21st February 2010
|
#2
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,869
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,673 بار در 3,448 پست
|
|
|
حسن در دربارملکشاه با خواجه نظام الملک

حسن صباح باداشتن استعداد و هوشمندی سرشاری که داشت به صفت دستیار ومشاور خاص وزیراعظم تقرر حاصل منماید ومدت ازجملۀ یاران و دوستان نزدیک خواجه نظام الملک به شمار میرفت ، اما از آنجائیکه روح بلندپرواز حسن هیچگاهی دریک نقطه محبوس نمیبود بلکه همواره به قله های بلند کامیابی سیر وپرواز داشت ، این استعداد ورابط حسن با بعضی ازسران دربار ، حسادت خواجه نظام الملک را درپی داشته وازاین سبب بین این دو دوست ویار دبستانی خصومت ها مخالفت های درونی کم کم شکل مییگیرد تا آنکه سخن به اینجامیرسد ، زمانیکه ملکشا میخواهد حساب خرج ودخل سالانۀ ممکلت را ازنظام الملک جویا شود خواجه برای آماده ساختن این دفتر به مدت دوسال وقت مطالبه میکند اما حسن صباح برای ترتیب تمام دخل وخرج مملکت مدت چهل رزو از حضورشاه مهلت میخواهد مشروط براینکه کاتبان ونویسنده گان مالیاتی دربار دراجرای این ماموریت مطابق اراده وخواستش باوی همکاری نماید .
حسن صباح برای آماده ساختن دفتر مالیات تمام توابعات مملکت بصورت متداوم شب وروز کار میکند وقرار وعده موعود دیوان شامل تمام دخل وخرج سایر ولایات خراسان را بصورت بسیار درست آماده وتنظیم مینماید ، این خبرپیشرفت وتهیه راپور مالیه ، دخل وخرج مملکت که کامیابی حسن و شکست حریفش خواجه نظام الملک را توام باخود درپی داشت ، خواجه بخاطر بقا وحفظ قدرتش میبایست به هرنوعی ممکن باحسن صباح مبارزه ومانع اجرای این امر میشد ، تااینکه بالاخره توانست اوراق تهیه شده حسن صباح را که به مدت چهل شبانه روز با زحمات زیادی ترتیب یافته بود توسط یکی از گماشته گان نزدیکش موفق به فریب دادن غلام حسن صباح وبرهم زدن دفترحسابات میگردد، سرانجام روز موعود فرامیرسد وتمام اراکین دربار برای شنیدن راپورنهای مالیات دولت سلجوقی درقصرملکشا حضور به هم میرساند وسلطان ملکشا ازحسن صباح میخواهد که راپور یکی ازولایات را به وی گزارش دهد ، امازمانیکه حسن صباح برای ارائه پاسخ شاه دفتر را میگشاید میبیند که دفتر به هم خورده وهمه زحمات که درمدت چهل شبانه روز متقبل شده بود مساوی به صفرگردیده است ، ازین جهت سراسیمه گردیده و هرچند کوشش میکند تا ازمیان اوراق گزارش یکی ازولایات را پیداکند موفق نمیشود ، دراین حال ملکشاه به صورت قهر آمیز از حسن میپرسد که تاخیر درپاسخ سوال چیست ؟ وحسن صباح درجواب میگوید که دفتروی بهم خورده است اما دراین موقع خواجه نظام الملک که ازماجرا واقف ومتوجه حرکات حسن صباح میباشد ملکشاه را مخاطب قرارداده و میگوید برای اجرای ماموریتیکه من دوسال مهلت خواستم این جاهل آنرا فقط درمدت چهل روز آماده کند نتیجۀ کاربیشترازاین نخواهد بود ، بالاخره حسن صباح با چنین یک سرنوشت مجبورا راه فرار را درپیش و به همکاری یکی ازدوستان نزدیکش بطور مخفی ازاصفهان گریخته ومدتی را به وطن آبای اش ری سپری وسپس به مصر میرود .
|
|
|