20th October 2009
#1
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: شمال سر سبز
نوشته ها: 4,218
تشکر از دیگران: 7,627
تشکر شده 5,637 بار در 3,359 پست
حالت
مشاعره با اشعار شاعر پيشنهادي
با سلام
دوستان اين نوع مشاعره خيلي جالبه
يك بيت شعر نوشته ميشه و در زيرشعر اسم يك شاعر رو بگين (هر شاعري كه مد نظره) البته بايد شاعر شناخته شده باشه كه نفر بعدي بااشعار اون شاعر شعر بگه
روزها فكر من اينست و همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
سعدي
حالا نفر بعد از سعدي يك شعر بگه و نام يك شاعر
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اين قانون طبيعت است كه هيچ كس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد
بلكه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو كرد.
6 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
20th October 2009
#2
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: اراک
نوشته ها: 2,308
تشکر از دیگران: 3,014
تشکر شده 4,999 بار در 2,473 پست
سعدي فغان از دست ما لايق نبود اي بي وفا
طاقت نمي آرم جفا کار از فغانم مي رود
حافظ
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
5 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
21st October 2009
#3
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: شمال سر سبز
نوشته ها: 4,218
تشکر از دیگران: 7,627
تشکر شده 5,637 بار در 3,359 پست
حالت
حسن تو هميشه درفزون باد
رويت همه ساله لاله گون باد
اندر سر ما خيال عشقت
هر روز كه باد در فزون باد
شفيعي كدكني
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اين قانون طبيعت است كه هيچ كس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد
بلكه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو كرد.
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
21st October 2009
#4
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان ؟
وحشي بافقي
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
21st October 2009
#5
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: شمال سر سبز
نوشته ها: 4,218
تشکر از دیگران: 7,627
تشکر شده 5,637 بار در 3,359 پست
حالت
سپهر قصد من زار ناتوان دارد
که بر میان کمر کین ز کهکشان دارد
جفاى چرخ نه امروز می رود بر من
به ما عداوت دیرینه در میان دارد
سهراب سپهري
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اين قانون طبيعت است كه هيچ كس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد
بلكه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو كرد.
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
25th October 2009
#6
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
صبح است
گنجشک محض می خواند
پاییز روی وحدت دیوار
اوراق می شود
رفتار آفتاب مفرح حجم فساد را
از خواب می پراند
یک سیب درفرصت مشبک زنبیل می پوسد
حسی شبیه غربت اشیا
از روی پلک می گذرد
بین درخت و ثانیه سبز
تکرار لاجورد با حسرت کلام می آمیزد
اما ای حرمت سپیدی کاغذ
نبض حروف ما
در غیبت مرکب مشاق می زند
در ذهن حال جاذبه شکل از دست می رود
باید کتاب رابست
باید بلند شد
درامتداد وقت قدم زد
گل را نگاه کرد
ابهام را شنید
باید دوید تا ته بودن
باید به بوی خک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید
باید نشست
نزدیک انبساط جایی میان بیخودی و کشف
پروين اعتصامي
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
26th October 2009
#7
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: شمال سر سبز
نوشته ها: 4,218
تشکر از دیگران: 7,627
تشکر شده 5,637 بار در 3,359 پست
حالت
بر سر خاک پدر دخترکی صورت و سینه به ناخن میخست
که نه پیوند و نه مادر دارم کاش روحم به پدر میپیوست
خيام
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اين قانون طبيعت است كه هيچ كس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد
بلكه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو كرد.
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
26th October 2009
#8
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
هر چند که رنگ و روی زيباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
وحشي بافقي
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
26th October 2009
#9
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: شمال سر سبز
نوشته ها: 4,218
تشکر از دیگران: 7,627
تشکر شده 5,637 بار در 3,359 پست
حالت
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را / خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را / التفاتی به اسیران بلا نیست تو را
ما اسیر غم واصلا غم ما نیست تو را / با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را
فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود / جان من , این همه بی باک نمی باید بود
همچو گل چند به روی همه خندان باشی /همره غیر به گاگست و گلستان باشی
هر زمان با دگری دست به گریبان باشی / زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی / یاد حیرانی ما آری و حیران باشی
ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد / به جفا سازد و صد جور برای تو کشد
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد / هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
این ستم ها دگری با من بیمار نکرد / هیچ کس این همه آزار من زار نکرد
نيما يوشيج
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اين قانون طبيعت است كه هيچ كس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد
بلكه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو كرد.
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
26th October 2009
#10
تاریخ عضویت: Mar 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 9,288
تشکر از دیگران: 5,166
تشکر شده 12,131 بار در 5,842 پست
من از اين دونان شهرستان نيم
خاطر پر درد كوهستانيم،
كز بدي بخت، در شهر شما
روزگاري رفت و هستم مبتلا!
هر سري با عالم خاصي خوش است
هر كه را كه يك چيزي خوب و دلكش است ،
من خوشم با زندگي كوهيان
چون كه عادت دارم از طفلي بدان .
*****
به به از آنجا كه ماواي من است،
وز سراسر مردم شهر ايمن است!
اندر او نه شوكتي ، نه زينتي
نه تقليد، نه فريب و حيلتي .
به به از آن آتش شبهاي تار
در كنار گوسفند و كوهسار!
*****
به به از آن شورش و آن همهمه
كه بيفتد گاهگاهي در رمه :
بانگ چوپانان، صداي هاي هاي،
بانگ زنگ گوسفندان ، بانگ ناي !
زندگي در شهر، فرسايد مرا
صحبت شهري بيازارد مرا ...
زين تمدن، خلق در هم اوفتاد
آفرين بروحشت اعصار باد
فريدون مشيري
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :