر مرا، همه وجود مرا همراه خودت برده اي و من سست و بي روح ساعت هاي متمادي به دوردست ها خيره ميشوم، به افق، همانجا كه آسمان و زمين به يكديگر پيوند خورده اند تا شايد نشاني از تو بيابم، نشاني از بازگشت تو، اما تو نيستي، هيچ چيز نيست. سكوت مطلق و من نااميد تر از هميشه باز هم با خيال تو چشم هاي پر از آشوب خويش را بر هم ميگذارم
و به دلم، دل بيقرارم التماس ميكنم، كمي آرام تر باش، ميخواهم بخوابم تا شايد خواب معبودم را ببينم. ولي او بي تاب است، آرام نمي گيرد، تا وقتي تو برگردي!
و من باز به افق خيره شده ام و چه بيهوده فرياد ميزنم بازگشتت را
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
(اَللّـــهُمَ عَجّـــل الّــوَليّــــكَ الفَــــرَج) .gif)
|
|
|
2nd September 2009
|
#29
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: گلستان-گنبد کاووس
نوشته ها: 12,982
تشکر از دیگران: 3,974
تشکر شده 7,501 بار در 5,187 پست
|
|
|
این را می دانم
که تورفته ای ودیگرنخواهی برگشت
وازتوفقط تاریکی توی دلم مانده است
اما سالهاست توی این تاریکی ها به
دنبال تو میگردم که شاید برگردی
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
(اَللّـــهُمَ عَجّـــل الّــوَليّــــكَ الفَــــرَج) .gif)
|
|
|
9th September 2009
|
#30
|
|
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: همین نزدیکا
نوشته ها: 7,359
تشکر از دیگران: 2,875
تشکر شده 8,412 بار در 3,822 پست
|
|
|
|
|
|
|