شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک هنرهای دیداری و شنیداری اخبار فيلم و سینما نقد فیلم
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع
قدیمی 25th August 2009   #1

Zodiac-S

همکار بازنشسته

 Zodiac-S آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2008
نوشته ها: 915
تشکر از دیگران: 1,330
تشکر شده 2,254 بار در 1,326 پست

حالت
Dead

 

یادداشت اِی.او.اِسکات -نیویورک تایمز- بر فیلم «گنجه‌ی رنج»

«گنجه‌ی رنج» فیلمی ست به کارگردانی کاترین بیگلو و برگرفته از داستانی نوشته‌ی مارک بوول، یکی از بهترین فیلم‌های غیرمستند آمریکایی که تا کنون راجع به جنگ عراق ساخته شده است. از چندی پیش، دیگر فیلم‌های جنگی نتوانستند ذائقه‌ی بینندگان‌شان را تحریک کنند و یا در حد و اندازه‌ی آثاری هنری به آنها نگاه نشد و اما حال این فیلم شاید بتواند اثری در خور تحسین تلقی شود که بتواند به موفقیت‌های تجاری در سطح جهان نیز برسد. مجموعه‌ای از درام‌های با موضوع‌های تکراری که در پاییز 2007 مسیر پر پیچ خم اکران‌های عمومی را با آثاری احساسی و محافظه‌کارانه پیمودند، هم باعث تردید و تزلزلی تمام عیار و نگران‌کننده شدند و امیدبخش نبودند و آنچنان که باید سرگرم‌کننده هم نبودند. حتی شاید بینندگان‌شان را از دیدن حقیقت به همان اندازه که باید، سُست و گیج کردند، مثل آن که دل‌شان نمی‌خواسته آن حقایق را بازسازی‌شده بر پرده‌ی سینما ببینند.
پس به من اجازه بدهید از منظر دیگری به فیلم بپردازم، با عِلم بر اینکه عدم توافق و شناخت تا چه اندازه می‌تواند ریسک‌پذیر باشد. من روی ماشینم شرط‌ می‌بندم که «گنجه‌ی رنج» بهترین فیلم اکشن در میان اکران‌های عمومی تابستان نیست. اما فیلم از درون مهیج است، به گونه‌ای که شدت حس تعلیق و شگفت‌زدگی ترشح آدرنالین را در رگ‌ها افزایش می‌دهد. فیلم پر است از سکانس‌های انفجار هیجان ایجاد شده از درگیرها، اما داستان فیلم به آن می‌ماند که گویی در سوراخ فرض و تعهداتی فروتنانه نفس می‌کشد، اینکه یک چنین آثاری تنها مناظری پوچ یا شلوغ‌بازی‌ای غیرمدبرانه هستند. خانم بیگلو که کارنامه فیلمسازی‌اش (شامل «نقطه‌ی شکست»، «پولاد آبی»، «روزهای غریب» و«ک 19: بیوه‌ساز») نامتقارن و ناهمگون اما به دور از ایجاد هرگونه حس کسالت‌آور در بیننده بوده، درکی مرموز و غیرطبیعی نسبت به آنچه چشم‌هایش می‌بینند، گوش‌هایش می‌شنوند و اعصاب و مغزش دریافت می‌کنند، دارد. او یکی از معدود کارگردانانی است که ساخت فیلم اکشن و سینمای ایده‌ها برایش به یک معنا هستند. ممکن است از شوکی که دیدن «گنجه‌ی رنج» به شما وارد می‌کند بیرون بیایید، مشعوف و تا حدی خسته شوید اما همچنان فیلم ذهن شما را به خود مشغول خواهد کرد.
الزاماً علل و وقایع مربوط به جنگ عراق چیزهایی نیستند که ذهن شما را به خود مشغول کنند. اصرار فیلمسازان بر زوم کردن و بسیار نزدیک شدن به لحظه به لحظه‌ی تجربه‌ی سربازها در میدان نبرد در وجه خود قابل تحسین اما تا حدی هم طفره‌آمیز است. «گنجه‌ی رنج» که داستانش در سال 2004 به وقوع می‌پیوندد (اکثر بخش‌های فیلم در اُردن گرفته شده‌اند) داستان مردانی را شرح می‌دهد که هرروزه زندگی خود را در خیابان‌های بغداد و بیابان‌های اطرافش به خطر می‌اندازند و در نتیجه‌ی آن از لحاظ روحی بسیار تحت فشار و اِسترس هستند، بسیار درگیرند و جزئیات ِعملیات نجات سؤالات زیادی را در رابطه با این‌که آنها واقعا ً در آنجا چه می‌کنند در ذهن‌شان به وجود آورده است.
فیلمسازان خارج از تعهداتی که به شخصیت‌های‌شان دارند، کتمان‌کننده‌ی خیلی از حقایق هم هستند. اما با وجود تمامی این محدودیت‌ها «گنجه‌ی رنج» اثری خارق‌العاده از آب در آمده است. خانم بیگلو با فیلم‌هایش نوعی فراواقع‌نگری را تجربه می‌کند؛ مثل اینکه ساختارهای روانشناسانه و پیچیدگی‌های اخلاقی جنگ را به واسطه‌ی یک ِسری آثار ِ زیرکانه به چالش کشیده است.
تمرکز او به روی کمپانی دلتاست، واحدی از ارتش که کارش یافتن و خنثی کردن بمب است -یا انفجار بی‌خطر بُمب‌ها اگر همه‌ی راهکارها به هیچ ختم شود- آ ای دی‌هایی که در هر جایی می‌ترکند، مثل رویش قارچ‌های خودرو پس از باران. برخی از ابزار و بُمب‌ها بسیار ساده‌اند و برخی دیگر به شدت استادانه ساخته شده اما هر کدام برای شناسایی و هلاک بی‌رحمانه‌ی فرد یا گروهی در جایی کاشته شده‌اند.
و به همان اندازه که خانم بیگلو در تولید و تدوین لحظات خطر پیشرو بوده، اما نتوانسته در زمینه‌ی تکنیک به خاطر و در قالب خود اثر به آن شدتی که بر روی درام درونی بشر تمرکز داشته، برجسته عمل کند. درگیرهای میان کمپانی دلتا و دشمنان نامعلومش بیشتر تئاترگونه هستند. همدستی سازندگان بُمب‌ها با تماشاچیان عراقی برای مشاهده و ارزیابی آنچه اتفاق می‌افتد، درحالیکه بطور خونسردانه در حال تماشا کردن تیراندازی آمریکایی‌هایی هستند که عرق می‌ریزند و در ضمن صحبت‌های‌شان دست و پاهای‌شان را هم حرکت می‌دهند.
نه اینکه در فیلم به همه‌ی سربازها به یک میزان پرداخته شده باشد اما تمرکز«گنجه‌ی رنج» به روی سه مرد است که خُلق و خوی تهاجمی آنها خطر و شجاعت صحنه‌های نبرد را به داستانی قابل فهم و رضایت‌بخش پیوند می‌دهد. اُوِن الدریج متخصص (برایان گراتی) مجموعی از خُلق و خوهای عصبی و حرکات گیج و سردرگم را با خود دارد، مشتاق به خوشحال کردن و شرمسار از ترس‌های ذاتی‌اش و به طور هراس‌آوری آسیب‌پذیر است. گروهبان جی.تی سَنبورن (آنتونی مَکی) حرفه‌ای دقیق و بی‌نقص است که به امید بر اینکه خرمندی‌اش او را زنده به خانه باز خواهد گرداند به همراهی تن در داده است.
اما شخصیت مرموز و غیرقابل فهم،گروهبان ویلیام جیمز (جرمی رِنُر) است که پس از کشته شدن رهبر گروه به دِلتا می‌پیوندد، او به سوژه‌ی کاری‌اش بیش از آنکه شبیه به یک تکنسین برق نزدیک شود، همانند نوازنده‌ی جاز ِ یک گروه راک یا هنرمند اکسپرسیونیست انتزاعی نزدیک می‌شود. اهل سیگار و علاقه‌مند به موسیقی مِتال با حس شوخ‌طبعی ِ گستاخانه همراه با آسودگی خاطری که جزوی از قاعده‌ی ارتش است. او به هر بُمب یا درگیری نه با ترس بلکه با نوعی الهام روحی و شوق و شور فی‌البداهه نزدیک می‌شود. همچنان که کورمال کورمال به دنبال سیم‌هایی که توده‌های بُمب به آنها متصل‌اند و هر آن ممکن است اتومبیلی را به آتش بکشند، می‌گردد یا به دنبال ترسیم نقشه‌ی تار عنکبوت‌وار فشنگ‌های کارگذاشته در کف خیابان، به فردی می‌ماند که هر لحظه از زندگی‌اش در دستان خودش است. نه اینکه نادان و احمق باشد. به گفته‌ی سَنبورن به نظر می‌رسد که به شکل دیوانه‌واری جسور و نترس است.
و اجرای رِنِر –عطش برانگیز، سرخوش، بی‌پروا و دقیق- به اندازه‌ی همه‌ی چیزهایِ دیگرِ فیلم هیجان برانگیز است. در هر سکانسی رویه‌های متفاوتی از شخصیت جیمز نمایان می‌شود. او می‌تواند بی‌عاطفه و یا در لحظه‌ای پَست باشد اما مهربانی و عطوفتی بنیادی هم در وجود او مشهود است. آشکار شدن حس پنهان او نسبت به پسرک دی‌وی‌دی‌فروش ِ عراقی، دل‌نگرانی صبورانه‌اش زمانی‌که الدریج در مخمصه‌ی آتش و جسدهای سربازان گیر افتاده، در بحبوحه‌ی ترس و هراس آن شرایط، قابل درک است.
بیشترین چالش‌ها میان جیمز و سَنبورن است: رقابت و درک‌نشدن. اما نشانی از عشقی مردانه همانند حس میان کیانو ریوز و پاتریک سوایزی در «نقطه‌ی شکست» میان آن دو هم دیده می‌شود. در سکانسی رِنِر و مَکی مشت‌هایی به شکم هم می‌زنند که به نظر نمایشی سنتی می‌آید که احتمالاً باید به شهوت و یا قتل منتهی شود اما نگاه خانم بیگلو این است که هیجانات میان سربازانی که با هم رفیق هستند در جایی بستر گسترانیده که شهوت و محرک‌های قتل در آن راهی ندارند.
«گنجه‌ی رنج» با نقل جمله‌ای از کرایس هجس، یکی از نویسندگان پیشین مسائل جنگ در نیویورک‌تایمز، شروع می‌شود؛ جایی که گفته بود: "جنگ یک ماده‌ی مخدر است". این امکان وجود دارد که بتوان جیمز را به چشم یک معتاد به جنگ نگاه کرد، یک معتاد به خطر که همه‌ی حس‌های خوب و زندگی و امنیت دیگران را فدای عادات خود می‌کند، اما مجموع تخصص او در زمینه‌ی شناخت بُمب که هر لحظه ممکن است او را به کشتن دهد و آرامش و روحیه‌ای که در نتیجه‌ی گستاخی و ویژگی‌های بچه‌گانه‌اش حین کاردارد، چیزی برعکس آن را به نمایش گذاشته است.
الدریج آدم محجوبی است که به کارش تسلط کافی ندارد و از این حیث ناراحت هم هست اما توانسته علی‌رغم ترس‌هایش در موقعیت‌های سخت خوب عمل کند. سَنبورن بسیار حرفه‌ای ست و کارش را خوب و آگاهانه انجام می‌دهد. اما جیمز چیز دیگری ست، کسی است که می‌توانیم به خوبی درکش کنیم، حتی اگر تا به حال در عمرمان همچین آدمی ندیده باشیم. بسیار حرفه‌ای، بااستعداد و هنرمند. هیچ تعجبی ندارد اگر بگوییم خانم بیگلو هم او را کاملاً و به خوبی شناخته است.


منبع : سینمای ما

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در سر هوس بتان چون حورم باد
در دست هماره آب انگورم باد
گویند به من که ایزدت توبه دهد
گر او دهد من نکنم دورم باد

Zodiac-S آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



ست مروارید عشق

بهترین هدیه برای دختران و خانم ها :
زیبا ترین و جذاب ترین هدیه سال برای دختر خانم ها و بانوان محترم

تولد – سالگرد ازدواج –هدیه آشنایی - روز عشق و ....

خودتان مروارید داخل صدف زنده كه در كنسرو شیشه ای بسته بندی شده است را در بیاورید و در قسمت مخصوصش در گردنبند قرار دهید

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 8900 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *مجله اینترنتی پی سی پارسی *بزرگترین شهر دانلود *فال و طالع بینی -تاروت *دانلود *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight *پاتوق تفريحي ايرانيان *سرگرمی و تفریحی شهرشب * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *توپترينها *موبفا-مرجع تخصصی موبایل *قره جه طیار ، انتخابات گنبد *عکسهای بازیگران * درج آگهي و تبليغات *مجله تاپ مگ *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *عکس *پاتوق اینترنتی *عکس *مجله تفریحی خبری فان فارس *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا