شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک ايران و جهان شناسی تالارهای شهر ، مناطق و استان های كشور زنجان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 2nd January 2010   #1

yamahdi

مدیر تالار فرهنگ و ادبیات

 yamahdi آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 17,475
تشکر از دیگران: 3,179
تشکر شده 19,628 بار در 9,245 پست

حالت
شاد

 

سلطانیه نماد خلاقیت ایرانیان





در روند تکاملی هستی هماره رخدادهای جزیی باعث پیدایش رویدادها و حرکت‌های بزرگی می‌شود. این امر در سرنوشت فرد و کلیه جوامع بشری به یکسان مصداق دارد. می‌خواهم درباره یکی از عظیم‌ترین مجتمع‌ها و بناهای خشت- آجری تمدن پیشرفته اعصار میانی تاریخ اسلام سخن بگویم که حدود هفتصد و اندی سال پیش (709 هـ.ق) در کشورمان ساخته شد. دسته‌یی از لشگریان ارغون شاه (حدود سال 680) به قصد تبریز پایتخت حکومت ایران در حرکت بودند. در نزدیکی‌های شهر زنجان از دور لکه سبز بزرگی را که حکایت از وجود چمنزاری داشت، مشاهده کردند. برای استراحت و تعلیف اسبان، از جاده پرسنگلاخ و خاکی منحرف شده و 30 کیلومتر راه پیمودند. مرغزار «شهرویاژ» در میان دشت بزرگ سلطانیه، بهترین آب و هوا را داشت... اردوها برپا شد و ارغون شاه از همان زمان تصمیم گرفت پایتخت بی‌مانندی را در آن محل برپا سازد و بدین سان پایه‌های شهری بزرگ و باشکوه ریخته شد.

شهر بزرگ و زیبا و پرشکوه «سلطانیه» که اینک مقدار اعظم آن در زیر خاک دشت بزرگ نهفته است، موضوع مقال من است...
این شهر در فاصله 285 کیلومتری شمال غرب تهران و در فاصله پنج کیلومتری جاده ترانزیت تهران- تبریز واقع شده است. فاصله این شهر تا مرکز استان زنجان 35 کیلومتر است. اولین نامی ‌که در متون تاریخی برای این ناحیه آورده شده، «شهرویاژ»- شهرویاز- بوده است.
در کتاب «ذیل جامع التواریخ رشیدی» نوشته شهاب الدین عبدالله بن لطف الله بن عبدالرشید الخوافی ملقب به «حافظ ابرو» متوفی در شهر زنجان که در زمان صدارت وزیر اعظم سلطان محمد، خدابنده لو یعنی رشیدالدین فضل الله همدانی می‌زیسته، در صفحات 46 و 57 چنین آمده است؛ «... بعد از آن صدوق سلطان سعید (ابوسعید بهادر خان فرزند سلطان محمد خدابنده لو) رحمه الله علیه را به مرقد و مشهدی که در حوالی سلطانیه که آن را «شهرویاژ» خوانند با خواص حضرت روان گردانید و مراسم تعزیت اقامت نمود و...»
زبان اصلی اهالی سلطانیه ترکی آذری است که این زبان در روستاهای اطراف و شهر زنجان در آن زمان نیز رواج داشته است. دشت شهرویاژ در بین دو رشته کوه شمالی و جنوبی به وسعت 940 کیلومتر مربع واقع شده است و از آب و هوایی معتدل با زمستان‌هایی نسبتاً سرد برخوردار است.
پس از انتخاب چمن سلطانیه به عنوان محلی برای تعلیف اسبان نیروی نظامی‌ا رغون شاه در حال تردد به سوی تبریز و غرب کشور، به تدریج محلی ثابت جهت استراحت تابستانی برای امرای ایلخانان شد و نام مغولی «قنغورالنگ» به معنی «چراگاه عقابان» برای آن انتخاب شد.
تقدیر بر این بود که دشت قنغورالنگ در زمانی نه چندان دور به یکی از عظیم‌ترین شهرهای متمدن ایرانی- اسلامی‌تبدیل شود. در کتاب بررسی آثار تاریخی سلطانیه (هوشنگ ثبوتی) صفحه 32 به نقل از تجزیه الامصار چنین آمده است؛ «... تمام عمارت «قنغرالنگ» را که پدر نیکوی پادشاه موسس فرموده بود... و بعد از آن به تواتر اعصار آن را سلطانیه لقب نهاد و...»
جاده فعلی تهران- تبریز، همان جاده و معبری است که از اوایل ظهور اسلام جهت تردد به غرب کشور مورد استفاده قرار می‌گرفته است. شهر سلطانیه از تاریخ 703 (1304م) که دستور ساخت آن صادر شده، در مدت حدود 10 سال به پایان رسیده است. این شهر در قطعه‌یی از مرکز چمنزار بزرگ به وسعت 35 کیلومتر مربع بنا شده است. جغرافیای تاریخ ایران نوشته «و، بارتولد» ترجمه حمزه سرداری صفحه 264- که جزء منابع مورد وثوق تاریخدانان ایرانی نیز محسوب می‌شود- چنین آمده است؛ «در دوره مغول مملکت ایران را پایتخت جدیدی به اسم سلطانیه به وجود آمد که بین ابهر و زنجان واقع شده بود. بنای شهر در قرن سیزدهم در عهد ارغون خان شروع و در اوایل قرن 14 در زمان اولجایتو پایان یافت. مطابق قول گلاویخو (179-177) سلطانیه از حیث وسعت کمتر از تبریز بود ولی اهمیت تجاری بیشتری است. از گیلان که در قرون وسطی ابریشم کشی آنجا رونق داشت و فقط در قرون اخیر رو به انحطاط گذاشت و همچنین از شماخی ابریشم به سلطانیه می‌آوردند و هکذا از جنوب ایران پارچه‌های ابریشمی ‌و... و قالی و بالاخره امتعه هند را از جزیره هرمز به سلطانیه حمل می‌کردند... غوف شاه راهنمایی از شهر سلطانیه که مرکز حیات سیاسی و تجاری ایران بوده...»
شهر به دو قسمت اندرونی به نام «کهندژ» و بیرونی به نام «شارستان» تقسیم می‌شده که ارگ سلطنتی در کهندژ، با تاسیسات و گنبدی عظیم در مرکز آن در مساحتی حدود 50 هکتار بنا شده است. از شهر باستانی جز آرامگاه چلبی اوغلی و بقعه ملاحسن کاشی و گنبد بزرگ کهندژ چندی باقی نمانده است و کلیه شهر در چند زلزله به ویژه زلزله اوایل قرن 18 در زیر زمین مدفون شده است. ایستایی و سلامت نسبتاً خوب گنبد خود نشانه‌یی از پیچیدگی فوق‌العاده و دقت به غایت علمی ‌سازندگان آن است. که البته بررسی دقیق آن خارج از این حیطه گزارش است. کهندژ را خندقی پر از آب به عمق و عرض هشت متر از شهر جدا می‌ساخته که تنها پل‌های تاشونده (جمع شونده) ارتباط آن را با شهر میسر ساخته است. به اعتقاد مورخین سلطان محمد خدابنده لو گنبد را محلی برای قبور خود و خانواده اش انتخاب کرده بود... بعضی نیز معتقدند وی قصد انتقال اجساد مطهر امامان شیعه را از نجف و کربلا به این محل در سر می‌پرورانده که با آگاهی از مخالفت مقررات شیعه نسبت به نبش قبر، از این کار منصرف می‌شود. ولی قدر مسلم این است که این بنای عظیم کاخ محل زندگی و دربار سلطان بوده و اغلب مذاکرات و رویدادهای سفیران و میهمانان خارجی در آنجا انجام می‌شده است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو
yamahdi آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd January 2010   #2

yamahdi

مدیر تالار فرهنگ و ادبیات

 yamahdi آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 17,475
تشکر از دیگران: 3,179
تشکر شده 19,628 بار در 9,245 پست

حالت
شاد

 

علت پیدایش سلطانیه
مهرطلبی بشری که قدمتی به طول آغاز پیدایش انسان روی کره زمین دارد، همیشه عامل و انگیزه اعمال و کارهای شگفت انگیز فوق «تصور» بوده است همچنان که یکی از عجایب هفتگانه زمین مجموعه «تاج محل» در هندوستان، را عشق شاهزاده مغول نسبت به بانوی بانوانش، بانو شاه جهان به وجود آورده است. درباره علت گرایش و ایمان اولجایتو به تشیع را- که عامل اساسی در بسط و توسعه فیزیکی شهر و همچنین انبساط فرهنگی و ارتقای علم و دانش شده و عمده این پیشرفت و توسعه نیز به وسیله وزیر اعظم و اول وی رشیدالدین فضل الله همدانی به انجام رسیده- علاقه وی به وصلت و پیوند مجدد با بانوی محبوب خویش عنوان کرده اند. می‌دانیم که مادر اولجایتو مسیحی بوده است و نیز در کودکی او را نیکلا نام نهاده بود ولی او در سنین جوانی به پیروی از ایلخانان دیگر اسلام را پذیرفته و مسلمان شده بود؛ «تصادفاً در آن زمان شاه مغول برای سومین بار همسرش را طلاق داده بود، به خاطر علاقه زیادی که به او داشت و دلش می‌خواست برای چهارمین بار با او عقد ازدواج بندد اما مطابق اهل تسنن برای اینکه هیچ راهی در پیش نبود ملاحسن فرصت را مناسب شمرد تا شمه‌یی از مزایا و آزاداندیشی‌های مذهب تشیع در این گونه موارد را به گوش سلطان بخواند و او را به حقانیت شیعه معتقد کند. قبر این روحانی مقدس که توفیق آن را داشت که یکی از اولین پادشاهان شیعی را در ایران بر تخت بنشاند...» (ایران امروز، سفرنامه اوژن اوین ترجمه اصغر سعیدی ، تهران 1362، ص 37)

نقش سازنده ایرانی
باری تمایل سلطان به رشد و توسعه شهر حتی اگر به هر دلیل دیگری هم که باشد آنچه مسلم است این است که ایرانیان در طول تاریخ بشری یکی از پایه گذاران تمدن بشری بوده اند و حتی پس از شکست و اسارت در دست دشمن نیز نقش تاریخی خود را فراموش نکرده اند به طوری که پس از حمله مغول که از خونبارترین و وحشیانه‌ترین شکست‌های ایران محسوب می‌شود ایرانیان نه تنها باورها، سنت‌ها و اعتقادات خود را از دست ندادند بلکه توانستند مهاجمان بدوی و وحشی را که جز زبان جنگ و خونریزی، زبانی نمی‌شناختند در خود مستحیل ساخته و فرهنگ و تمدن خویش را بر آنها تحمیل کنند. پذیرش تمامی‌خصوصیات آیینی و ویژگی‌های قومی ‌ایرانی از طرف ایلخانان و نیروهایشان موید این مطلب است، به طوری که حتی بعضی از ایلخانان و نوه‌های مهاجمان اولیه در بسط فرهنگ و تمدن ایرانی گوی سبقت را از دیگران نیز ربودند. بی‌سبب نیست یکی از درخشان‌ترین برهه‌های اوج و شکوفایی هنر و ادبیات و فرهنگ ایران زمین در همین 200 سال فتنه مغول اتفاق افتاده است. به معنی دیگر صعب و سختی و شکست نه تنها باعث انهدام فرهنگ و تمدن ایرانی نشده بلکه ثمره‌یی پربارتر و ژرف تر از قبل را باعث شده است. سلطانیه یکی از نمودهای عینی این تئوری می‌تواند باشد. باری برای رهیافت به ارائه تصویری مشخص از این بحث لازم است درباره دو موضوع پژوهش شود. 1- شهر سلطانیه 2- گنبد سلطانیه.


شهر سلطانیه
شهر سلطانیه که نهادها و مراکز جمعیتی آن مساحتی حدود 200 هکتار است و شارستان نامیده می‌شود به معنی واقعی کلمه یک شهر متمدن و پیشرفته بوده است بازار پررونق و پرشکوه آن مرکز داد و ستد تمام شهرهای ایران بوده است. به لحاظ ژئوپولتیک بر سر چهارراهی بود که شمال و جنوب و شرق و غرب کشور را به هم پیوند می‌داد. حتی ترمینالی برای توقف کالاهای عبوری جهت بررسی و اخذ مالیات و عوارض گمرکی محسوب می‌شد مثلاً محصولات شمال و غرب و تبریز و قسمتی از شرق کشور برای رسیدن به بغداد باید با توقفی در سلطانیه ارسال می‌شدند. (از طریق همدان و کرمانشاه).

قوانین و مقررات دیوانی محتوایی عادلانه و مترقیانه داشت. توزیع ثروت و امکانات عمومی‌در حدی بسیار عالی اجرا می‌شد و عامل مهم چنین برنامه‌هایی عمدتاً رشیدالدین فضل الله همدانی وزیر اولجایتو معرفی شده است. مقررات به طریقی تنظیم شده بود که تحقیقات علمی‌ و آموزش‌های دقیق بودجه‌یی فراخور بالاترین اقدامات کشوری را به خود اختصاص دهد.
جامعه به لحاظ سمت گیری سیاسی به سوی ارزش‌های والای انسانی هدایت می‌شد. معیار ارزش‌ها نه ثروت و مال اندوزی و نه نظامی‌گری و جنگجویی بود. حتی حکومتگران و ابواب جمعی نظامی‌ و اداری دستگاه اولجایتو در برابر شهروندانی که ارزش‌های متعالی علمی ‌و فضیلت و آگاهی و دانش و کرامت انسانی را دارا بودند کرنش می‌کردند. احترام و اعزاز نه بر اساس قطر انبان، فضولات و زائدات اغذیه نبود بلکه بر اساس وزن مغز و میزان اندیشگی و دانش و آگاهی هر شهروند مورد ارزیابی قرار می‌گرفت. این یک حقیقت انکارناپذیر است که هیچ اثر باشکوه و قابل ارزشی در فضایی خموده و متحجر و ضد دانش و علم امکان حضور و ظهور نمی‌یابد و اولین شاهکار معماری دست بشر نیز که عمارت کهندژ در زمان خود در سراسر گیتی داشت نمی‌توانست بدون وجود ماهیتی فرهنگی در بطن حاکمیت تحقق یابد. به مثالی از تاریخ بسنده می‌کنیم. می‌دانیم که جهت افزایش و ارتقای دانش و آگاهی عمومی ‌باید اندیشمندان و پژوهشگران و خلاصه فرهنگیان یک ملت از رفاه نسبی و امکانات زندگی برخوردار باشند تا در سایه این بی‌نیازی بدون دغدغه و مشغولیت ذهنی تمامی‌ ظرفیت و توان خویش را در نیل به آرمان‌های اجتماعی و احیای اندیشگی در جامعه به کار برند. در 715 هجری لیست حقوقی از طرف دولت سلطان محمد خدابنده لو به ماموران پرداخت ارائه شده است که میزان حقوق افرادی که به کارهای دولتی (یا مربوط به منافع عمومی ‌جامعه) اشتغال داشته‌اند را تعیین کرده است و در آن لیست بالاترین حقوق متعلق به محققان و استادان است؛ «از آن جمله شهر سلطانیه که در شهور اربع و سبع مائه (704) بنیاد نهاد و در مدت 10 سال به مرتبه‌یی رسانید که از بلاد ربع مسکون معمورتر شد و در وسط سلطانیه قلعه‌یی بس عالی به مقدار شهری بنا فرمود و جهت مرقد خود گنبدی بس عالی، هشت منار بر سر آن ساخته و در حوالی آن ابواب خیر از جامع و خانقاه و مدارس و دارالسیاده که هرگز مثل آن در جهان کس ندیده و نشنیده بفرمود و بسیاری از املاک نفیسه بر آنجا وقف کرد. چنانچه حاصل آن در عهد دولت او به صد تومان می‌رسد و چون این جمله به تعلیم و ارشاد وزیر عالم و عادل صاحب شهید خواجه رشیدالدین طاب مثواه بود نیابت تولیت به او داده و در آنجا 10 مدرس و بیت معبد و صد نفر از طلبه علم و بیت صوفی و اداره حافظ و هشت موذن و چهار معلم تعیین فرمود و جهت هر مدرس 1500 دینار موسوم کرد و مهتر هر معبد 750 هزار دینار. از جهت هر طالب علم و صوفی و حافظ و موذن و معلم 120 دینار هر روز جهت آینده و رونده که از دارالضیافه آنجا صرف کند 300 دینار تعیین فرمود... چنانچه در وقفیه مفصل مشروح است. مقرر فرمود... و هم در سلطانیه جامعی بس عالی و مدرسه‌یی با دارالشفا مطابق آن بنا فرمود که در ممالک هیچ یک را نظیر نیست.»
(نفایس الفنون فی عرایس العیون نوشته شمس الدین محمدبن محمود آملی تهران، صص 7 و 8)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو
yamahdi آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd January 2010   #3

yamahdi

مدیر تالار فرهنگ و ادبیات

 yamahdi آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 17,475
تشکر از دیگران: 3,179
تشکر شده 19,628 بار در 9,245 پست

حالت
شاد

 

تاسیس دانشگاه و مراکز علمی
در کشور پهناور ایران آن زمان که دانشگاه مستنصریه بغداد معروف‌ترین سازمان آکادمیک آموزش رشته‌های مختلف دانش بشری بوده، بخارا و تبریز قبل از سلطانیه دارای دانشگاه‌هایی به سبک و سیاق مستنصریه بغداد بوده اند. رشیدالدین فضل الله که خود پزشک نیز بوده، به عنوان وزیر اعظم و حامی ‌و بنیانگذار مدارس جدید، در سلطانیه اقدام به تاسیس دانشگاه‌ها و مراکز دیگر علمی ‌و خدماتی و تحقیقاتی می‌کند.

با توجه به اینکه تجربیات احداث چنین سازمان‌هایی در سه شهر بزرگ کشور در دست بوده، رشیدالدین مدرن‌ترین واحدهای آکادمیک را با مدرسینی به غایت فرهیخته و اندیشمند در سلطانیه به وجود آورد «... و دارالشفایی دیگر با اطبا و ادویه و مجموع مایحتاج و دیگر مدرسه عالی بر نمونه مستنصریه بغداد در آن شهر ساخت.» (ذیل جامع التواریخ رشیدی، حافظ ابرو، تهران، 1317)
پس از نقل این نکته حائز اهمیت که بالاترین امکانات و شرایط مطلوب زندگی از آن مدرسین و فرهنگیان بوده و ارزش در جامعه علم و دانش و آگاهی محسوب می‌شده است و این مثبت‌ها مثلاً نه در اختیار نظامیان یا بازرگانان و اقشار مشابه - که در نظام‌های توتالیتر بالاترین امکانات و دستاوردهای جامعه را نصیب شان می‌سازند - نبوده است، به یکی دیگر از عملکردهای حیرت آور و فوق العاده متعالی رهبران سلطانیه می‌پردازیم.
رهبران سلطانیه
اولجایتو به عنوان یکی از نوادگان چنگیز خود بهتر از هر کسی می‌دانست که پدران وی چه جنایات هولناکی را در کشور مرتکب شده و چقدر عامل انحطاط و فقر، مسکنت و طبعاً محروم ماندن توده‌های عظیم مردم عاری از امکانات و شرایط بهینه زندگی، همچنین سواد و دانش و علوم شده اند. او به تشیع ایمان آورده و سعی در شناخت مبانی فکری آن می‌کرد.

شاید بتوان بدون تردید گفت این گفتار زیبای نمادین امام اول شیعیان را شنیده یا دیده بود که؛ «من علمنی حرفاً و قد صیرنی عبداً» (هر کس کلمه‌یی به من بیاموزد، مرا بنده خویش ساخته است.) از همین رو یکی از تلاش‌های پیگیر و جدی اش مهار بی‌سوادی و جهالت بوده است. خواجه رشیدالدین فضل الله از دانش و آگاهی و قدرت علمی ‌و رهبری بالاتری نسبت به وزیران و مشاوران دیگر به ویژه تاج علیشاه وزیر دوم اولجایتو برخوردار بود. و همین مساله سبب کینه خاموش نشدنی تاج علیشاه شد تا پس از مرگ اولجایتو بلافاصله پس از قریب یک سال توطئه قتل وی را برچیند که موفق هم شد. مامور شده بود که از تمام شیوه‌های راهبری و تاکتیکی در راه نیل به مقصود که همانا جهاندن اسب شرف از گنبد گردون با درخت دانش و بینش اش بود استفاده کند... با توجه به عدم وجود وسایط نقلیه سریع ارتباطی بین شهرها و روستاها و سیستم تجمع و شهرنشینی خاص این زمان‌ها، تصمیم به ایجاد مدارس سیار می‌گیرد. این مدارس سیار با مدرسین مبرز به روستاها و شهرهای کوچک اطراف سفر می‌کرد و کلاس‌های آموزشی خود را برپا می‌داشت. حافظ ابرو می‌نویسد؛ «سلطان سعید اولجایتو از غایت محبت دین اسلام و دوستی محمدرسول الله(ص) و اهل بیت او دائماً با علما در مناظره و مباحثه می‌بود و اهل علم را رونقی تمام و چنان علم دوست بود که بفرمود به استصواب و فکر خواجه رشیدالدین تا مدرسه سیاره بساختند، از خیمه‌های کرباس و دائماً با اردو می‌گردانیدند و در آنجا مدرسی چنین تعیین فرمود، چنانچه شیخ جمال الدین حسن بن المظهری و مولانا نظام الدین عبدالملک و مولانا نورالدین تستری و مولانا عضدالدین آوجی و سید برهان الدین عیری و قریب صد طالب علم (دانشجو) را در آنجا اثبات کردند و ترتیب ماکول و ملبوس و الاغ و دیگر مایحتاج ایشان مهیا فرمود تا دائم در بندگی حضرت می‌باشند و در سلطانیه در ابواب الی مبارک مدرسه انشا فرمود و شانزده مدرس و معبد و دویست طالب علم را اثبات فرمود. تا چنان شد که در زمان دولت او روز بازار علم و فضل رواجی تمام یافت و تمامت آن معانی به مساعی جمیله خواجه رشیدالدین بود که سلطان را در این معنی تحریص فرمودی تا چندان فاضل و عالم در آن زمان مبارک پیدا شدند که به وصف نگنجد.» (مجمع التواریخ سلطانیه، به اهتمام محمد مدرسی زنجانی، انتشارات اطلاعات، 1364 ، صص 30 - 29) شرح این شگفتی‌ها که 700 سال پیش در گوشه‌یی از این سرزمین پهناور و جاودان رخ داده است، به واقع به وصف نگنجد. به قول نجم الدین رازی در مرصاد العباد؛ «سامان سخن گفتن با لب‌ها نیست.»
در همه بحث‌های دیگر خدمات کشوری نیز امور به همین منوال در جریان بوده است. با توجه به اهمیت موضوع به یک مورد دیگر که مساله بهداشت و پزشکی کشور در آن زمان بود، به طور مختصر می‌پردازیم و کار جدی در این زمینه را به محققان و استادان وامی‌گذاریم.
آنچه مسلم است، سه واحد بیمارستانی بزرگ در شهر سلطانیه وجود داشته است. در نحوه اداره بیمارستان و پزشکان و پرسنل آن در سلطانیه متاسفانه جزییات بیشتری در دست نیست ولی در مورد ارگ تبریز که مدتی رشیدالدین فضل الله در آنجا بوده، جزییات بیشتری به جای مانده و با توجه به اینکه خواجه رشیدالدین قبلاً در تبریز چنین شیوه و متدی را در اداره بیمارستان‌ها (دارالشفاها) به کار می‌برده، منطقی به نظر می‌رسد که در سلطانیه اشکال تکامل یافته‌تری از عملکردهای قبلی در تبریز را به اجرا گذاشته باشد محمد مدرسی زنجانی در مجمع التواریخ السلطانیه (29) از قول حافظ ابرو می‌نویسد؛ «... بزرگ ترین بنیاد خیریه خواجه رشیدالدین فضل الله که در شکوه و عظمت بی‌نظیر بود «ربع رشیدی» نام داشت که در شرق شهر تبریز، در غرب شهر غازانیه... تاسیس شد... و شامل عماراتی عالی و مدرسه و کتابخانه معتبری، دارای 60 هزار جلد کتاب از بهترین نفایس کتب که از اطراف و اکناف جهان جمع آوری شده بود و به زبان‌های مختلف در دسترس اهل دانش و هنر قرار گرفته بود، و عمارت به، کنان کوه، معروف به ربع رشیدی که به حقیقت شهری است معمور و مثل عمارت سلطانیه که همچنان عمارت در هیچ شهری نیست...»
خواجه در مکتوب دیگری که به پسر خواجه سعدالدین حاکم قنسرین و عواصم نوشته است از آبادی ربع رشیدی چنین توصیف می‌کند؛ «... اکنون به میامین قدوم علما و یمن همت فضلا به اتمام پیوست و در او 24 کاروانسرای رفیع که چون قصر خورنق منیع است و به رفعت بنا از قبه مینا گذشته و هزار و پانصد دکان که در متانت بنیان از قبه هرمان سبقت برده و 30 هزار خانه دلکش در او بنا کرده ایم و حمام‌ها خوش هوا و بستان‌ها باصفا و حوانیت و طواحین و کارخانه‌های شعربافی و کاغذسازی و رنگرزخانه و دارالضرب و... حافظ قرآن 200 نفر کوفی، بصری، شامی، علما و فقها و 400 نفر طبیب حاذق از هند، چین، مصر و شام و دیگر ولایات 50 نفر، هر یکی پنج نفر را تعلیم دهند. غرض از تسطیر این است که 50 نفر صوف باف از انطاکیه و اسیواس، و طرسوس بفرستد، نه به زور روانه دارالسلطنه تبریز کند.» (مجمع التواریخ سلطانیه، به اهتمام محمد مدرسی زنجانی، انتشارات اطلاعات، 1364، صص 33-32-31-30)
در این نقل سه مورد قابل توجه است که اشاره موکد به آنها خالی از لطف نیست. اول اینکه حافظ ابرو خود مورخی چیره دست و از شخصیت‌های برجسته علمی ‌سلطانیه و از مشاوران نزدیک خواجه رشیدالدین بوده و در بیان عظمت ربع رشیدی این مکان را به «سلطانیه که نظیری ندارد» تشبیه می‌کند، و این نظر را که نظام اجتماعی و عملکرد مجریان در متدولوژی اداره نهادها و سازمان‌های فرهنگی، خدماتی و عام المنفعه در سلطانیه مطمئناً پیچیده تر و اساسی تر از این مقدار که تواریخ مربوط به سازمان‌های شهری سلطانیه آمده است، بوده، تایید می‌کند. دوم اینکه پزشکان خارجی مشغول در پایتخت، هر کدام موظف به تعلیم پنج ایرانی بوده اند که طبعاً در دوره اول اقامت پزشکان خارجی، 250 طبیب حاذق ایرانی آماده کار می‌شدند. نتیجتاً مجموعه تجربیات دانش پزشکی تمام کشورهای مترقی و پیشرفته جهان، در اختیار پزشکان سلطانیه قرار می‌گرفت، و سوم اینکه فضای سیاسی کشور، در پرتو تفکر باز و عدالت خواهانه رهبران، فضای آزاد، و دموکراتیک، و عاری از استبداد و زورگویی بوده است، و بازگویی خیلی مختصر و دو کلمه‌یی «نه به زور» حاکی از مرسوم و شایع، و عادی بودن این شیوه حکومتی در جامعه و حتی در برخورد با اتباع خارجی بوده است. و نیز این مساله که روابط خارجی ایران با کشورهای مشترک المنافع تحت پرچم ایران (فدراتیو) کاملاً گسترده و نزدیک بوده است.
در اینجا بررسی اساسی از استخوان بندی و استیل معماری شهر و نحوه استقرار اماکن مختلف و چگونگی و بافت طبقاتی شهر و موارد متعدد دیگر را به مقالی دیگر موکول می‌کنیم، و به مورد دوم، یعنی اصلی‌ترین مکان و محل ابنیه به جا مانده از گذشت اعصار و قرون، (گنبد سلطانیه) می‌پردازیم، همان طوری که گفته شد شهر به دو بخش کهندژ و شارستان تقسیم شده است. که کهندژ ارگ سلطنتی و مرکز حکومت و کاخ رهبری بوده و با خندقی آبی از شهر جدا می‌شده است.
پی نوشت؛--------------------------
-1 در طول تاریخ کشور پهناورمان یکی از متجاوزان آثار به فرهنگ و تمدن، غربیان بوده اند. اگر کشور کهنسال ما، گاه و بیگاه در زیر چکمه‌ها و شمشیرهای زورمداران و چپاولگران ضجه زده است، غارتگران فرهنگ کشورمان کمتر از آنها بر ما ستم نکرده اند و اکثر کتاب‌ها و آثار هنری و باستانی ما را به غارت برده اند. مطمئناً ما صدها جلد کتاب و هزاران شعر درباره فعل و انفعالات و روند زندگی در شهر سلطانیه داشته ایم که به تاراج رفته است. به نمونه‌یی از اعتراف اندک یکی از مهاجمین بنگرید. آدام اولئاریوس (مستشرق آلمانی) چنین می‌گوید؛ «شهر سلطانیه بر دشتی هموار در حالی که هر دو طرف آن را رشته کوه‌هایی از جمله در سوی راست کوه کیدر پیامبر فرا گرفته، واقع شده است... یک نرده آهنین قسمت بالای مسجد را از سایر بخش‌ها جدا کرده و محراب را تشکیل داده بود، در این محراب تعداد زیادی کتب قدیمی‌به زبان عربی قرار داشت که در ازای برخی از آنها پنج ربع ساعد و پهنایشان تقریباً برابر با یک ساعد بود. حروف یک انگشت درازا داشته و سطور آن به وسیله آب طلا و مرکب سیاه به صورتی بسیار استادانه نوشته شده بود. من به چند برگ این کتاب‌ها دست یافتم و آنها را به کتابخانه دربار شاهزاده نشین هلشتاین برای مراقبت و نگهداری سپرده ام» (سفرنامه آدام اولئاریوس، ترجمه احمدبهپور، تهران 1363، صفحه 1147)


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو
yamahdi آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd January 2010   #4

yamahdi

مدیر تالار فرهنگ و ادبیات

 yamahdi آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 17,475
تشکر از دیگران: 3,179
تشکر شده 19,628 بار در 9,245 پست

حالت
شاد

 

در نوشتار قبلی شرحی درباره شهر سلطانیه گفته شد. در ساخت و پرداخت این شهر هنر ایرانیان و دانش و استعداد آنان مشهود بود. یکی دیگر از نماد خلاقیت ایرانیان گنبد سلطانیه است.

سلطانیه، دشت زمردین آکنده از لاله و شقایق و نسرین، از اوان ورود ارغون شاه به تبریز و پس از وی در دوران حکومت 13ساله پسرش غازان خان، محل استراحت و بیتوته قوای دولتی به عنوان توقف موقت بین راهی در نقل و انتقالات نظامی‌ بوده و گاه امیران سپاه با وجود ارغون و غازان مدتی را تابستان‌ها در این دشت زیبا به سر می‌بردند.
اینک در سال 703 (1304م) غازان خان در سنین جوانی در بین النهرین بیمار می‌شود و به اندک زمانی درمی‌گذرد. قبل از مرگ برادرش اولجایتو را به جانشینی معرفی می‌کند.

«یک روز سلطان اولجایتو نشسته بود. امرا و ارکان دولت حاضر بودند مثل امیرقتلغ شاه و امیرچوپان و امیرفولاد و جنکسان و امیرحسین و امیرسونج و امیرالیسن قتلغ و دیگر امرای بزرگ و وزرای نامدار. او در وصف پادشاهان و آثاری که از ایشان یادگار مانده است، سخن گفت. فرمود؛ حق سبحانه و تعالی، آدمی‌را از جمله مخلوقات به فضیلت و لقد کرمنا بنی آدم مخصوص گردانیده است و باز در میان برایا نافذ و جاری گردانیده، می‌باید که از ایشان که آثار خیرات و مبراتی که به دست برنیاید به تخصیص پادشاهی که داد و عدل و انصاف زندگانی کرده اند و بعد از آن فرمود که یک روز پیش پدر خود پادشاه ارغون که از پادشاهان گیتی به داد و عدل و دانش ممتاز بود حاضر بودم. عمارت سلطانیه بر خاطر خطور کرده بود که همچنان من پادشاه جهانم، می‌خواهم شهری بنا کنم که آن پادشاه بلاد بود. جماعتی که حاضر بودند بعضی موضع نام بردند و هر یک را آنچه از عیب و هنر و دانسته باز نمودند. آخرالامر موضع قنغور ولانگ اختیار کردند که یا ییلاقی به غایت منزه است و قراری بسیار در حوالی این و مرغزارهای جنوب و هوای خوش... فرمان فرمود تا طرح شهر برکشیدند و به بنای قلعه آن از سنگ تراشیده اشارت فرمود... اکنون آنچه که پدر من بنا کرده بود، اگر حق سبحانه توفیق بخشد به اتمام رسانم... این شهر و قلعه نه از برای آن می‌سازم که گر نغوذ بالله سختی پیش آید این موضوع مرا مامنی باشد... من در این امر (ساختن شهر) اعتماد بر قوت و قدرت خود ندارم، من نیز یک بسنده عاجزم...» (آثار تاریخی سلطانیه، هوشنگ ثبوتی، صص 36- 35)

هنگام در رسیده بود. فراخوان عمومی‌ معماران و مهندسان و هنرمندان از اقصی نقاط کشور آغاز شد. دست‌های خلاق هنرمندان ایرانی یک بار دیگر دور هم جمع شدند تا زیر سلطه ایلخانان - که ایرانیان حداقل اجدادشان را غاصبان بی رحم و زورمدار می‌شناختند - هنر و اندیشه ژرف و ماورایی شان را در معرض چشمان حیرت زده شمنیست‌ها 1 قرار دهند و ثابت کنند هر چند مهر حاکمیت از آن شماست ولی باز ما ایرانی‌ها هستیم که خلاقیت و هوش و ذکا را در بطن و جان مان حفظ کرده ایم و ما هستیم که هنرمان را براساس اندیشه‌ها و درونیات متعالی اسلامی ‌و ایرانی مان متبلور خواهیم کرد. به واقع نیز چنین بود و هنر معماری شگرف ایران زمین آنچنان عمیق و غوغایی و گسترده بود که صحرانشینان شمنیست هرگز خیال هیچ گونه رذالت و نظری را به سر راه نمی‌دادند، زیرا هنری در سرشت تاریخی شان نبود.

باری ساختن سلطانیه آغاز شد
«... قلعه آن را (شهر را) دیوار سنگ تراشیده کرده اند، بر سر دیوار آن چهار سوار پهلوی یکدیگر توانند رانند و اهل قلعه مربع نهاده اند طول و عرض مساوی هر دیواری بگز شرع، 500 گز، چنانچه دو هزار گز دور آن باشد و یک دروازه شانزده برج دارد، پس از دروازه و درب - اندرون - قلعه... گنبدی مثمن بزرگ عالی که قطر آن شصت گز است. در غایت تکنیک و ارتفاع آن 120 گز چنانچه در اقصای بلاد عالم مثل آن نمی‌دهند... و متصل آن گنبد، چند عمارت عالی ساخته است، محمدی به تکلف و دارالفیاض و دارالسیاده و موقوفات بسیار بر آن وقف کرده و سرایی به جهت خاصه خود در اندرون قلعه ساخت... ایوان خانه بزرگ که دو هزار آدمی ‌در آن گنجد و آن را کریاس نام کرده.» (آثار تاریخی سلطانیه، نوشته هوشنگ ثبوتی، ص 37)

گنبد سلطانیه و ساختمان‌ها و جایگاه‌های حواشی آن در طول حدود 10 سال ساخته شد. در اوایل قرن هفتم در سراسر جهان ساختمانی با این ارتفاع و دقت و زیبایی وجود نداشت و هم اینک نیز پس از مسجد ایاصوفیا در ترکیه و کلیسای جامع مریم مقدس (کاتدرال - سانتاماریا دلفیوره) سومین بنای عظیم در فلورانس ایتالیا، ساخته دست بشر است، که قبل از آغاز تمدن اخیر بنا شده است. اگر بخواهیم به تمامی‌ جزییات شگفت انگیز و بسیار دقیق و علمی ‌این گنبد هشت ضلعی، و زیرمجموعه ساختمانی آن بپردازیم، از حد یک گزارش مجمل بیرون خواهد رفت. پس به اختصار به چند مورد شاخص - یا از نظر من قابل توجه به ویژه به لحاظ استتیک - می‌پردازیم. از حدود 40 کیلومتر به زنجان مانده در سمت چاپ جاده در میان دشتی سرسبز و خرم، گنبد عظیم از فاصله 10 کیلومتر دیده می‌شود. در هوای آفتابی درخشان هنوز مقدار اعظم کاشی‌های فیروزه‌یی گنبد که از گزند باد و باران و عوامل نامساعد طبیعی و گزند دزدان سخیف و ابله در امان مانده، قابل رویت است. در سرراهی سلطانیه به سمت چپ که پیچیدیم با هر دقیقه‌یی که پیش می‌رویم، عظمت بنا افسونگر و پرغرور بیشتر احساسات حیرت و تحسین ما را برمی‌انگیزاند. از خندق پیرامون کهندژ و برج‌های دیده بانی و مناره‌ها، جز آثاری مختصر باقی نمانده است. اما گنبد و پایه‌ها و اتاق‌ها و سالن‌ها و کلیه مجموعه به طور کامل سالم مانده است.

در کنار و گوشه‌یی از بنای غول آسا آجری افتاده یا ناودانی درهم شکسته است. البته داربست‌های سیاه فلزی بسیار انبوهی که گویی اندام زنده و پهلوانی گنبد را ذره ذره در هم می‌شکند و نفس‌اش را از تنش برمی‌گیرند متاسفانه سال‌هاست برای مرمت روی گنبد را فراگرفته و گویی به اندازه قدمت خود گنبد باقی خواهد ماند، از شکوه و دلبربایی بنا به غایت کاسته است.
از در ورودی عمومی ‌(ایوان شمال غربی) داخل می‌شویم. (ورودی شمال شرقی، از همان زمان مخصوص ورود درباریان بوده و ورودی سوم در ضلع غربی تربت خانه است.) سر را که بالا می‌گیریم ارتفاع عریان و وهمناک 5/48 متری گنبد و دهانه قوس 60/25 متری آن (حدود ارتفاع یک ساختمان هفت طبقه) سر را به دوران می‌افکند. سعی می‌کنم گام به گام که در گوشه و کنار مجموعه قدم زده‌ام با توضیحی هرچند ناقص خواننده را نیز با خود همراه ببرم شاید گام‌های بی‌قوت مان را که در برابر تمدن غول آسای غرب به لرزه درآورده، اندکی توان و نیرو بخشد و بدانیم که حتی همین امروز این مجموعه در برابر آسمانخراش‌های غرب می‌تواند نمونه‌یی از عظمت هنر و تمدن درخشان و پیشگامی‌ علمی‌ کشورمان باشد... چند قدم به عقب برمی‌گردم.
در 700 سال گذشته در اثر زلزله‌های دهشتناک که حداقل 90 درصد شهر به زیر خاک فرو رفته است مجموعه گنبد سلطانیه فقط پنج سانت نشست کرده و در قسمتی از گنبد فقط یک شکاف چند سانتی به وجود آمده است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو
yamahdi آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 2nd January 2010   #5

yamahdi

مدیر تالار فرهنگ و ادبیات

 yamahdi آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 17,475
تشکر از دیگران: 3,179
تشکر شده 19,628 بار در 9,245 پست

حالت
شاد

 

گنبد دارای اختصاصات منحصر به فردی در جهان است
گنبد سلطانیه برای اولین بار در جهان به صورت دوپوسته ساخته شده است و پس از احداث این گنبد است که به لحاظ ملاحظات علمی ‌در سایر کشورها و نقاط کشور از این روش استفاده شده است. مهندس هوشنگ ثبوتی در بررسی آثار تاریخی سلطانیه در این باره می‌گوید؛ «دوپوسته بودن گنبد به لحاظ استفاده از همان اینرسی بیشتر و کوچک‌تر کردن ضخامت آن از پایین به بالا به جهت سبک‌تر کردن آن. نمودار رابطه تعادل در اجزای گنبد است. حال به غایت به مطالعات باستان شناسی ذکرشده چنین استنتاج می‌شود که عامل محاسبات ایستایی در همه ابعاد عامل تعیین کننده در جهت طرح و اجرای عناصر و المان‌های معماری در گنبد سلطانیه بوده است.» (بررسی آثار تاریخی سلطانیه، ص 127)
مجموعه گنبد پس از گذشت هفت قرن هنوز نسبت به اماکن باستانی دیگر کشور سالم‌تر به نظر می‌رسد. این مساله ناشی از عوامل متعدد دقیق و حساب شده است. مثلاً انتخاب زمین جهت احداث کهندژ و به ویژه قسمت گنبدخانه کاملاً علمی‌و بر اساس استانداردهای موجود امروز است.

پروفیل (گمانه) 9 متری موجود در زیرزمین گنبد نشانه وجود آزمایشگاه فنی مکانیک خاک جهت انتخاب بهترین قسمت با بافت سنگین فشرده و مقاوم خاک است. فونداسیون (پی‌ها) گنبد برای آنکه باری به این عظمت- 1600 تن- را تحمل کند باید از پیچیده ترین و قوی ترین مصالح برخوردار باشد. پیداست پس از اتمام آزمایش‌های لازم دانه بندی و نسبت شن، رس و... خاک و درصد رطوبت، عمق آب‌های زیرزمینی و مسائل مشابه دیگر اقدام به پی ریزی که به لحاظ سادگی و عمق کم یکی دیگر از عجایب مجموعه است، کرده اند. پی‌ها حداکثر 90 سانتیمتر ارتفاع داشته و فقط 50 سانتیمتر از جرزهای پی‌ها تحمل کننده بار ساختمان بزرگ تر است. مواد پی‌ها از شفته آهک و گچ است.
سردابه که با پله‌های زیبا، همکف را به زیرزمین متصل می‌سازد دارای فضاهایی بسیار متعدد و عمدتاً از سنگ‌های یکپارچه بوده و احتمالاً محل قبر اولجایتو در همین سردابه پیش بینی شده بود.

طبقه همکف یا زیر گنبد دارای پلان هشت ضلعی است که در طبقه اول به انضمام حجره‌ها و فضاهای مرتبط شکل مستطیل به خود می‌گیرد و در طبقات دوم و سوم دارای پلان هشت ضلعی متمایل به منتظم است. از سوی طبقه همکف، پله‌هایی باریک و مدور راه را به طبقات بالاتر می‌گشاید. عجیب اینکه در لحظه اول ورود به پله‌ها این تصور پیش می‌آید که پله‌ها پایین بوده و امکان گذر وجود نداشته باشد در حالی که فضای پله‌ها طوری تنظیم شده که هر انسانی با هر قدمی‌ حتی چند متری قادر به عبور از پله‌ها است. طبقات سه گانه دارای ایوان‌ها، بالکن‌ها و نشستگاه‌هایی است که اگر بازدید همراه با راهنما نباشد بی شک انسان در میان آن همه ورودی‌ها و خروجی‌ها سردرگم خواهد شد و راه اصلی بازگشت را پیدا نخواهد کرد. «پس از طبقه همکف، طبقه اول شامل دهلیزهای ارتباطی است... این دهلیز دور تا دور بنا را احاطه کرده و یک پلان 16 وجهی را به وجود می‌آورد. این دهلیزها با سقف‌های کم خیز پوشیده و در حد فاصل ایوان‌ها فضاهای متنفسی و کاربردی ایجاد شده است. سقف این فضاها با فرم‌های متنوع با استفاده از آجر، گچ و سنگ احداث شده است و فضاهای کاربردی بالکن‌های هشتگانه یی است که از ایوان‌ها پدید آمده و دارای تزیینات زیبایی اعم از کاشیکاری، تسمه کشی، گچکاری و تلفیق آجر و کاشی و بالاخره کتیبه‌های متعدد است. آرایش و دکوراسیون دهلیزهای مشرف به ورودی اعضای خاندان حکومتی با نصب پرده‌های زیبای زربفت از اهمیت خاصی برخوردار است و هر یک از این ایوان‌ها به طور متقارن به سه واحد طاق و تویزه تبدیل شده و آرایش سقف آنها زیباترین و جذاب ترین تزیینات در هنر گچ بری بناهای عالم را عرضه کرده است. از هر کدام از ایوان‌های هشتگانه، پنجره یی به داخل گنبد خانه باز می‌شود. از این طبقه پلکان‌های مارپیچی مناره‌ها آغاز شده و ضمن ادامه تا بالای مناره، طبقه دوم را با طبقه سوم که پشت بام باشد مرتبط می‌کند.» (همان منبع، ص 144)

بالکن‌ها مشرف به بیرون یعنی شهر و دشت وسیع و زمردین سلطانیه است. این ایوان‌ها در مراسم و اعیاد برای حضور مسوولان مملکتی و تماشای مراسم داخل شهر و احتمالاً استراحت و نشست‌های مشورتی و خانوادگی استفاده می‌شده است. دیوارهای مشبک آجری با اشکالی زیبا و دستور فنی بسیار دقیق و علمی ‌ساخته شده اند. سقف بالکن‌ها با رنگ افرایی و مسی دارای اشکال، گل‌ها و انحناهایی است که هنوز رنگ جلا و شکوه خود را حفظ کرده است. یکی از شگفتی‌های طراحی در همین سقف‌های محراب گونه است. تمامی ‌اشکال در سه سطح گچ بری شده اند، به طوری که فضای حجمی‌ پیدا کرده و از نظر هنر تجسمی‌ یکی از شاهکارهای دست بشر محسوب می‌شود. بالکن‌های مشرف به گنبدخانه دارای حفاظ‌هایی مشبک از جنس چوب است، که بدون استفاده از چسب و میخ و فقط به وسیله سجاف و ایجاد شکاف‌های نر و مادگی قطعات به یکدیگر متصل شده اند.

استحکام این حفاظ‌ها به اندازه یی است که هنوز پس از هفت قرن ذره‌یی لرزش و تعویض فرم پیدا نکرده اند. اشکال گوناگون هندسی - قرینه‌یی بی‌نهایت زیبا و منظم به جلال و شکوه ایوان‌ها افزوده است. ایوان‌ها محل اجتماع بانوان خاندان اولجایتو و سایر درباریان بوده است. نحوه ساخت و ساز ایوان‌ها به گونه‌یی است که از پایین گنبدخانه به هیچ وجه قابل دیدن نیست، ولی از بالا به طور کامل همه ابعاد زیر گنبد به راحتی دیده می‌شود. در مراسم سوگواری و جشن‌های مذهبی و ملی، خاندان درباریان و بعضاً مدعوین عمومی ‌از این محل استفاده می‌کرده اند. پیشانی‌ها و نقاب‌های این ایوان‌ها با استفاده از کاشی‌های فیروزه‌یی رنگ و رنگ‌های سبز چمنی و سایر رنگ‌های ملایم، ‌هارمونی عجیب و زیبای حیرت‌آوری را پدید آورده است. در حاشیه‌های محراب گونه آیات قرآنی با خطوطی بسیار زیبا نقش بسته اند. در یکی از پیشانی‌های این ایوان‌ها در سمت جنوبی یک حاشیه محدود با عرضی 20 سانتیمتری معین و مشخص است. آیت الکرسی از ابتدا تا انتها بدون افتادن حتی یک نقطه به طور هماهنگ و کامل نوشته شده است.

- در چنان ارتفاعی بدون امکانات پیشرفته امروزی - تنظیم ابعاد و اندازه خط و تعیین دقیق میزان جاگیری این چند آیه قرآن به طوری که نیازی به کشش بعضی از کلمات یا کوتاه و بزرگ کردن و تغییر ابعاد خط در نوشتن بعضی از کلمات دیگر به وجود نیاید و آیات به طور کامل دقیقاً در همان مقدار محل تعیین شده پیشانی محرابی نوشته شود، واقعاً فوق تصور است. به هر حال سلطانیه دو زلزله هشت ریشتر را از سر گذرانده و هنوز شاداب و محکم در جای خود ایستاده است.

پی نوشت
1- شمنیزم؛ آیین بدوی با مقررات و قوانینی بسیار خشن که مغولان از آن پیروی می‌کردند؛ شمن خدای نیروی معهود. شمن؛ آیین مغولی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو

بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو
yamahdi آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



ست مروارید عشق

بهترین هدیه برای دختران و خانم ها :
زیبا ترین و جذاب ترین هدیه سال برای دختر خانم ها و بانوان محترم

تولد – سالگرد ازدواج –هدیه آشنایی - روز عشق و ....

خودتان مروارید داخل صدف زنده كه در كنسرو شیشه ای بسته بندی شده است را در بیاورید و در قسمت مخصوصش در گردنبند قرار دهید

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 8900 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *مجله اینترنتی پی سی پارسی *بزرگترین شهر دانلود *فال و طالع بینی -تاروت *دانلود *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight *پاتوق تفريحي ايرانيان *سرگرمی و تفریحی شهرشب * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *توپترينها *موبفا-مرجع تخصصی موبایل *قره جه طیار ، انتخابات گنبد *عکسهای بازیگران * درج آگهي و تبليغات *مجله تاپ مگ *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *عکس *پاتوق اینترنتی *عکس *مجله تفریحی خبری فان فارس *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا