ز
1ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد !
2زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !
3زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . ( سعدي )
4زبان خر را خلج ميدونه !
5زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !
6زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني .
7زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !
8زخم زبان از زخم شمشير بدتره !
9زدي ضربتي ضربتي نوش كن !
10زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !
11زرنگي زياد فقر ميآره !
12زرنگي زياد مايه جوانمرگيست !
13ز عشق تا بصبوري هزار فرسنگ است ! ( دلي كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ ) ( سعدي )
14زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !
15زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !
16زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! ( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... ) ( آصفي هروي )
17زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
18زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !
19زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان !
20زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
21زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه !
22زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه !
23زن بيوه را ميوه اش ميخواهند !
24زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره !
25زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري !
26زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي !
27زن سليطه سگ بي قلاده است !
28زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست !
29زنگوله پاي تابوت !
30زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله !
31زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند !
32زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره !
33زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره !
34زور داري، حرفت پيشه !
35زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد !
36زهر طرف كه كشته شود اسلام است !
37زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون !
38زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن !
39زير دمش سست است !
40زير ديگ اتش است و زير آدم آدم !
41زير سرش بلنده !
42زير شالش قرصه !
43زير كاسه نيم كاسه ايست .
44زيره به كرمان ميبره !
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دلتنگی هایم را با کدام قایق خیالی روانه دل دریائیت کنم تا بدانی دلتنگتم
|