 |
|
26th May 2010
|
#51
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
فرهاد پنجم
فرهاد پنجم یا (فرهادک) (اشک پانزدهم) (۲ ق.م- ۴ م)
فرهاد پنجم یا فرهادک(اشک پانزدهم) (۲پ.م تا ۴م) پانزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. او پس از مسموم کردن پدرش فرهاد چهارم به کمک مادر ایتالیایی خود ملکه موزا بر تخت نشست و امور کشور را به همراه مادرش اداره میکردند.
در سکههای فرهاد پنجم صورت وی و مادرش هر دو دیده میشود. از سکههای مزبور چنین استنباط میشود که سلطنت او از ۲ ق. م. تا ۴ م. بود و مورخان هم غالباً همین سالها را یاد کردهاند. اشکانیان از فرهادک ناراضی بودند و یکی از جهات نارضایتی مزبور این بود که او از ارمنستان صرفنظر کرد، در صورتی که از زمان مهرداد دوم دولت پارت نظر خاصی به این کشور داشت و میخواست آن را مانند سنگری در مقابل روم در تحت نفوذ خود نگاه دارد. به جهات گوناگون وضع فرهادک در ایران مشکل شد و سرانجام شورشی برضد وی روی داد و پس از زدوخورد مختصری بزرگان و نجبای کشور او را از شاهی برداشته و سپس کشتند. وی روی همرفته پادشاهی نالایق و شخصاً عنصری فاسد بود. از لحاظ سیاست هم نخستین شاه این دورهٔ تاریخ بود که در برابر رومیها از ابهت دولت پارت کاست و از مسالهٔ ارمنستان نیز صرفنظر کرد. واقعهٔ مهم زمان او تولد عیسی مسیح بود.
سلف : فرهاد چهارم
شاهنشاه ایران : ۲پ.م تا ۴م
جانشین وی : اُرد سوم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
26th May 2010
|
#52
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
موزا (ملکه)
ملکه موزا (۲ ق.م- ۴ م) همراه با پسرش فرهاد پنجم
موزا ملکهٔ اشکانی (۲ ق.م- ۴ م) و مادر فرهاد پنجم اشکانی بود. فلاویوس جوزفوس مورخ یونانی او را تراموزا مینامد.
او کنیزی رومی بود که اوگوست٬ امپراتور روم (۲۷ ق.م- ۱۴ م) او را بهعنوان هم خوابه و در ازای استرداد درفشهای روم که سپاه کراسوس آنها را در جنگ حران در ۵۳ ق.م از دست داده بود و هنوز در ایران مانده بودند به فرهاد چهارم (۲ ق.م- ۳۷ م)٬ پادشاه اشکانی هدیه کرد.
استرداد این درفشها موجب جشن و شعف فوقالعادهای در روم گشت و شاعران روم، که قصدشان خوشامدگویی برای اکتاویوس بود، این کار را به منزلهٔ جبران شکستهای گذشته یا همچون فتحی درخشان تلقی کردند. تراموزا کنیزک رومی که در این هنگام زوجهٔ فرهاد چهارم و در واقع ملکهٔ دربار وی شده بود نیز در این کار نقش عمدهای داشت. چند سال بعد هم، این زن که کودکی به نام فرهادک برای شاه زاییده بود، به بهانهٔ لزوم تأمین جان این فرزند و اجتناب از هر گونه توطئه احتمالی داخلی، فرهاد را وادار کرد تا سایر پسران خود را از دربار دور سازد. فرهاد هم چهار پسر را با اقربای آنها که در حرم وی بودند به روم فرستاد تا در آنجا تربیت شوند (ح ۷ ق.م). فقط فرهادک را با مادرش نزد خود نگه داشت. وقتی که فرهادک به سن بلوغ رسید، به تحریک مادر و از بیم آنکه برادرانش عنوان ولیعهدی را به دست آورند، پدر را زهر داد و خود به نام فرهاد پنجم با مادرش موزا بتخت نشست (ح ۲ ق.م).
آغاز قدرت مشترک موزا- فرهادک (۲ ق-م تا ۴ میلادی)
در سال ۲ ق-م تراموزا آخرین قدم را به منظور تأمین تاج و تخت اشکانی برای فرزندش فرهادک برداشت و همانگونه که گذشت، فرهاد چهارم، که در آن زمان به سن کهولت رسیده بود با زهر هلاک شد. پس از آن که زن رومی فرهاد، پسران فرهاد را از دربار دور کرد، فرهادک یگانه معاون فرهاد در اداره مملکت گردید و پدرش از جهت نفوذ موزا، او را به قدر کافی مورد توجه قرار داد به طوری که همه فرهادک را ولیعهد میدانستند، لکن فرهادک تصور کرد که ممکن است پدرش چندین سال دیگر زنده بماند و در این مدت بر او تغییر رأی حاصل شود و برادرانش نیز برضد او دسیسه بنمایند. بنابراین نخواست منتظر مرگ طبیعی پدر شود و با مادر خود زهری تهیه کردند و به پدر خورانید. آنگاه مادر و فرزند بلامنازع به سلطنت نشستند (۲ ق-م). حکومت روم، جلوس فرهاد پنجم را به تخت سلطنت پارت تأئید کرد به شرطی که از اهداف خود در ارمنستان صرفنظر کند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
27th May 2010
|
#53
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
ارد سوم
اُرد سوم (اشک شانزدهم) (۴- ۶ یا ۷ م)
اُرُد سوم یا ورُد سوم (اشک شانزدهم) شانزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. وی از سال ۴ تا ۷ میلادی سلطنت کرد. اُرد سوم شاهزادهای اشکانی بود و روشن نیست که پدر او چه کسی بودهاست. در زمان کوتاه شاهی او اتفاق قابل ذکری صورت نگرفتهاست. وی در سال ۷ (میلادی) در حین شکار در شکارگاه کشته شد. پس از او ونون نخست به شاهی رسید.
سلف : فرهاد پنجم
شاهنشاه ایران : ۴ - ۷ میلادی
جانشین وی : ونون نخست
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
27th May 2010
|
#54
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
ونون نخست
ونُن یکم (اشک هفدهم) (۷ یا ۸- ۱۲ م)
وُنُن نخست یا اُنن نخست(اشک هفدهم) هفدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است(۷یا۸م - ۱۲م). وی پس از ارد سوم به شاهی رسید. مجلس مهستان بالاترین مرجع تصمیمگیری اشکانیان پس از کشته شدن ارد از آگوستوس قیصر روم خواست که یکی از پسران فرهاد چهارم را که پیشتر در روم مقیم بود برای نشستن بر تخت شاهی به ایران روانه کند. قیصر ونون را به ایران فرستاد ولی او به دلیل تربیت رومی که در زمان اقامتش در روم فراگرفته بود از عهدۀ انجام کارها برنیامد. بزرگان و نجبا نیز از رفتار او ناراضی بودند و حدود سال ۱۲ میلادی اردوان سوم به جای او بر تخت شاهی نشست. ونن به ارمنستان گریخت و زمام امور آنجا را در دست گرفت ولی اردوان او را از آنجا نیز براند. ونون دوباره فرار کرد و اینبار به سوریه رفت و تحت حمایت رومیان قرار گرفت.
سلف : ارد سوم
شاهنشاه ایران : ۷یا۸ - ۱۲ میلادی
جانشین وی : اردوان سوم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
27th May 2010
|
#55
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
اردوان سوم
اردوان سوم (اشک هیجدهم) (۱۲- ۳۹ یا ۴۰ م)
اَردَوان سوم(اشک هجدهم) هجدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است(۱۲م - ۳۹یا۴۰م). او پیش از رسیدن به شاهی فرمانروای آذربایجان و دست نشاندۀ دولت مرکزی اشکانی بود. نسب او از طرف مادر به اشکانیان میرسید. اردوان در سال ۱۲ میلادی تاج و تخت شاهی را از دست ونون که تا آن زمان شاه ایران بود به در آورد. پیش از به تخت نشستن اردوان سوم اوضاع داخلی ایران آشفته بود. اردوان به سامان دادن اوضاع کشور پرداخت و شورشهایی را که به وقوع پیوسته بود سرکوب کرد
رسیدن به شاهی
بزرگان ایران از ونن یکم از سال ۷ یا ۸ میلادی شاه ایران بود ناراضی بودند. ونن به خاطر اقامت در روم تربیتی رومی داشت و از عهدۀ کارها آنچنان که انتظار میرفت برنیامد. در سال ۱۲ میلادی بزرگان کشور اردوان سوم را به شاهی برگزیدتد و وی با برانداختن ونن بر تخت شاهی نشست. ونن به ارمنستان رفت و آنجا را تصرف کرد ولی اردوان او را از آنجا راند. ونن سپس به سوریه فرار کرد و تحت حمایت رومیان قرار گرفت
.
نبرد با رومیان و برکنار شدن از شاهی
رومیان از اتفاقات پیش آمده در ایران سود برده و بر خلاف پیمانی که با ایران بر سر مسائل ارمنستان داشتند شخصی به نام آرتاکسیس را به شاهی بر ارمنستان منصوب کردند. اردوان سوم از این کار رنجیدهخاطر گشت و نامهای توهین آمیز به تیبریوس قیصر روم نوشت و سپس ارشک پسر خود را بر تخت شاهی ارمنستان نشاند. تیبریوس از این اقدام خشمگین شد و یکی از پسران فرهاد چهارم را که در نزد او بود به سوریه روانه کرد تا جنگ خانگی در ایران به راه اندازد. تیبریوس همچنین مردمان شمالی از جمله گرجیان را به حمله به ارمنستان تحریک کرد. این مهاجمان ارشک را به قتل رساندندو به این ترتیب اردوان با آنان و رومیان وارد جنگ شد و شکست خورد. این شکست و رویدادهای دیگری که در آن زمان اتفاق افتاد موجب شد که او را از سلطنت برکنار کنند و شخصی به نام تیرداد را به جای او به تخت نشانند
رسیدن دوباره به شاهی
پس از اینکه اردوان سوم از شاهی برکنار شد از پای ننشست و به گرگان رفت. وی در آنجا پیروان زیادی یافت و با همراهی آنان به تیسفون برگشت و دوباره به تخت نشست. این نبردهای خانگی و آشفتگیهای داخل ایران این فرصت را به رومیان داد تا تلاش برای گرفتن ارمنستان از ایران را از سر بگیرند. رومیان با شتاب فراوان علاقهمندی خود را برای آشتی با دولت اشکانی و مذاکره بر سر مسألۀ ارمنستان را اعلام کردند. اردوان از آنجایی که نبرد با رومیان را صلاح نمیدید پذیرفت که از ارمنستان چشم بپوشد و این سرزمین دیگر زیر نفوذ و فرمانروایی ایران نباشد. این کار او بزرگان کشور را دوباره آزرده خاطر کرد و او که شاهی را با سختیهای بسیار دوباره به دست آورده بود یکبار دیگر توسط آنها برکنار شد. اندکی پس ار این اردوان سوم برای سومین بار بر تخت شاهی ایران نشست و در سال چهل میلادی درگذشت. پس از مرگ او نبرد خانگی با شدت بیشتری ادامه یافت و در زمان کوتاهی سه شاه بر تخت نشستند و این وضع تا زمان به شاهی رسیدن بلاش یکم ادامه داشت
سلف: ونون نخست
شاهنشاه ایران : ۱۲ - ۳۹یا۴۰ میلادی
جانشین : وردان
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
27th May 2010
|
#56
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
تیرداد سوم
تیرداد سوم (ح۳۶ م)
تیرداد سوم شاهزادهای اشکانی بود که در سال ۳۶ میلادی برای زمان کوتاهی شاه ایران بود. او را بزرگان ایران به جای اردوان سوم که در نبرد با رومیان شکست خورده بود بر تخت شاهی نشاندند. اردوان روانۀ گرگان شد و در آنجا پیروان زیادی یافت. سپس به ایران بازگشت و با کنار زدن تیرداد دوباره به تخت نشست
سلف : اردوان دوم
شاهنشاه ایران : ح۳۶ تا ح۳۵ پ.م
جانشین وی :اردوان دوم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
28th May 2010
|
#57
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
وردان اشکانی
وردان (اشک نوزدهم) (۳۹ یا ۴۰- ۴۵ م)
وَردان یا بردان(اشک نوزدهم) نوزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی بود. او پسر اردوان سوم بود و پس از مرگ او بین وردان و برادرش اردوان(احتمالاً بزرگترین پسر اردوان سوم) نبرد برای رسیدن به شاهی درگرفت. وردان بر برادر خود چیره شد ولی پیش از رسیدن به پایتخت به دست گودرز که رقیب او بود دستگیر شد. گودرز مصلحت دید که با وردان آشتی کند و چنین نیز کرد و خود بر تخت شاهی نشست. برخی منابع تاریخی بر این باورند که گودرز وردان را کشت و سپس به شاهی رسید.
سلف : اردوان سوم
شاهنشاه ایران : ۳۹یا۴۰ - ۴۵ میلادی
جانشین وی : گودرز دوم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
|
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
28th May 2010
|
#58
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
گودرز دوم
گودرز دوم (اشک بیستم) (۴۱- ۵۱ م)
گودرز دوم(اشک بیستم) بیستمین شاه ایران از سلسلۀ اشکانی است. این شاه از خاندان اصلی اشکانی نبود، بلکه پسر گیو پادشاه گرگان بود که خویشاوند و وابسته به خاندان اشکانی بود. دلاوریهای این دو در شاهنامۀ فردوسی منعکس شده است.
گودرز دوم پس از مرگ اردوان سوم که هجدهمین شاه اشکانی بود با وردان پسر او برای رسیدن به شاهی به مبارزه پرداخت. او پس از چیره شدن و دستگیر کردن وردان بر تخت شاهی نشست. برخی تاریخ نویسان بر این باورند که گودرز پس از پیروزی با وردان از در آشتی در آمد و برخی دیگر معتقدند که او را کشت.
گودرز در تاریخ اشکانیان به سختگیری و خشونت معروف است. از این روی مجلس مهستان وی را شایستۀ شاهی ندانست و با فرستادن نمایندگانی به روم از رومیان خواستند که یکی از پسران(احتمالاً نوادگان)) فرهاد چهارم به نام مهرداد را به ایران بفرستند تا زمام ادارۀ امور کشور را در دست گیرد. رومیان این درخواست را پذیرفتند ولی در نبردی که بین گودرز دوم و مهرداد درگرفت مهرداد شکست خورد و گودرز گوشهای او را برید تا وی را به نقص عضو که موجب جرمان وی از پادشاهی میشد دچار کند. کوتاه زمانی پس از این گودرز در سال ۵۱ میلادی درگذشت
کتیبۀ گودرز
در دامنۀ کوه بیستون به فرمان گودرز دوم کتیبه و نقشهایی حجاری شده است که در آن پیروزی گودرز بر رقیبانش بویژه بر مهرداد نگاشته شده است.
سلف : وردان
شاهنشاه ایران : ۴۵ - ۵۱ میلادی
جانشین وی : ونُن دوم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
|
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
29th May 2010
|
#59
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
ونن دوم
ونن دوم (اشک بیست و یکم) (۵۱ م)
ونُن دوم(اشک بیست و یکم) بیست و یکمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. وی در سال ۵۱ میلادی پس از مرگ گودرز دوم بر تخت شاهی نشست و پس از کمتر از یک سال پادشاهی را به پسرش بلاش سپرد.
سلف: گودرز دوم
شاهنشاه ایران : ۵۱ میلادی
جانشین وی : بلاش یکم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
|
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
29th May 2010
|
#60
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست
|
|
|
بلاش یکم
بلاش یکم (اشک بیست و دوم) (۵۱- ۷۷ یا ۷۸ م)
بَلاش یکم یا وَلَگش یکم(اشک بیست ودوم) بیست و دومین شاه ایران از خاندان اشکانی است. او در سال ۵۱ میلادی پس از مرگ پدرش ونن دوم بر تخت شاهی نشست و تا سال ۷۸ میلادی سلطنت کرد. وی در دوران زمامداری خود با مشکلات و نابسامانیهای بسیاری مواجه شد. در تاریخ از او به عنوان آخرین شاه بزرگ اشکانی یاد میکنند. پس از وی دولت اشکانی رو به ضعف نهاد و سرانجام به دست ساسانیان منحط شد.
مشکلات داخلی
همزمان با روی کار آمدن بلاش یکم ایران دچار بلایای طبیعی گسترده و بیماریهای گوناگون از جمله طاعون و وبا و قحطی ناشی از خشکسالی ایران را فرا گرفته بود. بلاش در صدد بود تا ارمنستان را که در دوران شاهی اردوان سوم به خاطر نبردهای داخلی بر سر قدرت میان اشکانیان به رومیان واگذار شده بود بازپس گیرد ولی به دلایلی که نام برده شد و همچنین به خاطر شورشهایی بسیاری که با آنها مواجه گردید ناگزیر از میدان نبرد با رومیان بازگشت. از جملهٔ شورشها شورش حاکم آدیابن بود که دست نشاندهٔ شاهنشاهی اشکانی بود. افزون بر این قوم داهه و پارهای اقوام بیاباننشین از مشکلات داخل ایران سود جسته و به مرزهای کشور تجاوز کردند. بلاش برای مقابله با آنها روانهٔ گرگان شد و آنها را وادار به عقبنشینی کرد. وی در بازگشت به موضوع آدیابن نیز خاتمه داد و شخصی به نام بازوس را به حکومت آن گماشت. بلاش دوم توانست به این ترتیب در سالهای نخستین زمامداریاش بر بسیاری از مشکلات کشور چیره شود.
بازپس گرفتن ارمنستان
بلاش پس از از میان برداشتن مشگلات داخلی کشور دوباره موضوع ارمنستان را به خاطر آورد و با سپاهی بزرگ و مجهز عازم آن دیار شد. فرمانروای ارمنستان که از حمایت رومیان برخوردار بود پس از ورود سپاه ایران گریخت و بلاش پسر خود تیرداد را بر تخت شاهی ارمنستان نشاند. رومیان از این کار او خشمگین شده و نرون قیصر وقت روم کربلو سپهسالار خود را برای پاسخگویی به این اهانت ایرانیان به ارمنستان فرستاد. در این اثنا بلاش دوباره دچار مشکلات داخلی شد که مهمترین آنها شورش اردوان یکی از پسران بلاش و همجنین شورش مردم گرگان بودند. بلاش به سر و سامان دادن اوضاع کشور پرداخت و تیرداد که زمام امور ارمنستان را در دست داشت به امید بهرهمندی از پشتیبانی پدر با رومیان وارد پیکار شد ولی شکست خورد و ارمنستان دوباره در دست رومیان افتاد. بلاش یکم پس از برگرداندن آرامش در داخل کشور برای رومیان پیامی فرستاد و به آنها گفت که ارمستان به ایران تعلق دارد و اشکانیان از آن صرف نظر نخواهند کرد. او دوباره سپاهی فراهم آورد و روانهٔ ارمنستان شد. رومیان مذاکره با ایرانیان را تنها راه حل یافتند و با ایرانیان به تفاهم رسیدند که هر دو سپاه ارمنستان را ترک کرده و از راه گفتگو بین دو دولت این مسأله را پایان دهند. نمایندهٔ ایران که برای مذاکره به روم رفته بود با نارضایتی و بدون هیچ دستاورد مثبتی بازگشت و نبرد میان ایران و روم اجتناب ناپذیر شد. رومیان سپاهی را روانهٔ منطقه کردند. آنها در ساحل رو دفرات اردو زدند و چون ارمنستان را بی دفاع دیدند به آنجا رفته و بدون روبرو شدن با هیچ مقاومنی به چپاول و غارت در آن سرزمین پرداختند. سپاه روم که با هیچ مقاومتی روبرو نشده بود و هیچ سپاهی از ایرانیان را نیز مشاهده نکرد این را حمل بر انصراف ایرانیان از ارمنستان دانست و اقدام به بازگشت کرد. این در حالی بود که سپاه بلاش در سوی دیگر رود فرات سرگرم نگهداری آن منطقه بود. بلاش از این فرصت استفاده کرده و ناگهان به فلب سپاه رومیان زد و شکستی سهمگین بر رومیان وارد کرد. لوسیوس پتوس سردار رومی راهی جز پذیرفتن شرایط ایرانیان نداشت و ارمنستان را از سربازان رومی خالی کرد ولی کربولو دیگر سردار رومی که از او نامبرده شد با سپاهی دیگر روانهٔ میدان نبرد شد تا انتقام شکست همکارش را از ایرانیان بگیرد. در این حین گفتگوی دوباره میان ایران و روم آغاز شد و دو دولت به تفاهم رسیدند که تیرداد پسر بلاش کماکان زمامدار امور ارمنستان بماند ولی تاج شاهی ارمنستان را در روم از دست قیصر بگیرد. تاریخ این رویداد را سال ۶۹ میلادی گزارش کردهاند. تیرداد سه سال پس از این توافق به همراه سه هزار سوار پارتی در طی سفری طولانی به روم رفت و تاج شاهی ارمنستان را از دست نردن قیصر روم گرفت. پس از بسته شدن این پیمان به مدت پنجاه سال هیچ نبردی میان ایران و روم درنگرفت.
یورش آلانها
پس از حل مسألهٔ ارمنستان قوم آلان که قومی سکایی و با اصالت آریایی بودند و سرزمینهای پهناوری از کرانهٔ دریای مازندران تا سرچشمهٔ رود ولگا را در تسخیر داشتند با همدستی گرجیها به ارمنستان و آذربایجان یورش بردند. بلاش یکم برای دفع این یورش به ناچار از وسپازیان قیصر وقت روم درخواست کمک کرد ولی وسپازیان از کمک کردن خودداری کرد و این یورشگران توانستند بدون روبرو شدن با مقاومتی جدی به تاخت و تاز گستردهای پرداختند و غنایم فراوانی با خود بردند. آلانها و گرجیان در سال ۷۵ میلادی خود ایران را ترک کردند.
اقدامات فرهنگی بلاش یکم
بلاش یکم به آیین و روشهای ایرانی بسیار علاقهمند بود. در احیای فرهنگ و آینهای ایرانی تلاش بسیاری کردو بازماندهٔ گرایشهای یونانی را در ایران از میان برد. در این زمان الفبای ایرانی که از خط آرامی منشعب شده بود جای الفبای یونانی را گرفت و برای اولین بار بر روی سکههای بلاش یکم پدیدار گشت. بر یک روی این سکهها نقش شاه و بر روی دیگر آن تصویر آتشدانی نقش شد. این سنت تا زمان انحطاط ساسانیان کم و بیش حفظ شد. بنا به روایات زرتشتی در زمان بلاش متون کهن اوستایی از نو گردآوری شد و نام یونانی شدهٔ شهرها نیز دوباره نام ایرانی خود را بازیافت.
مرگ بلاش یکم
بلاش یکم مدتی پس از بیرون رفتن آلانها از ایران در سال ۷۷ میلادی درگذشت. پس از مرگ او نبردهای خانگی برای نشتن بر تخت شاهی اشکانی میان اشکانیان آغاز شد و سه تن خود را شاهنشاه خواندند. این سه مدعی به نامهای پاکور(دوم)٬ اردوان چهارم و بلاش دوم که پیشینهٔ دودمانی و مدت پادشاهی آنها به درستی روشن نیست هر کدام در بخشی از ایران زمام امور را در دست داشتند.
سلف: ونن دوم
شاهنشاه ایران : ۵1 - ۷۸ میلادی
جانشین وی : پاکور
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
|
|
|
|
arash shivatir ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
|
|
|