374 سال پيش در روز 22 ژوئن سال 1636 ميلادي شوگون توكوگاوا لميتسو خروج ژاپني ها از مجمع الجزاير ژاپن و ساختن كشتي را ممنوع اعلام كرد. با صدور اين فرمان ژاپن براي مدت بيش از دو قرن در دنيا را به روي خود بست و از جهان كناره گرفت.
ك قرن قبل از صدور اين فرمان، تاجران اروپايي توانسته بودند به ژاپن رخنه كنند. اين امپراتوري افسانه اي دوردست جهان را ماركوپولو سيپانگو ناميده بود و كريستف كلمب آرزو داشت با كشتي هايش به سواحل آن برسد.
ابتدا تاجران پرتغالي و در پي آنها هلندي ها وارد مجمع الجزاير ژاپن شدند. با ورود آنها فنون غربي و عقايد رنسانس نيز وارد ژاپن شد.
ژاپني ها كه تحت يك رژيم فئودالي مشابه قرون وسطي اروپا زندگي مي كردند به سرعت اين فنون و عقايد جديد را جذب كردند. بسياري از آنها تحت تاثير تبليغات يك مبلغ مسيحي بنام سن فرانسوا زاويه و ژزوييت ها تغيير مذهب داده و كاتوليك شدند.
در اوايل قرن دوازدهم ميلادي ، فئودال هاي كم و بيش مستقل مجمع الجزاير ژاپن ناگزير گرديدند مطيع فرامين توكوگاوا لياسو فئودال و جنگ سالار قدرتمند آن دوره كشور ژاپن شوند.
او لقب شوگون را براي خود برگزيد كه به مفهوم( سالارجنگ ـ جنگ سالاربزرگ) عليه بربرها بود و علاوه بر اين وظايفي مشابه وزير دربار امپراتور را نيز به عهده گرفت.
از آن پس ، امپراتور ژاپن فقط داراي يك قدرت نمادين و يك نقش معنوي شد و قدرت اصلي در دست شوگون ها بود، تا اين كه نوبت به توكوگاوا لميتسو رسيد كه قدرت را به عنوان شوگون در دست بگيرد.
او كه بيم داشت اروپايي ها به طور مسلحانه وارد ژاپن شوند يا اين كه مردم را به شورش هاي محلي تحريك كنند و قدرتش به خطر بيافتد ، تصميم گرفت با اجراي مقررات بسيار سختي درهاي كشور را به روي خارجيان ببندد.
هنگامي كه شوگون توكوگاوا لميتسو تصميم گرفت ورود و خروج به ژاپن را ممنوع كند ، كاتوليك ها ايالت ناكازاكي دست به شورش زدند. شوگون موفق شد به كمك هلندي ها اين شورش را به شكل بي رحمانه اي سركوب كند. وي سپس تمام خارجي ها را از ژاپن اخراج كرد و فقط به چند نفر هلندي اجازه داد در بنادر ژاپن باقي بمانند.
به اين ترتيب در روز 22 ژوئن سال 1636 ميلادي به دستور شوگون توكوگاوا لميتسو كشور ژاپن در دنيا را براي مدت بيش از دو قرن به روي خود بست. قدرت شگون ها تا سال 1867 ميلادي ادامه داشت تا اين كه در اين سال امپراتور ميجي از ضعف شوگون وقت استفاده كرد و براي هميشه آنها را از صحنه تاريخ ژاپن بيرون راند و ژاپن بار ديگر در دنيا را به روي خود گشود.
2227 سال پيش در روز 21 ژوئن سال 217 قبل از ميلادي هانيبال سردار كارتاژ ارتش رم را در ساحل درياچه تراسيمن ، در اتروري (ايتالياي مركزي امروزي) در هم شكست. در تاريخ نظامي جهان ، حمله هانيبال به قلب قلمرو رم جزو شاهكارهاي نظامي محسوب مي شود.
رم و كارتاژ دو شهر بزرگ دو سوي مديترانه باستان بيش از يك قرن با يكديگر مي جنگيدند. جنگ هاي رم و كارتاژ از سال 264 قبل ميلاد آغاز و سرانجام در سال 146 قبل از ميلاد با اضمحلال كارتاژ خاتمه يافت.
سلسله جنگ هاي رم و كارتاژ به جنگ هاي پونيك موسوم شده است. شهر كارتاژ توسط فنيقي ها در نزديكي شهرتونس امروزي بنيان نهاده شده بود. شهر رم نيز با گسترش قلمرو خود به يك قدرت جهاني تبديل گرديده بود و در آن دوره با سيستم جمهوري (كنسولي) و يك مجلس سنا اداره مي شد.
كارتاژ يك قدرت دريايي آن زمان بود و رم بيشتر در جنگ هاي زميني قدرتمند بود. جنگ هاي پونيك به سه جنگ به نام هاي جنگ اول پونيك از 264 تا 241 قبل از ميلاد ، جنگ دوم پونيك از 219 تا 202 قبل از ميلاد و جنگ سوم پونيك از 149 تا 146 قبل از ميلاد تقسيم مي شوند.
هانيبال چهره شاخص جنگ دوم پونيك بود. در سال 219 قبل از ميلاد ، هانيبال كه 27 سال داشت و پسر هاميلكار سردار بزرگ كارتاژ بود ، به سمت فرمانده كل ارتش كارتاژ منصوب مي شود.
وي به شهر ساگونت در اسپانيا كه متحد رم بود حمله كرد و اين بهانه اي براي آغاز جنگ دوم پونيك بود. هانيبال پس از اين حمله به قصد تنبيه رم راهي طولاني كه از سرزمين گل (فرانسه امروزي) مي گذشت را آغاز مي كند.
او از بي طرفي قبايل گل استفاده كرده و تا رود رن پيشروي مي كند اما براي غافلگير كردن رمي ها ناگزير مي شود از شهربندري مارسي كه متحد رم بود، دوري گزيند.
هانيبال اين طراح بزرگ نظامي از نواحي كم ارتفاع ساحلي دور شده و راه كوه هاي مرتفع و گردنه هاي خطرناك و برفگير آلپ را در پيش مي گيرد.
ارتش هانيبال شامل 50000 سرباز پياده ، 9000 سوار و 218 راس فيل بود. گذر اين ارتش به ويژه با وجود فيل ها از گردنه ها و كوره راه هاي كوهستان آلپ يك اقدام ماجراجويانه و حماسي محسوب مي شود.
هانيبال پس از گذر از كوه هاي آلپ وارد خاك رم مي شود و در دو نوبت لژيون هاي رمي كه انتظار حمله وي را از اين مسير نداشتند در تسين و تره بي شكست مي دهد.
آنگاه در روز 21 ژوئن سال 217 قبل از ميلاد ، فلامينيوس كنسول رم در دامي كه هانيبال در كناره هاي درياچه تراسيمن براي وي گسترده بود، مي افتد. در اين نبرد 15000 لژيونر ارتش رم كشته شده و حدود 15000 لژيونر ديگر اسير نيروهاي هانيبال مي شوند.
به اين ترتيب در روز 21 ژوئن سال 217 قبل از ميلاد لژيونرهاي شكست ناپذير ارتش رم توسط هانيبال سردار بزرگ كارتاژ در هم شكسته مي شوند. عبور ارتش هانيبال و استراتژي نظامي او بعد از گذشت 2227 سال از اين جنگ هنوز يك شاهكارجنگي محسوب مي شود.
55 سال پيش در روز 21 ژوئن سال 1955 ميلادي ميشل پلاتيني مرد پا طلايي فوتبال فرانسه ، اروپا و جهان در شهر ژوف واقع در منطقه مورت و موزل فرانسه متولد شد.در آن زمان كسي تصور نمي كرد كه اين نوزاد روزي مبدل به يكي از بزرگترين فوتباليست هاي تاريخ اين ورزش پرطرفدار شود.
ميشل كوچك از دوران كودكي توسط پدرش كه كاپيتان يك تيم محلي بود با شادي هاي فوتبال آشنا شد.در سال 1966 ميلادي در سن 11 سالگي ميشل به تيم زادگاهش آ س ژوف پيوست و تا سال 1972 ميلادي در اين تيم عضو بود.
او در سال 1972 ميلادي فوتبال حرفه اي را در باشگاه نانسي آغاز مي كند و تا سال 1979 ميلادي عضو اين باشگاه بود و همراه اين باشگاه در سال 1978 ميلادي قهرمان جام باشگاه هاي فرانسه مي شود.
سپس ميشل به باشگاه سن اتين پيوست و در سال 1981 ميلادي با سنت اتين بار ديگر جام باشگاه هاي فرانسه را تصاحب مي كند.
ميشل پلاتيني كه در اوج شهرت قرار داشت در سال 1982 ميلادي سن اتين را ترك كرده و عضو باشگاه يوونتوس ايتاليا مي شود و تا سال 1987 ميلادي با يوونتوس افتخارات زيادي را كسب مي كند: 2 بار در سال هاي 1984 و 1986 قهرمان جام باشگاه هاي ايتاليا مي شود ، قهرمان جام حذفي ايتاليا در سال 1983 ، قهرمان جام در جام اروپا در سال 1984 ، قهرمان سوپرجام اروپا در سال 1984 ، قهرمان جام باشگاه هاي اروپا در سال 1985 و قهرمان جام بين قاره اي باشگاه ها در سال 1985 ميلادي.
اما علاوه بر افتخارات باشگاهي ميشل پلاتيني با تيم ملي فرانسه نيز به افتخارات معتبري دست يافت.
او 72 بار براي تيم ملي فرانسه بازي كرد و در اين مدت41 گل براي فرانسه به ثمر رساند كه تنها تيهري آنري در سال 2007 توانست ركورد تاريخي او را شكسته و عنوان بهترين گلزن تيم ملي فرانسه را از آن خود كند.
ميشل به عنوان بهترين بازيكن اروپا 3 بار توپ طلايي را درسال 1983 ، 1984 و 1985 دريافت كرده است.
ميشل پلاتيني با تيم ملي فرانسه 3 بار در جام جهاني فوتبال حاضر شد: آرژانتين 1978 ، اسپانيا 1982 و مكزيك 1986 ميلادي كه در 2 جام جهاني آخر تيم ملي فرانسه به مرحله نيمه نهايي رسيد و در هر دوبار علي رغم بازي بسيارفوق العاده با بداقبالي به مكان هاي چهارم و سوم قناعت كرد.
ميشل پلاتيني با تيم ملي فرانسه در سال 1984 ميلادي قهرمان جام ملت هاي اروپا شد.
ميشل پلاتيني با پيراهن شماره 10 يك كاپيتان فوق العاده براي تيم ملي فرانسه محسوب مي شد.او يك بازيگردان بي نظير و يك گلزن هشيار بود كه پاس هاي عالي طلايي اش و گلهاي زيبايش هرگز از خاطره دوستداران فوتبال محو نخواهد شد.
ميشل پلاتيني در سال 1987 به عنوان يك بازيگر خود را بازنشسته كرد اما هرگز از فوتبال جدا نشد.ميشل پلاتيني امروز رئيس يوفا است.
به اين ترتيب ، در روز 21 ژوئن سال 1955 ميلادي ميشل پلاتيني مرد پا طلايي فوتبال فرانسه ، اروپا و جهان در شهرژوف فرانسه متولد شد.
ميشل پلاتيني با نبوغي كه در فوتبال داشت به يكي بزرگترين بازيكنان تاريخ فوتبال جهان تبديل شد.
او در دوران بازيگريش در مجموع 353 گل به ثمر رساند كه 41 گل آن در تيم ملي فرانسه و 103 گل در تيم يوونتوس به ثمر رسيدند.
ميشل پلاتيني يك بازيگر خلاق بود كه با فكر بازي مي كردو نكته بسيار مهم ديگر در اين فوتباليست برجسته حسن اخلاق ، جوانمردي در فوتبال ، احترام به حريفان بود كه همراه با مهارت فوق العاده اش در فوتبال از او يك بازيكن مثال زدني ساخت.
69 سال پيش در روز 22 ژوئن سال 1941 ميلادي حوالي ساعت 4 صبح استالين در ويلاي خود در حومه مسكو پس از تماس تلفني ژنرال ژوكف از خواب بيدار مي شود: «جنگ شروع شد».نيروهاي ارتش آلمان در ساعت اوليه بامداد آن روز وارد خاك اتحاد جماهير شوروي شده بودند.
عمليات حمله به خاك شوروي با نام رمز «بارباروسا» يك سال پس از تسليم فرنسه در مقابل آلمان آغاز شد.
آدولف هيتلر پس از امضاي پيمان عدم تخاصم با استالين ديكتاتور شوروي و تسليم شدن فرانسه در پي يك جنگ برق آسا فقط با بريتانيا به رهبري وينستون چرچيل مواجه بود كه در برابرش مقاومت مي كرد.
بنابراين به تشويق فن ريبن تروب وزيرخارجه آلمان هيتلرتصميم گرفت به شوروي سرزمين متحد سابقش استالين حمله كند.
حمله به شوروي به طور محرمانه براي روز 15 مه برنامه ريزي شده بود اما هيتلر ناگزير شد طرح حمله اش را5 هفته به تعويق بياندازد تا در جريان اين مدت سرزمين هاي بالكان را به زانو درآورد.
در روز 6 آوريل ، ارتش ورماخت يوگسلاوي كه تهديد كرده بود به دشمنان آلمان مي پيوندد را تصرف كرد و هم زمان ارتش آلمان ناگزير شد به ايتاليايي ها كه بيهوده تلاش مي كردند ، يونان را تصرف كنند ، كمك نمايد.
آلمان ها سرزمين هاي بالكان را تصرف كردند اما اين پيروزي به قيمت تاخير در حمله به شوروي تمام شد كه عواقب وخيمي در آينده براي ارتش آلمان داشت.
علي رغم پنهان كاري بسيار آلماني ها در مورد طرح حمله عليه شوروي ، استالين خيلي زود و به طور كامل توسط سرويس هاي مخفي اش و به ويژه سورج جاسوس شوروي در توكيو از اين طرح مطلع شده بود.
اما ديكتاتور كه به اعتبار پيمان عدم تخاصم با نازي هااعتقاد داشت نمي توانست قريب الوقوع بودن حمله را باور كند.
درپي حمله آلمان به شوروي ، استالين دچار يك افسردگي عميق شد و خود را روزها در ويلايش پنهان كرد بي آنكه كسي را بپذيرد.ديكتاتور شوروي نمي توانست خيانت هيتلر و لغو پيمان سال 1939 را باور كند.
به عقيده بسياري از كارشناسان آن دوره و حتي شخص استالين پيروزي آلمان ها و تصرف شوروي به نظر غيرقابل اجتناب بود.
در ابتداي يورش آلمان ها ، ارتش ورماخت در مقابل يك ارتش سرخ روحيه باخته و تضعيف شده بر اثر تصفيه هاي مرگبار استالين به سرعت در خاك شوروي پيش رفت.
آلمان ها با 3 ميليون سرباز ، 3600 دستگاه تانك و 4200 فروند هواپيما به سرعت به سوي شرق پيش رفته و شهركييف را تصرف و شهر لنينگراد (سن پترزبورگ كنوني) را محاصره كردند.
اين جنگ بسيار بي رحمانه بود.مدتي بعد استالين به خود آمد و توصيه هاي ژنرال هاي ارتش سرخ را پذيرفت و دستور دادهرچه سريعتر كارخانه هايي كه وجودشان براي بقاي شوروي حياتي بود را پياده كرده و به ماوراي اورال منتقل كنند و هر چيزي كه قابل انتقال نبود را نابود نمايند.
شوروي ها سياست زمين سوخته را در مقابل ارتش شكست ناپذير آلمان در پيش گرفتند تا آنها نتوانند غذا و ديگر ملزومات خود را از سرزمين هاي اشغالي تامين كنند.
ارتش ورماخت قبل از اينكه به مسكو برسد توسط زمستان طاقت فرساي روسيه متوقف شد.اين بار آنها با دشمني رو به رو شده بودند كه در مقابل آن كاري از دستشان ساخته نبود.
به اين ترتيب ، در روز 22 ژوئن سال 1941 ميلادي ، استالين با تلفن ژنرال ژوكف از خواب پريد.ارتش آلمان به خاك شوروي حمله كرده بود.علي رغم پيشرفت هاي اوليه و برق آساي ارتش نازي ، آلمان ها با زمستان طاقت فرساي روسيه مواجه شدند.
دشمني كه در مقابل آن كاري از دستشان ساخته نبود.جنگي كه 2 سال بعد با تسليم سربازان آلماني در استالينگراد ،مقدمات ضدحمله متقابل شوروي به خاك آلمان را فراهم آورد.
173 سال پيش در روز 20 ژوئن سال 1837 ميلادي ويكتوريا بر تخت سلطنت بريتانيا نشست. ويكتوريا در پي مرگ عمويش ويليام چهارم كه داراي فرزندي نبود ، به عنوان جانشين بلافصل وي در سن 18 سالگي ملكه بريتانيا شد. دوران سلطنت ويكتوريا طولاني ترين دوران سلطنت در تاريخ محسوب مي شود.
ملكه ويكتوريا در روز 28 ژوئن سال 1838 ميلادي در كليساي وست مينستر رسما تاجگذاري كرد.
ويكتوريا در 24 مه سال 1819 ميلادي در كاخ كنزينگتون لندن متولد شد. نام نوزاد را الكساندرينا ويكتوريا هانوور نهادند. او تنها فرزند ادوارد، دوك كنت و پرنسس ماريا لوييزا دوساكس - كوبورگ بود.
ملكه ويكتوريا در روز 10 فوريه سال 1840 ميلادي با پسردايي اش پرنس آلبرت دوساكس - كوبورگ - گوتا ازدواج كرد. زوج سلطنتي صاحب نه فرزند به اسامي ويكتوريا ، ادوارد ، آليس ، آلفرد ، هلنا ، لوييز ، آرتور ، لئوپلد و بئاتريس شدند.
21 سال پس از ازدواج آنها پرنس آلبرت در سن 42 سالگي در 14 دسامبر سال 1861 ميلادي بر اثر ابتلا به بيماري تيفوئيد در گذشت. ويكتوريا در پي مرگ شوهر مدت 10 سال كنج انزوا را برگزيد و به ندرت از كاخ خود خارج مي شد.
وي بيش از چهل سال پس از مرگ شوهرش همواره سوگوار بود و لباس سياه را از تن درنياورد. در دوران سلطنت ويكتوريا ، بريتانيا به ابرقدرت دنيا تبديل شد و دامنه متصرفات خود را در آفريقا و آسيا گسترش داد.
هندوستان در دوره ويكتوريا به اشغال كامل بريتانيادرآمد و ويكتوريا لقب امپراتريس هندوستان را يافت.
دوره سلطنت 64 ساله ويكتوريا به اندازه اي طولاني و توام با تحولات بود كه اين دوره از تاريخ جهان به عصر ويكتوريا شهرت يافت. اغلب فرزندان ويكتوريا، با خاندان هاي سلطنتي اروپا ازدواج كردند و به همين دليل خاندان هاي بزرگ سلطنتي اروپا با خاندان سلطنتي بريتانيا پيوند خوني داشتند. ويكتوريا لقب « مادربزرگ» اروپا را داشت.
ملكه ويكتوريا در 22 ژانويه سال 1901 ميلادي در سن 82 سالگي در خانه خود اوزبورن در جزيره وايت انگلستان به مرگ طبيعي درگذشت.
به اين ترتيب ويكتوريا در روز 20 ژوئن سال 1837 ميلادي ملكه بريتانيا شد. او پس از 64 سال سلطنت كه طولاني ترين دوره سلطنت در تاريخ محسوب مي شود ، چشم از جهان فروبست و عصر ويكتوريا به پايان رسيد.
57 سال پيش در روز 19 ژوئن سال 1953 ميلادي جوليوس روزنبرگ و همسرش اتل در آمريكا با صندلي الكتريكي اعدام شدند. آنها هنگام مرگ 2 فرزند 10 و 6 سال داشتند.
جوليوس و اتل روزنبرگ از اعضاي حزب كمونيست آمريكا 2 سال پيش از اين تاريخ به اتهام تحويل اسرار بمب اتمي به نايب كنسول شوروي در نيويورك در يك دادگاه به مجازات مرگ محكوم شده بودند.
ديويد گرين گلاس برادر اتل كه يك كمونيست بود در ارتش در لس آلاموس نيومكزيكو خدمت مي كرد.
اين مكان محل آزمايش هاي بمب اتمي تحت نام رمز پروژه منهتن بود.
ديويد با همكاري همسرش روت اطلاعات در مورد بمب اتمي را جمع آوري مي كرد و آنها را در اختيار جوليوس روزنبرگ شوهر خواهرش قرار مي داد تا اينكه رژيم استالين نيز به نوبه خود به بمب اتمي دست يابد.پس از مدتي ديويد دستگير شد.
او ابتدا همه چيز را انكار كرد اما پس از 8 ماه در ازاي آزادي همسرش و زنده ماندن خودش ، روزنبرگ ها را متهم به جاسوسي كرده و آنها را به عنوان مسوولان اصلي معرفي كرد.
ديويد خواهرش اتل را متهم كرد كه در بازنويسي مدارك در مورد بمب اتمي به او كمك مي كرده است.
شهادت ديويد در دادگاه هيات منصفه را قانع كرد كه حكم مجازات مرگ را صادر كنند. در زندان سينگ سينگ ، زوج روزنبرگ تا لحظه آخر اين اتهامات را انكار كردند.
در روز 29 مارس سال 1951 ميلادي دادگاه آنها را محكوم به مجازات مرگ با صندلي الكتريكي كرد.
به اين ترتيب ، در روز 19 ژوئن سال 1953 ميلادي جوليوس روزنبرگ و همسرش اتل به اتهام جاسوسي براي شوروي و دادن اطلاعات در مورد بمب اتمي به نايب كنسول شوروي در نيويورك با صندلي الكتريكي اعدام شدند.
سال ها بخشي از افكار عمومي اعتقاد داشتند آنها بي گناه به مرگ محكوم شدند و كتاب هايي نيز در مورد ماجراي آنها و بي گناهيشان منتشر شدند.
اما در سال هاي دهه 1990 ميلادي پس از فروپاشي شوروي و پايان جنگ سرد و باز شدن بايگاني هاي محرمانه آمريكايي ها و روس ها ترديدي در مورد گناهكار بودن آنها باقي نماند.
جوليوس و اتل تحت نام هاي رمزي ليبرال و آنتن از سال 1942 ميلادي براي شوروي جاسوسي مي كردند.
195 سال پيش در روز 18 ژوئن سال 1815 ميلادي ، قواي نظامي فرانسه به فرماندهي ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه از قواي نظامي مشترك انگلستان و پروس به فرماندهي ژنرال ولينگتون و مارشال بلوخر در واترلو در چند كيلومتري جنوب بروكسل شكست خورد.
ناپلئون كه حدود يك سال پيش از اين تاريخ پس از شكست از قواي مشترك انگلستان ، روسيه و پروس از امپراتوري فرانسه خلع شده و به جزيره الب تبعيد شده بود ، از جزيره الب فرار كرده و در روز 20 مارس سال 1815 ميلادي به كاخ توييلري در پاريس بازمي گردد.
لويي هجدهم از سلسله بوربون كه به پادشاهي فرانسه رسيده بود با ورود ناپلئون از پاريس فرار مي كند. در آن هنگام نيروهاي متحد عليه ناپلئون در حال به توافق رسيدن در مورد شرايط صلح با فرانسه بودند و پس از اطلاع از بازگشت ناپلئون حكومت وي را غيرقانوني اعلام كردند.
ناپلئون با عجله يك قواي نظامي 100000 نفري از سربازان سابق خود را تشكيل مي دهد و تصميم مي گيرد در بلژيك به نيروهاي انگلستان و پروس قبل از اين كه روسها و اتريشي ها به آنها بپيوندند ، حمله كند.
ناپلئون قواي نظامي پروس به فرماندهي مارشال بلوخر را در لينيي منطقه اي ميان شهرهاي شارلو روا و نامور شكست مي دهد. او به ژنرال فرانسوي گروشي دستور مي دهد به تعقيب بازمانده قواي نظامي بلوخر ادامه دهد.
ناپلئون در فرداي آن روز به قواي انگلستان به فرماندهي ژنرال ولينگتون كه در فلات مون سن ژان نزديك واترلو مواضع مستحكمي را در اختيار داشت ، حمله مي كند، اما به علت بارندگي شب قبل ميدان نبرد بسيار گل آلود بوده و پيش راندن توپ ها بسيار دشوار بود. به همين دليل ناپلئون نتوانست در مواضع دفاعي انگليسي ها رخنه كند.
در پايان روز ، ناگهان قواي مارشال بلوخر از پشت سر به نيروهاي فرانسوي حمله كرده و آنها را غافلگير مي كند. با از هم فروپاشيدن صفوف نيروهاي فرانسوي ، ناپلئون تحت حمايت گارد امپراتوري ميدان جنگ را ترك مي كند و به پاريس بازمي گردد، در اين هنگام ناپلئون متوجه مي شود كه همه چيز پايان يافته است.
حكومت دوباره ناپلئون پس از فرار از جزيره الب فقط 100 روز به طول انجاميد.
مدتي بعد ناپلئون خود را تسليم انگليسي ها كرد. دولت انگلستان اين بار ناپلئون را به جزيره دوردست و بد آب و هواي سنت هلن تبعيد كرد. ناپلئون چند سال بعد در جزيره سنت هلن بر اثر يك بيماري درگذشت.
به اين ترتيب ، در روز 18 ژوئن سال 1815 ميلادي ناپلئون در واترلو شكست خورد و افسانه ناپلئون بناپارت فاتح بزرگ اروپا به پايان رسيد.
57 سال پيش در روز 17 ژوئن سال 1953 ميلادي كارگران آلمان شرقي در اعتراض به افزايش سهميه كار بدون اضافه شدن دستمزدها دست به شورش زدند. شرايط جديد كار در كارخانه ها توسط رژيم استاليني والتر اولبرايخت كه پس از سرنگوني رژيم نازي در نواحي تحت اشغال شوروي در آلمان شرقي ايجاد شده بود ، به كارگران تحميل گرديده بود.
اين شورش كارگري چند ماه پس از مرگ جوزف استالين رهبر شوروي رخ داد. در فرداي اين قيام كارگري دامنه آن در تمام شهرهاي جمهوري دموكراتيك آلمان ( آلمان شرقي قبلي) گسترش يافت.
در برلين شرقي بيش از 60000 تظاهر كننده به نهادهاي حكومت حمله كردند. والتر اولبرايخت ناگزير شد به نيروهاي اتحاد جماهير شوروي متوسل شود واين قيام كارگري به خاك و خون كشيده شد.
دستكم صدها نفر فقط در شهر برلين شرقي كشته شده و بيش از 25 هزار نفر دستگير شدند. اين قيام با بي تفاوتي غربي ها مواجه شد.
براساس پرونده هايي كه پس از اتحاد دو آلمان از آرشيو هاي استازي پليس مخفي آلمان شرقي به دست آمد ، اين قيام در 700 شهر و روستاي آلمان شرقي گسترش يافته بود. در تمام اين مناطق مردم به اداره هاي دولتي حمله كرده و بسياري از آنها را به آتش كشيدند.
تظاهركنندگان خواستار سقوط رژيم كمونيستي، خروج سربازان شوروي و اتحاد دو آلمان شده بودند. با اين كه اين قيام سركوب شد ، اما نخستين قيام عمومي در آلمان شرقي تحت اشغال شوروي و پشت پرده آهنين بود.
به اين ترتيب قيام كارگران آلمان شرقي در روز 17 ژوئن سال 1953 ميلادي علي رغم سركوب شدن ،سرآغازي براي فروپاشي ديوار برلين در 9 نوامبر سال 1989 و اتحاد مجدد دو آلمان در 3 اكتبر سال 1990 ميلادي بود.
194 سال پيش ، در شب 16 ژوئن سال 1816 ميلادي لرد بايرون و پرسي شيلي شاعران مشهور به همراه مري شيلي همسر پرسي ، خواهرش كلر و يك دوست به نام دكتر پوليداري در يك ويلاي بزرگ در ساحل درياچه لمان سوئيس نشسته بودند.
چند روز بود كه باران شديدي مي باريد و آنها نتوانسته بودند از ويلا خارج و در درياچه لمان قايقراني كرده يا درساحل آن قدم بزنند.
در آن شب توفاني ، آنها يك مسابقه عجيب را برگزار مي كنند.روايت ترسناكترين داستان كه بدن شنونده را به لرزه درآورد.
مري شيلي همسر جوان شيلي كه فقط 19 سال داشت داستان دكترفرانكنشتين را حكايت مي كند كه تلاش مي كرد با استفاده از اجزاي اجساد مردگان و به كمك نيروي برق يك موجود انساني را خلق كند.
پس از خلق اين موجود مهار آن از دست دكتر فرانكنشتين خارج مي شود و هيولايي به نام فرانكنشتين به وجودمي آيد.
مري اين داستان را با الهام از زندگي يك كيمياگر آلماني، كنراد ديپل كه در قرن 18 زندگي مي كرد ، حكايت كرد.
اين داستان چند روز بعد پس از اينكه زن جوان شب هاي زيادي را با كابوس سپري كرد ، اندك اندك در ذهن او شكل گرفت.
دو سال بعد از اين تاريخ مري شيلي رمان فرانكنشتين يا پرومته مدرن را منتشر كرد.
يكي از بزرگترين افسانه هاي معاصر غرب و يك منبع ناب براي سناريو نويس هاي هنر هفتم.
رمان فرانكنشتين به ده ها زبان ترجمه شده و بيش از 40 فيلم سينمايي براساس آن بر پرده سينما به نمايش درآمدند.
به اين ترتيب ، در شب 16 ژوئن سال 1816 ميلادي در يك جمع خانوادگي و دوستانه شخصيت فرانكنشتين توسط يك زن نويسنده جوان 19 ساله براي گذران وقت خلق شد.
شخصيتي كه سال ها خواندن رمان هاي آن و ديدن فيلم هاي سينمايي كه براساس ماجراهايش تهيه شده بودند ، بدن خوانندگان داستان ها يا تماشاچيان سينما را از وحشت به لرزه درمي آورد.
مري شيلي خالق فرانكنشتين با خلق اين شخصيت افسانه اي دراروپاي آن روزگار به موفقيت بسياري دست يافت.او زندگي خود را وقف نويسندگي كرد و توانست با مهارت خود به ادبيات داستان هاي ترسناك جذابيت تازه اي ببخشد.
47 سال پيش در روز 16 ژوئن سال 1963 ميلادي والنتينا ولاديميرنوونا تروشكووا 26 ساله ، تبعه اتحاد جماهير شوروي نخستين زني بود كه به فضا سفر كرد.
2 سال پيش از اين تاريخ ، يوري گاگارين هموطن وي نخستين انساني بود كه با سفينه وستوك به فضا رفته بود.
والنتينا تروشكووا با سفينه اش وستوك 5 در اين سفر 48 بار دور كره زمين را پيمود. سفر وي به فضا 70 ساعت و 41 دقيقه طول كشيد و او در اين مدت 48 بار كره زمين را دور زد و مسافتي معادل 2 ميليون كيلومتر را پيمود.
والنتينا تروشكووا پس از اين كه حدود 3 شبانه روز را در ماوراي جو كره زمين سپري كرد ، روز 19 ژوئن 1963 به زمين بازگشت.
وي پس از اين كه سفينه اش وارد جو شد و به زمين نزديك گرديد در فاصله 7000 متري سطح زمين با چتر نجات بر فراز آلتايي از سفينه اش بيرون پريد و در منطقه كاراگاندا در قزاقستان امروزي فرود آمد.
به اين ترتيب در روز 16 ژوئن سال 1963 ميلادي ، والنتينا تروشكووا نخستين زني بود كه با سفينه وستوك 5 فضا را فتح كرد و نام خود را در تاريخ جاودان نمود.
اين تنها سفر اين فضانورد زن شوروي به فضا بود، پس از وي تا سال 1982 ديگر هيچ زن فضانوردي به فضا نرفت، تا اين كه در اين سال سووتلانا ويتسكايا فضانورد زن شوروي به يك سفر فضايي رفت. والنتينا تروشكووا اكنون 73 سال دارد.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.