شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر ادبيات مسابقه
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 20th July 2009   #11

Sepehr021

عضو پيشكسوت

 Sepehr021 آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: جایی که عرب نی انداخت
نوشته ها: 239
تشکر از دیگران: 178
تشکر شده 299 بار در 161 پست

حالت
ناراحت

 

نگهبان گفت : رئیس نیست من بوی گندشو می شناسم این گربه همسایست. مرد در حالی که بغض گلوشو گرفته بود بود رو به خانم منشی کرد و گفت
من یه حرفی از صبح که وارددفترتون شدم سر دلم مونده روم نمیشه بگم. لپ های خانم منشی گل انداخته بود روسریش رو مرتب کرد و گفت
بفرمایید تو رو خدا غریبی نکنید. مرد گفت که من تکرر ادرار دارم اون دو سه ساعتی که چپه بودم زیاد فشار نما اورد ولی آلان خیلی اوعضام بیریخته.
نگهبان اولی پس یقشو گرفت و گفت برو اون گوشه خودتو راحت کن. خانم منشی چند تا سرفه کرد بعد به نگهبان گفت پاکت سیگارتو بده ببینم.
بعد شروع به داد و بیداد که خاک بر سرت این آ و آشغالا چیه می کشی، 1 ماه دیگه قیافت شبیه این عکس ریه روش می شه برو از تو کشو من یه بسته سیگار بیار.
مرد برگشت در حالی که یه کاغذ خیس مچاله دستش بود. منشی گفت این لیست وظائفت بود چلمن چرا اینجوریش کردی؟
مرد گفت متاسفانه آب قطع بود اسباب تیمم هم فراهم نبود دیگه مجبور شدم. ناگهان صدای فریاد نگهبان از اتاق منشی بلند شد وقتی همه به اتاق منشی رفتن دیدن

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


زندگی من دویدن در بیراه هاست.
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
Sepehr021 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 20th July 2009   #12

NightBroadCaster

کاربر سايت

 NightBroadCaster آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: عرض کبریائی D:
نوشته ها: 36
تشکر از دیگران: 73
تشکر شده 36 بار در 13 پست

حالت
Blah

 

دوازده

نگهبان دندوناش قفل شدن و بدنش داره عین ژله می لرزه ..... یه بوی ملس خون هم میومد .... نگاه نگهبان رو دنبال کردن دیدن که یه موجودی که نه معلومه زنه،نه معلومه مرده،خصیه خواجس؛چیه اونجا بود و قیافه ی همه ی اینایی که تازه وارد اتاق شده بودن، به خصوص همین مردک قصه ی ما دیدنی بود.شبیه علامت سوال و تعجب که بود ؛ هیچ ،سه تا نقطه هم به اون دوتا علامت اضاف شد و اینجوری شد: ؟!...این خانم رییس که نه همون" رییس "اومد نطقی کنه.تا دهن نکرشو باز کرد ، بو ی خون دیگه همه جارو عطرآگین کرد....به هر حال رییس آدمخوارا بود دیگه....دندوناش؛دندوناش که نه همون ابزار آدمخواریش،شبیه همه چی بودن جز دندون!صداشم که وای صد رحمت به صدای زوزه ی گرگ و گراز....گفتش...

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1388


ویرایش توسط NightBroadCaster : 20th July 2009 در ساعت 02:04 PM.
NightBroadCaster آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 23rd July 2009   #13

Mr.M.J

عضو پيشكسوت

 Mr.M.J آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: تهرون
نوشته ها: 8,198
تشکر از دیگران: 10,394
تشکر شده 9,948 بار در 5,245 پست

 

یهو شورع کرد به صحبت با همون صدای وحشتناکش گفت اه دیگه حالم داره از این ماسک و دستگاه تغییر صدا بهم می خوره! یهو هم ماسک وحشتناکشو ورداشت هم یه چیزیو از تو دهنش در آورد! مرد داستان ما هم که داشت با تعجب نگاش می کرد و یهو اونم به این نگاه کرد. کم مونده بود دیگه از تعجب بیفته زمین بمیره! این رییس که میگن رو میشناخت! همون دوستی که مطب رو بهش پیشنهاد کرده بوده رییس بود! ولی خب آخه اینا یعنی چی؟ اینهمه اتفاق مسخره , اینهمه آدم دیوونه! آخه نکنه داشته اینهمه مدت خواب میدیده؟! دوستش داشت با یه لبخند نگاش می کرد! دلش می خواست دوستشو خفه کنه که اینو وارد این ماجراهای مسخره کرده! یهو دوستش بهش گفت چطوری رفیق شفیق؟ اینم قاطی کرد و شروع کرد به فحش دادن! دوستش هم با یه خنده ی تمسخر آمیز گفت بابا چرا می زنی؟ می تونم واست همه چیو توضیح بدم. اینم گفت که خب بگو ببینم این مسخره بازیا چیه؟ من چرا اینجام؟ شما اینجا چه غلطی می کنین؟ بهتره هر چه زودتر منو قانع کنی تا... دوستش گفت تاچی؟ یهو دید دیگه نه خنده ای تو صورت دوستشه نه شوخی ای و اون نگهبانه و خانوم منشی هم دارن با دقت اینو نگاه می کنن. حرفشو قورت داد و گفت تا من دوباره جیشم نگرفته!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ز شیر شتر خوردن و سوسمار , عرب را به جایی رسیدس کار
که تاج کیانی کند ارزو , تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
Mr.M.J آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
6 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 8th August 2009   #14

fereshte_d

کاربر سايت

 fereshte_d آواتار ها

تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 67
تشکر از دیگران: 10
تشکر شده 56 بار در 37 پست

حالت
Cool

 

چهارده

زود زود بگین ... دوستش بهش لبخند زد و گفت : ما چون از شما خوشمون می اومد و فکر کردیم که توی این کارا وارد هستی خواستیم شما رو شریک خودمون بکنیم حالا می یای رفاقت را تکمیل کنی به ما کمک کنی ؟ او محکم جواب داد : نه من نمی تونم ...دوستش گفت چرا مگر یادت رفته گفتی جبران می کنی ؟ حالا من نیاز به کمک شما دارم پس چه موقعی بهتر از الان برای تلافی ...او باز گفت: نه من توی این بازیا نیستم که یکدفعه دوستش گفت تو مجبوری باید جبران کنی من الان می خوامت نه فردا ،او با عصبانیت به چهره دوستش خیره شد و گفت اگه نکنم چی ...؟
مرد بلند خندید و گفت آن وقت هست که می ری پیش بابا و ننه ی مرحومت دوست داری ؟ کاملا صورتش از عصبانیت سرخ شده بود و نمی دانست به دوست صمیمی اش چه ها بگوید.......

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

fereshte_d آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 11th April 2010   #15

ilar

کاربر سايت

 ilar آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: .........
نوشته ها: 114
تشکر از دیگران: 1,553
تشکر شده 943 بار در 578 پست

حالت
Sweettooth

 

این خیلی اکشن هست یه داستان عاطفی تر بگین

ilar آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
ilar ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا