کار خوبی کردید داستان شاهنامه رو به نثر نوشتید. اما خوب بود اون بخش الحاقی رو تو پرانتز میگذاشتین؛ همون جایی که گفتین رستم برای عقد موبد خواسته. چون همان طور که استاد مجتبی مینوی گفته این قسمت با توجه به سیاق داستان الحاقیه. حالا من چند تا دلیل برا اثبات حرفم میارم:
. رستم در سراسر آن روز رو شراب خواری کرده و از سرسنگینی به بستر خواب رفته؛ خواستن موبد در آن شرایط با عقل جور در نمیاد.
. فردای اون روز رستم پس از پیدا شدن رخش از توران برمیگردد؛ آیا میشود کسی را به عقد درآورد و فردای آن روز به حال خود رها کرد.
. ابیاتی که نشان دهنده ی الحاقی بودن این سخن که رستم برای عقد موبد خواسته:
تهمینه: یکی آنکه بر تو چنین گشته ام خرد را زبهر هوا کشته ام
فردوسی: چو انباز او گشت با او به راز ببود آن شب تیره دیرو دراز
ـ نمیخوام خستتون کنم ولی شاید شما هم از حرفهام استنتاج کردین که اگر رستم با تهمینه عقد رسمی نکرده پس سهراب نتیجه ی یک ازدواج نامشروع میباشد؟ باید بگم بله. اما بهتره بدونید این مسئله در ادبیات چندان غیر عادی نیست و مسائل این چنینی بسیار دیده میشود همچون ازدواج با محارم یا مبحثی با عنوان شاهدبازی در ادبیات ایران. بدرود