نقل قول: نوشته اصلی توسط
FATEMEH 
من در تاپیک سرگرمی مشارکت می کنم چون حس می کنم هیجان و جذابیت کافی رو برای مشارکت داره و از اون لذت می برم. به علاوه با در نظر گرفتن تجربیاتم در فروم های دیگه هم دیدم که بیشتر افراد در این تاپیک های جوان پسند پست میدن.الان هم که اکثر اعضای فروم ها جووونند.
تاپیک های عشق و دلدادگی هم که مشغله ی همه ی جووناست:021: . واسه همین دنبالش میرن.
گفت و گوی آزاد هم مثل یه گپ دوستانه میمونه. کی از صحبت کردن بدش میاد؟
بقیه تاپیک ها به دلیل تخصصی بودن زیاد مورد توجه قرار نمی گیرن!هر کسی که از اون تخصص خوشش بیاد با اون تاپیک مشارکت میکنه.
مثلا کسی از موسیقی خوشش میاد میره تو بخش موسیقی پست میده و لذت هم میبره.
اما بقیه که علاقه ی چندانی به موسیقی ندارن به اون تاپیک توجهی نمی کنند.
پس میشه نتیجه گرفت که اکثر اعضا تاپیک های عمومی و بدون محدودیت رو به تاپیک های تخصصی ترجیح میدن.
دوستان خوبم :
یک چند لحظه وقت بزاریم و جواب فاطمه عزیز به این سوال را که چه چیز تاپیک ها برای او دارای جذابیت است را با هم بررسی کنیم :
چرا اینکار را می کنیم ؟
چون فاطمه بسیار ساده و زیبا و معصومانه به این سوال پاسخ داده و پاسخ او کلید یکی از مشکلات جی تاک است
من در تاپیک سرگرمی مشارکت می کنم چون حس می کنم هیجان و جذابیت کافی رو برایمشارکت داره و از اون لذت می برم.
تاپیک های عشق و دلدادگی هم که مشغله ی همه ی جووناست
گفت و گوی آزاد هم مثل یه گپ دوستانه میمونه. کی از صحبت کردن بدش میاد؟
سرگرمی = هیجان + جذابیت + لذت
عشق و دلدادگی = مسئله اصلی که فکر جوون ها را مشغول می کند
گفت و گوی آزاد = گفتگو + آزادی
نتیجه ای که از صحبت فاطمه می گیریم تنها یک چیز است .
تاپیک های تخصصی تبدیل شده اند به خانه سالمندان , در آنها نشانی از هیجان , جذابیت و لذت نیست . عناصر بنیادین و اساسی را تحت تاثیر قرار نمی دهند . مطالب کلیشه ای و یکسویه هستند , نوعی حس افسردگی و واپسگرایی در آنها جریان دارد . فضای بسته و محدودی دارند و به افراد حس کنجکاوی و شجاعت برای مشارکت نمی دهند .
فرض کنید تالارهای تخصصی جی تاک یک رستوران لوکس است و من به عنوان یک بازدید کننده یا مشتری قدم به درون آن می زارم :
من – سلام من اومدم به جی تاک
دربون ( مدیر تالار تخصصی ) با قیافه بد اخلاق – سلام خیلی خوش اومدی , بگیر بتمرگ اینجا . چه دوست خوبی هستی و چقدر از دیدنت خوشحالم اما نفست در نیاد که میزنم تو سرت
من (یکم جا می خورم ) – اینجا چیکار میشه کرد؟
دربون ( مدیر تالار تخصصی ) – خیلی کارها دوست خوبم , اینجا یک رستوران لوکسه – اما خودت پا می شی میری غذا می پزی و کوفت می کنی ( به این می گن مشارکت دادن عضو جدید )
من ( نا امید می شم اما از رو نمی رم ) – میروم با مشتری های دیگه ( کاربران دیگه صحبت کنم ) : سلام من یک عضو جدیدم
ده روز طول میکشه تا پاسخی به سلام من داده بشه چون همه رفتن امتحان بدن و سایت کرکره را تا نیمه کشیده پایین ( واقعیت این است که مدیران هیچ هماهنگی و برنامه ریزی کاری در مورد زمان ندارن )
یک عضو دیگه بعد از ده روز : سلام به جمع ما خوش آمدی اما حیف که جای یاردانقلی را گرفتی
من با تعجب – ببخشید یاردانقلی کیه دیگه ؟
یک عضو دیگه - خیلی بچه با معرفتی بود اما نمی دونم چی شد که رفت . حالا تو اومدی اینجا تو جمع ما قدیمی ها چیکار ؟
من ( ناراحت و نا امید ) : هیچی بابا ولش کن
اصلا بزار برم تو همون فست فود عشق و دلدادگی در مورد اینکه عشق من اگه تبدیل به سوسک بشه چی کارش می کنم حرف بزنم .
دوستان خوبم . این نمایشنامه ای است که همین الان هم داره تو سایت جی تاک اجرا میشه و ما هم بازیگران آن هستیم اما باورش نداریم
خزان یک واقعیت است , ازش نمیشه فرار کرد , هیچ معجزه ای هم قرار نیست اتفاق بیفتد و هیچ منجی هم برای سایت در راه نیست . هر چه هستیم خودمون هستیم و توان تغییر را هم داریم . فقط باید بخواهیم که تغییر کنیم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زنده باد مخالف من
زنده باد انتقاد
LOVE AND LIGHT