شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر تاریخ تاريخ ايران تاريخ ايران پس از اسلام
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 30th June 2010   #1

arash shivatir

مدیر بخش تاریخ

 arash shivatir آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست

 

زیاریان‌ ( آل‌ زیار )

زیاریان‌



به‌ قدرت‌ رسیدن‌ آل‌ زیار


یكی‌ از سلسله‌های‌ نسبتًا كوچك‌ ایران‌ كه‌ در فاصله‌ زمانی‌ و مكانی‌ میان‌ دولت‌علویان‌ِ طبرستان‌، سامانیان‌ِ خراسان‌ وبویهیان‌ِ مركز وجنوب‌ وغرب‌ ایران‌ شكل‌گرفت‌، سلسله‌ زیاری‌ است‌. داستان‌ آل‌ زیار از اسفار بن‌ شیرویه‌ آغاز شد كه‌ نسبتی‌ باآل‌ زیار نداشت‌. وی‌ از فرماندهان‌ ماكان‌ بن‌ كاكی‌ بود وماكان‌ خود از فرماندهان‌علویان‌ طبرستان‌ بود كه‌ به‌تدریج‌، به‌ استقلال‌ گرایید. اسفار كه‌ خودسری‌ ویژه‌ خودرا داشت‌ با ماكان‌ نساخت‌ واز سپاه‌ او جدا شد. چشم‌ امید او به‌ سوی‌ سامانیان‌ بود.به‌ همین‌ دلیل‌ با حمایت‌ آنها سپاهی‌ فراهم‌ آورد واز سوی‌ سامانیان‌ امارت‌ گرگان‌ رابه‌ دست‌ آورد.

در این‌ زمان‌، مرداویج‌ ـ به‌ معنای‌ مردآویز، كسی‌ كه‌ با مرد در می‌آویز ـ فرزند زیاربن‌ وردانشاه‌ گیلی‌ در سپاه‌ او بود. مرداویج‌، از رؤسای‌ مردمان‌ گیل‌ بود كه‌ به‌سامانیان‌ پناه‌ برده‌ بود. هم‌ اسفار وهم‌ مرداویج‌، از خان‌زادگان‌ محلی‌ بودند كه‌ به‌مرور در سپاه‌ علویان‌ و سامانیان‌، موقعیتی‌ به‌دست‌ آورده‌ بودند.

گذشت‌ كه‌ در جنگ‌ اسفار بن‌ شیرویه‌ با داعی‌ در نزدیكی‌ آمل‌، داعی‌ شكست‌خورد. مرداویج‌ كه‌ این‌ زمان‌ در سپاه‌ اسفار بود، وبه‌ احتمال‌، كینه‌های‌ كهنه‌ای‌نسبت‌ به‌ علویان‌ داشت‌، با نیزه‌ای‌ بر پشت‌ داعی‌ زد ووی‌ را كشت‌.

اسفار با ماكان‌ كنار آمد؛ آمل‌ را به‌ وی‌ سپرد وخود در گرگان‌ وری‌ نشست‌. اندكی‌بعد، امیری‌ كه‌ او بر ری‌ گماشته‌ بود، به‌ ستمگری‌ پرداخت‌. اسفار به‌ سوی‌ ری‌شتافت‌ وآن‌ امیر ترك‌ به‌ قم‌ گریخت‌. اسفار مرداویج‌ را در تعقیبش‌ به‌ قم‌ فرستاد؛ اماآن‌ شخص‌ به‌ اصفهان‌ گریخته‌ بود ومرداویج‌ بازگشت‌.

این‌ زمان‌ حوزه‌ قدرت‌ اسفار گسترده‌ بود وقدرت‌ فراوانی‌ داشت‌، به‌طوری‌ كه‌سپاه‌ خلیفه‌ عباسی‌ هم‌ از پس‌ وی‌ برنیامد. شورشی‌ در قزوین‌ سبب‌ كشته‌ شدن‌ عامل‌اسفار شد واسفار بیرحمانه‌ به‌ مردم‌ حمله‌ كرد وبه‌ گفته‌ ابن‌اسفندیار «بسیاری‌ اهل‌قزوین‌ را بدین‌ خیانت‌ بكشت‌، چنان‌ كه‌ مردم‌ خانه‌ها بازگذاشتند وبه‌ اطراف‌ جهان‌ پراكنده‌ شدند،بازارها و خانه‌های‌ قزوین‌ را آتش‌ در فرمود زد وبا هیچ‌ آفریده‌ در آن‌ ولایت‌ یك‌ رشته‌ نگذاشت‌».

گفته‌اند كه‌ اسفار با نشان‌ دادن‌ گرایش‌های‌ ضد دینی‌، به‌ تخریب‌ مساجدپرداخت‌ وبدین‌ ترتیب‌ نشان‌ داد كه‌ گرایش‌ او متفاوت‌ از سایر حكومت‌های‌ نیمه‌مستقلی‌ است‌ كه‌ همه‌ می‌كوشیدند حرمت‌ اسلام‌ را حفظ‌ كنند.

مرداویج‌ كه‌ از سوی‌ اسفار حكومت‌ زنجان‌ را داشت‌، با همراهی‌ مخالفان‌ فراوان‌اسفار، وی‌ را به‌ قتل‌ رساند. او با حمایت‌ وزیر معزول‌ اسفار وجلب‌ حمایت‌توده‌های‌ مردم‌ مسلمان‌ ونیز همراهی‌ امیر محلی‌ طارم‌ محمد بن‌ مسافر معروف‌ به‌سلاّر ـ كه‌ خود بنیان‌گذار یك‌ سلسله‌ محلی‌ با نام‌ آل‌ مسافر شد ـ بر اسفار شورید.اسفار كه‌ شاهد پیوستن‌ سپاهیانش‌ به‌ مرداویج‌ بود گریخت‌؛ اما در نزدیكی‌ طالقان‌قزوین‌ گرفتار شد وبه‌ قتل‌ رسید. از آن‌ پس‌، مرداویج‌، وارث‌ اسفار بن‌ شیرویه‌ شد.این‌ رخداد در سال‌ 319 هجری‌ روی‌ داد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30th June 2010   #2

arash shivatir

مدیر بخش تاریخ

 arash shivatir آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست

 

مرداویج‌ بنیادگذار سلسله‌ زیاری‌



مرداویج‌ فرزند زیار، از بقایای‌ امیران‌ محلی‌ گیل‌ بود كه‌ سالها با علویان‌ بازی‌ كرده‌وهیچ‌ گاه‌ به‌ درستی‌ تن‌ به‌ اسلام‌ در نداده‌ بودند. آنها اسلام‌ ودولت‌ علوی‌ را مزاحم‌خویش‌ تلقی‌ كرده‌ ومی‌كوشیدند تا استقلال‌ خویش‌ را حفظ‌ كنند.

زمانی‌ كه‌ مرداویج‌ قدرت‌ را به‌ دست‌ گرفت‌، كوشید تا دست‌ كم‌ مناطق‌ مركزی‌ایران‌ را زیر سلطه‌ خویش‌ درآورد. ابتدا طبرستان‌ وگرگان‌ را از دست‌ ماكان‌ بن‌ كاكی‌بدر آورد وبر این‌ منطقه‌ تسلط‌ یافت‌. پس‌ از آن‌، با پنجاه‌ هزار نفر سپاهی‌ راهی‌اصفهان‌ شد وبدون‌ مشكل‌ این‌ شهر را تصرف‌ كرد. در این‌ زمان‌، خاندان‌ ابودُلَف‌ ـكه‌ پیش‌ از این‌ درباره‌شان‌ سخن‌ گفتیم‌ ـ بر این‌ شهر حكمرانی‌ می‌كردند. هنوز فتح‌این‌ شهر به‌ درستی‌ تمام‌ نشده‌ بود كه‌ بار دیگر طبرستان‌ بر وی‌ شورید واو به‌سرعت‌ خود را به‌ آن‌ دیار رساند واوضاع‌ را آرام‌ كرد.

مرداویج‌ كه‌ به‌ دنبال‌ توسعه‌ قلمرو خود بود، لشكری‌ را به‌ فرماندهی‌ خواهرزاده‌اش‌ به‌ سوی‌ همدان‌ فرستاد. در این‌ زمان‌، خلافت‌ عباسی‌ از ترس‌ از دست‌ دادن‌غرب‌ ایران‌ كه‌ زیر نظر مستقیمش‌ بود، سخت‌ به‌ وحشت‌ افتاد ولشكری‌ را به‌ یاری‌مردم‌ همدان‌ فرستاد. سپاه‌ مرداویج‌ شكست‌ خورد وافزون‌ بر فرمانده‌، چهار هزارنفر از سپاهش‌ كشته‌ شدند. این‌ نخستین‌ شكست‌ سنگین‌ مرداویج‌ بود.

مرداویج‌، از خبر شكست‌ سپاهش‌، خشمگین‌ شد وخود به‌ سوی‌ همدان‌ رفت‌.این‌ بار بر شهر غلبه‌ كرد وده‌ها هزار نفر از مردم‌ شهر را كشت‌. وی‌ حتی‌ پس‌ از امان‌دادن‌ به‌ مردم‌ وگردآوری‌ آنها، بار دیگر دستور داد تا سپاهش‌ شمشیر كشیده‌ آنها رانیز كشتند. كشتار بعدی‌ در شهر دینور بود كه‌ در آن‌ نیز میان‌ هفده‌ تا بیست‌ وپنج‌هزار تن‌ كشته‌ شدند. سپاه‌ مرداویج‌، به‌ سوی‌ خوزستان‌ رفتند وآن‌ ناحیه‌ را نیز به‌تصرف‌ خود درآوردند.

این‌ زمان‌ اواخر دوران‌ خلیفه‌ عباسی‌ المقتدر بالله‌ (295 ـ 320) در بغداد بود.خلافت‌ عباسی‌ كه‌ از پیروزی‌های‌ مرداویج‌ سخت‌ به‌ وحشت‌ افتاده‌ بود، با وی‌ كنارآمد. شرق اسلامی‌ را به‌ اقطاع‌ِ او داد ومقرر شد مرداویج‌، سالانه‌ دویست‌ هزار دینارـ سكه‌ طلا ـ به‌ خلیفه‌ بپردازد. این‌ بهای‌ خراج‌ غرب‌ ایران‌، به‌ویژه‌ دینور وهمدان‌بود كه‌ تا آن‌ زمان‌، خلافت‌ عباسی‌ حق‌ مداخله‌ دولت‌های‌ ایرانی‌ را در آن‌ نداده‌ بود.طبق‌ معمول‌ هدایا وپول‌ها ارسال‌ شد وحكم‌ خلیفه‌ همراه‌ با خلعت‌ امیری‌ نصیب‌مرداویج‌ شد.

وی‌ بار دیگر، درگیر مسأله‌ طبرستان‌ وگرگان‌ شد. ماكان‌ بن‌ كاكی‌ آن‌ ناحیه‌ را باحمایت‌ سامانیان‌ تصرف‌ كرد. سپاه‌ مرداویج‌ به‌ آن‌ سوی‌ لشكر كشید وبا بیرون‌راندن‌ ماكان‌، بار دیگر طبرستان‌ را در اختیار گرفت‌. نصر بن‌ احمد سامانی‌ قصدجنگ‌ دیگری‌ كرد وبه‌ گرگان‌ آمد؛ اما كار با مصالحه‌ تمام‌ شد. گرگان‌ در اختیارسامانیان‌ قرار گرفت‌ وطبرستان‌ در اختیار زیاریان‌.

این‌ بار مرداویج‌، مشكل‌ جدیدی‌ پیدا كرد وآن‌ مشكل‌ ظهور آل‌بویه‌ بود.عمادالدوله‌ كه‌ از سوی‌ مرداویج‌ به‌ حكومت‌ كرج‌ منصوب‌ شد، از وی‌ روی‌ گرداند.وی‌ با خرم‌دینان‌ آن‌ ناحیه‌ به‌ نبرد پرداخت‌ و بدین‌ وسیله‌ خاطر مسلمانان‌ آن‌ نواحی‌را به‌ خود جذب‌ كرد.

عمادالدوله‌ نتوانست‌ در كرج‌ بماند. به‌ همین‌ دلیل‌ به‌ اصفهان‌ رفت‌ و آن‌ شهر رابه‌ تصرف‌ خود درآورد. وقتی‌ مقاومت‌ در برابر مرداویج‌ را بیهوده‌ دید راهی‌ ارّجان‌ـ بهبهان‌ ـ شد. پس‌ از این‌ در شرح‌ حال‌ آل‌ بویه‌ خواهیم‌ گفت‌ كه‌ وی‌ چگونه‌ موفق‌شد، شیراز را به‌ تصرف‌ خود در آورد. در نهایت‌ تلاش‌های‌ مرداویج‌ سبب‌ شد تامیان‌ عمادالدوله‌ واو صلحی‌ صورت‌ پذیرد ووی‌ در شیراز به‌ نام‌ مرداویج‌ خطبه‌بخواند. این‌ حوادث‌ تا سال‌ 322 به‌ درازا كشید تا آن‌ كه‌ مرداویج‌ به‌ سال‌ 223 دراصفهان‌ كشته‌ شد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30th June 2010   #3

arash shivatir

مدیر بخش تاریخ

 arash shivatir آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست

 

اعمال مرداویج‌ در ترازو


مرداویج‌ را از یك‌ جهت‌ باید با مازیار واز جهت‌ دیگر با یعقوب‌ لیث‌ مقایسه‌ كرد.قدرتمندی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ كوتاهی‌ موفقیت‌های‌ فراوانی‌ به‌ دست‌ آورد وبعداز آن‌، داعیه‌ ضدیت‌ با اسلام‌ ومبارزه‌ با خلافت‌ را مطرح‌ كرد. این‌ در حالی‌ است‌ كه‌طاهریان‌ وسامانیان‌ وفادار به‌ اسلام‌ وخلافت‌ عباسی‌ بودند. او نیز همانند یعقوب‌،برادری‌ با نام‌ وشمگیر داشت‌ كه‌ كارش‌ را ادامه‌ داد ودرست‌ بمانند آنان‌، بعدها،بازماندگانش‌، تنها به‌ منطقه‌ كوچكی‌ اكتفا كردند.

با این‌ حال‌، مرداویج‌ ویژگی‌های‌ خاصی‌ داشت‌. روحیه‌ ستمگری‌ او به‌ هیچ‌روی‌ در یعقوب‌ وجود نداشت‌. قدرت‌نمایی‌ پادشاهانه‌ او وزیستن‌ بسان‌ شاهان‌ساسانی‌ كه‌ نشان‌ از گرایش‌های‌ فكری‌ او داشت‌، در یعقوب‌ وجود نداشت‌.

البته‌ یعقوب‌ نیز نسبت‌ به‌ سیستانیان‌ اعتبار واهمیت‌ می‌داد وتا اندازه‌ای‌ حركت‌او جنبه‌ ملی‌ ـ محلی‌ داشت‌؛ اما نه‌ آن‌ چنان‌ كه‌ مرداویج‌ با تركان‌ سپاهش‌ كرد. او به‌رغم‌ استفاده‌ از تركان‌، آنان‌ را به‌ سختی‌ تحقیر می‌كرد وبا مجازات‌های‌ سنگین‌،خشم‌ نژادپرستانه‌ خود را نسبت‌ به‌ آنها نشان‌ می‌داد.

زمانی‌ كه‌ در وقت‌ خواب‌ او اسبان‌ شیهه‌ كشیدند واو را از خواب‌ بیدار كردند،دستور داد تا به‌ تركانی‌ كه‌ مراقب‌ اسبان‌ بودند، افسار وپوزه‌بند بزنند ودر اصطبل‌نگاه‌ دارند. این‌ اقدامات‌، خشم‌ تركان‌ را برانگیخت‌ وآنها را وادار كرد تا در حمام‌ برسر او ریخته‌ وپس‌ از آن‌ كه‌ شكمش‌ را پاره‌ كردند، سرش‌ را هم‌ از تنش‌ جدا نمودند.

بی‌شبهه‌ سپاهیان‌ وی‌، مردمان‌ مسلمان‌ واهل‌ نماز بودند؛ اما این‌ كه‌ گرایش‌ خودمرداویج‌ چه‌ بوده‌، مسأله‌ای‌ است‌ كه‌ در چند وچونی‌ آن‌ گفتگو بسیار است‌. در این‌تردید نیست‌ كه‌ او با اسلام‌ میانه‌ای‌ نداشته‌ واز طرف‌ برخی‌ از محققان‌، به‌ اسلام‌ستیزی‌ متهم‌ شده‌ است‌. گرایش‌های‌ ایران‌گرایانه‌ او در زنده‌ كردن‌ آداب‌ ورسوم‌ایرانی‌ كه‌ به‌ صورت‌ غیر عادی‌ افراطی‌ بود، حكایت‌ از علائق‌ غیر دینی‌ او دارد.

مهم‌ترین‌ نمود این‌ مسأله‌ در برگزاری‌ جشن‌ سده‌ در اصفهان‌ بود كه‌ پیش‌ از آن‌ به‌صورت‌ آرام‌ توسط‌ توده‌های‌ زرتشتی‌ واحیانا مسلمان‌ برگزار می‌شد. مرداویج‌دستور داد تا با ابهت‌ تمام‌، این‌ مراسم‌ را در بهمن‌ سال‌ 323 همراه‌ با برپایی‌ آتش‌بازی‌ بسیار گسترده‌، در اصفهان‌ برگزار كنند.

برخی‌ از مورخان‌ مانند مسعودی‌ به‌ صراحت‌ از قصد مرداویج‌ برای‌ براندازی‌حكومت‌ عباسی‌ سخن‌ گفته‌اند. ممكن‌ است‌ چنین‌ چیزی‌ در اندیشه‌ وی‌ بوده‌؛ اما به‌خوبی‌ آگاه‌ بود كه‌ چنین‌ توانی‌ را ندارد وبه‌ همین‌ دلیل‌ با خلیفه‌ كنار آمد.

در میان‌ اسامی‌ خاندان‌ زیاری‌ وحتی‌ فرماندهان‌ آنها، كمتر به‌ نام‌ اسلامی‌ برمی‌خوریم‌. بیش‌تر آنها اسامی‌ كهن‌ پارسی‌ داشتند. با این‌ حال‌، سكه‌های‌ برجای‌مانده‌ از برادرش‌ وشمگیر، مانند سایر سكه‌های‌ آن‌ عهد، آیاتی‌ از قرآن‌ را بر روی‌خوددارد. بی‌شبهه‌ وشمگیر خشونت‌ كمتری‌ نسبت‌ به‌ مرداویج‌ داشت‌.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30th June 2010   #4

arash shivatir

مدیر بخش تاریخ

 arash shivatir آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست

 

وُشْمگیر


زمانی‌ كه‌ كار مرداویج‌ بالا گرفت‌، نامه‌ای‌ برای‌ برادرش‌ وشمگیر فرستاد واو رادعوت‌ كرد تا وی‌ را همراهی‌ كند. آن‌ زمان‌ وشمگیر، در سرزمین‌ گیل‌ به‌ كشت‌ برنج‌مشغول‌ بود. با رسیدن‌ نامه‌ دست‌ از كار شست‌ وبه‌ مرداویج‌ پیوست‌ واز سوی‌ او به‌حكومت‌ ری‌ گماشته‌ شد. پس‌ از كشته‌ شدن‌ مرداویج‌، یارانش‌ به‌ ری‌ رفتند وباوشمگیر بیعت‌ كردند.

وشمگیر طی‌ سالهای‌ متمادی‌ حكومت‌ خود، جنگ‌ها ونبردهای‌ فراوانی‌ كرد.شورشیانی‌ مانند ماكان‌ بن‌ كاكی‌ كه‌ هر لحظه‌ از هر سوی‌ سر می‌كشیدند وبه‌ هوس‌گرفتن‌ گرگان‌ وری‌ واصفهان‌ قیام‌ می‌كردند، او را سخت‌ گرفتار كرده‌ بود؛ اما مشكل‌عمده‌ او، دو سلسله‌ نسبتا قوی‌، یعنی‌ سامانی‌ها وبویهی‌ها بود. نزدیكی‌ بویهیان‌ باجبال‌ ووابستگی‌های‌ نژادی‌ ومنطقه‌ای‌ آنها با گیلان‌، كار وشمگیر را از سوی‌ آنان‌سخت‌تر می‌نمود.

وشمگیر، به‌ سال‌ 328 اصفهان‌ را از دست‌ داد وهمان‌ سال‌ مجبور شد تا گرگان‌ رانیز به‌ سامانیان‌ واگذار كند. سال‌ بعد، گرچه‌ لشكركشی‌ بویهیان‌ برای‌ تصرف‌ ری‌شكست‌ خورد؛ اما در نبرد با سامانیان‌، وشمگیر گریخت‌ وماكان‌ بن‌ كاكی‌ هم‌ كشته‌شد وری‌ به‌ تصرف‌ سامانیان‌ درآمد. اندكی‌ بعد، باز وشمگیر بر ری‌ تسلط‌ یافت‌؛ امااین‌ بار نیز ركن‌ الدوله‌ بویهی‌ به‌ سال‌ 331 به‌ ری‌ حمله‌ كرد وآن‌ را تصرف‌ نمود.

طی‌ سالهای‌ بعد، تا سال‌ 357 كه‌ وشمگیر در نخستین‌ روز آن‌ درگذشت‌، بارهاوبارها میان‌ او وبویهیان‌ از یك‌ سو، وبا علویان‌ طبرستان‌ كه‌ باز سر به‌ قیام‌ برداشته‌بودند، نبردهایی‌ صورت‌ گرفت‌. وشمگیر به‌ رغم‌ این‌همه‌ درگیری‌، وبا وجود این‌همه‌ دشمن‌، تا اندازه‌ای‌ خود را سرپا نگاه‌ داشت‌ وهر بار با اتحاد با سامانیان‌ یابرخی‌ دیگر، حوزه‌ كوچكی‌ از قدرت‌ را برای‌ خود نگاه‌ داشت‌.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30th June 2010   #5

arash shivatir

مدیر بخش تاریخ

 arash shivatir آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست

 

امیران‌ زیاری‌



قدرت‌ زیاریان‌ در همان‌ عهد وشمگیر، رو به‌ زوال‌ رفته‌ بود؛ اما طبرستان‌ وگیلان‌،منطقه‌ وسیعی‌ بود كه‌ جای‌ امیران‌ بسیاری‌ را در گوشه‌ وكنار خود داشت‌. هر بخشی‌در دست‌ امیری‌ محلی‌ یا علوی‌ بود كه‌ پس‌ از شكست‌ در جنگ‌، برای‌ تصرف‌ سایرمناطق‌، به‌ سرزمین‌ بومی‌ خود باز می‌گشت‌ وبه‌ انتظار گردآوری ‌نیرو صبوری ‌می‌كرد.


بیستون‌ وقابوس‌، دو فرزند وشمگیر، بر سر جانشینی‌ اختلاف‌ كردند. سامانیان‌بیش‌تر جانب‌ قابوس‌ را ـ كه‌ مادرش‌ دختر اسپهبد شروین‌ باوندی‌، از خاندان‌ اشرافی‌اسپهبدان‌ مازندران‌ بود ـ گرفتند. گرگان‌ كه‌ به‌ خراسان‌ سامانی‌ نزدیك‌ بود، در دست‌قابوس‌ قرار گرفت‌ وطبرستان‌ كه‌ به‌ بویهیان‌ قدرتمند نزدیك‌ بود، با حمایت‌ آنها، به‌بیستون‌ رسید. وی‌ سروری‌ بویهیان‌ را به‌ تمام‌ معنا پذیرفت‌ وبر روی‌ سكه‌های‌خود نامشان‌ را آورد. زمانی‌ كه‌ بیستون‌ در سال‌ 366 درگذشت‌، قابوس‌ كه‌ اكنون‌لقب‌ شمس‌المعالی‌ را از خلیفه‌ بغداد گرفته‌ بود، به‌ امارت‌ تمامی‌ گرگان‌وطبرستان‌رسید.


زمانی‌ كه‌ در سال‌ 371 میان‌ قابوس‌ وعضدالدوله‌ اختلاف‌ شد واو از بویهیان‌شكست‌ خورد، گرگان‌ را ترك‌ كرد وبه‌ سامانیان‌ پناه‌ برد. وی‌ تا هیجده‌ سال‌ درخراسان‌ ماند ونتوانست‌ به‌ گرگان‌ باز گردد. در تمام‌ این‌ مدت‌، تا سال‌ 387 گرگان‌ دراختیار بویهیان‌ بود. در این‌ سال‌، فخرالدوله‌ بویهی‌ درگذشت‌ وفرزند خردسالش‌مجدالدوله‌ با كمك‌ مادرش‌ سیّده‌ به‌ امارت‌ رسید. قابوس‌ با استفاده‌ از این‌ فرصت‌، به‌كمك‌ غزنویان‌ ونیز یكی‌ از اسپهبدان‌ باوندی‌، توانست‌ در سال‌ 388 برطبرستان‌تسلط‌ یابد. وی‌ تا سال‌ 403 كه‌ سپاهیانش‌ بر او شوریدند وفرزندش‌منوچهر را به‌ جای‌ او گماشتند، بر سریر قدرت‌ بود. پس‌ از آن‌، وی‌ را به‌نقطه‌ای‌دراطراف‌ گرگان‌ تبعید كردند. بدین‌ ترتیب‌ باز حكومت‌ در خاندان‌ زیار باقی‌ماند.




سلاطین‌ زیاری........................................ سالهای‌ حكومت‌


مرداویج‌ بن‌ زیار......................................... 315-323


وشمگیر بن‌ زیار........................................ 323-356


بیستون‌ بن‌ وشمگیر.................................. 356-366


شمس‌ المعالی‌ قابوس‌ بن‌ وشمگیر................ 366-403


(به‌ غیر از سالهای‌ 371-388)


منوچهر بن‌ قابوس ................................... 403-420


انوشیروان‌ بن‌ منوچهر............................... 420-424


دارا بن‌ قابوس........................................ .424-426


انوشیروان‌ بن‌ منوچهر (دفعه‌ دوم‌).................426-434


بعد از این‌ دست‌ نشانده‌ سلاجقه‌ شدند تا سال‌ 471


اسكندر بن‌ قابوس.................................. 434-441


كیكاوس‌ بن‌ اسكندر .............................. 441-462


جهانشاه‌ بن‌ كیكاوس ............................ 462-471

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30th June 2010   #6

arash shivatir

مدیر بخش تاریخ

 arash shivatir آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست

 

عملکرد امیران زیاری


قابوس‌ دورانی‌ طولانی‌ داشت‌ وگرچه‌ هیجده‌ سال‌ تمام‌ را در خراسان‌ بود، اماسال‌های‌ امارتش‌ هم‌ به‌ درازا كشید. وی‌ از یك‌ سوی‌، مردی‌ خشن‌ وتندخو بود وازسوی‌ دیگر، پذیرای‌ عالمان‌ وشاعران‌ برجسته‌.


یكی‌ از بلندپایه‌ترین‌ عالمان‌ دوران‌ درخشان‌ تمدن‌ اسلامی‌ در قرن‌ چهارم‌، یعنی‌ابوریحان‌ بیرونی‌، كتاب‌ مهم‌ الاثار الباقیه‌ عن‌ القرون‌ الخالیه‌ را به‌ نام‌ قابوس‌تألیف‌كرد.آوازه‌ قابوس‌ تا به‌ آنجا بود كه‌ ابن‌سینا نیز اراده‌ رفتن‌ نزد او راداشت‌؛امادرهمان‌ زمان‌، قابوس‌ از امارت‌ خلع‌ واندكی‌ بعد كشته‌ شد وابن‌ سینا ناكام‌ ماند.


در دوران‌ قابوس‌ وپس‌ از آن‌، دیگر آثاری‌ از قبیل‌ ظلم‌ وستم‌ واسلام‌ ستیزی‌مرداویج‌ واحیانا برادرش‌ وشمگیر را نمی‌بینیم‌ بلكه‌ در این‌ زمان‌، آنها به‌ عنوان‌حامی‌ اسلام‌ وعالمان‌ مسلمان‌ وچهره‌های‌ فرهیخته‌، شناخته‌ شده‌اند. گفتنی‌ است‌كه‌ این‌ تقلیدی‌ بود از آنچه‌ سامانیان‌ در خراسان‌ وبویهیان‌ در بغداد وری‌ واصفهان‌داشتند. متنی‌ از شمس‌ المعالی‌ مانده‌ كه‌ با اظهار رضایت‌ از ابوبكر وعمر، از عثمان‌انتقاد می‌كند كه‌ «زی‌ِ نسك‌» را به‌ «زینه‌ المُلْك‌» تبدیل‌ كرد. این‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ اوسنی‌ بوده‌ اما بسان‌ سایر اهل‌ سنت‌، تعصبی‌ در دفاع‌ بیهوده‌ از سیاست‌های‌ عثمان‌نداشته‌ است‌.


امارت‌ زیاریان‌ در طبرستان‌ وگرگان‌، بعدها توسط‌ منوچهر فرزند قابوس‌ وپس‌از وی‌ توسط‌ انوشیروان‌ فرزند او (م‌ 435) وبرادرش‌ دارا ملقب‌ به‌ اسكندر دنبال‌ شد.بیش‌تر این‌ ایام‌، آنها یا در جنگ‌ با غزنویان‌ بودند ویا در پناه‌ آنها روزگار رامی‌گذراندند.


پس‌ از درگذشت‌ دارا، فرزندش‌ كیكاووس‌ ملقب‌ به‌ عنصرالمعالی‌ كه‌كودكی‌ را درغزنین‌ در دربار غزنویان‌ گذرانده‌ بود، به‌ امارت‌ رسید. وی‌ مؤلف‌ كتاب‌ معروف‌قابوسنامه‌ است‌ كه‌ به‌ سال‌ 475 هجری‌ تألیف‌ شد واز آثار با ارزش‌ ادبی‌ واخلاقی‌ درزبان‌ فارسی‌ است‌. كیكاوس‌ در این‌ كتاب‌، نصایحی‌ به‌ فرزندش‌ گیلانشاه‌ دارد كه‌ضمن‌ آن‌، آداب‌ بهتر زیستن‌ را در بعد فردی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ آن‌ به‌ وی‌می‌آموزد. او از نثری‌ زیبا در بیان‌ نصایح‌ بهره‌ برده‌ وضمن‌ آن‌ داستان‌های‌ دلكشی‌در زمینه‌های‌ مختلف‌ ارایه‌ می‌دهد. برخی‌ از ابواب‌ این‌ كتاب‌ عبارتند از: درشناختن‌ ایزد تعالی‌، در یادكردن‌ پندهای‌ نوشین‌ روان‌، در مزاح‌ كردن‌، در عشق‌ورزیدن‌، در كارزار كردن‌، در آیین‌ دوست‌گرفتن‌، در آیین‌ وشرط‌ وزارت‌وسپهسالاری‌، در علم‌ نجوم‌، در آیین‌ جوانمرد پیشگی‌.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 30th June 2010   #7

arash shivatir

مدیر بخش تاریخ

 arash shivatir آواتار ها

تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 4,865
تشکر از دیگران: 3,761
تشکر شده 6,731 بار در 3,456 پست

 

آثار بجا مانده

از آثار تاریخی‌ برجای‌ مانده‌ از دوران‌ زیاری‌، گنبد قابوس‌ یا كاوس‌ است‌ كه‌مقبره‌ قابوس‌ فرزند وشمگیر است‌ كه‌ به‌ سال‌ 403 هجری‌ به‌ قتل‌ رسید. شهر گنبدنیز به‌ یادگار همین‌ مقبره‌ بزرگ‌، این‌ نام‌ را حفظ‌ كرده‌ است‌.



رویداد های مهم

جنگ باخلیفه
خراج گذاری غزنویان
رشدادب فارسی
احیای سنت های باستانی
انقراض توسط آل بویه و سلجوقیان.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
که آتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
arash shivatir آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا