صمد بهرنگي
سخني از اين جستار: «دیگر وقت آن گذشته است که ادبیات کودکان را محدود کنیم به تبلیغ و تلقین نصایح خشك و بیبُروُبرگرد...»
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
... ادبیات کودکان باید پلی باشد بین دنیای رنگین بیخبری و در رؤیا و خیالهای شیرین کودکی، و دنیای تاریک و آگاه غرقه در واقعیتهای تلخ و دردآور و سرسخت محیط اجتماعی بزرگترها. دیگر وقت آن گذشته است که ادبیات کودکان را محدود کنیم به تبلیغ و تلقین نصایح خشك و بیبُروُبرگرد... که نتیجهي کلی و نهایي همهي اینها بیخبر ماندن کودکان از مسائل بزرگ و حاد و حیاتی محیط زندگی است. آیا نباید درک علمی و درستی از تاریخ تحول و تکامل اجتماعات انسانی به کودک بدهيم؟ چرا میگويیم دروغگویي، ... دزدی بد است؟ چرا نمیآییم ریشههای پیدایش و رواج و رشد دروغگویي و دزدی را برای بچهها روشن کنیم؟... باید جهانبینی دقیقی به بچه داد، معیاری به او داد که بتواند مسائل گوناگون اخلاقی و اجتماعی را در شرایط و موقعیتهای دگرگون شوندهي دایمی و گوناگونی اجتماعی ارزیابی کند.
از مقدمهي كتاب اولدوز و كلاغها
برگرفته از كتاب:
درويشيان، علي اشرف؛ يادمان صمد بهرنگي؛