شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک موضوعات عمومی گفتگوی آزاد و متفرقه
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 2nd February 2012   #91

mojhgann

کاربر سایت

 mojhgann آواتار ها

تاریخ عضویت: Jan 2012
محل سکونت: همسایه ی شازده کوچولو
نوشته ها: 1,408
تشکر از دیگران: 2,951
تشکر شده 3,387 بار در 1,189 پست

حالت
Cloud_9

 

یه روز بارها دوستم (دریا دل)سر کلاس خانم فرشید دبیر فیزیکمون نشسته
بودیم یه عالمه حرف می زنه مختو می خوره تازه بد تر نمیذاره حرف بزنی منم اصلا حواسم نبود داشتم واسه خودم آهنگ می خوندم و به این هوا که اصلا هواسش به من نیست سرمو هم تکون میدادم یه دفعه بهار بغل دستیم گفت :مژگان ...)به خودم اومدم دیدم فرشید منتظره من جواب بدم منم از همه جا بی خبر گفت هان خانم سوالشو تکرار کرد من هی سوالشو تکرار می کردم یه دفعه همه بچه ها زدن زیر خنده منو از کلاس کرد بیرون و دبیرمون پشتشو کردهمین طور که داشتم از کلاس می رفتم بیرو ن پشت سرش دستامو آوردم بالا به نشانه ی خاک توسرت که یکدفعه برگشت و منو دید منم برای اینکه ضایع نشم دستامو به نشانهی خستگی در کردن کشیدم بالا دوباره همه زدن زیر خنده و من خیط شدم و بدون هیچ چون و چرا از کلاس رفتم بیرون

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در باز شد...
حتما باد شوخیش گرفته...
مسخره!
ادای آمدنت را در می آورد!!!

ویرایش توسط mojhgann : 2nd February 2012 در ساعت 02:57 PM.
mojhgann آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
12 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 2nd February 2012   #92

سيب زميني

کاربر سايت

 سيب زميني آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: مشهد-بهشت
نوشته ها: 281
تشکر از دیگران: 1,600
تشکر شده 1,328 بار در 523 پست

حالت
Cloud_9

 

نقل قول: نوشته اصلی توسط mojhgann نمایش پست ها
یه روز بار ها دوستم (دریا دل)سر کلاس خانم فرسید دبیر فیزیکمون نشسته
بودیم یه عالمه حرف می زنه مختو می خوره تازه بد تر نمیذاره حرف بزنی منم اصلا حواسم نبود داشتم واسه خودم آهنگ می خوندم و به این هوا که اصلا هواسش به من نیست سرمو هم تکون میدادم یه دفعه بهار بغل دستیم گفت :مژگان ...)به خودم اومدم دیدم فرشید منتظره من جواب بدم منم از همه جا بی خبر گفت هان خانم سوالشو تکرار کرد من هی سوالشو تکرار می کردم یه دفعه همه بچه ها زدن زیر خنده منو از کلاس کرد بیرون و دبیرمون پشتشو کردهمین طور که داشتم از کلاس می رفتم بیرو ن پشت سرش دستامو آوردم بالا به نشانه ی خاک توسرت که یکدفعه برگشت و منو دید منم برای اینکه ضایع نشم دستامو به نشانهی خستگی در کردن کشیدم بالا دوباره همه زدن زیر خنده و من خیط شدم و بدون هیچ چون و چرا از کلاس رفتم بیرون

خدا لعنتت نكنه دختر مُردم از خنده.دمت گرم خيلي باحال بود

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سيب زميني هم شد اسم؟

آره چشه مگه؟ به اين شهرت.
هم فقير ميشناسش هم غني.هم تو روستا هم تو قصرا.هم اونايي كه تلويزيون دارن هم اونايي كه ال اي دي دارن...ديدي چقدر خوبه.به ظاهرش نگاه نكن.همه دوسش دارن
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
سيب زميني آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 2nd February 2012   #93

shahab69

کاربر سایت

 shahab69 آواتار ها

تاریخ عضویت: Jul 2011
محل سکونت: طهران
نوشته ها: 1,457
تشکر از دیگران: 2,950
تشکر شده 5,640 بار در 1,627 پست

 

من کوتاه میگم
یه روز تو کتابخونه رفتم مثلا درس بخونم
این کتابخونه هه خیلی صندلی هاش به هم نزدیک بود منم که آرومو قرار ندارم
یه دفه دستمو برم بالا خودمو کش دادم اومدم دستمو بیارم پایین احساس کردم دستم به مانعی برخورد کرد
برگشتم دیدم آرنجم شترررررررررررررررق خورد تو کلی ی پشت سریم دیدم صدا فندقی اومد
گفتم آخ ببخشید حالتون خوبهبا همون حالت گیجی گفت آره اشکال نداره
احساس کردم چشماش سیاهی میره جایی رو نمیبینه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



یا علی





ویرایش توسط shahab69 : 2nd February 2012 در ساعت 02:50 PM.
shahab69 آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
13 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 2nd February 2012   #94

AnGeliC wAr

کاربر فعال نرم افزار

 AnGeliC wAr آواتار ها

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تو باغچه چندتا بچه داری بتوچه
نوشته ها: 1,614
تشکر از دیگران: 742
تشکر شده 3,875 بار در 1,439 پست

 

پری روز تو فکر بودم رفتم تو پارکینگ همینطوری داشتم با خودم فکر میکردمو میرفتم سمت ماشین یه لحظه سرمو بالا کردم ماشینمو دبدم بغل ماشین یه دونه ماشین کروته مشکی هم رنگ ماشینم بود دیگه حواسم نبود ماشین چیه سرم پاین بود رنگ مشکی دیدم سواره ماشین شدم دیدم چقدر ماشینه پایینه سرمو سمت راستم کردم دیدم یه زن عرب تو ماشین نشسته صورتشم پوشونده فرمونو نیگا کردم دیدم یاااا ابلفضل اشتباهی ماشین بغلیو سوار شدم سری گوله پریدم پاین دویدم اونطرف که برم دنبال ماشینم بگردم 10 دقیقه دنبالش گشتم اخر فهمیدم ماشینم بغل همون ماشینس همون موقع هم شوهر زنه رفت سواره ماشینه شه من خیلی با کلاس به رو خودم نیواردم رفتم سواره ماشین شدم رفتم

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درود
هرگونه مشکل در دانلود نرم افزار ها به [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] مراجعه کنید
اگر انلاین نبودم به ای دی من در یاهو پیام بدید (yasharfox)
درخواست های نرم افزاریتون رو در [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] بگید به موقع رسیدگی میکنم
سپاس

ویرایش توسط AnGeliC wAr : 2nd February 2012 در ساعت 03:13 PM.
AnGeliC wAr آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
10 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 2nd February 2012   #95

سيب زميني

کاربر سايت

 سيب زميني آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: مشهد-بهشت
نوشته ها: 281
تشکر از دیگران: 1,600
تشکر شده 1,328 بار در 523 پست

حالت
Cloud_9

 

2

نقل قول: نوشته اصلی توسط AnGeliC wAr نمایش پست ها
پری روز تو فکر بودم رفتم تو پارکینگ همینطوری داشتم با خودم فکر میکردمو میرفتم سمت ماشین یه لحظه سرمو بالا کردم ماشینمو دبدم بغل ماشین یه دونه ماشین کروته مشکی هم رنگ ماشینم بود سرم پاین بود رنگ مشکی دیدم سواره ماشین شدم دیدم چقدر ماشینه پایینه سرمو سمت راستم کردم دیدم یه زن عرب تو ماشین نشسته صورتشم پوشونده فرمونو نیگا کردم دیدم یاااا ابلفضل اشتباهی ماشین بغلیو سوار شدم سری گوله پریدم پاین دویدم اونطرف که برم دنبال ماشینم بگردم 10 دقیقه دنبالش گشتم اخر فهمیدم ماشینم بغل همون متشینس همون موقع هم شوهر زنه رفت سواره ماشینه شه من خیلی با کلاس به رو خودم نیواردم رفتم سواره ماشین شدم رفتم

شبا قبل از خواب يه قرص ارام بخش بخور ...

حالت خيلي بده

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سيب زميني هم شد اسم؟

آره چشه مگه؟ به اين شهرت.
هم فقير ميشناسش هم غني.هم تو روستا هم تو قصرا.هم اونايي كه تلويزيون دارن هم اونايي كه ال اي دي دارن...ديدي چقدر خوبه.به ظاهرش نگاه نكن.همه دوسش دارن
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
سيب زميني آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 2nd February 2012   #96

AnGeliC wAr

کاربر فعال نرم افزار

 AnGeliC wAr آواتار ها

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تو باغچه چندتا بچه داری بتوچه
نوشته ها: 1,614
تشکر از دیگران: 742
تشکر شده 3,875 بار در 1,439 پست

 

نقل قول: نوشته اصلی توسط سيب زميني نمایش پست ها
شبا قبل از خواب يه قرص ارام بخش بخور ...

حالت خيلي بده

نه خب تو فکره یه بنده خدای به درد نخوری بودم که تو همین سایت مدیره

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درود
هرگونه مشکل در دانلود نرم افزار ها به [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] مراجعه کنید
اگر انلاین نبودم به ای دی من در یاهو پیام بدید (yasharfox)
درخواست های نرم افزاریتون رو در [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ] بگید به موقع رسیدگی میکنم
سپاس
AnGeliC wAr آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 2nd February 2012   #97

Prince Honey

مدیر ارشد جی تاک

 Prince Honey آواتار ها

تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: توی جوب زندگی میکنیم هممون!
نوشته ها: 18,552
تشکر از دیگران: 14,039
تشکر شده 25,078 بار در 10,599 پست

حالت
Dreaming

 

من دومین سوتیمو تو این تاپیک بذارم

قبلش دو نکته رو عرض کنم !
یک : من یه رفیق دارم به نام علی اکبر که تو دوران سربازی با هم خیلی صمیمی بودیم ، این رفیق ما خیلی شوخی های خفن و +۱۸ میکرد و میکنه ، مثلاً سلام علیک کردنش با ناسزاست !
دو :من یه خواهر زاده دارم به اسم نازلی ، دختر که نیست زلزله به همه چی فضولی میکنه و دست تو همه چی میبره ، معمولاً گوشیه منه بدبخت اسباب بازیشه و من صفحه کلیدشو قفل میکنم میدم دستش


یه روز ظهر گوشیم رو گذاشتم رو مبل و رفتم سر میز ناهار
طبق معمول نازلی زودتر خوراکی هاشو خورد دویید رفت تو اتاق فوضولی ! و همون اول رفت سراغ گوشی بد بخت من !
منم که یادم نبود گوشیو قفل کنم ، همچنان در حال خوردن ناهار بودم

حالا نازلی همچنان ، بی وقفه دکمه های گوشی رو میفشرد که تصادفاً وارد دفترچه تلفن شد و با علی اکبر تماس گرفت و از بخت بد ،دکمه آیفون رو هم زد و صدای بوق در اتاق طنین انداز شد !
بیـــــب...
بیــــب ...

من که صدای بوقو شنیدم ، گفتم یا زهرا به کی داره زنگ میزنه !!!دوان دوان رفتم گوشی و بگیرم از دستش که دیگه کار از کار گذشته بود !
رفیق بی فرهنگ ما گوشی رو برداشت و بدون هیچ مقدمه ای گفت : ســــــلام ***** (یه فحش بد بود سانسور کردم!)

حالا ما جلوی بابا و داماد و مادر و خواهر عین لبو شدیم
بابائه گفت صدای کی بود؟؟
گفتم : نمیدونم نازلی اتفاقی یه شماره گرفت
بعد اینکه سوابق تماس های گوشیو رو بررسی کردم متوجه شدم یه بار به عیال گرامی هم زنگ زده ولی خب شانس اوردم اونو رو آیفون نزاشت !

خواهرزاده ست داریم؟!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ایمان خود بر خر کِشیم !
دو ، سه جام دیگر سَــر کشیم !
چرخانیم این چرخ بخت...

===================
[فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
Prince Honey هم اکنون آنلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
15 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 2nd February 2012   #98

هليا

مدیر انجمن هنر های نمایشی و مترجم سایت

 هليا آواتار ها

تاریخ عضویت: Jun 2010
محل سکونت: آرمان شهر
نوشته ها: 5,841
تشکر از دیگران: 10,382
تشکر شده 27,330 بار در 9,621 پست

 



هانی مثل همیشه خاطرت ته خنده بود!


=======

ار وقتی این تاپیک اومد بالا دیگه سوتی نمیدم چرا؟!

این خاطره سوتی محمد خنگه ماســـــــــت!

روزا یی که سکه تخیلی قیمت بالا شده بود!

بحث مهریه شد! محمد گفت: چه بدبختی شدیما! شانسه داریم؟! حالا تو این بدبختی چجوری زن بگیریم؟!

(بچه پررو هنوز 18 سالته ها! البته بهش گفتم تا من ازدواج نکنم حق نداری تو زن بگیری)

بعد گفت نرخ مهریه تو فامیل بابا اینا بالاست!بعضیا سن سال تولد عیال!

بهش گفتم خوب تو به سنت فامیل مامانینا کم مهریه بده!

یهو جو زد پسررو

گفت: آره من به نیت 12 تن 12 سکه میگیرم!

مامانمو میگی!یهو گفت:

خنگ منظورش 14 تن بود!

منو میگی============> (منظورشون 5 تن بود و 12 امام)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



وقتی که دیگر دلواپس آن نباشیم که در چشم محبوبمان چگونه دیده شویم، معنایش این است که دیگر عاشق نیستیم.

ویرایش توسط هليا : 2nd February 2012 در ساعت 04:34 PM.
هليا آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
11 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 20th February 2012   #99

هستی

مدیر گفتگوی آزاد و همکار بخش روانشناسی

 هستی آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2006
محل سکونت: gorgan
نوشته ها: 5,015
تشکر از دیگران: 11,762
تشکر شده 21,700 بار در 8,378 پست

 

دیدم این تاپیک داره خاک می خوره و خودم سوتی ندادم گفتم یکی از سوتی های قدیمی مامانم و بگم
اون اوایل که مامانم تازه گواهی نامه گرفته بود (حدود 20 سال پیش) یه بار یه حرکت جالبی میاد می زنه! دیدین راننده دولا می شه در سمت شاگرد(در اونوری) رو می بنده؟!تو تاکسی ها بیشتر رواج داره این مسئله مامانمم میاد همچین حرکتی می زنه و مستقیم میره تو دیوار!
این بود سوتی بی مزه امروز

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سبزُ آبی ... عسلی ُ مشکی...
نَه ...
من فقط قهوه ای چشم های تو را دوست دارم!


هستی آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
8 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 20th February 2012   #100

هستی

مدیر گفتگوی آزاد و همکار بخش روانشناسی

 هستی آواتار ها

تاریخ عضویت: Aug 2006
محل سکونت: gorgan
نوشته ها: 5,015
تشکر از دیگران: 11,762
تشکر شده 21,700 بار در 8,378 پست

 

سوتی زمین خوردنم
یه بار من و 2تا از دخترخاله هام بیرون بودیم. تو یه کوچه ی تنگی بودیم من نمی دونم اون ماشین اونجا چیکار می کرد مام مجبوری خودمون و چسبوندیم به دیوار که اون رد شه. اوج جلو یه کارتنی افتاده بود که موضوع اصلی سوتی ماست
بله پای من که اومد روش: بقیه به نقل از یکی از دختر خاله هام:" یهو دیدیم ایلما نیست!"
بله یه زمینی خوردم که نصف بدنم رفته بود زیر ماشینه. چقدر شانس آوردم که ماشینه دید و ترمز کرد
این و یادم رفته بود بگم که یه مجله خریده بودم که توش مصاحبه آقا رضا بود. خودم فداش
بله حالا در حالی که راننده هه تا کمر دولا شده و بود و اینجوری داشت نگاه می کرد این 3تا دختره پس اون یکیشون کو؟
و دخترخاله هام وحشتزده، اینجوری=> خیره بودن و هی می خواستن به زور در اون کوچه تنگ بلندم کننو و خودمم ترسیده بودم، در همون حال که صدامم از ترش خش دار شده بود گفتم مجله ام کو؟!!!

بعدا بماند که چقدر پسرخاله هام و همین 2تا دختر خالم مسخره ام کردن که تو اون شرایط هم دست از سر آقا رضا (خودم فداش) برنداشته بودم!
این بود سوتی دیگر

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سبزُ آبی ... عسلی ُ مشکی...
نَه ...
من فقط قهوه ای چشم های تو را دوست دارم!


هستی آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
9 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا