شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک ايران و جهان شناسی تالارهای شهر ، مناطق و استان های كشور فارس
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 14th July 2007   #1

Pasalari

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 Pasalari آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2007
محل سکونت: ایران
نوشته ها: 4,144
تشکر از دیگران: 524
تشکر شده 4,466 بار در 2,173 پست

 

گویش شیرازی

هر چند اسکلت الفبايی زبان فارسی در نوشتار و آهنگ اصلی واژه ها در گفتار طی قرن ها کم و بيش پا بر جا مانده، اما ساختار فرعی و اژه ها و جمله ها تحت شرايط اقتصادی و اجتماعی تحولات زيادی را گذرانده است . کلماتی که در فرهنگ مادی مردم زمينه استفاده نداشته مهجور و از رده خارج شده، کلماتی با قبول بعضی تغييرها به جا مانده و کلماتی بيگانه بی هيچ تغيير و شکل خارجی خود در زبان فارسی کاربرد پيدا کرده است. بی شک پيش از آن که يک زبان به عنوان زبان رسمی در کشوری رايج شود، لهجه های محلی از ارزشی يکسان برخوردارند اما همين که زبانی استاندارد در سرزمينی به وجود آمد، از آن پس ديگر گويش های محلی ارزش های کاربردی و اجتماعی خود را در سطح وسيع کشور از دست می دهند.

با وجودی که گويش شيرازی پيوسته رنگ زبان رسمی مملکت رابه خود می گيرد. هنوز هم اين لهجه با لهجه رسمی تفاوت هايی دارد و هنوز هم پاره ای واژه ها ، اصطلاحات و ترکيب هايی در اين لهجه به گوش می رسد که برای غير شيرازی بيگانه است. بسياری از واژه هايي که در گويش شيرازی کاربرد دارند، دقيقاً با همان تلفظ و معنی معمول در شيراز در فرهنگ های معتبر ضبط شده است و نشانه درستی اين گونه واژه هاست .

در اين جا اشاراتی هرچند مختصر به برخی از ويژگی ها و قواعد لفظی اين گويش داريم در لهجه شيرازی تکيه بر حسب نوع کلمه روی هجاهای فارسی مختلف است يعنی با تغيير محلی تکيه معنا تغيير می کند. البته اين موضوع خاص لهجه شيراز نيست و زبان فارسی را شامل می شود برای مثال :

آقو با a کوتاه به معنی پدر و آقو باaa کشيده به معنای آخوند يا يک سيد است. اصل کلی و عمومی در اين گويش تلفظ هر چه ساده تر کلمات است به نحوی که عادت زبانی شيرازی ها ايجاب می کند. بنابراين اگر ما تمام اسامی ، افعال، قيود و .... اين لهجه را بررسی کنيم، می بينيم ضمن اين که درهر يک از اين مقوله ها ساختار ثابتی دنبال می شود، هر جا عادت زبانی شيرازی ها ايجاب کرده، از آن ساختار ثابت عدول شده است برای مثال اغلب کلماتی که در فارسی رسمی به مصوت بلند ( a = ا ) ختم می شوند در گويش شيرازی به مصوت کوتاه( o= ـُ ) ختم می شوند مانند با : بو، بالا : بالو، بابا : بابو، حالا : حالو، کاکا: کاکو .

تمام کلمات مذکور چه به تنهايي و چه درترکيب با ساير کلمات اين تغيير رادارند، اما کلماتی مانند پا، شفا با آنکه به مصوت بلند (a ) ختم می شوند به تنهايی تغيير را نمی پذيرند و فقط در ترکيب با ساير کلمات مصوت بلند پايانيشان تبديل به مصورت کوتاه (o) می شوند. مثلاً : شفا اگر موصوف يا مضاف واقع شود می شود شفُ مصوت بلند (u) (او ) در آخر کلمه به عنوان معرفه ساز به کار می رود.

( مداد _ مدادو ) ( کتاب _ کتابو ) ( گاو_ گاوو).

همين مصوت معرفه ساز در کلماتی که به هاء بيان حرکت ( هاء غير ملفوظ ) ختم می شوند. پس از حذف مصوت کوتاه(e) ( -ِ ) در آخر کلمه به (ow) تبديل می شود :

( نامه _ نامو ) (شيشه _ شيشو ) ( خونه_ خونو) (شونه _ شونو)

در مورد صرف افعال، پيروی از دستور زبان رسمی معمول است و بازهم هر جا عادت زبانی شيرازی ايجاب کرده، صامت يا مصوتی دگرگون شده است .

(بشکن _ بوشکون ) ( می جويم _ موجورم )

ضمير های اشاره ( اين ) و ( آن) درگويش شيرازی به ( ای ) و (او) و جمع آنها به ( اينا) و ( اونا) تغيير پيدا می کند .ضماير مفعولی مرا( من) ، ترا( تر)، مارا ( مار)

ها در آخر کلمه بعد از الف در لهجه شيرازی از تلفظ ساقط می شوند:

(چاه_ چا) ( روباه _ روبا) ( شاه _ شا )( ماه _ ما )

(b = ب ) در آخر بعضی کلمات دو حرفه در گويش شيرازی تبديْ به (ow) می شود.

( آب _ او ) ( تب _ تو ) ( لب _ لو ) می شود.

درتعدادی از کلمات که وسط آنها الف است موقع تلفظ الف تبديل به واو می شود:

(ارزان_ ارزون ) (تکان _ تکون ) ( جان_ جون )

در شيراز هنوز مردم محله های قديمی تر بيشتر به لهجه شيرازی سخن می گويند تا بقيه مردم مثلاً لهجه کسبه و اهالی دروازه سعدی، لب آب، دروازه قصاب خانه، دروازه شاه داعی الله .... تفاوت آشکار با لهجه اهالی و کسبه نقاط ديگر شهر دارد.



از نمونه واژه های رايج درشيراز :

asiov
آسيو = آسياب

barikallo
باريکلو = بارک الله

boro balo
برو بالو = برو بالا

bovo
بو = بابا ، پدر

bune
بونه = بهانه

tarof
تارف = تعارف

towe
توه = تاوه، تابه

towidan
تويدن = تابيدن

capow
چپو = چپاول

dati
داتی = دهاتی

atish
آتيش= آتش

axere sow
آخرشو= آخرشب

aftov
آفتو= آفتاب

amu
آمو= اما

azbe
ازب = ازبس که

oftidan
افتيدن = افتادن

egad
اقد= اين قدر

age
اگه= اگر

abar
اوبر= آن طرف

uto
اوتو = درآن اطاق

ure
اور = او را

owrak
اورک = آورک ، تاب

owsar
اوسار= افسار

owsan
اوسن = آبستن

owshan
اوشن = آويشن ،آبشن

utowr
اوطو= آن طور

owkalle
اوکله = آبگوشت کله، کله پاچه

owaki
اوکی = آبکی

owle ru
اوله (رو)= آبله (رو)

owle mor gun
اوله مرغون = آبله مرغون ( مرغان)

po sodan
پاشدن= بلند شدن

uvaxta
اووختا= آن وقت ها

uvaxtalo
اووختال = آن وقت تا به حال

ow yari kerdan
او ياری کردن = آبياری کردن

oy somo
ای شم _ آهای ، با شما هستم

itow
ای طو= اين طور

oyne
اينه= آينه

bad badak
بادبادک = بادکنک

bad bizan
بادبيزن = بادبزن

baggele
باقله = باقلا

balxune
بالخونه= بالاخانه

bato
ب ت= با تو

be dune
ب دونه = به دانه

baa ze
ب ز = بهتر از

basse
بس = بست است، کافی است

baaze
بض = بعض

bakroy
بکری = بکرايي (يکی از مرکبات)

bun
بون= بام

paxse
پخشه = پشه

Pasalari آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 14th July 2007   #2

Pasalari

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 Pasalari آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2007
محل سکونت: ایران
نوشته ها: 4,144
تشکر از دیگران: 524
تشکر شده 4,466 بار در 2,173 پست

 

شیراز از دیدگاه جهانگردان

گردآوری: جمال رادفر ([فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ])

فارس بزرگترين استان ايران و زيباترين و زرخيزترين آن ها است. شهرت اين استان بر اساس نامش است که به تمام کشور داده شده و نيز آب و هوای خوب و آثار باستانی و شهرهايش که در زيبايي شهرت دارند و مردان نامداری که از آن برخاسته اند. در چند فرسنگی شيراز که به راستی می توان آن را بهشت روی زمين دانست ويرانه های شگفت انگيز تخت جمشيد قرار دارد.



سفرنامه گاسپاردروويل 1819. م



شيراز در طول ساليان دراز عمر خود مهمانان فراوانی را پذيرا شده است و شيرازيان که در جهان به مهمان نوازی شهره اند هميشه در فراهم آوردن وسايل آسايش مهمانانشان کوشيده اند و از اين رو شايد در بيش از صدها سفرنامه تاريخی مطالب فراوانی در مورد شيراز و شيرازيان می توان يافت که گزيده ای از اين مطالب را تقديم حضورتان می کنيم.



شيراز مرکز حکومت فارس است. شيراز در گذشته يکی از زيباترين و دلپذيرترين شهرهای ايران بوده است. ولی امروز چندان چيزی از آن باقی نمانده است از آن جهت شهرت يافته که زادگاه سعدی و حافظ است و کنار قبور اين دو شاعر کلبه چوبی کوچکی قرار دارد که در آن مجموعه ای عالی از آثارشان گردآوری شده است. شيراز چندين بار اقامتگاه شاهان بوده از جمله کريم خان زند دربار خود را در آن جا مستقر نموده بود. کريم خان شيراز را به صورت زيبايي در آورده بود و استحکامات خوبی داشت اما آغا محمدخان بيدادگر پس از آن که شهر را تسخير نمود آن را منهدم ساخت به طوری که امروز وضع شهر با آنچه شعرا در وصف آن گفته اند قابل شناسايی نمی باشد.



سفر نامه گاسپار دروويل 1819. م



نجيب زاده ای اسپانيولی به نام « دن گارسياد سيلوايه فيگوه را » در سال 1614 . م همزمان با پادشاهی شاه عباس صفوی و به فرمان فيليپ سوم پادشاه اسپانيا به ايران می آيد و در راه سفر خود به اصفهان به شهر لار وارد می شود و حاکم لار با چهارصد سوار و با ساز و دهل به استقبال او می آيند و اما هنگام ورود به شيراز حاکم شهر استقبال با شکوه تری از او می کند دن گارسيا در سفر نامه خود شيراز را به زيبايي والنسيا و قرطبه تشبيه می کند و می گويد باغهای اطراف آن فوق العاده زيباست و در ادامه سفر خود به سمت اصفهان از تخت جمشيد نيز بازديد می کند و اين ويرانه ها اعجاب او را بر می انگيزد و با دقت و علاقه مندی زيادی به وصف جزئيات آنها می پردازد به عقيده دن گارسيا اين ويرانه های با عظمت با شکوهتر از اهرام مصر و زيباتر از معابد يونان است و می گويد : « در اينجا هنر و عظمت به وحدتی هميشگی رسيده است » و حتی در توصيف اصفهان می گويد باغات اطراف شهر زيبا بود ولی به پای باغهای شيراز نمی رسيد.



ايران از ديد سياحان اروپايي ص 190

نوشته دکتر حسن حوادی



اگر يک پادشاه سزاوار نامی بزرگ باشد کريم خان می تواند ادعا کند که اين عنوان را به خود اختصاص داده است اين پادشاه بزرگ پس از آنکه قدرت را به دست گرفت تمام هم و غم خود را به آبادانی شيراز معطوف نمود و از طرفی نيز با ابداع و تدوين قوانين تازه در جهت رفاه و بهبود مردم سرزمين ايران اقداماتی به عمل می آورد. او چند قصر در شيراز و حومه آن احداث کرد. مساجد و بقاع متبرکه را تعمير و مرمت کرد و با ايجاد شاهراه ها، شيراز را به ديگر نواحی اطراف مرتبط نمود و کاروانسراهای مخروبه را دوباره بازسازی کرد او همچنين ترتيبی اتخاذ کرد تا تمام تجار و بازرگانان و مسافرين در قلمرو ايران بتوانند آزادانه فعاليت و رفت و آمد نمايند. کريم خان در قلمرو فرمان روايي خود بزرگوار و آزاد انديش بود و در خلال زمامداريش چندين ساختمان به منظور تاسيسات صنعتی جهت اشتغال به کار بيکاران و محرومين ايجاد نمود او حتی نسبت به کسانی که چند بار به جانش سوء قصد کردند عفو و بخشش نشان داد و با اينکه دوستان و درباريانش به شدت طالب مجازات آنها بودند ولی کريم خان نسبت به آنها نرمی و ملايمت نشان می داد. او از توسعه و گسترش تجارت و بازرگانی حمايت می کرد و از اين طريق به افزايش ثروت و رفاه مردم کشورش کمک می نمود. هرگز ديده نشده بود که بحثی از کريم خان به ميان آيد و مردم شيراز برای شادی روح او طلب آمرزش و مغفرت ننمايند يا اشکشان جاری نگردد. از زمان مرگ کريم خان تا کنون سه سال می گذرد ولی مردم هنوز خاطره او را گرامی می دارند. من اين مطالب را از سرداران سپاه و ديگر افرادی که باوی حشر و نشر داشتند شنيده ام .

سفرنامه ويليام فرانکلين 1787 . م



سرهارفورد جونز بريج آخرين ملاقات خود را با لفطعلی خان زند که در سال 1791 . م انجام گرفته اين چنين شرح می دهد :

افتخار يافتم که در يک چادر ژنده و محقر همراه با وی روی يک نمد بنشينم. تقوا و عزت نفسش او را در نزد رعايا و زير دستانش عزيز و محترم تر می ساخت. شجاعت و پايمردی و خويشتن داری که در هنگام بلا و بدبختی از خود نشان می داد مضمون تصنيف و ترانه هايی است که تا زبان فارسی زنده است ممکن است باقی بماند. در دوران عزت و کامکاری، جوانمرد و خوش برخورد بوده ودر ايام مصيبت و بدبختی به اندازه ای بزرگوار و با شکوه بود، که طبيعت بشری کمتر قادر به تحمل آن خواهد بود. چنين موجود ارزشمندی که مايه اميد و آرزو و مباهات کشورش بود به وسيله خيانت شخص پستی که به غلط مورد اعتمادش بود « ابراهيم خان کلانتر » گرفتار شد ... اگر تمام اين ها تقدير و مشيت الهی است ما نمی توانيم در محکمه خداوند دادخواهی نمائيم ولی اجازه داريم آن را به ديده عبرت بنگريم .



شيراز دارای شش دروازه است ولی کوچه های شهر به قدری تنگ و باريک است که هنگامی که الاغی با محموله ای از چوب عبور می کند راه عبور سواره را مسدود می نمايد ولی من هيچگاه اشعار حافظ را فراموش نمی کنم که می گويد:

شيراز وآب رکنی آن باد خوش نسيم

عيبش مکن که خال رخ هفت کشور است




مسافرينی که قبل از ويرانی و حمله آغا محمدخان از شيراز ديدن کرده اند هيچ کدام از آثار و بناهای مجلل شيراز سخنی نمی گويند هربرت «Herbeert » که همراه توماس شرلی « Thomas sherley » به شيراز سفر کرده بود می گويد که مساحت شيراز در حدود هشت يا نه مايل است و پانزده مسجد درآن وجود دارد که در يکی از مساجد آن دو مناره بلند به چشم می خورد. دکتر فرير «Fryer » می نويسد شيراز دارای چند بازار چه زيبا می باشد. بازار وکيل با آجر ساخته شده و در نوع خود يکی از بهترين شاهکارهای زمان خويش به حساب می آيد. يک گروه محافظ شبانه از بازار حراست می نمايد و هر کالائی جای جداگانه ای مخصوص به خود را دارد که مشتری برای تهيه و خريد آن می داند به کدام قسمت مراجعه نمايد نمای خارجی مسجد جامع شهر نيز بسيار زيباست و معمولاً مانند سايرعمارات و بناهای شرقی آياتی با خظ عربی بر روی آن نوشته شده است. شهر شيراز به چندين محله تقسيم می شود و هر محله به وسيله يک نفر کدخدا اداره می شود که حقوقی از اين بابت دريافت نمی نمايد. کدخدا در باره مسايل عمومی با ريش سفيدان و افراد متنفذ محله مشورت می نمايد و به طور مرتب جريان وقايع روزمره رابه اطلاع حاکم می رساند. کدخدايان معمولاً مدافع و پشتيبان طبقه ضعيف و کم بضاعت هستند.

سفر نامه ادوارد اسکات وارينگ 1802 . م



اشعار سعدی و حافظ و فردوسی در ايران به طرز خاصی مورد توجه است و کمتر کسی پيدا می شود که چندين بيتی از اين شاعران را به خاطر نداشته باشد زبان فارسی بسيار غنی وخوش آهنگ است از اين رو برای شعرگفتن بسيار مناسب است. اين نظريه را خاور شناسان در گزارشهای خود تأييد نموده اند . سرويليام جونز يکی از با ارزش ترين خاور شناسان برای ولتر تأسف می خورد که چرا زبان فارسی نمی دانسته است. سعدی يکی ازشاعران پرآوزاه است که ايرانی ها او را سلطان الشعرا لقب داده اند. ايرانيان بسيار ناصحانه سخن می گويند زيرا اشعارشان سرشار از پند و اندرز است و عباراتی از آنها بصورت امثال و حکم رواج يافته است .



سفر نامه گاسپاردروويل 1819. م



قدمت شيراز اگر چه بدليل متون مختلف تاريخی و مدارک باستان شناسی نيازی به توضيح و تفسير ندارد اما بايد گفت که نام شيراز ظاهراً در الواح ايلامی مکشوف در تخت جمشيد به صورت shira-si-ish « شيرازی ايش» آمده است و نشان می دهد که در عهد هخامنشی اين شهر داير و در آنجا کارگران مشغول کار واحداث بنايي بوده و از خزانه دستمزد دريافت می کرده اند. تدسکو حدس می زد که نام اين شهر از دو کلمه sher « خوب » +raz « هميشه رز = درخت انگور » گرفته شده است. مسلمانان در زمان خلافت عمر بن خطاب، هنگام محاصره اصطخر محل شيراز را اردوگاه خويش قرار داده بودند. در قرن چهارم شيراز يک فرسخ وسعت داشت و دارای بازارهای تنگ و پر جمعيت بود و هشت دروازه داشت. عضدالدوله ديلمی در اين شهر قصر، بيمارستان و کتابخانه بزرگی بنا کرد. نخستين کسی که باروی شيراز را ساخت و آن را مستحکم کرد صمصام الدوله پسر عضدالدوله بود. در نيمه قرن هشتم که آن بارو خراب شد و محمود شاه اينجو آن را مرمت کرد و برج های آجری بر آن افزود. شيراز چند مسجد داشت: اول جامع عتيق که آن را عمرو بن ليث صفاری در نيمه دوم قرن سوم ساخته بود و حمدا... مستوفی در باره آن می گويد « آن مقام هرگز از ولی خالی نبوده و بين محراب و منبر دعا را اجابت بود ». دوم مسجد نو که آن را اتابک سعد بن زنگی در نيمه دوم قرن ششم بنا کرده ... ابن بطوطه جهانگرد مراکشی در بازديد از شيراز از پنج نهری که در شهر می گذرد تمجيد کرده که يکی از آنها نهر رکناباد است که از چشمه ای در پای کوهی موسوم به قلعه کوچک برمی خاسته و حوالی آن بوستانی دلکش بوده است و قبر سعدی از نيم قرن پيش از ورود ابن بطوطه به شيراز در آغوش آن بوستان جای داشته است و مردم بسياری به زيارت آن می شتافتند حوض های مرمری زيبايي برای رختشويي در آن واقع بود که سعدی آنها را ساخته بود. شيراز در کنار رود بزرگی قرار ندارد و چنان که گفته شده نهرهای آن به سمت خاور جريان يافته و به در ياچه ای که در چند فرسخی شيراز است فرو می روند.

نقل از کتاب سرزمين های خلافت شرقی نوشته لسترنج

Pasalari آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
Pasalari ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 14th July 2007   #3

Pasalari

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 Pasalari آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2007
محل سکونت: ایران
نوشته ها: 4,144
تشکر از دیگران: 524
تشکر شده 4,466 بار در 2,173 پست

 

تاریخچه شیراز

شيراز، نامي خيال انگيز

در افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شيراز خوانده شده است.

در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسكو" شيراز به معناي مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندرون شير مي داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحي ديگر بدانجا حمل مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقاليم"، از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.


باري، بيش از هر چيز نام زيبا و سحرانگيز شيراز كه واژه اي فارسي است، بهترين گواه بر اين باور است كه برخلاف پندار پاره اي از جغرافي دانان مسلمان، تأسيس اين شهر به قرن ها قبل از ورود اسلام به ايران باز مي گردد، شيراز، هم اكنون نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و اين موقعيت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه شوش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چون بيشابور و گور با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز و خوش آب و هوايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي و سكنه نبوده است. وجود آثار قديمي مانند قصر ابونصر در حوالي شيراز كه قدمت آن به دوره اشكانيان مي رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكيلومتري شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساساني است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدي و چند نقش برجسته در دهكده گويم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز و همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر وجود شهر يا بلوكي به نام شيراز، در همين محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.

علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامرون در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر روي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص بود. بدين ترتيب مي توان احتمال داد، اين وادي كه در عهد رونق تخت جمشيد، آبادي كوچكي بيش نبوده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندروار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است.

آخرين كلام اين كه در اشعاري از شاهنامه فردوسي، استاد حماسه سراي طوسي، به مناسبت هايي از شيراز ياد شده، مثلاً راجع به شيراز در عهد كيانيان آمده است:


دوهفته در اين نيز بخشيد مرد

سوم هفته آهنگ شيراز كرد

هيونان فرستاد چندي ز ري

سوي پارس، نزديك كاوس كي

و در مورد شيراز، در روزگار اشكانيان، چنين مطالبي ذكر شده است:

چو بنشست بهرام زاشكانيان

ببخشيد گنجي به ارزانيان

... ورا بود شيراز تا اصفهان

كه داننده اي خواندش مرزمهان

و بالاخره اينكه در عهد پيروز و قباد ساساني، سپهبد ايران، "سوفراي" از اهالي شهر شيراز بود

... بدان كار شايسته شه "سوفراي"

يكي پايه ور بود و پاكيزه راي

جهان ديده از شهر شيراز بود

سپهبد دل و گردن افراز بود

استخري در كتاب مسالك و ممالك كه در نيمه اول قرن چهارم هجري تأليف شده است، راجع به آثار و بقاياي فرهنگي قبل از اسلام، در شيراز مي گويد:

شيراز قلعه اي به نام شاه موبد دارد. وي همچنين از دو آتشكده به نام هاي كارستان و هرمز در آن سرزمين ياد مي كند.

باري در مجموع گفتار استخري كه شيراز سيزده ناحيه (طسوج) دارد كه در هر كدام از آنها قراء و كشتزارهايي موجود است كه متصل به هم قرار گرفته اند. و نيز نظر ابن بلخي كه در روزگار ملوك فرس، شيراز ناحيتي بود و حصاري چند بر زمين، مي تواند روشنگر قدمت شيراز، به عنوان يك سرزمين مسكون آباد (و نه يك شهر بزرگ) باشد... .

Pasalari آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 14th July 2007   #4

Pasalari

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 Pasalari آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2007
محل سکونت: ایران
نوشته ها: 4,144
تشکر از دیگران: 524
تشکر شده 4,466 بار در 2,173 پست

 

سرگذشت آب در شیراز

استان فارس و شهر شيراز در جنوب ايران واقع شده است و جزء سرزمينهای کم باران و نسبتاً خشک محسوب می شود و به همين علت هميشه آب و تامين آن برای مردم اين سرزمين جزء اولين مسائل حياتی زندگی به شمار می رفته است و از اين رو در زمانهای پيشين احتياج مردم به آب بسيار بارز بوده است و احترام به آن جنبه تقدس به خود گرفته است. چنان که در دين زرتشت که در فارس رواجی فراوان داشته آب عنصری مقدس است و آناهيتا هم رودی است مينوی و هم ايزد بانوئی است که از آبها نگاهبانی می کند و در اوستا مورد ستايش قرار می گيرد و يکی از زيباترين يشت های اوستا يعنی يشت پنج به او اختصاص دارد و او به عنوان تجسم آسمانی و زمينی. آب در جهان بينی زرتشتی همان مقام را دارا است که امشاسپندان خرداد و امرداد دارند و در قسمتی از يشت پنج آمده است : « آن درخشان بلند بالای خوش اندام را که مانند آب های روان روز و شب چنان جاری است مانند همه آب هائی که بر زمين روانند » نام آناهيتا برای نخستين بار درکتيبه های اردشير دوم آمده است آنطور که در قسمتی از کتيبه او در همدان چنين آمده است « اين کاخ را به خواست اهورامزدا، آناهيتا و ميترا من بنا کردم. اهورا مزدا، آناهيتا و ميترا مرا از هر بلا بپايند و اين را که بنا کردم خراب نکنند و صدمه نرسانند »

در دوره ساسانيان به احترام ايزد بانوی آب پرستشگاههای فراوانی بنا شده است که از آن ميان می توان به آتشکده آذرفرنبغ در کازيان فارس اشاره کرد همچنين در نقش رستم به تصوير آناهيتا برمی خوريم که تاج شاهی را به نرسی يکی از پادشاهان ساسانی تقديم می کند. بعد از تسخير ايران توسط مسلمانان هر چند که پرستش آناهيتا به تدريج متروک شد اما احترام به آب در ميان مردم به جای ماند . امروزه نيز مردم بر اثر سفارش دين اسلام از کثيف کردن آب و اسراف آن می پرهيزند و چون مردم اعتقاد دارند که آب مهريه حضرت فاطمه (س) است احترام فراوانی برای آن قائلند.

اما مردم شيراز آب مصرفی خود را تا قبل از لوله کشی از کجا تامين می کرده اند ؟ مهمترين طريق تامين آب شهر از چشمه ها و قنات های اطراف بوده و البته که هميشه در اين راه مشکلات فراوانی وجود داشته است . چنانچه مقدسی می گويد : شيراز « شهری است بدون رستاق « بازار» بدون باغ، بدون رود و بدون زينت، اهالی آب مشروب خود را از جويهای کم آب بر می دارند » و در جائی ديگر چنين می نويسد : « آب آشاميدنی خوب است به شرطی که آن را از مظهر بردارند اما چاهها نيز آب شيرين دارند و سطح آبشان پائين نيست » و « شهر آب روان دارد ولی اين پاکيزه نيست و آب چاه آن هم سبک نيست .»

اما شيراز با ورود قناتهای مختلفی به رونق و آبادانی فراوانی دست يافت يکی از اين قنات ها که در طول تاريخ نام آن با نام شيراز همراه بوده است آب رکناباد است و ابن بطوطه درباره آن می نويسد : « پنج نهر « شيراز» را مشروب می کند و يکی از آنها رکناباد است که آبی شيرين دارد و تابستان بسيار خنک و در زمستان گرم است از دامنه کوهی که آنجا قرار دارد سرچشمه می گيرد که قليعه ناميده می شود .»

اين قنات درسال 338 هجری قمری توسط رکن الدين حسن ديلمی احداث گرديده است و سر چشمه آن در دامنه کوه بمو واقع است و از آنجا با جاری شدن بر روی زمين به تنگ الله اکبر می رسد و سپس وارد شهر می شده است. اين آب سالها بين مردم از چنان احترامی برخوردار بوده است که شاعران نيز لب به تحسين آن گشوده اند. سعدی شيرين سخن می فرمايد :



دست از دامنم نمی دارند
خاک شيراز و آب رکناباد


و حافظ می فرمايد:


ز رکن آباد ما صد لوحش اله

که عمر خضر می بخشد زلالش

شيراز وآب رکنی و آن باد خوش نسيم

عيبش مکن که خال رخ هفت کشور است

فرق است و آب خضر که ظلمات جای اوست

تا آب ما که منبعش الله اکبر است

و صاحب شيرازنامه در کتابش می نويسد: بدان که مجموع صفات و خواصی که حکما و ارباب صناعت طب در شرح فضيلت آب اعتبار کرده اند جمله در آب رکن آباد يافت می شود و آنگاه شش خصلت برای آن بيان می کند که: از منبع دور است ـ در محلی سرباز می گذرد ـ بر سنگريزه عبور می کند ـ در کنار جويبارش درختانی چون گردو و انجير که باعث تغيير مزاج آن شود وجود ندارد ـ هيچ حيوانی در آن وجود ندارد و از محلی بلند به سوی زمين پست حرکت می کند. آب اين قنات علاوه بر ده اکبر آباد تمام باغهای تنگ الله اکبر و خاک مصلی، باغ جهان نما، باغ نو، هفت تن، چهل تنان و حافظيه را مشروب می کرده است.

همچنين رفت تا به نزديک آب رسيد که اين محل به حوض ماهی مشهور است و اين به خاطر ماهی های کوچکی است که در آب وجود دارد امروز حوض ماهی که ديواره های آن با کاشی پوشانده شده است به چايخانه سنتی آرامگاه تبديل شده است. در بيرون آرامگاه قسمتی از آب به رختشويخانه می ريخته که تا چندين سال پيش نيز رونقی داشت و زنها لباسهايشان را در آنجا می شستند. ابن بطوطه در حين بازديدش از آرامگاه سعدی چنين می نويسد: « دراينجا به امر سعدی طشت مرمرينی ساخته اند برای شستن لباس بدين جهت مردم از شهر می آيند تا تربت او را زيارت کنند غذاهايي را که آنجا هست بخورند و لباسهای خود را در نهر بشويند، از آن پس بازمی گردند من نيز در آنجا چنين کردم. »

و فرصت الدوله در مورد خواص اين آب می گويد: « اگر چه مردمان سبک عقل را اعتقاد اين است که آب آن سنگين است ولی نه چنين است به عقيده علمای انگليسی که شيمی می دانستند هر چه به آن طبخ کنند به چندين دقيقه نسبت به ديگر آبها زودتر پخته می شود و فقير را اين تجربت حاصل گشت.» اين آب علاوه بر اين که در جلگه سعدی به مصرف زراعت می رسيده است تعدادی از انبارهای شهر را نيز پر می کرده است .

آب زنگی قنات است که از نزديکی آب رکناباد بيرون می آيد و توسط اتابک زنگی بن مودود در نيمه دوم قرن ششم ساخته شده است. اين آب علاوه بر اينکه زراعت کشاورزان را مشروب می کرده است برای آب آشاميدنی شهر نيز استفاده می شده است و به پاکی و گوارائی شهرت داشته ولی امروزه به چشمه بسيار کوچکی مبدل شده است .

آب مسجد بردی « قصرالدشت »: اين قنات توسط شاهزاده حسين خان صاحب اختيار والی شيراز در زمان سلطنت محمد شاه قاجار احداث شد و او 12 قنات در قصرالدشت حفر کرد و 12 آسياب و تعدادی باغ در آنجا بنا نمود .

آب شش پير : صاحب اختيار توانست آب 6 پير را در سال 1261 هجری قمری از 17 فرسنگی غرب شيراز به سختی بسيار به شيراز بياورد اين آب از ساليان دور مورد توجه مردم شيراز بوده چنانکه در دوران هخامنشيان و ساسانيان اقداماتی برای آوردن اين آب به جلگه شيراز صورت گرفته بود و در زمان الله وردی خان والی فارس در زمان شاه عباس و در دوران حکومت کريمخان نيز اقداماتی انجام شده بود که نتيجه مثبت نداشته است و به همين خاطر مردم برای ورود آب شش پير به شهر جشنها گرفتند و نهر را نهر سلطانی نام نهادند و قاآنی نيز در قصيده ای با 124 بيت اين کار را گرامی داشت چنانکه در وصف آن گويد :


چون آن نهر از ره شش پير آمد به که تاريخش
بگويم کز ره شش پير آمد نهر سلطانی
و يا چون آبروی شهری از وی شد فزون گويم
بيفزود آبروی شهری آب نهرسلطانی


آب قوامی : اين قنات که توسط ميرزا علی محمد قوام الملک پدر محمدرضا خان سازنده ساختمان نارنجستان احداث شده است و به نام محمدرضا خان رضا آباد نامگذاری شده بود بعد از اين که باغهای خانواده قوام را مشروب می ساخت وارد شهر می شد و مردم از آن استفاده می کردند.

آب خيرات : اين جوی نيز از تنگ قره پيری درنزديکی باجگاه سرچشمه می گرفته و برای استفاده عموم مردم وقف شده است در اواخر دوره قاجار بيشتر آب مشروب شهر از خيرات قديم و خيرات جديد تأمين می شده است و هنوز هم بين مردم خيابان وصال به جوی خيرات مشهور است اما با توجه به اينکه آب هميشه به راحتی به دست مردم نمی رسيده است مردم آب را همچون گوهری قيمتی می شمردند و به دقت از آن حفاظت می کردند. رايج ترين جائی که مردم در آن به جمع آوری آب می پرداختند آب انبارها بود. در شيراز معمولاً در زير زمين فضائی بزرگ را حفر می کردند و روی آن را می پوشاندند که بدين ترتيب مخزنی بزرگ زير زمين پديد می آمد و در يکی از ديواره های آن شير آب تعبيه می کردند و آب باران و يا جويها از طريق سوراخهايي که بالای آن وجود داشت به داخل آب انبار نفوذ می کرد و ذخيره می شد. مردم مجبور بودند برای برداشتن آب از پله های فراوانی پايين بروند تا به شير آب انبار برسند اما معمولاً زيادی جمعيت و عدم رعايت نوبت ديگران باعث نزاعها و کشمکش ها ی فراوان می شد و هميشه برداشتن آب با مشکلات زيادی همراه بود هر چند که در همه محلات شهر نيز نسبت به وضعيت مردم آب انبارهای کوچک و بزرگی وجود داشت .

ظاهر ساختمان آب انبار های شيراز با نمونه های مشابه آن که در لارستان امروزه هنوز مورد استفاده است تفاوت داشت چرا که آب انبارهای منطقه لارستان معمولاً بر فراز خود گنبدی دارند ولی آب انبارهای شيراز چنين نبود. ولی بالاخره آب انبارهای شهر بعد از لوله کشی آب بدون استفاده ماندند و به مرور تخريب شدند. از آب انبارهای معروف شهر می توان آب انبارهای آستانه ـ قوام « واقع در محله قوام » ـ آتشی ها « لب آب » ـ حاج عباس « جنب باغ ملی » ـ مشير « محله مشير» ـ بی بی دختران « محله سنگ سياه » اشاره کرد که امروزه از آنها جز نامی باقی نمانده است. در خانه ها نيز مردم مجبور بودند آب را ذخيره کنند به همين علت در خانه افراد مرفه آب انبار وجود داشت و معمولاً با نوبت مشخصی از آب جوی پر می شد. اما مردم طبقه متوسط برای اين کار از حوض استفاده می کردند که در حياط و يا در زير زمين خانه ساخته می شد و از آب آن که مدتها نيز تعويض نمی شد و پر از جلبک های سبز رنگ بود برای نظافت و شستشوی ظروف و لباس استفاده می شد و بعضاً تابستانها نيز حتی به جای استخر مردم در آن به شنا می پرداختند. در حياط بعضی خانه ها نيز چاه حفر می کردند که آب آن برای آشاميدن مناسب نبود و از آب آن که به وسيله چرخ چاه کشيده می شد برای پر کردن حوض استفاده می گرديد. اما آب آشاميدنی که از آب انبار می آوردند معمولاً در سقاخانه ها و يا خمره هائی که در منازل بود ذخيره می شد.

سقاخانه : در منازل طاقچه ای بود که در آن 2 خمره برای نگهداری آب تعبيه می شد ولی از آنجا که ممکن بود بعضی از خانه ها سقاخانه نداشته باشد خانواده هائی که مستاجر بودند آب را در خمره هائی که همراه وسايل خانه با خود جابجا می کردند می ريختند. خمره ظرفی سفالی بود با ارتفاع يک تا يک و نيم متر که آن رابرای ذخيره آب استفاده می شد اما آب درون خمره ها بر اثر زياد ماندن دچار ناخالصی و از جمله کرم زدگی می شد که مردم مجبور بودند قبل از خوردن آب را با پارچه ای نازک صاف کنند.

برای برداشتن آب از آب انبار بعضی شخصاً اقدام می کردند ولی بسياری از اين سقاها را زنان تشکيل می دادند. با مشک های بزرگی آب را به خانه های می رساندند. در محل های عمومی نيز مانند مساجد ـ تيمچه ها و بازار حوضهائی ساخته شده بود که آب مورد نياز را در آن ذخيره می کردند.

برای آب خوردن در معابر عمومی نيز معمولاً در هر گذری و زير هر بازارچه ای سقاخانه ای به چشم می خورد بدين صورت که درگوشه ديوار طاقچه ای ساخته بودند و در آن خمره ای تعبيه کرده بودند که مردم تشنه از آن سيراب می شدند نمونه چنين سقاخانه ای هنوز در بازارچه فيل نزديک به دروازه سعدی موجود است هر چند که امروزه بدون استفاده مانده است بسياری از سقاخان های به نسبت وضعيت مالی بنا کنندگانش از تزئيناتی همچون کاشی کاری، نقاشی و گچ بری نيز برخوردار بودند و از آنجا که فرهنگ مردم تشنگی و نوشيدن آب با فرهنگ عاشورا و کربلا گره خورده است. نقشهای سقاخانه معمولاً صحنه هائی از وقايع کربلاست که تشنگی کودکان امام حسين (ع)، رفتن حضرت ابوالفضل(ع) برای آوردن آب، آب ننوشيدن حضرت عباس(ع) در ميان نهر و شهادت ايشان را به تصوير کشيده و اشعاری در مدح شهيد کربلا آنها را زينت بخشيده است. امروزه به عنوان نمونه سالم و پا بر جای چنين سقاخانه هائی می توانيم از سقاخانه مشير واقع در محله مشير نام ببريم معمولاً در اين سقاخانه ها کاسه های برنجی برای نوشيدن آب وجود داشت که دور آن اشعاری در مدح حضرت ابوالفضل و امام حسين (ع) کنده کاری شده بود و گاهی نيز دستی همچون دست بريده حضرت عباس (ع) در وسط آن تعبيه شده بود و مردم تشنه بعد از سيراب شدن خود را مقيد می دانستند که بر حسين شهيد (ع) سلام بفرستند و يزيد را لعنت کنند سقاخانه ها علاوه بر اينکه مردم را سيراب می کردند محل نذر و نياز مردم نيز به شمار می آمد و بسياری به ويژه زن ها در شبهای خاصی همچون شب دوشنبه و شب جمعه با روشن کردن شمع در آنجا حاجات خود را از خداوند طلب می کردند.

گروهی از مردم نيز نذر می کردند که بعد از برآورده شدن حاجاتشان فرزند خردسالشان رابه هيئت سقا در آورند تا در روزهای عزاداری ماه محرم مردم تشنه را سيراب کنند و اين رسم هنوز هم پا برجاست.

يکی ديگر از محلهائی که احتياج فراوانی به آب داشت حمام های شهر بود که در همه محلات نيز به وفور يافت می شد معمولاً حمام ها هر کدام چاهی داشتند که به وسيله گاو، راه و چرخ از آب می کشيده اند بدين صورت که اسب يا گاوی را به طنابی می بستند و با حرکت حيوان سطلها را از چاه بيرون می آمدند و آب آن تامين می شد. گرمابه ها معمولاً سه خزينه داشتند که در يکی آب سرد و در يکی آب گرم و در آخری آب نيمه گرم می ريختند و مردم علاوه بر اينکه دراين خزينه ها حمام می کردند برای شستشوی خود نيز از همين آب استفاده می کردند.

از مطالب جالبی که در مورد حوضها می توان به آن اشاره کرد نحوه پر و خالی کردن آنها بوده که با توجه به اينکه حوضها هميشه می بايست پر باشند بعضی اوقات وسط آنها ديواری می ساختند که حوض رابه دو قسمت مجزا تقسيم می کرده است. اگر زمستان حوض نجس می شده منتظر باريدن باران می شدند تا حوض طاهر شود ولی هنگام پرکردن آن که کمتر از حد کر در آن آب بوده و برای جلوگيری از نجس شدن آن تکه پارچه ای به سر شير سنگی لب حوض می بسته اند و آبی را که از چاه می کشيده اند روی پارچه خالی می کرده اند تا موقع پر کردن مجدد دلو از چاه آب از پارچه در آن بچکد و حکم آب جاری را پيداکند و حوض نجس نشود.

اما همه اين آداب و رسوم و همين طور مشکلات تهيه آب سالم در سال 1331 از بين رفت زيرا که در اين سال شهر شيراز به عنوان اولين شهر ايران دارای لوله کشی آب شد اين کار خير به وسيله محمد نمازی و با سرمايه شخصی وی انجام شد.

برای اجرای اين کار در دامنه کوه «آسياب سه تايي» 10 حلقه چاه 85 متری حفر گرديد و با تلمبه اقدام به کشيدن آب نمودند و آب بعد از اينکه درمخزن های مخصوص تصفيه می گرديد به وسيله لوله هائی که طول آن ها در آن سال بالغ بر 115 کيلو متر می شد به خانه های مردم می رسيد.

و از آن روز تا امروز که به همه جای شهر بزرگی چون شيراز آب سالم از طريق لوله کشی می رسد و با پيشرفت اين امر احترام مردم نسبت به اين گوهر گرانبها کمتر شده است و نسل امروز که از مرارت پدارنش برای دستيابی به آب اطلاعی ندارند قدر اين گنج را که به آسانی به دست می آورد بدرستی نمی داند.

منابع:

1. آناهيتا، سوزان کويری

2. آثار عجم، فرصت الدوله شيرازی

3. شيراز در گذشته و حال، حسن امداد

4. شيراز امروز، محمد مدرس صادقی

5. سفرنامه ابن بطوطه و اظهارات شفاهی استاد جلال فرنگی و بانو کبری دالوند

6. جغرافيای تاريخی فارس، پاول شواتس - ترجمه کيکاوس مهمانداری

7. جغرافيای تاريخی شهرهای ايران، عبدالحسين نهجيری

Pasalari آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
Pasalari ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 14th July 2007   #5

Pasalari

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 Pasalari آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2007
محل سکونت: ایران
نوشته ها: 4,144
تشکر از دیگران: 524
تشکر شده 4,466 بار در 2,173 پست

 

شیراز، تختگاه سلیمان

شيراز اين شهر باستانی در طی گذشت ايام به القاب گوناگونی شهرت داشته و از آن جمله دارالملک، دارالعلم، ملک سليمان و ... اما شايد مشهورترين و قديمی ترين لقب شيراز همان ملک سليمان است و بدين خاطر بر بسياری از بناهای قديمی شهر همچون عمارات باغ نظر، سردربازار مشير، نارنجستان قوام و .... تصويرهايي از حضرت سليمان نقش شده است که معمولاً وی را بر تختی نشسته و در وسط مجلس نشان می دهد و عده ای از وزرا و تعدادی از ديوها گوش به فرمان او در اطرفش ايستاده اند و تعدادی از حيوانات وحشی و اهلی نيز در بين گلها و درختان و بدور حضرت سليمان ترسيم شده اند.

اما چرا شيراز به تختگاه سليمان مشهور شده است ؟

حضرت سليمان پسر داوود از پيامبران بنی اسرائيل بوده و بر طبق روايات مذهبی 700 سال عمر کرده است. سليمان بواسطه انگشتری که در دست داشته و اسم اعظم بر آن نقش شده بود و بر جن و انس فرمان می رانده، باد به فرمانش بوده و تخت سلطنتش را جابجا می کرده و جن و پری کارهای ساختمانيش را انجام می داده اند چنانکه قرآن در سوره سبا آيه 12 چنين می فرمايد :« وَ مِنَ الجِنِ مَنْ يَعَملَ بَيْنَ يَدَيْه بِاذن رَبه » يعنی : و از جن يک گروه آن بودند که پيش سليمان کار می کردند.

و درباره ساختمانهايي که سليمان ساخته است و در قصص الانبياء نيشابوری آمده است که :

ديوان را در کارها افکندند و آدميان و باد را تا عمارتها کردند ... و چنين گويند ميدانی بساخت دوازده فرسنگ .... و تختی فرمود از سيم چهار فرسنگ و کرسی فرمود از زر سرخ و بر آن تخت نهاد و در مجمل التواريخ و القصص در وصف شهر اسکندريه آمده است که : « همان جا قصر سليمان (ع) بوده است که ديوان از سنگ املس ساخته اند و چون در آن نگاه کنند صورت ابر و سبزی دريا پيدا شود و بر سان آئينه و بر آن نقطه ها ست رنگ رنگ و کس نداند که آن چه سنگ است و هر ستونی چندان است که مردی دست پيرامون آن در نتواند آورد » با توجه به اين توضيحات مردم ايران در ابتدای آشنايي با اسلام و از آنجا که با تاريخ گذشته شهر خود نيز آشنايي نداشتند و با مقايسه روايات مذهبی و قصه های اساطيری جمشيد را با سليمان يکی می پنداشتند و ساختمانهای عظيم بجا مانده از هخامنشيان را قصر سليمان يا مسجد سليمان می دانسته اند چرا که شباهت روايات مذهبی با آنچه از هخامنشيان باقی مانده است نيز به واقع زياد است مثلاً سنگهای تخت جمشيد سنگهای بزرگ و صيقلی است و تالار آئينه و يا کاخ تچر در تخت جمشيد بعد از 2500 سال هنوز هم کف پنجره های آن چنان صيقلی است که تصوير آنان را منعکس می کند. ستونهای کاخ آنچنان عظيم است که مردی نمی تواند بدور آن دست بياورد و سنگهای بکار رفته در مقبره کورش چنان عظيم است که به ذهن مردم آن روزگار حتماً به دست ديوان بر هم گذاشته شده بود و حيوانات افسانه ای حک شده بر درگاههای تخت جمشيد بنظر مردم آن زمان جز نقش ديو و پری چيز ديگری نيست چنانکه ابن موقل در قرن چهارم هجری در حين بازديد از شهر استخر از بنای بزرگی بنام مسجد سليمان نام می برد. که همان مقبره کورش است و آنگاه می گويد در اخبار آمده است که سليمان بن داوود (ع) از طبريه بدانجا دريک روز صبح تا شام می رفت و آنگاه به عقيده عوام در مورد يکی بودن سليمان و جمشيد اشاره می کند که گروهی از عوام ايران که به تحقيق مطلب نمی پردازند چنين می پندارند هم که پيش از ضحاک بوده همان سليمان است و اين عقيده مردم از آن روزگار تا زمانی که کشفيات باستان شناسی حقيقت را روشن نموده همچنان پا بر جا بود و به همين علت طی سالها فارس و به طبع آن شيراز با تختگاه سليمان و يا ملک سليمان مترداف بوده است و اين مطلب را از خلال نوشته های مختلف به خوبی می توان ديد مثلاً صاحب تاريخ و صاف در رثای آبش خاتون او را وارث ملک سليمان خوانده و گفته است.

وارث ملک سليمان رفت در خاک ای دريغ

کو سليمان تا بدان بلقيس خوش بگريستی


سعدی شيرازی نيز اين اقليم را تختگاه سليمان می داند و می فرمايد :


نه لايق ظلماتست بالله اين اقليم

که تختگاه سليمان بدست و حضرت راز


و هم او اتابکان فارس را وارث ملک سليمان می ناميده و اصولاً يکی از القاب رسمی سلغريان نيز همين بوده است نيز در ديباچه گلستان چنين می گويد :

« سلطان البر و البحر وارث ملک سليمان مظفر الدين ابی بکر بن سعد زنگی »

حافظ نيز در ديوانش به اين لقب اشاره می کند :

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

رخت بر بندم و تا ملک سليمان بروم

بعد از کيان به ملک سليمان نداند کس

اين سزا و اين خزانه و اين لشکر گردان

نقش خوارزم و خيال لب جيحون می بست

با هزاران گله از ملک سليمان می رفت



ابن زرکوب صاحب شيراز نامه نيز در ذکرنزول جلال الدين مسعود و هزيمت ملک اشرف از شيراز نوشته است :



سپاس و شکر خدا را که مهر فرخ بخت

خديمو مملکت آراشه غريب نواز

به سال هفتصد و چهل و با سه در تجمل و ناز

به تختگاه سليمان رسيد ديگر باز



و در جای ديگر می گويد که ملوک عجم و شهرياران ايران زمين هر سال يک نوبت در اين نقطه زمين آمدندی و گفتندی که صومعه سليمان در اين زمين بوده است که اين مطلب به احتمال زياد اشاره به برگزاری مراسم نوروز در تخت جمشيد و جمع شدن بزرگان ايران و جهان در اين نقطه دارد و هم او در وصف شيراز می سرايد :


در او يادگار بسی پادشا است

برود خمه های بی پارسا است

کلاه جهانگير و اقنوم داد

سرير سليمان و تخت قباد


همچنين در بعضی کتب نقل شده است که در حدود قرن هفتم هجری عده ای از عرفا و زهاد از بغداد به طرف شيراز حرکت کرده اند تا مسجد سليمان را زيارت کنند و برای زيارت آن ثوابهای فراوانی قائل می شده اند.

Pasalari آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
Pasalari ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 28th May 2008   #6

jooje_1368

کاربر سایت

 jooje_1368 آواتار ها

تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: شهر من گم شده است شهر من هيچ كجا نيست عزيز
نوشته ها: 2
تشکر از دیگران: 1
تشكر شده 1 بار در 1 پست

 

جالب بود معلومه خيلي به شيراز علاقه منديد .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چه دل است این دل من
که ز تُردی چو یکی ساقه ی بی تاب
به شتابی که تگرگ
بشکند ساقه و از هم بدرد پیکر برگ
یا به آسانی یک شاخه ی گل می شکند

چه کنم دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ، ننگ که نیست
1;;14 1;;14 1;;14
1;;14 1;;14
1;;14
jooje_1368 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
jooje_1368 ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 21st August 2008   #7

Pasalari

مدیر بخش کامپیوتر و تکنولوژی

 Pasalari آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2007
محل سکونت: ایران
نوشته ها: 4,144
تشکر از دیگران: 524
تشکر شده 4,466 بار در 2,173 پست

 

نقل قول: نوشته اصلی توسط jooje_1368 نمایش پست ها
جالب بود معلومه خيلي به شيراز علاقه منديد .

درسته، چون خودم از یه جهاتی شیرازیم... :cheshmak:

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


با عــــــــلم اگر عــــــــمل برابر گردد
کام دو جــــــــــــهان تو را میسّر گردد
مغرور مشو به خود که خواندی ورقی
زان روز حــــــــــذر کن که ورق برگردد


[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

Pasalari آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
Pasalari ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 14th November 2011   #8

پریوار

کاربر سايت

 پریوار آواتار ها

تاریخ عضویت: Oct 2011
نوشته ها: 121
تشکر از دیگران: 1
تشکر شده 212 بار در 103 پست

 

من نظر گذاشته بودم الان نیست کجا رفته ؟ چی شده؟

پریوار آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
پریوار ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا