شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر تاریخ تاريخ ايران تاريخ ايران پيش از اسلام
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 24th August 2011   #51

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,999 بار در 2,903 پست

حالت
Cynical

 

درباره کتیبه داریوش بزرگ در بیستون

در باره کتیبه داریوش بزرگ در بیستون
رضا مرادی غیاث آبادی
برگرفته از پیشگفتار چاپ سوم كتاب كتیبه داریوش در بیستون (1384) از همین نگارنده
راهی كه امروزه شهرهای همدان، كنگاور، كرماشان (كرمانشاه)، سرپل‌زِهاب، قصرشیرین و خسروی را به سرزمین میاندورود (بین‌النهرین) پیوند می‌دهد؛ همان راه باستانی چند هزار ساله است كه سرزمین‌های خاوری و میانی ایران‌زمین را به سرزمین‌های باختری و به بابل و نینوا و دیگر شهرهای میاندورود پیوند می‌داده است. این راه در 30 كیلومتری كرمانشاه، دشت خرم بیستون و دامنه كوه «پَـرو» را در می‌نوردد. این خرمی بیش از هر چیز وامدار رود خروشان گاماسیاب و چشمه باستانی همیشه جوشانِ بیستون می‌باشد. در درازای این راه و به ویژه در بیستون، یادمان‌های باستانی فراوانی به چشم می‌خورد كه نشانه رویكرد ویژه پیشینیان به این سامان بوده است.
نام بیستون
واژه «بیسْـتون» (كه امروزه به اشتباه «بیسُـتون» گفته‌ می‌شود) در زمان هخامنشی و شاید پیش از آن، بگونه بَـگَـستانَـه/ بَـغَـستانَـه (= جایگاه خدا) و در زمان‌های بعدی به گونه‌های «بِـهیسـتان/ بیسْـتون/ بـاغـستان/ بُـستان» تغییر حرف و آوا داده است. آنگونه كه از نوشته‌های «دیودور سیسیلی» تاریخ‌نویس یونانی (سده نخست پیش از میلاد بر می‌آید؛ در زبان یونانی آنرا به شكل بَـغیستانن می‌شناخته‌اند. این نام در آثــار جغــرافیا‌نویسان پس از اســلام و نیز با اقتباس آن، در زبـان‌ انـــگلیسی و بعضــی دیگر از زبان‌های اروپایی، به گونه تلفظ پهلوی آن یعنی بِـهیستون شناخته شده است.
یادمان داریوش بزرگ
شایان‌ترین و باشكوه‌ترین یادمان‌های كهن منطقه بیستون، سنگ‌نگاره و سنگ‌نبشته داریوش بزرگ (یكم) هخامنشی (521- 486 پیش از میلاد) می‌باشد كه در حدود سال‌های 520 پیش از میلاد، در كنار راه و بر سینه پرتگاهی دور از دسترس با ده‌ها متر بلندی از سطح جاده و در برابر چشمه بیـستون تراشیده شده است. این اثر با حدود 20 متر درازا و 8 متر بلندا، بزرگترین سنگ‌نبشته جهان است و از آن در كتاب‌های بسیاری از نویسندگان و جغرافیا‌نویسان قدیم یاد شده است.
كهن‌ترین مورخ و متن تاریخی
ما می‌توانیم از داریوش بخاطر نگاشتن كتیبه تاریخی بیستون، به عنوان كهن‌ترین تاریخ‌نویس شناخته شده ایرانی نام ببریم. همچنین به همین ملاحظه، كتیبه بیستون نخستین متن تاریخی شناخته شده ایرانی بشمار می‌رود. این نبشته كه تا پایان ستون چهارمِ متن پارسی باستان، رویدادهای سال‌ نخست پادشاهی داریوش را بازگو می‌كند؛ بجز ارزش تاریخی، یكی از كهن‌ترین منابع اعلام در زبان‌های ایرانی است و برای بررسی دگرگونی واژگان ایرانی، نام‌های كسان، شهرها، رودها، كوه‌ها و نیز برای شیوه نگارش، گاهشماری، اندیشه‌ورزی و بسیاری بایسته‌های دیگر، نگرگاه ویژه و پر ارج پژوهندگان گوناگون است. ستون پنجمِ همان متن، تكمله‌ای بر كتیبه قبلی و در بر دارنده گزیده‌ای از رویدادهای سال‌های دوم و سوم پادشاهی اوست.
در این متن، داریوش در آغاز به معرفی خود و پدرانش می‌پردازد. (این تبار‌نامه تفاوت‌های متعددی با تبارنامه گزارش شده در تاریخ هرودوت دارد.) پس از این با احترام، از اهورامزدا و بخشش او سخن می‌راند كه تا پایان كتیبه بارها تكرار می‌شود. البته پرستش اهورامزدا توسط داریوش و دیگر ایرانیان به هیچ‌روی دلیلی بر زرتشتی بودن آنان نیست. چرا كه پرستش اهورامزدا متعلق به بسیاری از ادیان ایرانی بوده و از روزگاران كهن‌تر و دستكم از زمان كاسیان در ایران شناخته شده است. كـاسـیان، به موجب كتیبه‌های باقی مانده، اهـورامـزدا را به گونه « اَشـوریـاش- مَـزوتـاش» می‌شناختند.
در گزارش عیلامی كتیبه داریوش نیز از اهورامزدا با عنوان «خدای آریاییان» نامبرده شده است. پس از این داریوش به معرفی سرزمین‌های تابعه خود می‌پردازد كه ضمن آن از 23 كشور نام می‌برد كه البته تا پایان پادشاهی‌اش تعداد آنها به 30 كشور می‌رسد. سپس در ادامه كتیبه طولانی و مفصل خود و با ثبت دقیق زمان و تقویم، شرح نبرد با شورشگرانی را می‌دهد كه در نخستین سال پادشاهی خود (به گفته خودش) به دروغ ادعای شاهی كرده و كشور را به آشوب كشانده بودند. (واژه دروغ و پرهیز از دروغ، بارها و بارها در اظهارات داریوش تكرار شده و بر آن تأكید شده است.) در ادامه متن همچنین با مضامین دیگری مانند سفارش به تباه نكردن كتیبه، دعای نیكِ «دودمان فراوان» برای نگهدارندگان نگاره‌ها و كتیبه، رفتار به عدالت و مطابق با قانون، معرفی یاران خود، و بسیاری مطالب دیگر روبرو می‌شویم. در سراسر كتیبه، داریوش نسبت به دشمنان و شورشگران نامبرده شده، سخن زشت و ناپسند و تهمت‌های نابجا بكار نمی‌برد.
روش ساخت
برای تراشیدن سنگ‌نگاره و سنگ‌نبشته بیستون، جایی در ارتفاع چند ده متری سطح زمین و در دامنه رو به جنوبِ كوه پَـرو انتخاب شده است. اما با این وجود به نظر می‌آید كه در زمان ساخت آن، راهی برای دستیابی آسان به محل كارگاه وجود داشته است. بقایای مبهم پلكانی در بخش‌های بالایی كوه و نیز آثار تراشیدن تخته‌سنگ‌های زیر كتیبه تا نزدیكی‌های زمین، نشان‌دهنده وجود راهی به سوی بالا است. راهی كه سنگ‌تراشان پس از پایان كار و به هدف دسترس ناپذیر كردن كتیبه، در ضمن پایین آمدن، آنرا نیز تراشیده و محو كرده‌اند. نبشتن كتیبه‌ای تاریخی در چنین بلندای دست ناپذیری كه از پایین كوه نیز به هیچوجه قابل خواندن نیست، نشان‌دهنده اینست كه داریوش این متن را نه برای مردمان روزگار خود، بلكه منحصراً برای آیندگان نوشته بوده است. آثار حجاری شده در بیستون از نگرگاه فن‌آوری و سازو‌كار ساخت، از بهترین نمونه‌های هنر هخامنشی است. ما از ابزارها و شیوه‌های ساخت و پرداخت چنین نگاره‌هایی بر روی سنگ آهك كه هنوز پس از 2500 سال بسیار صیقلی و براق هستند، اطلاعی نداریم. با توجه به رنگ لعاب‌گونه قهوه‌ای مانندی كه پس از همراه شدن با ذرات اكسیده شده عناصر آمیخته سنگ آهك، در سراسر نمای كتیبه به چشم می‌خورد؛ و نیز با توجه به اینكه در داخل حروف چند سطرِ نخست متن پـارسی باستان، بقایای سرب دیده شده است؛ به نظر می‌رسد كه پس از پایان نوشتن متون، داخل آنها را برای پایداری بیشتر با سرب، و تمام نمای كتیبه را با اندودی كه برای ما ناشناخته است؛ پوشانده بوده‌اند. در حین ساخت، هر كجا كه به دلیلی سطح سنگ تخریب می‌شد؛ قطعه سنگ دیگری را به اندازه محل تخریب شده می‌تراشیده و در جای آن نصب می‌كرده‌اند. نمونه این وصله‌ها در قوس كمان داریوش و سردارِ همراه او و نیز در كلاه و دستِ «گوی بالدار» (نشان ملی ایران باستان و نماد خورشید و اهورامزدا) دیده می‌شود.
وضعیت ظاهری سنگ‌نگاره
بزرگترین چهره سنگ‌نگاره، سیمای داریوش بزرگ است كه به اندازه طبیعی با بلندای 8/1 متر تراشیده شده و پیكره مُغ گِئومات در زیر پای او افتاده است. پشت سرِ داریوش، دو تن از ملازمان او به اندازه 5/1 متر با نیزه و كمان ایستاده‌اند و در برابر او نُه نفر شورشگرِ نامبردار شده در كتیبه با دست‌ها و گردن‌های بسته، به ردیف ایستاده‌اند. در بالای همه آنها نشان گوی بالدار جای گرفته است. این بخش حدود 6 متر درازا و 3 متر بلندی دارد.
شباهت با سنگ‌نگاره آنوبانی‌نی
شباهت بسیار زیاد این نگاره با سنگ‌نگاره «آنـوبـانـی‌نـی» در سرپل‌زِهاب، نشاندهنده توجه داریوش به این اثر 4000 ساله است. در آنجا نیز شمار اسیرانی كه با ریسمانی مهار شده‌اند به نُه نفر می‌رسد و در برابر آنان ایزدبانویی قرار دارد كه حلقه‌ای در دست و گوی خورشید را بر كنار دارد. این حلقه و گوی خورشید به گونه‌ای دیگر در نشان گوی بالدارِ بیستون تكرار شده است.
وضعیت ظاهری كتیبه‌ها
سنگ‌نبشته یا كتیبه داریوش به سه زبان و خطِ پارسی باستان، عیلامی نو و اَكَدی (به گویش بابلی نو) و در مجموع در 1119 سطر نویسانده شده است. همانگونه كه در طرح و نقشه آخر كتاب دیده می‌شود؛ متن بابلی از دید ناظر، در سوی چپ نگاره و بر دو پهلوی صخره‌ای به پهنای میانگین 8/3 متر و بلندای میانگین 5/3 متر در 112 سطر نوشته شده است و ترجمه بندهای 1 تا 69 متن پارسی باستان را در بر می‌گیرد. متن عیلامی در سوی راست نگاره و در چهار ستون به بلندای 1/2 متر و پهنای 5/1 متر در 323 سطر نوشته شده است كه در همان زمان به انگیزه افزودن چهره سكونخای سكایی، بخشی از آن را پاك كرده و مجدداً همه متن عیلامی را در سه ستون و 270 سطر در پایین نبشته بابلی تراشیده‌اند. متن پارسی باستان در زیر نگاره و در چهار ستون 4 متری و یك ستون 2 متری، همگی به پهنای میانگین 93/1 متر در 414 سطر به خط میخی بسیار زیبا و باشكوه پارسی باستان نویسانده شده است. بجز ایـن، چـندین كـتیبه كوچك در جای‌های گوناگون سنگ‌نگاره به چشم می‌خورد كه در بر دارنده نام شورشگران و همچنین گزیده‌هایی از كتیبه اصلی می‌باشد. بیشتر كتیبه‌های كوچكِ بیستون به سه زبان نگارش یافته‌اند، اما كتیبه آ و ك تنها به زبان‌های پارسی‌باستان و عیلامی، و كتیبه ل تنها به زبان عیلامی نویسانده شده است.
رونویس‌های دیگر كتیبه
از این كتیبه نسخه‌های آسیب‌ دیده‌ای به خط و زبانی كه فعلاً آرامی نامیده می‌شود، در بابل و مصر نیز پیدا شده است. نسخه بابلی كه قطعاتی از سنگ‌نگاره را نیز به همراه دارد؛ بر روی سنگ، و نسخه مصری كه از جزیره اِلِـفانتین در میانه رود نیل بدست آمده است، بر روی پاپیروس نگاشته شده‌اند. به نظر می‌آید همانگونه كه در متن اصلی نیز به آن اشاره رفته است؛ نسخه‌های متعددی از كتیبه را برای نواحی گوناگون فرستاده بوده‌اند. ارسال برخی از این رونویس‌ها به هنگام پادشاهی داریوش بزرگ و برخی دیگر در زمان پادشاهان بعدی و از جمله داریوش دوم صورت پذیرفته بود.
تفاوت در آوانویسی
آوانوشت و ترجمه كتیبه‌های پارسی باستان هنوز دچار پاره‌ای ناسازگاری‌ها و دوگانگی‌هاست كه بیشتر تلفظ دقیق نام‌ها را در بر می‌گیرد. در آثار پژوهشگران، نام‌های بكار رفته در كتیبه به گونه‌های متفاوتی ثبت شده‌اند كه در حال حاضر و با دانش امروزی نمی‌توان هیچكدام را بر دیگری ترجیح داد. چرا كه خط میخی پارسی باستان در سرشت خود امكان تلفظ دقیق را برای ما فراهم نمی‌سازد و تنها در زمان خود به سبب آشنایی مردم با واژه‌ها، به درستی قابل خواندن بوده‌اند. از سوی دیگر تلفظ نام‌ها در متن پارسی باستان با تلفظ همان نام در متن‌های عیلامی و بابلی متفاوت است.
تفاوت در ترجمه
گزارش فارسی این كتاب، بر اساسِ متن میخی پارسی باستان انجام شده است. اما هر سه متنِ كتیبه بیستون، ترجمه برابر و یكسانِ یكدیگر نیستند و نسبت به یكدیگر تفاوت‌های كم و بیشی را عرضه می‌دارند. از سوی دیگر هیچیك از ترجمه‌های امروزی كتیبه، معادل دقیق معنای واژگان اصلی آنرا ارائه نمی‌كنند. بدین لحاظ استناد كردن به یك واژه یا استنباطی كه محصول توجه صرف به بارِ معنایی واژه‌ای در ترجمه باشد؛ امری كاملاً نادرست است. ترجمه‌های امروزی بر مبنای مضمون و محتوای كلی آن انجام می‌پذیرد و به همین ترتیب تنها با استناد به مضمون كلی آن می‌توانیم اظهار نظر نماییم. بطور نمونه می‌توان از واژه‌ای نام برد كه در متن پارسی باستان به گونه «كارَه» آمده و در ترجمه همه پژوهشگران و از جمله در این گزارش بیشتر به «سپاه» و گاه به «مردم» برگردانده شده است. اما شواهدی كه هنوز به اثبات نرسیده است وجود دارد كه «كارَه» نه تنها به معنای سپاه، بلكه نوعی انجمن مردمی یا انجمن بِهان را نیز در نظر دارد كه به شكلی در انتخاب او به پادشاهی و نظارت بر او نقش داشته است.
خط یا زبان آریایی
یكی از جنجالی‌ترین بخش‌های كتیبه داریوش، بند پایانی ستون چهارم (سطر 89) می‌باشد كه از نگارش یا ترجمه دیگری از كتیبه به «آریایی» (خط یا زبان؟) یاد می‌كند كه ترجمه دقیق آن می‌تواند روشنگر بسیاری از ناگفته‌ها در باره زمان پیدایی خط میخی پارسی باستان باشد كه امروزه محل اختلاف نظر فراوان است. از سویی آثاری به این خط از پادشاهان و شاهان محلی هخامنشی پیش از داریوش به دست آمده است و از سویی دیگر شواهد فراوانی در نوآوری این خط در زمان داریوش و نبشتن كتیبه‌هایی به نام شاهان گذشته در زمان پادشاهان متأخر هخامنشی در دست است. اما متأسفانه این بند امروزه بسیار آسیب دیده است و علیرغم نسخه‌برداری و عكس‌های دقیق نگارنده، همچنان خوانش آنها روش‌های تازه و بردباری افزون‌تر را درخواست می‌كند. با توجه به اینكه در پایان همین بند از فرستاده شدن رونوشت‌های «آریایی» به سرزمین‌های دیگر یاد شده است، و نیز با توجه به پیدا شدن نمونه‌هایی از آن در بابل و مصر به خط و زبانی كه امروزه آرامی نامیده می‌شوند؛ این گمان نیز وجود دارد كه نام اصلی و باستانی متون و كتیبه‌های آرامی، «آریایی» (در پارسی باستان« آری‌یا») بوده باشد.
اشتباهی متداول
نكته دیگری كه ذكر آن در اینجا لازم به نظر می‌رسد، نشان ویژه‌ای برای جدایی واژه‌ها در خط میخی پارسی باستان است. در همه كتاب‌ها دو علامت به عنوان واژه‌جدا‌كن در این خط معرفی شده‌اند: میخ كج و میخ زاویه‌دار. در حالیكه نگارنده در هیچیك از متون میخی پارسی باستان با شكل دوم به عنوان واژه‌جداكن مواجه نشده است و این حرف تنها برای عدد 10 بكار رفته است. به نظر می‌آید این اشتباه كه متأسفانه بسیار فراگیر شده است؛ از آنجا ناشی شده كه در كتیبه بیستون نسبت به دیگر كـتیبه‌های هـخامنشی، نشان واژه‌جـداكن مقداری كوتاه‌تر و پهن‌تر نگاشته شده و در نتیجه با حرف ویژه نشانگر عدد 10 اشتباه شده است.
نگاره و كتیبه داریوش دربیسـتون سند سخت‌كوشی و دیرزیوی هنرمند ایرانیست. هنرمند ایرانی از یافتن واژه چند هزار ساله « ئُـــنَـر» (=‌هنر) در نبشته‌های پارسی باستان بخود می‌بالد.
ghiasabadi.com

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]


iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
iran 4 ever ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 23rd January 2012   #52

heart break kid

کاربر فعال انجمن تاریخ

 heart break kid آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: سرزمین کوروش بزرگ پارس
نوشته ها: 1,129
تشکر از دیگران: 1,522
تشکر شده 1,453 بار در 724 پست

 

داربوش بزرگ

نویسنده : یزدان صفایی


داریوش نخست، پسر ویشتاسپ و نوه ی ارشام از دودمان هخامنشی و شاخه ی پارسی است. او شاهی دانا و با اراده بود که ماندگاری شاهنشاهی هخامنشی را میتوان پیامد فرمانروایی او دانست چنانکه بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که کمتر کسی را میتوان می یافت که پیش از آغاز شاهی و در سالهای نخست پس از آن، مشکل هایی که داریوش با آنها، رو به رو بوده؛ را از سر گذارنده باشد.
پیش از فرمانروایی داریوش و در زمانیکه کمبوجیه در مصر بود،فردی مادی به نام گئومات که خود را بردیا، پسر کورش و برادر کمبوجیه، میخواند؛ تخت شاهی را به تصرف در آورده بود.کمبوجیه پس از شنیدن این خبر از مصر به سمت ایران رهسپار شد اما پیش از رسیدن به ایران،در شام، جان خود را از دست داد.گئومات نیز از فرصت سود جسته و جای خود را استوار کرد.در این میان کسی نبود که راستی را از دروغ بازشناساند چرا که مردم به شدت از این میترسیدند که گئومات،کسانی که بردیا را میشناسند؛ از دم تیغ بگذراند.در چنین شرایطی داریوش که از این رویداد آگاه گشته بود، به کمک یارانش،در دژ "سیکَ یَ وُوَتیش" در سرزمین ماد،گئومات را شکست داد و بار دیگر،شاهنشاهی را به دودمان هخامنشی بازگرداند ودر نخستین روز از روزهای جشن مهرگان در 10 مهر (دوم اکتبر) 522 سال پیش از زایش،به شاهی رسید.از کارهای او در جهت جبران زیانهای گئومات، میتوان به آباد کردن پرستشگاههایی که او ویران کرده بود اشاره کرد.داریوش همچنین چراگاه ها و رمه ها و خانه هایی که گئومات از مردم ستانده بود به آنها بازگرداند.
به شوند سستی که گئومات در دوران فرمانروایی اش نسبت به کشورهای تابع از خود نشان داده بود،شورش ها و بی نظمی هایی به وجود آمده بود که سال نخست فرمانروایی داریوش خودش را نشان داد.همه ی این شورش ها که جنبه ی لشگری و سپاهی (و نه مردمی) داشتند، به گفته ی داریوش،در 19 جنگ و در همان سال نخست فرو خوابانده شده است. برخی از آنها را خود مردم با دستگیری فرد شورشی ،خنثی کرده اند که از این میان میتوان به نخستین شورش که از سوی خوزیان و به رهبری فردی به "آثرین" آغاز شده بود اشاره کرد که به فرمان داریوش ، اورا دستگیر کردند و به نزد شاه فرستادند.و همچنین شورش فرد دیگری در خوزستان به نام "مَرتی یَ" که مردم آن را سرکوب کردند.برخی دیگر از شورش ها توسط فرماندهی از فرماندهان هخامنشی که مورد اعتماد داریوش بوده، فرو خوابانده شده است که میتوان شورش سپاه ارمنستان اشاره کرد که "دادَرشیش" آن را خنثی کرد.برخی دیگر از شورش ها مانند شورش سپاه بابل و سپاه "فَروَرتیش" در ماد را،سپاه داریوش خنثی کرده است.
در این میان دو نکته وجود دارد نخست آنکه هیچگاه مردم بر داریوش نشوریده اند و این سپاهیان بوده اند که آهنگ نافرمانی از داریوش را میکردند و بر همین اساس نیز سپاه داریوش و یا سردارانش،تنها با سپاه شورشی جنگیده و آنها را شکست می داده اند.دوم آن که توانایی بالای داریوش در کنترل شورش ها و رساندن کشور به شرایط آرامش بسیار ستودنی است و او براستی با این کار خدمت بزرگی به ایران هخامنشی از خود نشان داد.

کارهای ساختاری داریوش:

داریوش را نباید تنها با جنگها و نبردهایی که کرده است، شناخت .او کارهای زیربنایی بسیاری در جهت سازماندهی بزرگ ترین شاهنشای جهان باستان انجام داده که بی شک برای دوام فرمانروایی هخامنشیان، بسیار بایسته بوده است. در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:

1.بخش کردن کشور به چند استان که برای هر یک، شهربان یا "خشترَپَوان" گماشت.استان های هخامنشی را یونانیان ساتراپ یا ساتراپی نامیده اند.شمار ساتراپی های هخامنشی بر اساس سنگ نوشته ی داریوش، به سی می رسیده است و آشکار است که اداره ی همه ی آنها، نیازمند سامانه ای بسیار دقیق بوده است که می بایست توانایی اجرایی بالایی داشته باشد.نظارت بر شهربانان در چنین شاهنشاهی گسترده ای بر عهده سر دبیران و یا دبیرانی بوده که از سوی پایتخت برگزیده میشدند تا پیوند مستقیم با مرکز داشته باشند و گاه دستور مستقیم از مرکز دریافت میکرده اند. علاوه بر آن سالی یکبار، کسانی با فرنام "چشم و گوش شاه " به استانها فرستاده میشدند تا کار نظارت دقیق تر انجام شود.

2.ارتباط و پیوند در هازمانی با گستردگی ایران هخامنشی بسیار مهم شمرده میشده است و از همین روی، چاره جویی هایی برای افزایش توان ارتباطی،در این دوره دیده میشود. به فرمان داریوش راه هایی در سراسر شاهنشاهی ساخته شد که از نامور ترین آن ها میتوان به راهی که سارد را به شوش و آنجا را به پایتخت پیوند میداد،اشاره کرد.درازای این راه را دو هزار و چهار سد کیلومتر یا نزدیک چهار سد فرسخ برآورد کرده اند.و برای افزایش کیفیت آمد و شد در راهها، کاروانسرا ها و چاپارخانه هایی نیز ساخته میشد که امکانات رفاهی برای مسافران و همچنین افزایش سرعت پیام رسانی را در پی داشت.

3.سپاه جاویدان: توان نظامی همواره بسیار مهم شمرده میشد و از همین روی به فرمان داریوش بزرگ،سپاهی ده هزار نفره ،فراهم شد که هیچگاه از شمار آن کاسته نمیشد و جاهای خالی به سرعت پر میشد.نام سپاه جاویدان نیز به همین شوند بر آن نهاده شده است.همچنین نیرویی چهار هزار نفره از پیاده و سواره،از کاخ شاهی و پایتخت پاسداری میکرده اند.

4.پیش از داریوش،در شهرها و استان ها،فرمانروایان محلی ،به دلخواه خود از مردم،خراج(مالیات) می ستاندند .اما داریوش فرمان داد که به کار خراج سر و سامان داده شود به این صورت که برای هر استان، خراج ثابتی مشخص بشود تا زمینه ی رفاه مردم فراهم شود.به نوشته ی پلوتارک، پس از آن، داریوش در پی آن بر آمد که دریابد آیا پرداخت خراج تعیین شده در توان مردم هست یا نه؟ که دریافت میزان تعیین شده، در اندازه توان مردم است اما با این وجود بازهم از میزان آن کاست.

5.در سال شش صد و نه پیش از زایش،کانالی ساخته شده بود تا دو دریای سرخ و مغرب را به هم پیوند دهد که کانال نام برده در زمان داریوش بزرگ، پر شده بود. داریوش این مشکل را دریافت و دستور داد که کانال نام برده را پاک و خالی کنند تا آماده استفاده شود و به یادگار خود کتیبه‌ای در آنجا نصب کرد که کهن ‌ترین سند دنیا به شمار می‌رود و البته نام خلیج فارس را نیز در خود جای داده است. این کتیبه اکنون در موزه لوور نگهداری می‌شود.

6.برای آسانتر شدن داد و ستد،داریوش دستور زدن سکه را داد، این سکه ها را "دَریک" می نامیده اند.
نظام اداری داریوش به اندازه‌ای پیشرفته بوده است که حتی برخی جنبه های آن امروزه هم به کار میرود.7
در نظام اداری داریوش در 2500 سال پیش، تمامی کارکنان دولت دارای شرح وظایف بوده و روند و روال دستورهای اداری ودستمزد ها کاملاً سازماندهی شده، بوده است

دیگر نبردهای داریوش:

گذشته از نبردهایی که در آغاز جستار به آن اشاره شد داریوش نبرد هایی دیگری نیز داشته است.
پس از آرام کردن شورش ها و سامان بخشیدن به کشور،چند جنگ دیگر در دوران داریوش رخ داد که در پی آن ها دو استان مهم هند "سند" و" پنجاب" به ***** ایران هخامنشی پیوست شد. پس از آن داریوش متوجه سکاییانی شد که در استپ های شمالی سکنی داشتند و ایران را از شمال مورد تاخت و تاز قرار میدادند.لشگر ایران از دانوب گذشته و به زیستگاه سکا ها یا "استپ" نیز درونشد کرد اما سکاها از روبه رو شدن با داریوش پرهیز کردند و از پیش داریوش فرار کردند.داریوش نیز از راهی که به اروپا رفته بود به سارد بازگشت اما هشتاد هزار نفر را به سرکردگی "بغابیش" در اروپا گمارد و او نیز تراکیه و مقدونیه را گشود و تا دریای آدریاتیک نیز پیش فت تا جاییکه پادشاه مقدونی "آمین تاس" پیرو ایران شد.
از دیگر جنگهای داریوش می توان به جنگ با یونان اشاره کرد اما درباره کیفیت آن بسیار تناقض گویی دیده میشود و توسط یونانیان به افسانه و داستان آمیخته شده است و از شرح آن در اینجا میگذریم.

منش و روش داریوش:

منش و روش داریوش را میتوان از روی سنگ نوشته هایی که از او به جای مانده دریافت.براستی که او همواره دروغ را سرزنش میکند و به ستایش راستی میپردازد و از این رو نیکوکار را پاداش نیک میدهد و دروغزن را سخت پادافره میکند. شاهنشاهی اش را از اهورامزدا میداند و او را یار خویش در انجام کارها میبیند. نیز داریوش را پیرو دین زرتشت دانسته اند.
او به پیروی از رفتار کورش،همواره به باورها و آیین های مردمی که در ***** فرمانروایی او زندگی میکرده اند؛احترام میگذاشته است بطوریکه به مصریان اجازه داد که آموزشکده‌ی پزشکی معبد ساییس را دوباره بر پا سازندو از فرمانروای آنجا میخواست که در کارها با روحانیان دینی همپرسگی کند.
چهار سال پس از جنگ با یونان،داریوش در حالی که برای جنگی دیگر با آنها آماده میشد در 486 پیش از زایش، در گذشت و پس از سی و شش سال، فروامانروایی هخامنشی را به پسر خود خشایارشا سپرد.در زیر نقشه ای از ایران در زمان داریوش بزرگ دیده میشود:

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ملتی که به گذشته ی خود وابسته و دلبسته نباشد به ناچار از صحنه ی روزگار ناپدید خواهد شد."محمد رضا شاه پهلوی"

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

heart break kid آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
heart break kid ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 2nd February 2012   #53

heart break kid

کاربر فعال انجمن تاریخ

 heart break kid آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: سرزمین کوروش بزرگ پارس
نوشته ها: 1,129
تشکر از دیگران: 1,522
تشکر شده 1,453 بار در 724 پست

 

اصلاحات اداری داریوش بزرگ و قراردادن مصر به عنوان یك ایالت ایران







13 تیر ماه مصادف با 4 ژوئیه سال 489 پیش از میلاد داریوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ایرانی بودن هر كار تعصب می ورزید و پیدایش ناسیونالیسم نیرومند ایرانی را به او نسبت می دهند تصمیم گرفت كه ***** ایران به 30 ایالت تقسیم شود و هر ایالت را ساتراپی (كه واژه ای مادی است) نامید (قانون، ایالت های فعلی ایران «استان» خوانده است كه اختصاص به ایالت ایران دارد و نمی توان ایالت كشور دیگر را «استان» ترجمه كرد). داریوش شرح این ساتراپی ها را در سنگنبشته داده است كه باقی مانده است و تاریخنگاران جهان آن را «سند مالكیت ایران = دید» خوانده اند (هیچ كشوری در جهان چنین سندی را ندارد). مصر یكی از ساتراپی های ایران آن زمان بود كه داریوش توجه خاصی به آبادكردن آن داشت. داریوش در همین روز دستور داد كه با تاسیس پستخانه ارتباط مردم این ایالتها با هم تامین شود و داد و ستد با پول انجام گیرد (سكه هایی كه ضرب كرده بود و در جهان به «داریك» معروف شده اند). داریوش همچنین دستور داد که میان شهرهای شوش و سارد (نزدیك مدیترانه) یك شاهراه ارابه رو ساخته شود (این راه به طول 2700 كیلومتر كشف شده است كه در بسیاری از قسمتهایش، نوعی اسفالته بود) و ... . داریوش سه سال بعد درگذشت و استخوانهای او، پس از دخمه گذاری، در گوری در «نقش رستم» كه از قبل آماده كرده بود دفن شد.


به نوشته ی «كارول میسلیویك Karol Mysliwiec» باستان شناس در كتاب تاریك و روشن های مصر باستان The Twilight of Ancient Egypt، انتشارات دانشگاه كرنل (آمریكا)، صفحات 135 تا 191؛ ایرانیان از سال 525 تا 404 پیش از میلاد (تقریبا 121 سال) بر مصر حكومت كردند و در تاریخ مصر سلسله بیست و هفتم خوانده می شوند، ولی روش مدیریت و فرهنگ ایرانی سه قرن در آن كشور باقی بود. كارول نوشته است:
«با وجود برچیده شدن حكومت ایرانیان بر مصر در سال 404 پیش از میلاد، یهودیان مصری تا دهها سال پس از آن هم خود را از اتباع امپراتوری ایران می دانستند. مصر توسط كامبوزیا (كامبیز) دوم پسر كوروش بزرگ تصرف شده بود. وی شرق لیبی و شمال سودان را هم برخاك مصر اضافه كرده بود و مصر را كه سالها به دو بخش علیا و سفلی تقسیم شده بود و دارای دو حكومت جدا از هم بود به صورت یك كشور واحد درآورده و شهر «ممفیس» را پایتخت مصر واحد قرار داده بود».


مولف كتاب كه خود در اكتشافات باستان شناسی مصر نقش داشته و یك باستان شناس معروف است ادعای مورخان یونانی را كه نوشته اند «كامبیز» گاو مقدس مصریان «آپیس Apis» را گردن زد قویا رد می كند و می گوید كه این دروغ ناشی از دشمنی و حسادت یونانیان نسبت به ایران، تنها ابر قدرت آن زمان، بوده است كه می خواستند ایرانیان را به وحشی گری متهم كنند. اكتشافات اخیر ثابت كرده است كه گاو مقدس مصریان پس از مردن آن حیوان در سال ششم فرمانروایی ایرانیان؛ به دستور كامبیز با تشریفات رسمی در داخل تابوت دفن شده و این تابوت با نوشته های روی آن، اینك در دست است.


از خصوصیات امپراتوری هخامنشی ایران این بود كه به آئین های ملل تحت سلطه خود كاری نداشت. كامبیز (در سنگنبشته های ایران تلفظ آن كمبوجیااست) تنها دستور داده بود كه مصریان باید كفش برپا كنند و به جای لنگ (به ضم لام) شلوار بلند بپوشند. ایرانیان آن زمان - زن و مرد - شلوار می پوشیدند و شلوارهای آنان بی شباهت به شلوارهای بلوچها و كردهای امروز نبود. كامبیز طبق سندی كه اینك در موزه واتیكان است دریا سالار مصری Udjahorresnet را به عنوان مشاور ویژه خود برگزیده بود. شاه ایران با این كه یكتاپرست بود و فقط به «اهورا مزدا» ایمان داشت مصریان را از عبادت خدایان متعدد خود باز نداشت و آیین زرتشت را به آنان تحمیل نكرد.


مولف سپس به دیدار داریوش اول از مصر پرداخته و نوشته است: برخلاف كامبیز، داریوش اجازه نداد كه مصریان او را «فرعون» بخوانند. وی مصر را به صورت یك ساتراپی ایران درآورد ـ همین عنوانی كه امروز ایالات ایران به آن نامیده می شوند: Ostan استان. داریوش بود كه دستور داد تاریخ مصر از آغاز كار تا زمان او جمع آوری و تدوین شود. او دستور داد كه از آن پس دستورهای دولتی و ضوابط، علاوه بر خط میخی به خط هیروگلیف مصری هم نوشته شوند كه نمونه های متعددی از آن، از جمله در آپادانا باقی مانده است. داریوش برای سهولت رفت و آمد میان ایران و مصر دستور داد كه میان دریای سرخ و رود نیل آبراهی بسازند كه آثار آن و كتیبه مربوط به اتمام این آبراه كه صدها سال دایر بود و بر اثر توفان شن پر شده است به دست آمده و موجود است. در طول این كانال تخته سنگهای تراشیده شده به دست آمده كه در آنها تاریخ اتمام هر قطعه از آبراه حك شده است و این سنگها در دست است. در یك سنگنبشته آمده است كه روز افتتاح آبراه، قطاری مركب از 26 كشتی از آن عبور كردند و این نوشته به چهار زبان و دو خط است (میخی و هیروگلیف). از همین دوران اثری به دست آمده كه عبارت است از مخلوطی از علامت ایران (بالهای باز شده مرغ با سرانسان و كلاه پارسی) و علائم قدیم مصر علیا و مصر سفلی كه نشانه وحدت مصر واحد با امپراتوری ایران است. لوح داریوش به مناسبت پایان آبراه «دریای سرخ - نیل» در قرن 20 به دست آمده است. وی در سنگنبشته هایش خود را داریوش پسر ویشتاسپ هخامنش (ویشتاسپ در فارسی امروز به گشتاسپ تبدیل شده است) خوانده كه از همان زمان احترام عمیق به پدر و بكار رفتن نام او پس از نام فرد در جهان رواج یافته است. معبدی كه داریوش در مصر ساخت، هنوز تقریبا به طور كامل درمنطقه واحه El-Kharga موجود است.
داریوش كوشش قابل ملاحظه برای ترویج آیین زرتشت در میان مصریان نكرد و این امر موید این فرضیه است كه ایرانیان آیین زرتشت را ویژه آریائی ها (آرین ها) و شایسته آنان می دانستند، نه همه نژادها. نام بیشتر فرمانداران ایرانی مصر كه به آنجا فرستاده می شدند همراه با واژه آرین بود. برای مثال: آریاندس Aryandes. در ستونی كه در كاخ آپادانا (شوش) به دست آمده روی شنل لباس مجسمه ای كه سر و گردن آن ناپدید است نیز نوشته هایی به خط میخی و هیروگلیف (مصری) است و این نشانه ارتباط استوار دو سرزمین است. یكی از فرمانداران ایرانی مصر «آرشام» نام داشت.


مولف در این فصول به تحریك سیاسی مصریان توسط یونانیان و دوبار نافرمانی آنان پرداخته كه هر دو شورش با خشونت تمام توسط نیروهای اعزامی از جنوب ایران (فارس و كرمان) سركوب شده است. مصر پس از سلطه ایران تا نیمه قرن 20 استقلال كامل به دست نیاورد. پس از ایرانیان، مقدونی ها سپس رومی ها، آنگاه اعراب مسلمان و سوری ها و پس از آنها هم عثمانی و انگلستان بر مصر تسلط داشتند. یك بار هم ناپلئون آنجا را گرفت. ایرانیان اواخر دوران ساسانیان (پادشاهی خسروپرویز) یك بار دیگر مصر را به تصرف خود درآورده بودند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ملتی که به گذشته ی خود وابسته و دلبسته نباشد به ناچار از صحنه ی روزگار ناپدید خواهد شد."محمد رضا شاه پهلوی"

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

heart break kid آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 2nd February 2012   #54

heart break kid

کاربر فعال انجمن تاریخ

 heart break kid آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: سرزمین کوروش بزرگ پارس
نوشته ها: 1,129
تشکر از دیگران: 1,522
تشکر شده 1,453 بار در 724 پست

 

تاریخ مصری ها كه داریوش بزرگ دستور جمع آوری و محافظت از آن را داد
طبق كشفیات تازه باستانشناسی، مبدأ تقویم مصری ها 28 تیر ماه مصادف با 19 ژوئیه سال 2781 پیش از میلاد قرارداده شده بود. این كشفیات همچنین تایید دوباره ای بود بر دستور داریوش بزرگ كه تاریخ مصریان از آغاز پیدایش خط و علائم قابل خواندن و در نتیجه مبدأ تقویم آنان جمع آوری و محفوظ گردد.

ایرانیان در زمان سلسله هخامنشی 120 سال و چند ماه بر مصر حکومت کردند. داریوش بزرگ كه در سال 517 پیش از میلاد برای دیدار از ساتراپی مصر به این منطقه متصرفی ایران باستان رفته بود پس از مشاهده تمدن و آثار تاریخی و ابنیه مصر به یك هیات مركب از آگاهان مصری، و پژوهشگران ایرانی، یونانی، فنیقی و یهود ماموریت داده بود که تاریخ مصریان تا آن زمان را جمع آوری، تنظیم و تدوین كنند كه باقی مانده و از مآخذ تاریخ قرون قدیم مصر قرار گرفته است. داریوش در مصر جنوبی معبدی برای مصریان ساخته كه تقریبا دست نخورده باقی مانده است و تصویر او بر دیوار معبد وجود دارد. طبق گزارش های سال 2006 رسانه ها، آثار همین داریوش بزرگ و دودمان هخامنشی ـ داریوشی كه این همه دقت و دلسوزی برای تاریخ و حفظ ابنیه باستانی ملل دیگر از خود نشان داد، به حكم یك قاضی (مستقر در ایالت ایلی نوی) باید بابت عرامت كاری كه ایرانیان انجام نداده اند ازدست برود. این آثار به امانت به دانشگاه شیكاگو سپرده شده بود تا آمریكاییان تمدن 25 قرن پیش بشر را به چشم ببینند. آثار امانتی مورد بحث متعلق به همه نسلهای ایران زمین (ساكنان ***** ایران باستان) و هویت ملی آنان است كه ضبطشان به منزله مصادره اموال مشترك (ملی) ایشان است كه منطقا امكان پذیر نمی تواند باشد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ملتی که به گذشته ی خود وابسته و دلبسته نباشد به ناچار از صحنه ی روزگار ناپدید خواهد شد."محمد رضا شاه پهلوی"

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

heart break kid آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
heart break kid ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 2nd February 2012   #55

heart break kid

کاربر فعال انجمن تاریخ

 heart break kid آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: سرزمین کوروش بزرگ پارس
نوشته ها: 1,129
تشکر از دیگران: 1,522
تشکر شده 1,453 بار در 724 پست

 

داریوش و مصر خشثرپاون و خشثروپان نشین ها . درباره سیاست [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] در [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] اسناد فراوان و متنوعى در اختیار داریم. [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ](مصرى، آرامى، یونانى) و اسناد [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] شناختى (پیکره [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]، نقشها و پیکره ها، استلها، درونخانه هاى پرستشگاهها) به طور گویایى گواه فعالیت چند شکلى [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] در سواحل نیل و بیابانهاى شرقى و غربى است: احداث پرستشگاهها، جمع آورى «قوانین مصرى» گشایش ترعه اى بین نیل و دریاى سرخ و غیره. تردیدهاى برجا مانده درباره شرایط قیام [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]هر چه باشد، چنین مى نمایدکه داریوش آریاندس را در نقش خشثرپاونى خود حداقل تا سال ۵۱۰ استوارکرده است، در این سال وى معزول و در شرایطى که روایت [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] آن را کاملا روشن نمى کند به [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] محکوم شد ([فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] ۴، بند۱۶۶ ).[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] دموتى [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] مى دهندکه در سال۴۹۲ فردی به نام فرنداتس به این سمت منصوب شد . اما در سال۴۸۴ خشیارشا برادر خود [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] را به مقام خشثرپاون مصر برگما رد ([فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]، [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] ۷ بند ۷).


از زمان فتح مصر به دست کمبوجیه، خشثرپاون [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] دربارش را در ممفیس ترتیب داده بودکه دیوانها و دستگاههاى ادارى گوناگون نیز در آن مستقر بود. پادگانى مرکب از پارسیان و نیروهای کمکى از ارگ یاکاخ سفید (جنب هد) حفاظت مى کردند و به این دلیل مصریان بایست سالیانه ۱۲۰۰۰ مدیمن گندم افزون بر خراج براى نگهدارى از آن بپردازند (هرودوت، کتاب ۳، بند ۹۱). در تقسیمات سرزمینى پایه (روستاها، نومه ها) تغییر محسوسى ایجاد [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] بود. اما مصر، تحت اقتدار عالى ممفیس به چندین ناحیه تقسیم شده بود که متون آرامى قرن پنجم آنها را «ایالات »(مدینه) نامیده اند. پایتخت بخش جنوبى (تشترش)آن طور که اسناد آرامى [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] مى دهند، الفانتین است که باید آن را از ایالت طیوه جداکرد (DAE55 ). یک پادگان در سوئنه و در جزیره الفانتین ترتیب یافته بود. مى دانیم که در رأس [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] مراتب، فرترکه (“والى “) قرار داشت که به خشثرپاون وابسته بود و در الفانتین به سر مى برد، در حالى که [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] پادگان (رب هیلا) در سوئنه اقامت داشت. نخستین [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] شناخته شده پادگان را از طریق یک پاپیروس آرامى که به سال ۴۹۵ تاریخگذارى شده است، مى شناسیم: این پاپیروس قراردادى است که بین سه [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] یهودی الاصل منعقد شده است؛ دو [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] اول به «نیم سهمى که قضات [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] و روکه، [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] پادگان به ما داده بودند» اشاره مى کنند (DAE 2 ). همچنین است مأموریت شخصى به نام پرنو (پارسى یا ایرانى) که در یک پاپیروس دموتى به او اشاره شده است. این پاپیروس که به سال۴۸۷ و ۴۸۶ تاریخگذارى شده از پرنو به عنوان کسى که «مسئول اقلیم جنوبى » است و «دژ (؟) سوئنه به او سپرده شده است» نام مى برد (Berlin P.13582;Leob I ).



دخالت روکه به احتمال زیاد به یک سهم از حصه اى (منت) مربوط مى شود که توسط تشکیلات ادارى به سربازان- مهاجرنشینان الفانتین اختصاص یافته است. این سربازان جیره هایى به شکل [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] غذایى (پتپ) و به شکل نقره وزن شده (پرس) نیز دریافت مى کردند. دخالت مقامات هخامنشى در امور قضایى و یا امور مربوط به [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] خصوصى به وفور مورد تأیید قرار گرفته است: براى مثال در یک عرضحال (حدود۴۱۰)، اعضاى [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] یهودى الفانتین درخواست کرده اند که «تحقیقى توسط قضات، شحنه ها و خبرگزاران (گوشکه) مأمور در ایالت بخش جنوبى صورت پذیرد»(DAE101 ).


واحدهای مستقر در پادگان سوئنه- الفانتین، که درست بر فراز آبشار اول مستقر بودند، بدون شک هم به حفظ نظم و هم محافظت از مرزهاى جنوبى در جهت نوبیا موظف بودند. اما این امر به معناى آن نیست که مرز کاملا بسته بوده است، چون در یکى از اسناد که پرنو در آن ظاهر مى شود، به محموله گندمى که از مناطق واقع در جنوب آبشار اول آمده، اشاره شده است (P.LOEB 61 )


داریوش و قوانین مصرى. تقریبا در همان [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]- ۵۱۹- داریوش نامه اى به خشثرپاون خود در مصر فرستاده است. از وجود این نامه (به شکل ناقص) از طریق متنى که در پشت وقایعنامه دموتى نوشته شده است، مطلعیم. داریوش به خشثرپاون دستور داده بود که فرزانگان مصرى را از سلاله کاهنان، جنگجویان و دبیران گرد آورد. آنان مأموریت داشتند تمام قوانینى راکه تا چهل و چهارمین سال سلطنت احمس، یعنى تا آستانه فتح مصر به دست [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] در مصر مجرى بود، گردآورى کنند. این کمیسیون شانزده سال (۵۱۹ – ۵۰۳ ) کارکرد و نتیجه کار خود را در نسخ آرامى و دموتى ارائه داد.
این متن محتواى دقیق کتابى راکه به این ترتیب تدوین شده بود، مشخص نکرده است.
فقط «[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] عمومى»، «[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]» و «[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] خصوصى » را متمایزکرده است. مقایسه این متن با پاپیروسهای دیگر دوران بطالسه وسوسه انگیز است. این پاپیروسها احتمالا بر اساس مدل قانون نامه داریوش انشا شده اند. یکى از آنها، که به[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] دموتى نوشته شده است، به نام «قانون نامه حقوق هرموپولیس غربى »شناخته شده است. این کتاب پیش از آنکه قانون نامه
به معنى اخص کلمه باشد، [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] رویه هاى قضایى است که به دعاوى مربوط به مال الاجاره و اعتراضهاى ملکى مربوط مى شود: قاضى مى توانسته است در این کتاب روش کار را در هر مورد فرضى که ممکن بود روى دهد، به سهولت بیابد. در واقع مسلم است که این [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] ها را هیئت علما به رشته تحریر درآوردند؛ این هیئت اسناد مکتوبى را که در خانه هاى زندگى نگهدارى مى شد، در اختیارداشت. این خانه ها مانند همان خانه زندگى اى بودند که اوجاهوررس نت در سائیس احیا کرد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ملتی که به گذشته ی خود وابسته و دلبسته نباشد به ناچار از صحنه ی روزگار ناپدید خواهد شد."محمد رضا شاه پهلوی"

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

heart break kid آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
heart break kid ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 2nd February 2012   #56

heart break kid

کاربر فعال انجمن تاریخ

 heart break kid آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: سرزمین کوروش بزرگ پارس
نوشته ها: 1,129
تشکر از دیگران: 1,522
تشکر شده 1,453 بار در 724 پست

 

آرامگاه داریوش بزرگ





هنرمندان هخامنشي از رنگ هاي آبي به دليل آرامش و جلب توجه ، قرمز براي جذابيت و سبز به خاطر تقدس ، استفاده مي كردند. فرمول شيميايي ساخت سه رنگ آبي ، قرمز و سبز كه در تزئين آرامگاه دو هزار و پانصد ساله داريوش هخامنشي در محوطه باستاني نقش رستم واقع در چند كيلو متري تخت جمشيد و در كنار آرامگاه هاي خشايارشاه و دو تن ديگر از پادشاهان هخامنشي جاي گرفته ، پس از مطالعات آزمایشگاهی و تجزیه و تحلیل رنگ ها به دست آمده است . در درگاه ورودي اين اين آرامگاه كه در ارتفاع بيست و شش متري ازسطح زمين و در دل كوه قرارگرفته ، تزئينات ،نقش برجسته ها و كتيبه اي به زبان و خط پارسي باستان ديده مي شود .شکل آرامگاه های دروه هخامنشی به صورت بعلاوه یا چلیپا بوده است که نمادی از خورشید و گردش آن است . كارشناسان داخلي در مورد نتايج به دست آمده از تجزيه و تحليل رنگها در آرامگاه داريوش مي گويند : با توجه به اين كه در هنگام مرمت و مستند نگاري آرامگاه داريوش به باقيمانده اي از بقاياي رنگها ي سبز ، آبي و قرمز كه روي نقش برجسته ها به عنوان تزئين استفاده مي شده برخورد كرديم ، مطالعات گسترده اي را روي علت استفاده از اين رنگها و تجريه و تحليل شيميايي رنگها آغاز نموده ایم. پيش از اين هم كارشناسان خارجي مطالعاتي را روي برخي از رنگ هاي دوره هخامنشي در مجموعه تخت جمشيد ، انجام داده بودند كه فرمول هاي شيميايي جديد به دست آمده با مطالعات آنها مطابقت دارد . هم اكنون هم كارشناسان شيمي براي توليد رنگ آبي ، سبز و قرمز از تركيبات عناصري كه در رنگ هاي آرمگاه داريوش به كار رفته استفاده مي كنند . براي ساخت رنگ آبي از مس ، رنگ سبز از تركيبات مس و رنگ قرمز از عنصر آهن بهره برداري مي شود . توليد رنگ با ماندگاري بسيار بالا در بناهاي دوره هخامنشي نشان دهنده مهارت مردم آن دوره در مسايل شيمي و مهندسي شيمي است . در ورودي آرامگاه داريوش كتيبه هاي ميخي و آرامي وجود دارد . در اين كتيبه داريوش اهورامزدا را ستايش مي كند و فتوحات خور را بر مي شمرد و از انديشه ها و عملكرد خود سخن مي گويد . در ورودي اين آرامگاه نقش برجسته اي نيز وجود دارد در اين نقش پادشاه كماني در دست دارد كه در بالاي سكو مشهود است . در برابر وي نقش فروهر و قرصی از ماه ديده مي شود . آتش داني نيز تصوير شده است . در پايين سكو نمايندگان ملل تابع امپراتوري ايران تخت شاهي را با دستان خود نگه داشته اند .عرض آرامگاه نوزده متر و ارتفاع آن حدود بيست و سه متر است . راهرو داخل آرامگاه داريوش هجده متر طول و در حدود چهار متر عرض دارد . در اين آرامگاه 9 تابوت سنگي وجود دارد كه به همسر و ساير بستگان او تعلق دارد .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ملتی که به گذشته ی خود وابسته و دلبسته نباشد به ناچار از صحنه ی روزگار ناپدید خواهد شد."محمد رضا شاه پهلوی"

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

heart break kid آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
heart break kid ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 2nd February 2012   #57

heart break kid

کاربر فعال انجمن تاریخ

 heart break kid آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: سرزمین کوروش بزرگ پارس
نوشته ها: 1,129
تشکر از دیگران: 1,522
تشکر شده 1,453 بار در 724 پست

 

درفش شكوهمند ارتش شاهنشاهی داریوش بزرگ

* خورشید مظهر شكوه , فر ایزدی و عمر جاوید در ایران است . در هفت پاره از اوستا اهورامزدا چون خورشید تصور شده است و در جای دیگر
خورشید و نور چشم خداوند نامیده شده است . ارداویرافنامه در كتاب خود نوشته است سپس به دنیای دیگر سفر نمودم و از آسمانها دیدن

كردم . آنگاه به جایگاه كردار نیك و خورشید رسیدم . روان پاك خداوند را آنجا دیدم
.
*
در قرن گذشته در كازا دل فاونو واقع در پمپئی موزائیكی از زیر خاكها بیرون كشیده شد كه صحنه ای از نبرد ارتش شاهنشاهی داریوش
سوم با اسكندر گجتسك را نشان می دهد . در این نقاشی باستانی درفش ارتش ایران به رنگ قرمز یا ارغوانی رسم شده است كه وسط آن

عقابی زرین قرار گرفته است . این اثر برجسته امروزه در دست است و در موزه نگهداری میگردد
.
*
در موزه لوور پاریس جامی موجود است كه در یونان قدیم ساخته شده است . در این جام مبارزه یك یونانی با یك سرباز پارسی كه درفش
ملی ایران را برافراشته است نقش بسته است . مرد یونانی سرباز پارسی را به زیر پای انداخته است ولی مرد پارسی با اینكه به زیر پای مرد

یونانی افتاده ولی هنوز پرچم ایران ( كه بسیار شبیه به درفش كاویانی است ) را بلند نگاه داشته است و نگذاشته كه سرنگون شود . زیرا عقیده

ایرانیان بر این بوده كه در هیج شرایطی این نشان ملی نباید به زیر پای بیافتند و سرنگون شود

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ملتی که به گذشته ی خود وابسته و دلبسته نباشد به ناچار از صحنه ی روزگار ناپدید خواهد شد."محمد رضا شاه پهلوی"

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

heart break kid آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
heart break kid ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 11th February 2012   #58

iran 4 ever

همکار بخش تاریخ

 iran 4 ever آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: gilan
نوشته ها: 2,498
تشکر از دیگران: 15,188
تشکر شده 6,999 بار در 2,903 پست

حالت
Cynical

 

امروز سالروز به شاهی رسیدن داریوش بزرگ خشایثی یه خشایثی (شاه شاهان ، شاهنشاه ) ایران زمین این خاک گهربار است
در این صبح پر فروغ چون خورشید از راست سمت این بوم بر آسمان ایران چشم انداخت ؛ داریوش شاهنشاه سر افراز هخامنشی بر تخت شاهی نشست و کلاه یاوری و نه سروری بر سر نهاد و دست در دست و دل در دل ایرانی ها رو به اسمان کرد و در همان اغاز و نخستین لحظه از سرزمینش یاد کرد و فرمود :

ای اهورای پاک این کشور را از دروغ ، دشمن و قحطی نگهدار باش !

--------------------------------------------------------

طرز نشستن، لباس داريوش بزرگ ، صندلی و چوبدست او نشانه تمدن عظيم و پيشرفته ايرانيان در 25 قرن پيش است كه جهان را شگفت زده كرده است. بايد ديد كه چه عواملی ما را به قهقرا برده است و در صدد جبران برآمد


داريوش هخامنشي پسر ويشتاسپ از بزرگان پارس در نخستين روز از جشنهاي مهرگان (پس از تطبيق با تقويم ميلادي؛ دوم اكتبر) در سال 522 پيش از ميلاد، شاه ايران شد.
در دوران حكومت 36 ساله داريوش بزرگ، قلم رو ايران از دره سند (Indus) تا سواحل ليبي در افريقا، و از شمال درياي مرمره ( Thrace در اروپا ) تا كوههاي پامير در آسيا شامل همه خاورميانه امروز، آسياي ميانه، قسمتي از آسياي جنوبي، قفقاز ، مصر و قسمتي از سودان بود كه به استانهاي متعدد (ساتراپي) تقسيم شده و مستقيما زير نظر حكومت مركزي و بر پايه قوانين واحد اداره مي شدند و به آن قسمت كه سه طايفه ايراني در آن سكونت داشته، داراي نياكان و فرهنگ مشترك بوده و آيين هاي نوروز را گرامي داشته و يكسان برگزار كرده اند "ايران زمين" گفته اند(مادها از ري به سمت غرب و شمالغربي از جمله كردها و آذري ها، پارسها از منطقه ري به جنوب تاجزاير خليج فارس و از شرق تا آن سوي هندوكش و انتهاي بدخشان، و پارتها در شمال شرقي).
مصر ساتراپي ششم ايران بود. كوروش بنيادگذار كشور ايران بوده است، ولي ناسيوناليسم ايراني با داريوش بزرگ به دنيا آمده است. كوروش، جهاني فكر مي كرد و يك جامعه مشترك المنافع متساوي الحقوق به مركزيت " ايران زمين " به وجود آورده بود و مداخله در امور داخلي اعضاي اتحاديه را روا نمي داشت.
داريوش بزرگ در كتيبه هايي كه از او باقي مانده اند با ستايش اهورا مزدا (خدا) كه زمين و آسمان و بشر و شادي ها را آفريده است ، شاهي خود بر اين سرزمين پهناور را كه مردان خوب و اسبان خوب (مقصود ارتش خوب) دارد از عنايات او دانسته است و در يكي از كتيبه هايش از اهورا مزدا خواسته است كه " ايران زمين " را از آفت دروغ و بلاي خشكسالي در امان دارد.
از كارهاي مهم داريوش ايجاد آبراهي ميان درياي سرخ و رود نيل بود كه خليج فارس را به درياي مديترانه متصل سازد. كار مهم ديگر او دستور ساختن تخت جمشيد بود كه شاه نشين ايران زمين باشد ( پايتخت اداري ايران شهر شوش بود) . ايجاد يك سپاه هميشه آماده در مركز كه تا رسيدن ساير واحدهاي ارتش از شهرستانها و نقاط دور دست کشور ، بتواند در برابر هر گونه تهاجم ناگهاني ايستادگي كند اقدام مهم ديگر او بود. ضرب سكه زر و سيم، مخصوصا سكه هاي طلاي تقريبا خالص موسوم به دريك ـ داريك ـ در سال 515 پبش از ميلاد ابتكار مهم داريوش اول بود. تاسيس پستخانه، دادگاه، كودكستان و دبستان ( منحصر به پسران) و وضع قوانين و تعرفه مالياتي و ايجاد يك نيروي دريايي در خليج فارس چند نمونه ديگر از كارهاي داريوش بزرگ به شمار مي آيد. آمريكاييان 23 قرن بعد هنگام تاسيس پستخانه دولتي (فدرال) اين كشور همان شعار داريوش را بر سر در آن حك كردند كه باد و باران مانع كار چاپارها نخواهد شد. داريوش ميان شوش و ساحل مديترانه نوعي جاده آسفالته كشيده بود كه اخيرا قسمتي از آن به دست آمده است. اقدام نظامي بي سابقه داريوش انتقال 24 هزار سوار و پياده با كشتي از شرق مديترانه به ساحل آتن در يونان (800 كيلومتر مسافت) بود.
داريوش كه با آتوسا دختر كوروش بزرگ ازدواج كرده بود در سال 486 پيش از ميلاد درگذشت و پسرش خشايارشا نوه كوروش بر جاي او نشست که سياست پدر را عينا دنبال کرد. داريوش در نقش رستم مدفون شده است.


اين ايران را داريوش بزرگ به ميراث گذارد


برخي مورخان شاه شدن داريوش را 16 مهر (هشتم اكتبر)، آخرين روز آيين هاي مهرگان (روز اصلي مهرگان) نوشته اند. در آن زمان مراسم مهرگان شش روز ادامه داشت. آيين هاي مهر (جشن هاي مهرگان) پس از نوروز مهمترين اعياد ملي ايرانيان بوده است.
از زمان داريوش بود كه مدارس، پس از آيين هاي مهرگان آغاز بكار كرده اند كه اين رسم از طريق يونان به سراسر جهان منتقل شده است. گرچه در بعضي كشور به ملاحظات اقليمي ،مدارس چند روز جلوتر آغاز بكار مي كنند. هدف اصلي از مدارس در ايران عهد هخامنشي عمدتا تدريس اخلاقيات، تندرستي، سواري و تيراندازي و سرانجام انتخاب مستعدترين كودكان براي خدمت در ارتش بود. به نوشته مورخان رومي (به نقل از يونانيان) ، آموزگاران ايراني در دبستانها به كودكان مي آموختند كه اقتدار و عظمت وطن و حفظ تمدن آنان بستگي به آن دارد كه دوست و متحد باشند و ارتشي شكست ناپذير داشته باشند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



ای تبرزن این درخت کهنه تاریخ من است

این وفور ریشه از آیین نیک میهن است

زخم تیشه های تو بردل این خاک نشست

رحم کن آخرتبرزن قلب ایرانم شکست
--------------------------
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]



ویرایش توسط iran 4 ever : 11th February 2012 در ساعت 10:29 PM. دلیل: چیلتر شدن کلمه ی قلم رو
iran 4 ever آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 18th April 2012   #59

heart break kid

کاربر فعال انجمن تاریخ

 heart break kid آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: سرزمین کوروش بزرگ پارس
نوشته ها: 1,129
تشکر از دیگران: 1,522
تشکر شده 1,453 بار در 724 پست

 

رازهای داریوش

زماني كه پرونده بيستون براي جهاني شدن آماده شد و چشم نماينده ايكوموس به تاريخ و طبيعت منطقه خيره ماند، نفسي راحت كشيد. با خودش فکر کرد تلاشمان به ثمر نشست.
"مليحه مهديآبادي"، مدير پروژه بزرگ بيستون 10 سال پيش با يك پايان نامه دانشجويي فعاليتش را در مجموعه تاريخي بيستون آغاز كرد و تعطيلات نوروز 85 تنها تعطيلاتي بود كه چهار روزش را دور از بيستون گذراند.

اما او هنوز اضطراب هايش پايان نگرفته و تا ثبت جهاني بيستون به عنوان هشتمين شاهكار ايران در ميراث جهاني دقيقه شماري ميكند: «خستگيها كم نبود. بيشتر از هرچيزي ناملايمات و نبود همكاري آزارمان ميداد. البته كم نبودند كساني كه حتي از راه دور با يك تلفن و يك تشكر خستگي را از تنمان به در مي کردند.»
باز هم براي بيستون ماند: «آنچه مرا بيش هر چيزي تا کنون در اين مکان تاريخي نگاهداشته، رمز و رازهايي است که است كه اين مجموعه دارد. رازهاي ناشناختهاي كه بيستون در دل خود پنهان كردهاست. افراد بسياري به من كمك كردند و از اين دشت بسيار آموختم.»

وقتي درباره كتيبه بيستون حرف ميزند، محو حرفهايش ميشوي: «كتيبه و آنچه در خودش داشت بيش از هرچيزي گذر از مشکلات را برايم هموار کرد . محو عناصري شدم كه كتيبه را ماندگار و آوازهاش را جهاني كرد . آنچه باعث ماندگار و جهاني شدن كتيبه شد تنها رمز گشايي خط ميخي آن نيست. کتيبه ، چيزهاي پنهانتري دارد كه هركس به راحتي نميتواند آنها را دريافت كند.»
ساعتها به راز و رمز كتيبه انديشيده: «شگفتانگيز است كه هنرمندان ايران باستان در خلق آثار هنري چه ظرافتي داشته اند و چه حجمهاي زيبايي را پديد مي آوردند.»

نقشي از خاطره هاي دور

مرد هنرمند آرام آرام از دل كوه بالا ميرود تا نقشي از زلف يار را به يادگار بگذارد و جاودانه سازد . اکنون قرن ها از آن زمان مي گذرد و نقش خاطره هاي دور ، پابرجا مانده است.

مدير پروژه بزرگ بيستون اين موضوع را که كتيبه در نقطه اي سخت گذر كنده شده ،شگفت انگيز مي خواند:« هنرمند آن دوران مسيري انتخاب کرده كه كسي به آساني نتواند به كتيبه نزديك شود، مي خواسته کتيبه بماند تا هميشه . مسير دسترسي به اين اثر آن قدر مشکل است که امروز هم تنها با كمك پله و داربستي كه گذاشته شده ميتوان آن را از نزديك ديد. در غير اين صورت تنها سنگنوردان وصخرهنوردان با تجهيزات كامل ميتوانند به آن نزديك شوند. نقش چنان ظريف كنده شده كه فقط ميتوان آن را از فاصله 20 سانتيمتري ديد.»

و هنوز نميداند اين مردم به چه عشقي چنين نقشهايي را ماندگار كردهاند: «بايد يك اعتقاد مذهبي پشت اين همه زيبايي باشد. حجاريها با يك تقدس ويژه نقش شده و شايد بتوان گفت نقش آفرين اين صحنه، آن را به خدا سپردهاست.»

صداي تيشه ميآيد و تو ناخود آگاه گام برميداري به سوي صدا و ميروي پاي كوه. مردي پا بر گرده سنگها مينهد ، نقشي ميزند از طره يار. صداي تيشه ميآيد ...

« مهارت هنرمندان در نقش موهاي مجعد و كمند داريوش شگفتانگيز است. هماهنگي ويژه اي دارد با تاج داريوش كه آن هم با ظرافتي تمام حجاري شده است.»


بيستون ، آرام ، مرموز

دشت بيستون رازهاي بسيار دارد كه هركسي نتوانسته آن را درک کند. بسياري هم به راحتي از كنار اسرارش گذشتهاند: « هر يک از آثار مجموعه گويي با تو سخن مي گويد . هركولش که با هركول معروف خارجي فرق ميكند و يا فرهادش كه امروز قصه كوي و برزن اهالي شده است .»

همه چيز از يك پايان نامه دانشجويي شروع شد. آمدن مهدي آبادي به بيستون و ماندنش . آن طور که خود هم مي گويد: « سال 70 يا 71 بود كه بحث "آسيبشناسي كتيبه داريوش " را به عنوان پروژه کارشناسي ،انتخاب كردم. پايان نامه را نوشتم و آن را به مهندس شيرازي كه آن روزها معاونت اجرايي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را بر عهده داشت سپردم. خوشش آمد و قرار شد در كرمانشاه روي كتيبه كار كنم. همان زمان درخواست كار دادم. همزمان در دانشگاه اصفهان هم قبول شدم. مهندس شيرازي براي اين که بتوانم به بيستون بروم ، قبول كرد در هفته دو روز را اصفهان باشم و بقيه روزهاي هفته در كرمانشاه روي كتيبه مطالعه كنم.»

دسترسي به كتيبه آسان نبود اما پيشنهاد احداث داربست فلزي براي رسيدن به كتيبه که در پايان نامه دوره کارشناسي او آمده بود و نيز ديگر پيشنهادهايش از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پذيرفته شد و کار را آسان کرد: « كميته راهبردي با پيشنهادها موافقت كرد. چند ماهه نخست مسئوليت پروژه را به دكتر وطندوست محول كردند. بعدها در سال 77 به عنوان كارشناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري انتخاب شدم و سال 80 پس از آن که بيستون به همراه طاقبستان پروژه ملي شد به عنوان مسئول پروژه در بيستون مستقر شدم.»

همان سال پايگاه ميراث فرهنگي در بيستون تشكيل مي شود و به دنبال آن دستي بر سر و روي ساختمان قديمي مدرسه و بناي اداره ثبت و مرکز تلگراف بيستون مي کشند و اسمش را مي گذارند خانه پژوهشگران: «ساختمان در حد وسع و امكانات موجود تجهيز و گروه در آن مستقر شد.»

همان زمان مطالعات زمينشناسي روي كتيبه و فتوگرامتري آن شروع ميشود: « تمامي مطالعات انجام گرفته جمع آوري شد اما باز هم بسياري از مدارك كم بود. در بيستون نقشه كاملي نداشتيم. عرصه مجموعه هم تعيين نشده بود. اما مطالعات را آغاز با جمعآوري مطالعات پيشين حريم مجموعه را مشخص كرديم.»

« تا آن زمان تنها چهار اثر بيستون در فهرست ملي به ثبت رسيده بود. كاروانسراي صفوي بيستون، كتيبه، پل صفوي و محله برق قديم كه هيچ وقت هم نقشهاش پيدا نشد. سنگ بلاش، فرهاد تراش، نقش گودرز و بسياري ديگر که هيچكدام به ثبت نرسيده بودند. نظارت بر اين آثار به عهده ما گذاشته شد و ما هم پرونده ثبت آنها را آماده کرديم.»

بيستون در انتظار رخ نمايي
تا پيش از كاوشهاي باستانشناسي هيات ايراني، بيستون تنها در سال 1963 از سوي باستان شناسان آلماني مورد بررسي و شناسايي قرار گرفته بود . بعد ها اما "دكتر مهدي رهبر"درسال 56 به کاوش در منطقه پرداخت: « سر انجام بعد از 22 سال كارگاه بيستون فعاليت خود را آغاز کرد . ابتدا گمانههايي در حاشيه سراب بيستون زده شد که جاده تاريخي سراب بيستون تا دوره صفوي را مشخص کرد. همان موقع به اين نتيجه رسيديم اگر بخواهيم سايت را با هويت ميراثي، ماندگار سازيم، بايد عوامل آسيبرسان را از بين ببريم.»

در آن زمان جاده احداث شده اي که درست از كنار آثار مي گذشت مشکلاتي را براي بيستون ايجاد کرده بود:« لرزش هاي ناشي از عبور و مرور وسائط نقليه و نيز آلاينده هاي ناشي از سوخت مصرفي آن ها موجب فروريختن سنگ روي آثار و تاثير منفي روي آن ها شده بود . به همين دليل با همكاري استانداري ، اين جاده در سال 80 برچيده شد.»

مهدي آبادي از مرمت پل تاريخي در آن منطقه به عنوان يکي ديگر از فعاليت هاي انجام شده ياد مي کند :« كاوشها نشان داد پل معروف به صفوي، پلي متعلق به دوران ساساني است که در دوره ايلخاني تاق آن آجري مي شود. بعدها و در دوره تيموريان زلزله اي شديد آن را ويران ميكند. سپس در دوره صفوي پوسته ظاهري پل دوباره مرمت و به همين دليل به نام پل صفوي معروف ميشود . اين پل در دوره قاجار و پهلوي هم مرمت شده است و در اين دوره نيز ما يک بار ديگر آن را به طور اضطراري مرمت كرديم.»

پايگاه بيستون سپس مرمت پل خسرو را در پيش ميگيرد. پلي ساساني كه امروز يك پل فلزي روي آن نصب شده است: « براي مطالعه دشت بيستون كميته راهبردي بيستون به ياري پايگاه آمد. شناساييها نشان داد كه ما با يك دشت بسيار غني از آثار تاريخي و منابع طبيعي روبرو هستيم. به اين نتيجه رسيديم كه از روشهاي مدرنتري كه صدمه اي به آثار نمي رسانند، استفاده كنيم. بنابراين از امكانات و فناوري جديد مثل ژئوفيزيك بهره گرفته شد.»

تخريبها در دشت بيستون و مجموعه آثار زياد بود. قاچاقچيان سر هوكول را كنده بودند و هنگام كندن نقش بلاش، سنگ بلاش را به پايين انداخته بودند: «تمام آثار صدمه ديده را مرمت كرديم هم سر هركول را و هم سنگ بلاش را. همچنين مطالعات در اين محدوده به كشف بندهاي بسياري زيادي روي رودخانه گامسياب منجر شد و اين مطالعات نشان داد ما با يك شبكه بسيار غني آبياري در دوره ساساني روبروهستيم.»

پيشتر براي مطالعه روي كتيبه يك داربست زده شد بود كه مانع ديد گردشگران ميشد: «بنابراين پله را جايگزين داربست کرديم و پس از آن مطالعات جديد براي مرمت و پايداري كتيبه در برابر عوامل آسيبرسان از جمله زلزله شروع شد.»

در همين زمان است كه مسئله ثبت جهاني بيستون مطرح ميشود و تمامي فعاليتها با نگاه به قضييه جهاني شدن آن صورت مي گيرد:«خوشبختانه تا الان موفق بودهايم. در كنار اين فعاليتها، اقدام به معرفي آثار هم کرديم كه البته در شان مجموعه نيست و بايد فعاليتهاي بيشتري در اين زمينه صورت گيرد.»

فعاليت هاي انجام شده در اين زمينه به گفته مدير پروژه بزرگ بيستون به تهيه عكسهاي هوايي و جمع آوري اطلاعات موجود از مجموعه بيستون و تشكيل يك مركز اسناد منجر شد.

مهدي آبادي نقبي به خاطرهايش ميزند. خوب و بد، شيرين و تلخ:«بيشترين تلاشها در راستاي معرفي ارزش تاريخي بيستون انجام شد و البته همين موضوع شرايط را دشوار ميكرد. گاهي مسئولان طرح هايي ارائه مي کردند كه هويت بكر و تاريخي مجموعه را به خطر ميانداخت. يا مردم مثلا انتظار داشتند به آنها اجازه داده شود در اين مجموعه مغازه داير كنند. نهادهاي دولتي فضاي طبيعي بيستون را به شكل يك پارك امروزي ميديدند. چالش ها دراين زمينه زياد بود. اما تلاش ميكرديم كمترين دخل و تصرف در مجموعه به وجود آيد تا هويت تاريخي وباستاني بيستون مخدوش نشود.»

اما زيبايي بيستون فراموشي ناشدني است: «بيستون باعث شد با انسانهايي بسيار والا آشنا شوم. يكي از اين افراد دكتر بدرالزمان قريب بود.اگر بيستون نبود من هرگز افتخار آشنايي با او را پيدا نميكردم.»

تمامي تلاشها آغاز شد تا زيباييها و راز و رمزهاي بيستون بر بلنداي تاريخ حك شود و به عنوان هشتمين اثر باستاني ايران در فهرست ميراث جهاني جايي گيرد. هنوز هم صداي تيشه از بيستون به گوش مي رسد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ملتی که به گذشته ی خود وابسته و دلبسته نباشد به ناچار از صحنه ی روزگار ناپدید خواهد شد."محمد رضا شاه پهلوی"

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

heart break kid آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
heart break kid ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 2 هفته پیش   #60

heart break kid

کاربر فعال انجمن تاریخ

 heart break kid آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: سرزمین کوروش بزرگ پارس
نوشته ها: 1,129
تشکر از دیگران: 1,522
تشکر شده 1,453 بار در 724 پست

 

داریوش بزرگ و شاهان آشوری

مدتی قبل دوست گرامی من و گرداننده سایت وزین آذرگشنسپ در پاسخ به ناصر پورپیرار مقاله ای را تدوین کردند که از پیوند نظرات خودشان و دیگر دوستان در پی بحثهایی در تارنمای آنتی پورپیرار فراهم شده بود.قسمتی از این مقاله به مقایسه چند کتیبه از داریوش بزرگ و روش و خط مشی فرمانروایان آشوری و کتیبه ای از آشور بانی پال اختصاص داشت که از جلد اول تاریخ و تمدن بین النهرین دکتر یوسف مجید زاده و کتاب کتیبه های هخامنشی پی یر لوکوک انتخاب شده است.این مقایسه ای گویاست و به توضیح اضافه نیاز ندارد.
((درباره رفتار آشوریها پس از هر پیروزی با ملتهای شکست خورده اطلاعات فراوانی در دست است:به فرمان تیگلات پیله سر اول پس از پیروزی بر موشکیها از سرهای کشته ها برجی ساختند, کاخها را ویران کردند,روستاها را به آتش کشیدند ,زنها و بچه ها را به اسارت بردند ,پیکره خدایان را ضبط کردند,ثروت مردم را تا جایی که دستشان می رسید به غنیمت گرفتند,بخشی از آن را به معبد خدایان دادند,قسمتی به شاه اختصاص یافت و هر آنچه که باقی ماند میان سپاهیان تقسیم کردند.
توکولتی- نینورتا شهرها را سوزاند و محصول غله و درختان میوه را به آتش کشید.آشور ناصر پال از سرهای کشته شدگان هرمی برپا داشت.آنها در مورد کسانی که می خواستند خود را از زیر یوغ استعمار آشوریها رها کنند,هیچگونه ترحمی روا نمی داشتند.پوست شورشیان را زند زنده می کندند و آنان را همچون پرده بر دیوارهای شهر می آویختند,برخی را درون دیوارها زنده بگور میکردند و برخی دیگر را بر باروی شهر به چهار میخ می کشیدند.بر یک نقش برجسته آشور ناصر پال بازگشت پیروزمندانه سپاه آشور را به تصویر کشیده اند.در این تصویر کاتبان به شمارش سرهای بریده دشمن بیشمار مشغولند و نوازندگان چنگ با نوای ساز خود پیروزی به دست آمده را جشن می گیرند.عقابی که ارتش پیروزمند را تعقیب میکند سر یک دشمن مغلوب را به چنگال دارد.در سال 879 ق م آشور ناصر پال از جدا کردن سر 200 زندانی از بدن سخن به میان می آورد که زنده به چنگ او افتاده بودند.او میگوید از اینکه با ویران کردن شهرها خشمش فرو می نشیند خشنود است.این پادشاه نیز پیکره خدایان شهرهای به اشغال در آمده را به اسارت می برد.

در یک نقش برجسته,چهار گروه از سربازان آشور ناصر پال را می بینیم که در حال حمل پیکره های خدای رعد و سه الهه هستند.نقش اسرا و غنایم این جنگ در جایی دیگر تصویر شده است.در این نقش افسران شاه پیشا پیش در حال حرکتند.در پشت سر آنان یک فرمانده جوان اسرا را به پیش می راند.نخستین اسیر رهبر دشمن شکست خورده است که تخته بندی را مانند یوغ به گردن او آویخته اند.سربازی در پشت سر موهای اورا با دست راست گرفته است و او را به سمت جلو میراند.سرباز مسلحی سه اسیر را با بازوان از پشت بسته با طناب تعقیب میکند.شلمانزر سوم فرزند آشور ناصر پال در قساوت دست کمی از پدر نداشت.او اورارتو را مانند یک گاو وحشی لگد کوب کرد و شهرهای آن را به تلهای ویرانی مبدل کرد.وی نیز از کله ها برجها ساخت,مغلوبین را به میخ کشید,دهکده ها را آتش زد,محصولات کشاورزی را از ریشه برکند و درختان میوه را قطع کرد.در ورود به اقامتگاه دشمن به جشن و سرور پرداخت,خزانه های آنها را باز کرد,ثروت آنان را به غارت برد و تا باقیمانده هر آنچه را که نمی توانست با خود حمل کند به آتش نکشید,آنجا را ترک نکرد.در نقوش برجسته دروازه مفرغی بالاوات,مردانی را می بینیم که وی آنها را از شهر سوگونیا در اورارتو به اسارت گرفته است.آنها در یک صف همه برهنه هستند ,دستهایشان از پشت به هم بسته شده و گردنهایشان را در تخته بندهای چوبی قرار داده اند.در شهر دیگری در همان منطقه اورارتو می بینیم که مدافعان شهر را به چهار میخ کشیده اند,سرهای کشته شدگان را بر روی هم انباشته اند و سربازان آشوری به قطع درختان مشغولند.

شمشی ادد پنجم شاید نسبت به دیگران قساوت کمتری داشته است.اگرچه اونیز شهرها و روستاها را در شعله های آتش نابود می کرد,از کشتن اسرا و ساکنان شهرهای شکست خورده سخنی به میان نمی آورد.او تنها از کوچ دادن آنها به آشور,بردن آنها به بردگی و تقسیم آنها میان سربازان خویش خشنود بود.
تیگلات پیله سر سوم از اشاره به ویرانی کامل شهرهای اشغال شده و همسطح کردن آنها با زمینهای اطراف لذت می برد.او نیز درختان را قطع می کرد و روسای شورشیان را به چهار میخ می کشید.این پادشاه نظام تازه ای در مستعمره ساری ابداع کرد.او ساکنان مناطق شکست خورده را به اقصی نقاط امپراتوری تبعید می کرد به ایمد اینکه از درهم آمیختن نژادها و اقوام گوناگون در یکدیگر یک ملت واحد بسازد..سارگون نیز همانند تیگلات پیله سر و دیگران عمل می کرد.او در آغاز پادشاهی,شهر سمریی(سامره)پایتخت پادشاهی اسرائیل را که برای مدت 3 سال در محاصره نیروهای آشوری بود متصرف شد.به فرمان وی بیشتر ساکنان این شهر را به مرز ماد در شرق کوچ دادند و جای آنها را با مردمانی از شمال سوریه پر کردند و به جای آنان ایلامیها,اعراب و بابلیها را در شمال سوریه سکنی دادند.آن گاه تمامی درختان را قطع کردند و روستاها را به آتش کشیدند.شرح چگونگی ویرانگریهای این پادشاه در هشتمین لشکرکشی او به خاک ایران شاهد بسیار خوبی برای رفتار یک پادشاه آشوری با سرزمینهای اشغال شده است. ((من هفت شهر برج و بارو دار را همراه با سی دهکده مجاور آنها که در دامنه کوههای اوباندیا واقع شده اند با تمام متعلقاتشان ویران وبا خاک یکسان کردم.تیرهای سقفها را سوزاندم وبه شعله های آتش مبدل ساختم.مخازنی که از غله انباشته شده بودند گشودم.ذخایر انبوه غله را به سربازانم دادم تا بخورند محصولی را که وسیله معاش مردم بود و علوفه را که زندگی دامهایشان به ان بسته بود مانند فانوس دریایی با آتش شعله ور ساختم.من منطقه را ویران کردم,درختهای آن را از درختستانها بریدم و جنگل را نابود کردم,آنگاه تنه همه درختان را بر روی هم انباشتم و آنها را به آتش کشیدم)).

او پس از تسخیر دژ اوایاایس ((جنگاوران را در برابر دروازه دژ همچون گوسفندان تا حد مرگ کتک زد.))وی به محض بازگشت به آشور,تصمیم به حمله به شهر موصصیر,شهر مذهبی اورارتویی,گرفت.پادشاه توانست بگریزد و جان سالم از مهلکه به در برد اما همسر,پسران و دختران او همراه با غنایم فراوان به دست آشوریها افتادند.نقش برجسته ای در کاخ سارگون معبد خداوند خلدیی را نشان می دهد که سربازان آشوری داراییهای خود را با آن حمل میکنند.

سناخریب در به چهار میخ کشیدن رهبران ملتهای شکست خورده و به خاکستر مبدل کردن شهرهای آنان تردیدی به خود راه نمیداد.او از به آتش کشیدن شهرها و روستاها لذت میبرد و دود حاصل از این آتش سوزیها را که سر بر آسمان می کشید,قربانی خوشایندی برای خدایان می دانست.او هنگامی که شوزوبوی متحد با ایلامیها را مغلوب کرد,برای به چنگ آوردن دستبندها و بازوبندهای سربازان دشمن,فرمان قطع دستهای آنها را صادر کرد.

اسار حدون سر ((عبدی- میلکوتی)) پادشاه صیدا و ((سندوئری))هم پیمان او را از تن جدا کرد.اما او به عکس گذشتگان خود,از توصیف قتل عامها و به آتش کشیدن شهرها در گزارشهای سالانه خود داری می ورزید.او که فرزند یک شاهزاده خانم بابلی بود,ظاهرا انسانتر از دیگران بود و در همه موارد ملایمت بیشتری از خود نشان می داد.

فرزند او آشور بانیپال,به عکس پدر در خشونت و شقاوت سرآمد همه پیشینیان خود بود.او سر دشمنان شکست خورده را از بدن جدا می کرد و لبهای اسرا را دو پاره می کرد.او در بابل((برای آرامش قلب خدایان)) دست به قتل عامهای وحشتناک زد.به دستور وی زبان برخی از اسرا ودستهای برخی دیگر را بریدند و آنها را در برابر سگها ,گرگها,گرازها و پرندگان گوشتخوار و ماهیهای رودخانه و در کانالهای آب انداختند.او پس از تصرف شوش,به سپاهیان خویش یک ماه اجازه داد تا هر آنچه را که می خواهند و می توانند برای خود به غنیمت برند.به فرمان وی قبور همه پادشاهان پیشین ایلامی را ویران کردند و استخوانهای آنها را با خود بردند.از پادشاه و نیروهای آشوری پس از هر لشکر کشی پیروزمندانه طی مراسمی رسمی در پایتخت با خواندن سرودهای مذهبی و موسیقی و رقص و پایکوبی استقبال به عمل می آمد.در بازگشت از لشکرکشی موفقیت آمیز سال 653 ق م به ایلام و شکست تئومن,سر پادشاه ایلام را به گردن دوننو پادشاه گمبلو آویختند.به فرمان آشور بانیپال و به منظور نمایش قدرت امپراتوری,این سر را بر یکی از دروازه های شهر نینوا آویزان کردند .در یک نقش برجسته از کاخ نینوا,این سر را در کاخ شاهی بر درختی آویخته اند و پادشاه و همسر وی در برابر آن به استراحت مشغولند.خود دوننو را به اربئیل انتقال دادند و نخست زبانش را بریدند وسپس پوست او را زنده زنده کندند و بدون پوست او را به نینوا بازگرداندند و سرانجام اعضای بدنش را در مسلخ((همچون گوسفندی قطعه قطعه کردند))ص 345-344 تاریخ و تمدن بین النهرین تالیف یوسف مجید زاده

کتیبه آشور بانیپال در رابطه با ویرانی شوش

من شوش شهر بزرگ مقدس,جایگاه خدایان و محل اسرار انها را به خواست آشور و ایشتر فتح کردم.....در گنجهایش را که در ان زر و سیم ومال فراوان بود گشودم... تمامی طلا و نقره و ثروت سومر,اکد و کاردونیاش(بابل)را که شاهان پیشین ایلام در آن گرد آورده بودند...آنها را به عنوان غنیمت جنگی به سرزمین آشور آوردم.من زیگورات شوش را که از آجرهایی با سنگ لاجورد لعاب داده شده بود,من تزیینات بنا را که از مس صیقل یافته ساخته شده بود شکستم.شوشینک خدای اسرارآمیز که در مکانهای اسرارآمیز اقامت دارد و هیچ کس ندیده است که او چگونه خدایی میکند,سومودو,لکمر.....این خدایان و این الهه ها را با زینت آلاتشان,ثروتشان......به سرزمین آشور آوردم....پیکره گاوهای نر وحشتناکی را که زینت بخش درها بودند از جا کندم,معابد ایلام را ا خاک یکسان کردم و خدایان و الهه های ان را به باد یغما دادم.سپاهیان من به بیشه های مقدس آنان که تا آن هنگام هیچ بیگانه ای از کنار آنها گذر نکرده بودگام نهادند,اسرار آن را دیدند و به آتش کشیدند.من قبور شاهان قدیم و جدید آن را.....ویران و متروک کردم.(اجساد)آنها را در معرض آفتاب قرار دادم و استخوانهای آنان را به سرزمین آشور آوردم....من مدت یک ماه و بیست و پنج روز راه سرزمین ایلام را به بیابان ویران ولم یزرعی تبدیل کردم.من در روستاهای آن نمک و سیلهو کاشتم.من دختران شاهان,همسران شاهان,همه خانواده های قدیم و جدید شاهان ایلام,شهربانان,شهرداران شهرها.....تمامی متخصصان,ساکنان مرد و زن....چهار پایان بزرگ و کوچک را که تعدادشان از ملخ بیشتر بود به عنوان غنیمت جنگی به سرزمین آشور روانه ساختم.....الاغهای وحشی,غزالها و تمامی جانوران وحشی از برکت وجود من(در خرابه های آن)به آسودگی خواهند زیست.آوای انسان (صدای)سم چهارپایان بزرگ و کوچک,فریادهای شادی....به دست من از آنجا رخت بر بست.(تاریخ و تمدن بین النهرین-یوسف مجید زاده ص 337)


به کتیبه های داریوش کبیر توجه کنید و خود تفاوت را دریابیدمنتخب از کتاب لو کوک:کتیبه داریوش در شوش dse))

اهورا مزدا ایزدبزرگ است
که این زمین را در اینجا آفرید,که آسمان را در آن بالا آفرید
که مردم را آفرید که شادی را برای مردم آفرید,که داریوش را شاه کرد
یگانه شاه از بسیار,یگانه فرمانروا از میان مردمان بسیار
من داریوش هستم,شاه بزرگ,شاه شاهان,شاه مردمان از تمام تبارها
شاه روی این زمین بزرگ تا دور دست
پسر ویشتاسپه,هخامنشی
پارس,پسر پارس,آریایی از تبار آریا

داریوش شاه می گوید:
به خواست اهورامزدا اینها مردمانی هستند که من بیرون از پارس گرفتم, من بر آنها فرمان می راندم, آنها برای من خراج می آوردند,آنچه از جانب من بدیشان گفته شده بود,آنها آن را کردند.قانون من آنها را نگاه می داشت. مادی-عیلامی-پارتی-آریانی(هروی)-باختری(بلخی)-سغدی-خوارزمی-درنگی(زرنگی)-ارخوزی(رخجی)-ستغیدی-مکی-قندهاری-هندی-سکایی امیرگی- سکایی تیگر خوذی(تیزخود)- بابلی- آشوری- عرب-مصری-ارمنی-کاپادوکیایی- لیدیایی- یونانیانی که در دریا هستند-سکاییان آن سوی دریا-تراکیایی-یونانیان آن سوی دریا-کاری ها

داریوش شاه می گوید:
بدیهای بسیاری کرده بودند من خوبی کردم.مردمانی که شورشی شده بودند با یکدیگر می جنگیدند.کاری کردم به خواست اهورامزدا که دیگر با هم نجنگند.هرکدام کاملا در جای خود است.قانو ن من آنها از آن می ترسند,به گونه ای که توانا ناتوان را دیگر نمی جنگد.دیگر با او بد رفتاری نمی کند.

داریوش شاه می گوید:
به خواست اهورا مزدا ساختمانهای بسیاری وجود داشته اند که سابق بر این در وضعیت خوبی نبوده اند,در شوش من دیدم که دیوار........خراب شده بود.در انجا سپس من دیوار دیگری ساختم.

داریوش شاه می گوید:
اهورا مزدا با ایزدان مرا بپاید و خانه ام را و آنچه در این کتیبه نوشتم.

کتیبه داریوش به بابلی روی دیوار جنوبی سکوی تخت جمشید(dpg)

اهورامزدای بزرگ که از همه ایزدان بزرگتر است
که آسمان و زمین را آفرید,که مردمان را آفرید,که به انسانهای زنده که بر روی آن هستند کامیابی داد,که داریوش را شاه کرد و شهریاری به داریوش شاه داد.روی این زمین وسیع که در آن کشورهای بسیاری هست.پارس,ماد و دیگر سرزمینها با زبانهای دیگر,با کوهها و دشتها,از این سوی دریا و از آن سوی دریا.از این سوی صحرا و از آن سوی صحرا.
داریوش شاه می گوید:با یاری اهورامزدا اینها کشورهایی هستند که چنین کردند,در اینجا گرد هم آمدند.پارس,ماد و دیگر کشورها,با زبانهای دیگر,با کوهها و دشتها,از این سوی دریا و از آن سوی دریا,همانگونه که من بدیشان در این مورد فرمان داده بودم.هر آنچه من کردم.با یاری اهورامزدا کردم.اهورامزدا با تمام ایزدان مرا بپاید.من و آنچه را من دوست دارم.

کتیبه سه زبانه متن میانه آرامگاه داریوش(dnb)

خدای بزرگ است اهورامزدا که این زیبا را که دیده می شود آفرید,که شادی را برای مردم آفرید.که خرد و دلیری را در داریوش شاه گذاشت.
داریوش شاه می گوید:به خواست اهورامزدا من این سان هستم که دوست راستی هستم,با نادرستی دوست نیستم,خواست من آن نیست که ناتوان به خاطر توانا به بیداد تن دهد,خواست من آن نیست که توانا به خاطر ناتوان به بیداد تن دهد.
راستی: این خواست من است.من دوست مرد دروغگو نیستم. من تندخو نیستم.آنچه در یک منازعه برای من رخ می دهد. آن را با قوت در اندیشه ام پاس می دارم. با قوت خود را مهار میکنم.
مردی که یاری میکند,او را بسته به یاریش می پایم. آنکه آسیب می رساند,او را بسته به آسیبش تنبیه می کنم.نه مرا کام است که مردی آسیب رساند. نه مر کام است که اگر کسی آسیبی رساند تنبیه نشود.
آنچه مردی درباره مردی می گوید, آن مرا قانع نمی کند تا انکه گواهی دو تن را بشنوم. آنچه یک مرد می کند یا هنگامی چیزی را بسته به داراییش می آورد, من خشنود می شوم و خشنودی من بسیار است و خرسند هستم.
قوه درک من و اراده من بدینسان هستند: زمانی که ببینی یا بشنوی آنچه من در کاخ و در اردوگاه سپاهیان کردم.این همان تسلطی است که من دارم بر روحم و قوه درکم. این تسلط که من دارم همان چیزی است که جسمم می تواندبکند.
در مقام جنگجو, جنگجوی خوبی هستم. همینکه قوه درکم جای خود را بیابد,هنگامی که یک یاغی را می بینم,وقتی که او را نمی بینم, به یمن قوه درکم و اراده ام,بر ترس خود غلبه میکنم.
زمانی که یک یاغی را می بینم,مانند زمانی که او را نمی بینم,هم با دستها و هم با پاها ورزیده هستم.در مقام سوارکار, سوارکار خوبی هستم. در مقام کماندار,کماندار خوبی هستم.چه پیاده,چه سواره.در مقام نیزه دار, نیزه دار خوبی هستم, چه پیاده, چه سواره.
این ویژگیهایی است که اهورامزدا به من بخشید و من توانستم آنها را به کار گیرم: به خواست اهورامزدا,آنچه کردم, با این ویژگیهایی که اهورامزدا به من بخشیده است آن را کردم.
ای مرد جوان! قاطعانه بگو تو چگونه ای, چه ویژگیهایی داری, صداقت تو چگونه است. نیکی تصور نکن آنچه را به گوشت می رسانند.حتی به آنچه دشمن به تو می گوید گوش فرا ده.

ای مرد جوان!آنچه توانمندی میکند خوب تصور نکن,آنچه ناتوانی می کند,حتی همان را ببین ای مرد جوان.......-..........که از حد بگذرد........وبه دلیل خوشبختی بی دست و پا نباش.......که کامیاب نشود...........(قسمتهایی از پایان کتیبه به علت آسیب به کتیبه محو شده است(.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ملتی که به گذشته ی خود وابسته و دلبسته نباشد به ناچار از صحنه ی روزگار ناپدید خواهد شد."محمد رضا شاه پهلوی"

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

heart break kid آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا