نقل قول: نوشته اصلی توسط
mosafere 
حالا انصافا دیدی
خوب ادم دختر مردم رو ...
یه شماره:tonguesmiley:
میدونم باورش سخته حتی خودمم نمیتونم باور کنم .
هنوزم که یاد اون شب میفتم وحشت سر تا پام رو میگیره بعد تو انتظار داری بهش شماره هم میدادم !
فقط بگم از ترس اونشب رفتم خونه دوستم خوابیدم ! حالا شما فکر کنین ساعت 11.30 شب دوستتون بیاد در خونتون بگه میذاری امشب خونتون بخوابم !
امیدوارم هیچکس از این خاطرات نداشته باشه چون واسه من که اصلا خاطره قشنگی نبود هیچ خیلی هم وحشتناک بود .