لذت بردن از «سرقت ادبي»
چندي پيش، فيلم تلويزيوني سرقت ادبي ساخته رضا بهشتي از شبكه 4 سيما به نمايش درآمد؛ فيلمي كه نشان داد در تلويزيون هم ميتوان آثار متفاوتي ساخت كه مخاطبان را جذب كند و آنها را وادارد تا پايان فيلم، هيجان خود را حفظ كنند و پاي تلويزيون بنشينند تا ببينند پايان داستان چه ميشود.
شايد پليس سر برسد... اين جمله را كارآگاهي ميگويد كه در فيلم سرقت ادبي به دنبال پيدا كردن قاتل يك زن است؛ زني كه به صورت مرموزي در آپارتمانش به قتل رسيده است.اما اصلا نبايد فيلم سرقت ادبي را با ديگر فيلمهاي پليسي و معمايي مقايسه كرد.سرقت ادبي يك فيلم فيلمنامه محور است كه روي سناريو و داستان آن حسابي كار شده است. بهشتي زمان نوشتن فيلمنامه دقيقا ميدانسته است كه چه ميخواهد. گويا او با خود قرار گذاشته كه داستان غير كليشهاي را در تلويزيون به نمايش بگذارد. به همين دليل براي داستان فيلم خود ماجرا و شخصيتهاي متفاوتي را طراحي كرده است. تاكنون فيلمهاي زيادي ديدهايم كه به شيوه فيلم در فيلم ساخته شدهاند يا اقتباس ادبي از يك داستان بودهاند اما فيلم سرقت ادبي را ميتوان نوعي متفاوت استفاده از رمان در فيلم دانست. سرقت ادبي، اقتباس از يك داستان يا رمان نبود بلكه استفاده بجا و دراماتيك از كتاب و نويسنده در يك فيلم بود. همين نكته باعث شده بود اين فيلم تلويزيوني از فضا و ساختار روايي متفاوتي برخوردار شود.داستان فيلم درباره يك نويسنده معروف رمانهاي جنايي و پليسي بود كه براساس خاطرات داماد خواهر خود كه از شاگردانش به حساب ميآمد، رماني مينويسد و پايان تلخي براي داستان خود انتخاب ميكند. مرد جوان هم با پايان داستان نوشته شده دست به قتل همسرش ميزند و بعد خودش داستاني مينويسد تا پاياني را كه دوست دارد براي نويسنده معروف و دايي همسرش رقم بزند. كارآگاه فيلم هم براي پيدا كردن قاتل واقعي شروع به خواندن رمانهاي نويسنده ميكند و بنا به اتفاقات آن جلو ميرود و عاقبت به نتيجه ميرسد.
فيلم سرقت ادبي علاوه بر داستان متفاوتي كه داشت از ساختار و كارگرداني حساب شدهاي نيز برخوردار بود. هر چند از كنار بازي خوب بازيگران آن هم نميتوان بسادگي گذشت. شهرام عبدلي در اين فيلم نقش كارآگاه جوان را بازي ميكرد. عبدلي را تاكنون در نقشهاي منفي زياد ديدهايم ولي نقشي كه او در سرقت ادبي بازي كرد، نشان داد اگر كارگردانان حوصله داشته باشند، ميتوانند از اين بازيگر بازيهاي متفاوتي بگيرند. هومن سيدي بازيگر نقش مرد جوان كه همسرش كشته شده بود هم متفاوتتر از بقيه نقشهايش در سرقت ادبي ظاهر شد. او نقش يك جوان روان پريش را بازي ميكرد كه مشكل رواني خود را با مهارت زياد از همه پنهان ميكرد. سيدي نقش دشواري را با مهارت زياد به نمايش گذاشت. او توانايي اين را داشت تا اين تعليق را در بيننده ايجاد كند كه آيا او همسرش را به قتل رسانده يا نويسنده معروف مسبب اين قتل است؟ مهرداد ضيايي هم كه نقش نويسنده را به عهده داشت، توانست با بازي راحت و به اصطلاح زير پوستي خود، نقشي باورپذير را به بيننده ارائه كند.همه اينها را گفتيم تا به اين نتيجه برسيم كه آثار خوب تلويزيون هم بينندگان خاص خود را دارند و كارگردانان با كمي حوصله و خلاقيت ميتوانند طرفداران زيادي پيدا كنند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|