آرایشهای پر زرق و برق، کلاهگیسهای رنگارنگ و طراحی خاص لباسهای زنانه چیزهایی هستند که در «دوشِس» خیلی زیاد شاهدش هستید. اما سال دیب با فیلم جدیدش، به خاطر تمامی لحظات پرتجمل و خوش آب و رنگش و روح سرزندهی کایرا نایتلی که در نقش اصلی فیلم ظاهر شده توانسته به خوبی نشان دهد که جورجیا اسپنسر کوندیش به عنوان یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین ثروتمندان دههی 18 لندن چطور شخصیتی بوده است. داستانی درجه یک راجع به فرو نشاندن احساسات حاصل از زناشویی خالی از عشق و روح جنسیتگرایانه مربوط به آن دورهی تاریخی. فیلم درام رومانتیک خوب و سطح بالا اما ناآشنایی ست که برای اولین بار تماشاگران را به خوبی مسحور خود خواهد نمود.
شرکت سازندهی فیلم در تبلیغات فیلم بر روی این موضوع مهم دست گذاشته بود که سوژهی این فیلم دربارهی جد دیانا، پرنس والس است. به همان میزان که آمانتا فورمن، یکی از بهترین زندگینامهنویسان، به خوبی به جزئیات پرداخته ، جورجیا، دوشس دی ون شایر هم بسیار خوب از پس آن برآمده است (داستانی که توسط جفری هَچِر، آندرِس توماس جنسون و دیب مورد اقتباس قرار گرفته است). جورجیا یک مُبَلِغ سیاسی و علاقهمند به مُد است که اسباب شایعهپراکنی دیگران قرار گرفته و در دام شوهری سرد و غمگین اسیر شده است. در زمانی که انقلاب آمریکا بسیاری از تغییرات اساسی خود را به سوی جامعهی انگلیسی هم نشانه گرفت، او در گروه محافظهکاران ویگ و لبیرال، که به تسلیم و محبوب شدن شوهرش هم منجر شد، نقشی برجسته ایفا نمود.
اما «دوشِس» با سیاستی که پیش گرفته توانسته سنتی غلط را بشکند (سیاستی که واقعا به درستی انتخاب شده). با این پیشفرض که بیننده بیش از آن که اهل سیاست و قدرت باشد، اهل احساس و عاطفه است. فیلمی خوشساخت و حرفهای که توانسته از دل داستانی تاریخی یک درام تاریخی-سنتی با جلوههای بصری درخشان و پرزرق و برق بیرون بکشد.
در سال 1774 جورجیا اسپنسر (نایتلی) 16 ساله و بانشاط با آیندهنگریهای مادرش (شارلوت رمپلینگ) به عقد ویلیام کاوندیش، پنجمین دوک دی ون شایر (رالف فاینس) در میآید. با ساکن شدن در کاخ او در لندن، جورجیا همسر خود را مردی سرد و بیاعتنا در عین حالی دارای توقعات بیجا مییابد -حتی در قبال جریانات حاصل از آمدن شارلوت و زندگی کردن او با آنها- و این که یک وارث پسر به دنیا بیاورد. شش سال بعد جورجیا دو دختر به دنیا میآورد (اما همچنان که دوک مکررا متذکر میشود، بیهیچ پسری) و تبدیل به یک سلطنتی اجتماعی میگردد درحالیکه نقطه ضعفهای بسیاری در زمینهی مشروبات الکلی و قمار هم به سراغش میآید (و البته در فیلم بسیار کماهمیت هم جلوه داده شده). و رابطهی دوستانهاش با لیدی الیزابت "بس" فوستر (هارلی اتول که با بازی تیزبینانهاش چهرهی یک خودخواه تمام عیار را به خوبی به تصویر کشیده است)، کسی که توسط شوهرش پس زده شده است، هم از همینجا آغاز میشود. اما جدایی بیشتر جورجیا زمانی اتفاق میافتد که بِس تبدیل به یکی دیگر از فتوحات دوک و زن محبوب او در خانه میشود.
در ادامهی همهی درگیریهایی زناشویی که با شوهرش دارد، جورجیا با دوست زمان کودکیاش (و نخستوزیر آینده)، لُرد چارلز گری (دومینیک کوپر) رو به رو میشود. همچنان که شور میان آن دو میسوزد و نابود میشود، شور و شوق و جوانی چارلز نسبت به برخوردهای سرد و بیاعتنای دوک به وضوح بیشتر و بیشتر میشود.
داستان درامی ست راجع به عشقی تراژیک که به خاموشی میگراید و ممکن است در نهایت این حس در بیننده هم ایجاد شود که خمیازهای صرفش کند.
دیب پس از ساختن چند سری مستند موفق برای تلویزیون، اولین تجربهی خود برای پردهی بزرگ را در سال 2004 با فیلم «بولت بوی» که فیلمی در خور تحسین است، آزمود. «دوشِس» اولین قدمش به سوی سینمای تاریخی بود که حس اطمینانبخشی از ریتم و جذابیتهای بصری (با احترام به تدوینگر فیلم مارساهیرو هیراکوبو و دی پی گی یولا پدوس) را به نمایش گذاشته است. اتاقها استادانه مبلمان شدهاند و باغها به طور بینقصی مورد رسیدگی قرار گرفتهاند.
اما از دل هیچ، داستانی را عریان کردن و به نمایش گذاردن هوش بسیاری میطلبد. دیب و همکاران فیلمنامهنویسش دلایل چالشبرانگیز بسیاری را برای تبدیل زندگی جالب توجه قهرمانشان به یک فیلمنامهی قابل اجرا مورد بررسی قرار دادهاند. کلاهگیسها در این فیلم حتی از این موضوع که او جزو گروه محافظهکاران ویگ است هم مهمتر جلوه داده شدهاند، جوری که به نظر میرسد مدل موهای عجیب او از مسائل مربوط به فمنیستها، شهرت و اعتبار و سیاسیتمداریاش هم مهمتر هستند.
چگونگی بهره جستن جورجیا هم از شهرتش و هم همدلی غریزیاش با آدمهای معمولی برای حمایت از یارش، لُرد چارلز فاکس تنها برای بحث بر سر بیمایگی و ظاهربینی است. اگرچه «ماری آنتوانت» ساخته سوفیا کاپولا نیز با بار سیاسی مساوی، نسبت به «دوشِس» بسیار عمیقتر به چنین سوژهای میپردازد (سابقهی جورجیا و چهرهی کمتر جذاب او) اما «دوشِس» سرراستتر بار تاریخی داستانش را به دوش میکشد.
مادامیکه توانایی و مهارت نایتلی در تجسم بخشیدن و به تصویرکشیدن هوش و ادراک جورجیا، سادگیهای گاه و بیگاه او و افکار عمومیاش که زمان خود به جلوتر است به خوبی عمل کرده، جذابیتهای ایفای نقشش به خاطر چهرهی آشنایش و دیدگاه رو به نزول فیلم راجع به ضدقهرمانش، تقلیل رفته است. اما به اندازهی چهرهی دوستداشتنی بازیگر فیلم، تمام جلوهی تجملاتی و زرق و برقهای آن نیز حس ماهرانه بودنش را به بیننده منتقل میکند. نایتلی این فیلم نسبت به سرسختی و ناواضح بودن شخصیت جو رایت در « غرور و تعصب» بسیار درخشانتر عمل کرده است.
فاینس هم به طور تحسینبرانگیزی از پس شخصیت دوک، کمتر به چشم یک انسان شرور بلکه، به عنوان کسی که شمههایی از شفقت و دلسوزی هم درش دیده میشود برآمده است. عملگرایی افسرده که توانایی زور گفتن را هم دارد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در سر هوس بتان چون حورم باد
در دست هماره آب انگورم باد
گویند به من که ایزدت توبه دهد
گر او دهد من نکنم دورم باد
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
از کارا نایتلی خوشم میاد توی تاوان ( Atonement) و غرورو تعصب (Pride & Prejudice)
نشون داد توانایی بازی توی این سبک فیلم هارو داره امیدوارم این فیلمشم خوب از کار در اومده باشه
از بچه ها هر کی این فیلمو دیده نظرشو بگه تا اگه جالب بود برم فیلمشو بگیرم ببینم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتی توئی و بغض طنز و طنز بــغض آلـــود
وقتی توئی و یــــک گـــله عــالــــم مـــردود
وقتی توئی وتوبه وشعرهای دست به عصا
وقتی توئی و فـــکر شاشیـــدن به این دنیا
از کارا نایتلی خوشم میاد توی تاوان ( Atonement) و غرورو تعصب (Pride & Prejudice)
نشون داد توانایی بازی توی این سبک فیلم هارو داره امیدوارم این فیلمشم خوب از کار در اومده باشه
از بچه ها هر کی این فیلمو دیده نظرشو بگه تا اگه جالب بود برم فیلمشو بگیرم ببینم
من این سبک فیلمها را بسیار دوست دارم و از این فیلم هم خیلی لذت بردم هر چند تا قبل از دیدن فیلم هیچ اگاهی از سابفه وسرنوشت شخصیت اصلی فیلم نداشتم توصیه میکنم اگر به این سبک فیلمها علاقه مند هستید حتما ببنید
من هم خیلی از این سبک فیلم ها خوشم میاد
اولین فیلمی که از کارا نایتلی دیدم غرور و تعصب بود که واقعا لذت بردم
این فیلم ها با این که منتقدین نظر خوبی نسبت بهش نداشتن به نظر خیلی قشنگ بود،خوده کارا نایتلی هم خیلی خوب بازی کرده بود(نظر شخصی)
جواد جان اگر تو هم مثل من از روایت داستان در این دوره های زمانی لذت میبری،فکر کنم از این فیلم هم خوشت بیاد
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در سر هوس بتان چون حورم باد
در دست هماره آب انگورم باد
گویند به من که ایزدت توبه دهد
گر او دهد من نکنم دورم باد
Zodiac-S ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
من هم خیلی از این سبک فیلم ها خوشم میاد
اولین فیلمی که از کارا نایتلی دیدم غرور و تعصب بود که واقعا لذت بردم
این فیلم ها با این که منتقدین نظر خوبی نسبت بهش نداشتن به نظر خیلی قشنگ بود،خوده کارا نایتلی هم خیلی خوب بازی کرده بود(نظر شخصی)
جواد جان اگر تو هم مثل من از روایت داستان در این دوره های زمانی لذت میبری،فکر کنم از این فیلم هم خوشت بیاد
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در سر هوس بتان چون حورم باد
در دست هماره آب انگورم باد
گویند به من که ایزدت توبه دهد
گر او دهد من نکنم دورم باد
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.