نقل قول:
شما شنیدین که یکی از جنیان دوره ی امام علی که مسلمون شد سال 1368 مرد؟ ( هجری شمسی )
آخی!!
جوون مرگ شد!
نقل قول:
من که این همه سال از عمرم میگذره تا حالا ندیدم کسی بگه من خودم دیدم
من دیدم یکیو که میگه من دیدم!
بزارید واستون تعریفغ کنم!
ما پارسال یه معلم دینی داشتیم به اسم آقای خسروی!
ایشون علاقه وافری نسبت به اجنه داشت!
هروقت می خواستیم کلاس پیچیده بشه ، یه سوال در مورد اجنه می کردیم ، ایشون هم تا آخرش واسه ما می گفت تا زنگ می خورد!!
بزارید یکی از داستان های باور نکردنیشو بگم(از زبون خودش!):
ما تابستون رفتیم قم ، پیش یکی از حاج آقا های اونجا ، به اسم حاج آقا نصر بروجردی...
دیدم یه خونواده (پدر ، مادر و دختر) با لباس کاملا مشکی اونجا پیش حاج آقا بودن...
همش داشتن گریه می کردن...
اینا که رفتن ، پرسیدم : حاج آقا اینا چشون بود؟
حاج آقا گفت: دختر اینا با یه پسر جن ازدواج کرده ، بعدش این دوتا با هم مشکل پیدا کردن ، او جن هم دختر اینارو کشته بود!
بعدشم داره خونواده ی اینارو اذیت می کنه!
مخصوصا خواهر دختره که اینجا بود رو خیلی اذیت کرده بودن...
چون خواهر زنشو می خواد اون جنه که باهاش ازدواج کنه!
منم بهشون گفتم که فقط می تونید دخترتونو بدین بهش و کار دیگه ای نمی تونین بکنین!
اما یه خاطره دیگه از زبون معلم معارف پارسال ما:
ما یه بار دیگه رفتیم پیش حاج اقا نصر بروجردی ، دیدیم که یه آقایی با دستای دراز و پاهای دراز اونجا نشسته!
این آقا من که وار شدم ، روشو کرد به من...
دیدم چشماش دو برابر چشمای آدم عادیه!!!
لبش و بینیش معمولیه!!
اما گوشش هم بزرگتره!
خلاصه ما پرسیدیم حاج آقا ایشون کی هستن؟؟
گفتن که ایشون جن هستن!!
---------------------------------
بله دیگه!!
این استاد ما دیده بودش!!!!!
همش هم داشت داستاناش رو می گفت واسه ما ، ما هم می خندیدیم!!
البته من چون به قدرتهای ماورای و موجودات شگفت انگیز اعتقاد دارم ، این موجودات رو هم (جن رو میگم) در همین حد بهشون معتقدم!
--------------------------------
در کل این همه از جن گفتین ، یه ذره هم از پری بگین!