درباره مخترع اصلي اتومبيل بحثهاي زيادي در گرفته و اختلاف نظر وجود دارد. بعضي از طرفداران بنز، مخترع اتومبيل را كارل بنز مينامند. از سويي ديگر نام آرماند پژو نيز در ليست مخترعين اتومبيل جاي دارد. لئون برپوله يكي ديگر از مبتكران اتومبيل است اما در واقع بايد گفت كه طبق اسناد و مدارك به جا مانده (گوتليب دايملر) نخستين موتور احتراق داخلي و نخستين موتورسيكلت و نخستين اتومبيل را اختراع كرده است .او توانست يك گاري بدون اسب را به حركت درآورد.دايملر با تلاش شبانهروزي خود موفق به ساخت موتور درونسوز شد و آن را بر روي موتور سيكلت و سپس اتومبيل قرار داد. اكنون به شرح حال زندگي اين مخترع بزرگ ميپردازيم.
زندگي يك مخترع
(گوتليب دايملر) در 17 مارس 1834 در شوندرف آلمان به دنيا آمد. خانواده وي در سطح متوسط جامعه قرار داشتند. پدرش جوهانس دايملر نانوا بود و مادرش فردريكا در خانه براي مردم خياطي و گلدوزي ميكرد. پدر و مادر گوتليب همه تلاش خود را براي راحتي و آسايش فرزندشان به كار ميبردند.بعد از تولد گوتليب، دو فرزند ديگر پا به اين خانه گذاشتند و جمع خانوادگي آنها به پنج نفر رسيد و گوتليب صاحب خواهر و برادر شد.در آن زمان به ويژه در شهر كوچكي چون شوندرف مردم به تحصيل فرزندشان توجهي نميكردند و پسرها بايد از همان دوران كودكي در كنار پدرشان مشغول به كار ميشدند و خرج خود و خانواده را درميآوردند.
اما پدر گوتليب با اين نظريه مخالف بود و به دليل اينكه خودش در دوران كودكي فرصت تحصيل پيدا نكرده بود و تمام اوقات زندگي خود را در كنار تنور نانوايي ايستاده بود، آرزو داشت فرزندانش تحصيل كنند و به مقامات بالا دست يابند و به روياهاي پدر جامه عمل بپوشانند. گوتليب نيز از همان دوران طفوليت هوش سرشار خود را ابراز كرد. كتابهاي داستاني را كه مادرش براي وي ميخواند بلافاصله حفظ ميكرد. همچنين طبق تربيت صحيح والدينش رفتار و اخلاق بزرگمنشانه در اين كودك پنج ساله به خوبي مشاهده ميشد.پدر، او را به مدرسه برد. او هم هر چه را ميآموخت به سرعت ياد ميگرفت. علاقه عجيبي به درس خواندن داشت. تمام مدت زنگ تفريح در كلاس مينشست و درس ميخواند و مسائل رياضي براي خودش طرح ميكرد. او مانند ساير بچهها به بازي علاقهاي نداشت و اوقات خود را در تنهايي و حل مسائل رياضي ميگذراند.
سيزده ساله بود كه دوران دبستان و دبيرستان را به پايان رساند و زودتر از بچههاي همسن و سال خود ديپلم گرفت. به طور كلي پسري منزوي بود و بچهها به او حسودي ميكردند زيرا هميشه مورد تشويق معلمان خود قرار ميگرفت. همكلاسيهايش با او حرف نميزدند و در بازيهاي دسته جمعي او را كنار ميگذاشتند البته گوتليب نيز علاقه چنداني به بازي با آنها نداشت او به دنبال هدفي والا بود و ميخواست با ادامه تحصيل باعث افتخار والدينش شود. او حتي روزهاي يكشنبه كه روز تعطيل به حساب ميآمد باز هم درس و مطالعه را كنار نميگذاشت.
گوتليب از لابهلاي كتابهاي درسياش علاقهمندي خود را به مكانيك و علوم تكنيكي و فيزيك يافته بود.او در سال 1848 يعني در سن چهارده سالگي وارد رشته مكانيك و چهار سال بعد فارغالتحصيل شد و براي تكميل تحصيلاتش بايد قدمهايي فراتر برميداشت و در كنار آن، كار هم ميكرد.
دايملر جهانگرد شد
پس از به پايان رساندن تحصيلات خود در كالج شهر، دايملر به توصيه پدر و مادرش آلمان را ترك كرد و به فرانسه رفت. او در پاريس به تحصيل در رشته مهندسي مكانيك پرداخت. در آن زمان هجده سال داشت. سپس در همانجا وارد رشته پليتكنيك شد. پس از فعاليت در چند رشته فيزيك و مكانيك در پاريس، راهي انگليس، اتريش و بلژيك شد.
در لندن در كارگاه دوست پدرش (هنريش استراب) مشغول به كار شد تا هزينه تحصيل و اقامت در كشورهاي خارجي را به دست آورد. او حتي براي والدينش هم پول ميفرستاد. روزها به دانشگاه ميرفت و شبها تا نيمه وقت در كارگاه ريختهگري به كار ميپرداخت.دايملر پا به بيست و نه سالگي گذاشته بود. او با توشهاي از علم و تجربه و بعد از چندين سال دوري از وطن به آلمان مراجعت كرد و براي خود كارگاهي كوچك اجاره كرد تا در آنجا به تحقيقات خود بپردازد.مادرش (فردريكا) به فكر يافتن دختري مناسب براي پسر عزيزش افتاد. او در ميان دختران اقوام و دوستان، (اماكانز) را مناسب براي همسري با گوتليب يافت.گوتليب در ابتدا حاضر به ازدواج نميشد زيرا احساس ميكرد با تشكيل خانواده نميتواند به فعاليتهاي تحقيقاتي خود بپردازد اما بالاخره با اصرار مادرش در سال 1867 با اماكانز دختر زيبا و محجوب از خانواده باشخصيتي ازدواج كرد. پدر همسرش داروساز بود و خانهاي را به اين عروس و داماد هديه داد تا گوتليب هم بتواند در زيرزمين خانه به تحقيقات خود ادامه دهد.حاصل اين ازدواج پنج فرزند بود كه به فاصله سه سال از هم پا به دنيا گذاشتند. در اين ميان (پائول دايملر) فرزند سوم گوتليب به شغل پدر علاقهمند شد و راه پدر را در پيش گرفت.
و اختراع موتور احتراق
دايملر سي و پنج ساله سعي در ساخت يك موتور احتراق داخلي با سوخت بنزين داشت تا بتواند يك گاري را بدون اسب به حركت درآورد. او در دوران دانشجويي با (مي باخ) يكي از جوانان با شور و اشتياق و علاقهمند به رشته مكانيك آشنا شد.
او تصميم گرفت با همكاري ميباخ دست به ابداع يك وسيله حركتي بزند و در جهت رفاه زندگي مردم گامي بردارد.
دايملر همان طور كه از كودكي منزوي بود در دوران جواني نيز مردي ساكت و سر به زير به نظر ميرسيد. زماني كه در كارگاه خود سرگرم كار ميشد براي اينكه كسي مزاحمش نشود پردهاي تيره به پنجره ميزد و در را به روي خود قفل ميكرد و با شريك خود ميباخ مشغول كار و تحقيق ميشد اما از شر همسايههاي كنجكاو در امان نبود. مردم اطراف خانه وي به او و شريكش مظنون شدند و فكر كردند كه آنها در كارگاهشان دست به كارهاي خلاف از جمله چاپ اسكناس جعلي و يا ساخت داروهاي مخدر ميزنند؛ لذا پليس را خبر كردند و اظهار داشتند در همسايگي ما دو مرد در كارگاهي مخوف مشغول تهيه موادمخدر و يا چاپ اسكناس جعلي هستند. تحقيقات پليس آغاز شد. البته پليس نيز ظنين بود و به موجب اين ظن و گمان، پدر همسر گوتليب را كه صاحب خانه بود دستگير كرد و تا مشخص شدن ماجرا او را به زندان انداخت. بالاخره بعد از چند ماه تحقيق و بررسي معلوم شد كه گوتليب سرگرم انجام كارهاي خلاف قانون نيست وفقط بر روي چند مقاله فيزيكي مشغول به آزمايش و تحقيق است، لذا پدر همسر او از زندان آزاد شد و (گوتليب) و (ميباخ) نيز كار خود را در كارگاهشان از سر گرفتند.
بدين ترتيب دايملر توانست فرصت كافي براي انجام كارهاي خود پيدا كند و اختراعات خود را پشت سر هم عرضه كند. او موفق شد موتوري با سوخت بنزين ابداع كند. دايملر تجارب زياد خود را روي وسيله حركتي كه همان اتومبيل بود، به كار گرفت و نام دخترش مرسدس را رويش گذاشت.
در سال 1887، زماني كه او براي تكميل تحقيقاتش به پاريس سفر كرده بود، خبر مرگ همسرش اماكانز او را دچار شوك كرد. همسر مهربانش به دليل عارضه قلبي چشم از جهان فرو بست و او را تنها گذاشت.
دايملر نيز از حال و روزگار خوبي برخوردار نبود گاه گاهي درد عجيبي در ناحيه سينه و قلبش زندگي را جلوي چشمان وي تيره و تار ميكرد و سرانجام او با اختراع موتور درونسوز توانست اتومبيلي را وارد بازار كند و اتومبيل او در بازار خوب به فروش رفت. دايملر كارگاه را روز به روز بيشتر توسعه داد تا اينكه صنعت اتومبيلسازي او به صورت يك صنعت بسيار پر سود درآمد.
حدود ۵۰۰ سال پیش در یکی از معدنهای کمبرلند انگلستان گرافیت پیدا شد. گویا در همان موقع مداد خام از گرافیت ساخته شده باشد.
به هرحال در سال ۱۷۶۰ بود که خانواده فایر در نورنبرگ آلملن سرمایه گذاری کردند و از گرافیت ساییده نوعی مداد ساختند. ولی کارآن زیاد موفقیت آمیز نبود. تا آنکه در سال ۱۷۹۵ مردی به نام کنته مدادهای ساخت بدینطریق که گرافیت را در نوعی گل رس می نشاند و پس از در هم فشردن آن مدادهای خامی بدست می آورد. سپس این مدادها را در کوره ای گذاشته می پخت. شیوه کنته پایه و اساس مداد سازی گردید آنهم درست همین مدادهایی که ما امروز می شناسیم و بکار می بریم.
بشر برای پختن غدا و گرم نگاهداشتن خود نیاز به افروختن آتش پیدا كرد. همین نیاز منشا اختراع كبریت گردید. غارنشینان به وسیله سنگ چخماق جرقه ای پدید می آوردند و امیدشان این بود كه با آن برگهای خشك را آتش بزنند.
در قرن وسطا نیز جرقه را به وسیله سنگ چخماق پدید می آوردند. ولی با آن قارچ یا جلبكهای خشك یا كهنه نیمسوخته را آتش می زدند. اینگونه مواد كه به آسانی آتش می گیرند آتشگیره خوانده می شوند.
كبریت جدید هنگامی ساخته شد كه ماده ای به نام فسفر كشف گردید این ماده در حرارت بسیار كمی فوری آتش می گیرد.
در سال 1618 مرد انگلیسی به نام رابرت بویل چوبی را آغشته به فسفر و گوگرد كرد ولی به سرعت آتش می گرفت و عملا" كارای نداشت. نخستین كبریتی قابل استفاده را جان واكر انگلیسی ساخت او چوبهای كبریت را میان لایه های كاغذ چید و با شیشه مات جلدی هم برایش ساخت.
اطریش وآلمان در سال 1833 شروع به ساخت كبریتهای كردن كه نوكشان آغشته به فسفر سفید و زرد بود در سال 1906 به دلیل خطر ناك بودن این مواد ساخت آنها متوقف و غیر مجاز اعلام شد. كبریتها بی خطر كه تنها با یكبار كشیدن آتش می گیرند، در سوئد به سال 1844 كه از فسفر قرمز كه غیر سمی است ساخته شد. به جای آنكه تمام مواد شیمیایی لازم را در نوك چوب كبریت تعبیه كنند، فسفر قرمز را فقط بر سطح زبری كه روی قوطی كبریت است می مالند.
سال پیش، مصریها الیاف گیاهی به نام پاپیروس را، که شبیه علف بود و کنار رود نیل میرویید، کنار یکدیگر میچسباندند و با آن نوعی ورقه درست میکردند که مانند کاغذهای امروزی، برای نوشتن کاربرد داشت.در سال 1000 تا 1200 میلادی نیز استفاده از حروف چوبی، گلی یا فلزی برای چاپ، در چین ابداع شد
اما کاغذی که ما میشناسیم، حدود 2000 سال پیش و در چین اختراع شده است. بهطور معمول، کاغذ را از چوب تنه درختان تهیه میکنند. اما به خاطر حفظ جنگلها و پیشگیری از آلودگی بیشتر زمین، امروزه استفاده از ترکیبات سلولزی گیاهان دیگر، روزنامههای باطله و کاغذهای دور ریز در تولید کاغذ رواج دارد، کیفیت برخی کاغذهای بازیافتی کاملاً مشابه کاغذهای دیگر است. چاپ اختراع کیست؟
قدیمیترین شیوه چاپ برجسته در قرن نهم میلادی در چین اختراع شد. در آن زمان، به جای کلیشه چاپ از یک بلوک چوبی استفاده میکردند. نشانههای نوشتاری به صورت وارونه روی بلوک کنده میشد. سپس بلوک را به مرکب آغشته میکردند و روی کاغذ میفشردند.
اما کاغذی که ما میشناسیم، حدود 2000 سال پیش و در چین اختراع شده است. بهطور معمول، کاغذ را از چوب تنه درختان تهیه میکنند. اما به خاطر حفظ جنگلها و پیشگیری از آلودگی بیشتر زمین، امروزه استفاده از ترکیبات سلولزی گیاهان دیگر، روزنامههای باطله و کاغذهای دور ریز در تولید کاغذ رواج دارد
در سال 1000 تا 1200 میلادی نیز استفاده از حروف چوبی، گلی یا فلزی برای چاپ، در چین ابداع شد.
اروپا در قرن 15 میلادی و با اختراع ماشین چاپ گوتنبرگ، با این صنعت آشنا شد.
ابن هیثم دانشمند بزرگ ایرانی در سال 1965 میلادی در شهر بصره به دنیا آمد. علمای غربی وی را در قرون وسطی الحسن میخواندند. ابن هیثم کارهای مهمی در زمینه [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] انجام داده است و دانشمندان بعدی با استناد به گفتههای وی به نتیجههای بالاتری دست یافتند. گر چه کار ابن هیثم در نور شناسی محتوی عناصر یونانی بویژه از بطلیموس است، اما او همه چیز را به گونهای از نو بررسی کرده است. نظرات او در باب نور و دید تماما از آن خود اوست و مطلقا چیزی به افکار عتیق و یا عقاید اسلامی پیشین بدهکار نیست.
نور از دیدگاه ابن هیثم
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] به ادعای ابن هیثم چیزی است که از منبع منیری صادر میشود که این "صدور اولیه" نام دارد. او به صدور ثانویه نیز معتقد بود که از چیزی که خود وی آن را "منبع عرضی" مینامید، سرچشمه میگرفت. او میگفت نور این منابع بصورت کروی صادر میشود، مفهوم منبع عرضی ثانوثه به این معنا بود که هر ذره غبار در شعاعی از آفتاب یا از هر جسم کدر نیز نور ساطع میشود. او معتقد بود که این نور نیز مانند نور منبع اولیه به خط مستقیم حرکت میکند، ولی از آن ضعیف است. این اندیشه به راستی اصلی بود. امواج ثانویه آن محفوظ ماند تا کریستین هویگنس هلندی شش قرن بعد آن را مطرح ساخت. نظریه ابن هیثم در مورد چشم
نظریه ابن هیثم در مورد چشم یک نظریه فیزیک است. او باور داشت که دیدن نخست در عدسی بلورین چشم اتفاق میافتد و در کار او هیچ صحبتی نیست. وی از تشکیل تصویر در داخل چشم همچون محفظهای تاریک و بعد از عصب بصری و ارتباط آن با مغز به میان میآورد. اینجا دیگر نظرات ابن هیثم صحت نداشت. اینها مطالبی است که در کتاب نورشناسی ابن هیثم به چشم میخورد. کتاب قدیمی دیگری نز در مورد نورشناسی وجود دارد. این روشی است از قرن سیزدهم متعلق به ویتلو. ویتلو و ابن هیثم نظرات تقریبا یکسانی در مورد نورشناسی داشتند. آثار این دو نفر مشوق تحقیقات بسیاری در نورشناسی شد. رابرت گروس تست
رابرت گروس تست حدود سال 1168 میلادی در شرق انگلیس به دنیا آمد. وی در دانشگاه پاریس مشغول به درس خواندن و تدریس شدن متون مهمی درباره اخترشناسی ، [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] ، [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] و بویژه نورشناسی تألیف کرد. او را علوم را طبقه بندی کرد تا نشان دهد چگونه برخی به برخی دیگر وابستهاند. بدین سان او مدعی شد که نورشناسی و اخترشناسی به هندسه وابستهاند.
گروس تست نورشناسی را علم مادی پایه میدانست. او معتقد بود که نور نخستین صورت ماده اولیهای است که دیده میشود و آن را مادهای میپنداشت که از نقطه مبدأ خود بصورت کره منتشر میشود و بدین ترتیب سه بعد فضا را میسازد. او نیز در کارهایش (نورشناسی) از ابن هیثم پیروی میکرد، ولی رفتار پرتوهای نوری را به تفضیل مورد بحث قرار داد. گفتار وی در مورد نور موقعی که به ذکر تشکیل تصویر بوسیله [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] و [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] میپردازد چنین است.
این بخش از نورشناسی اگر بخوبی دریافت شود نشان میدهد که ما چگونه میتوانیم کاری کنیم که چیزهای بسیار دور ، بسیار نزدیک دیده شوند و چیزهای بزرگ و نزدیک ، بسیار کوچک بنمایند. یا چگونه میتوانیم کاری کنم که چیزهای دور به هر اندازه که بخواهیم بزرگ جلوه کنند بطوری که بتوانیم ریزترین حروف را از فاصله باور نکردنی بخوانیم. این در متنی از او با عنوان "درباره رنگین کمان یا درباره شکست و بازتاب" آمده است و به شرح عدسیهای کاهنده و فزاینده و [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] میماند. اما چنان که خواهیم دید عموما تصور بر این است تلسکوپ 35-0 سال پس از این تاریخ اختراع شد. شاید گروس تست آنقدر با آینه مقعر و عدسیهای کاهنده و فزاینده کار کرده بود که متقاعد شده بود ساختن چنین دستگاهی میسر است. راجر بیکن
مهمترین شاگرد رابرت گروس تست دست کم از نقطه نظر علمی راجر بیکن بود. بیکن خود از سال 1241 در پاریس به تدریس پرداخت، ولی در سال 1247 به آکسفورد بازگشت و تازه اینجا بود و به گروس تست معرفی شد. بیکن نیز مانند گروس تست به ملاحظات اقلیدس ، بطلیموس و ابن هیثم اتکا کرد و به علاوه یاد آور شد که از عدسیها نه تنها برای وزاندن برگ ، بلکه برای درشت کردن و مقابله با [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] نیز میتوان استفاده کرد. او تعبیر ابن هیثم را از چشم به مانند دستگاهی تصویر ساز توضیح داد و از خود نیز هشت قانون برای طبقه بندی عدسیهای محدب و مقعر در مقایسه با چشم ارائه کرد.
اظهارات او درباره اثرات نوری آنها ، مانند گفتارگروس تست جالب است. او در جایی از کتاب خویش ، "اپوس ماژوس" حدود سال 1267 میلادی پایان پذیرفت، مینویسد:
ما میتوانیم اجسام شفاف را طوری بسازیم و بین چشم خود و اشیاء قرار دهیم که اشعه در هر جهت و با هر زاویه که میخواهیم، خمیدگی پیدا کند. در این صورت میتوانیم ریزترین حروف را از فاصلهای باور نکردنی بخوانیم و همچنین میتوانیم کاری کنیم که نور خورشید و ماه اختیار داشت. با توجه به کیفیت عدسیهای موجود آن زمان ، احتمالا بزرگنماییش بسیار کم و تصویری که ایجاد میکرد بسیار بد بود. به علاوه بینش حاکم بر اذهان در قرن وسطی چنان بود که استفاده از تلسکوپ را به عنوان ابزاری برای مشاهده علمی نامحتمل میساخت.
تلسکوپ فقط حس کنجکاوی را بر میانگیخت و نمونهای از جادوی طبیعت به شمار میآمد و چنین بود که حتی در سال 1589 که جاماپاتیستادلاپورتا شرحی به سیاق بیکن در نسخه مفصل از حد یابد، زیرا اعتقاد به آن عمومی بود، زمین هنوز مرکز عالم شناخته میشد ومعالجات طبی در اوقات مبارک انجام میشود. راجر روی هم رفته شم علمی خوبی داشت. هم او بود که در نوشتههایش مفهوم "قوانین طبیعت" را وارد کرد.
از نوزایی (رنسانس) تا انقلاب علمی
پورتا نیز درباره نورشناسی مباحثی را مطرح کرده است. ساختن آینهای که آدم را شبیه الاغ ، سگ یا خوک نشان میدهد و شیشههای سادهای که شوخیهای مفرح دیگری را میسر میسازد و عدسیها بویژه [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] برای دیدن از فاصله دور را تشریح میکند، ولی چیزهایی را ناگفته میگذارد. شاید به این علت که به سادگی قابل انتشار نیستند و او به اصول کار تلسکوپ و [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] نیز پی برده باشد.
آن گمان را این نکته به واقعیت نزدیک میکند که او در سال 1593 کتابی در مورد شکست نور (دفراکتیون) انتشار داد که در آن خبر از انجام آزمایشهایی با استفاده از ترکیبات مختلف عدسیهای کوژ و کاو دارد. این کتاب همچنین حاوی نخستین شرح محفظه تاریک مجهز به عدسی است. پس طبعا این سوال پیش میآید که آیا تلسکوپ را پورتا اختراع کرده است؟
در این حالت جای تردید نیست، زیرا او دائما به وضوح بیشتر اشاره میکند. گویی در پی چیزی بجز تصاویر واضحتر نبوده است، هر چند در جایی از دیدن چیزهای دور نیز سخن میگوید. شواهد جالب توجه دیگری وجود دارد که نشان میدهد. احتمالا پورتا دست کم با اصول ساختمان تلسکوپ آشنایی داشته است و در واقع از چنین آزمایشگر رنسانس جز این انتظار نمیرود. او حتی در کتابی با عنوان تلسکوپ تألیف کرد که هرگز منتشر شد.
اما بدبختانه این نیز توان از بین بردن تمام تردیدها را ندارد، زیرا ظاهرا او به اینجا که رسید ایستاد و جلو نرفت. شاید بخشی از مشکل او کیفیت بد تصاویر بود که با ترکیبات عدسیها بدست میآورد، مشکلی که بعدها گالیله را به ستوه آورد. مشکل دیگر وی این بود که میخواست از آینه مقعر نیز در تلسکوپ استفاده کند، حال آنکه برای ساخت تلسکوپ انعکاسی قابل استفاده ، یک قرن دیگر وقت لازم بود. توجه گالیله به تلسکوپ
در بهار سال 1609 یک عدد تلسکوپ از ونیز سر در آورده و به بهایی گزاف به دو درجه ونیز فروخته شد. خبرش به گالیله رسید. او شنید که آن تلسکوپ دارای دو عدسی در دو انتهای لوله آن است. همین سر نخ کافی بود، چون گالیله با اطلاع از (به تعبیر خودش) پرسپکتیو موفق شد وسیلهای برای دیدن از راه دور برای خود بسازد و این کار را نیز در کمترین مدت ممکن انجام داد. او یک شب تلسکوپی ساخت که سه برابر جسم را بزرگ میکرد و به زودی توانست تلسکوپ دیگری را که بزرگنماییش 10 برابر بود، بسازد. ولی تلسکوپ را گالیله اختراع نکرد.
نمونهای که به ونیز راه یافته بود و از هلند آمده بود، در این کشور بود که عینک ساز میدلبورگی به نام هانس لیپرهای (یا لییرسهای یالییرشی) در خواست ثبت دستگاهی برای دیدن از راه دور کرده بود. او این کار را در آغاز سال 1608 انجام داد (نام تلسکوپ 1611 در ایتالیا توسط گالیله ابداع شد) اما لییرهای تنها مدعی نبود. پانزده روز بعد ، مجمع عمومی (مجلس هلند) در خواست ثبت دیگری را دریافت کرد و پس از چندی عینک ساز میدلبورگی دیگری مدعی اختراع تلسکوپ شد.
روایات موجود نیز خبر از وجود تلسکوپی ایتالیایی در سال 1590 میدهد و چند مدعی سرسخت انگلیسی نیز وجود داشتند که برجستهترین آنها لناردو توماس دیگر بود. به این فهرست عجیب و طولانی میتوان همچنان اسامی دگری را افزود اما به هر حال اختراع تلسکوپ را نمیتوان به سادگی به یک نفر اختصاص داد.
پایه تئوریک تکثیر موجهای الکترومغناطیس ابتدا در سال 1873م توسط جیمز کلرک مکس ول شرح داده شد در مقاله اش به جامعه اشرافی ‘‘تئوری حرکتی زمینه ی الکترومغناطیس’‘ که موضوع کار او در بین سالهای 1861م و 1865م بود. هیزیچ رادولف هرتز بین سالهای 1886م و 1888م بود که تئوری مکس ول را نقض کرد و نشان داد که اشعه ی رادیو تمام جزئیات موجها را دارا می باشد (امروزه هرتزین نامیده می شود)، و کشف کرد که معادله ی الکترومغناطیس می تواند با معادله متفاوتی دوباره فرمول نویسی شود فرمول موج تاریخ و اختراع هویت مخترع رادیو، در آن زمان به نام تلگراف بی سیم شناخته شده بود، ادامه دارد.
ادعاها می شد که ناتان استابل فیلد رادیو اختراع کرد قبل از تسلا یا مارکونی. اما به نظر می رسید که وسایل توسط القاء کار می کند. در سال 1893م در خیابان لوئیس، میسوری، نیکولا تسلا. اولین نمایش عمومی از ارتباط رادیو را انجام داد. نشان دادن آموزشگاه فرانکلین در فیلادلفیا و شرکت ملی برق الکتریکی، او موضوعات مدیران ارتباطی رادیو را تشریح کرد و نشان داد. تجهیزاتی که او استفاده می کرد شامل عناصری بود که در سیستمهای رادیو استفاده می شد قبل از توسعه ی تیوب خلاء.
او ضرورتاً از دریافت کننده های مغناطیسی استفاده کرد برخلاف منسجمان توسط مارکونی و دیگر آزمایشگرها استفاده شد. و در سال 1894 فیزیکدان انگلیسی سرالیورلوژ احتمال استفاده از علائم را نشان داد و در استفاده از موج رادیو از یک وسیله تخصصی به نام ‘‘اتصال گر’‘ استفاده کرد، یک تیوپ پر از آهن که توسط تسیستوکل کالزچی-انستی اختراع شد در ایتالیا 1884.
ادوارد برانلی از فرانسه و فیزیکدان از روسیه که بعداً استفاده ی از اتصال گر را توسعه دادند. پوپوف یک وسیله ی و سیستم ارتباطی تمرینی را تولید کرد که آن را براساس اتصال گر تولید کرد، همیشه توسط هم کشوریانش برای اختراع رادیو مورد توجه قرار می گرفت. فیزیکدان هندی یاگدیش چاندرا بوز. در یک مکان عمومی استفاده ی از موجهای رادیو را نشان داد در نوامبر 1894 در کلکته، ولی او از این کارش لذت کافی را نبرد.
در سال 1896م گاگلیلمو مارکونی برای اولین تولید رادیو به این صورت در دنیا، جایزه گرفت در انگلستان امتیاز 12039، ‘‘توسعه در ارسال و پخش کردن سیگنالها و ضربه های الکتریکی و در ابزارها’‘. در سال 1897 در آمریکا بعد از تولیدات در تاریخ رادیو اختراع کننده و صاحب امتیاز را نیکولا تسلا خواندند.
اداره امتیاز آمریکا این نظریه را در سال (1904) عوض کرد، مارکونی را به عنوان صاحب امتیاز رادیو دانست، که توسط حامی مالی مارکونی در آمریکا انجام گرفت، که شامل توماس ادیسون و اندرو کارنجی.در سال(1909) مارکونی، با کارل فردیناند براون، که جایزه ی نوبل فیزیک برای توسعه دادن تلگراف بی سیمی دریافت کرد. در هر حال امتیاز تسلا (شماره ی ‘‘645576’‘) در سال (1943) توسط دادگاه عالی آمریکا به ثبت رسید.
عقاید بر روی حقیقت ما ند که قبل از شروع امتیاز مارکونی کارهایی قبل از آن در مورد اختراع رادیو صورت گرفته بود. بعضی عقاید بر این بود که به طور نسبتاً او این کار را برای دلایل مالی انجام داد، به دلتمردان آمریکا اجازه دادند که از خسارت دادن به کمپانی مارکونی در جنگ جهانی اول دوری کنند. مارکونی اول کارخانه ی ‘‘بی سیم’‘ را در خیابان حال تأسیس نمود. شلمز فورد، انگلستان در سال 1898م، که حدود50 نفر را استخدام کرد.
در حدود1900، وارون کلیف تور را تأسیس کرد که سرویسها را امکانات می داد و تبلیغ می کرد. در سال1903 میلادی، ساختمان تور نزدیک به تمام شدن بود. تئوریهای زیادی بود که چگونه تسلا به اهداف سیستمهای بی سیم دست یافت (با گزارش، 200ک و). تسلا ادعا کرد که واردن کلیف، یک بخشی از سیستم جهانی اتصال، اجازه دادند که فرستنده ی چند کانالی اطلاعات را امنیت بدهند.
اختراع بزرگ بعدی تیوب خلاء، که توسط یک گروه از مهندسان وستینگ هاوس اختراع شد. در کریسمس 1906، رینالد فسندن اولین صدای رادیو را در تاریخ پخش کردن برنت راک ماساچوست. کشتیها در دریا یک صدایی از رادیو شنیدند که فسندن در حال خواندن شعر’‘ای شب مقدس’‘ و پیامی را از کتاب مقدس خواند.
اولین برنامه ی رادیویی در 31 آگوست در سال 1920م توسط ایستگاه 8 م ک در دیترویت، میچیگان پخش شد.
اولین صدای منظم بی سیم جهانی در سال 1922م از گاگلیلمو مارکون مرکز تحقیقات در رقیل نزدیک شلمز فورد، انگلستان، که اولین مکان کارخانه ‘‘بی سیم’‘ جهانی بود.
رادیوهای اولیه قدرت پخش را توسط میکروفن کربنی زیاد کردند. در حالی که بعضی رادیوها از بعضی انواع تقویت در صدامت و یا باتری استفاده می کردند. در اواسط 1920م دریافت کننده های معمولی مثلکریستال ست وجود داشت. در سال1920. تیوب خلاء را تقویت کردند که باعث تحول عظیمی در دریافت کننده رادیو و پخش کننده رادیو به وجود آمد. توسعه در قرن20 نیروی هوایی از رادیو تبلیغاتی برای هدایت هواپیما استفاده می کرد.
این موضوع همچنان تا سال1960م ادامه داشت وقتی که سیستم در نهایت جهانی شد. در اوایل سال1930م، گروه تنها و تغییر فرکانس که توسط کارفرماهایی آماتور رادیو اختراع شد.
رادیو عکسهای قابل دیدن را مثل تلویزیون پخش می کرد در اوایل سال1920، پخش های استاندارد و متداول در آمریکای شمالی و اروپا در سال1940 شروع به کار کرد. در سال1960 سانی اولین رادیوی ترانزسیتوری را معرفی کرد، به اندازه ای کوچک بود که در یک جیب جا می گرفت و با یک باتری به راحتی قابل حمل بود.
در بیست سال بعدی، ترانزسیتورها جایگزین تیوب ها شدند به غیر از استفاده قدرت های بالا، یا فرکانس بالا.
در سال 1963 تلویزیون رنگی به وجود آمد و اولین رادیو ماهواره ارتباطی، تل استاره شروع به کار کرد. در اواخر سال1960 تلفن راه دور آمریکا سیستم خود را دیجیتال کرد، از رادیوی دیجیتال برای بسیاری از این ارتباطات استفاده کرد.
در سال1970 لوران سیستم ارتباطی اولیه رادیو شمار آمد. به زودی آمریکا آزمایشاتی با ماهواره ارتباطی انجام داد، که به اختراع و راه اندازی گروه منتهی شد در سال1987.
در اوایل سال1990 رادیو آماتور آزمایشگران شروع به استفاده از کامپیوترهای شخصی با کارت صوتی برای پیشرفت سیگنالهای رادیو کردند.
در سال1994، ارتش آمریکا راه اندازی شد و در این پروژه موفق شدند و رادیوی نرم افزار ساختند که می توانست یک رادیوی متفاوتی در پرواز با تغییر نرم افزار باشد. نمایش دیجیتالی در صدا در سال1990 راه اندازی شد.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.