ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 1012 1234511511015011001 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10117
  1. #1
    zary
    عضو پيشكسوت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    محل سکونت
    شمال
    نوشته ها
    3,447
    1,449
    6,107

    جمله های زیبا

    سلامی به گرمی دستهای تو و به لطافت شبنم به تو به تو که همه ی وجودم
    از توست و قلب کو چکم تنها و تنها برای تو می تپد

    سال نو بهانه ایست تا به کسانی که دوستشان داریم بگویی
    گامتان پیروز عمرتان دراز شادیتان پر دوام

    عشق همانند میوه است که تا نرسید نباید خوردش


    دوستان امیدوارم همیشه زندگیتان بهاری بهاری باشد:)
  2. #2
    nemo
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    26
    0
    84

    RE: جمله های زیبا

    خدايا ! مرا وسيله اي براي صلح و آرامش قرار ده.
    بگذار هرجا تنفر است ، بذر عشق بكارم.
    هرجا آزردگي است ، ببخشايم . هرجا شك حاكم است ، ايمان و هرجا يأس است ، اميد . هرجا تاريكي است ، روشنايي و هرجا غم جاري است ، شادي نثاركنم.
    الهي ! توفيقم ده كه بيش از طلب همدردي ، همدردي كنم .
    بيش از آنكه مرا بفهمند ، ديگران را درك كنم .
    پيش از آنكه مرا دوست بدارند ، دوست بدارم ، زيرا در عطا كردن است كه
    مي ستانيم و در بخشيدن است كه بخشيده ميشويم و در مردن است كه ، حيات ابدي مي يابيم.
  3. #3
    nemo
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    26
    0
    84

    RE: جمله های زیبا

    اين قافله عمر عجب ميگذرد
    درياب دمي را که به طرب ميگذرد
    ساقي غم فرداي حريفان چه خوري
    پيش آر پياله را که شب ميگذرد
  4. #4
    nemo
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    26
    0
    84

    RE: جمله های زیبا

    شگفتـــــــا
    وقتي کـــــه بــــود ، نمــــي ديدم
    وقتي مي خــــوانــــد ، نمي شــنـــــيــــدم
    وقــــتــــي ديــــــدم ... کـــه نــــــبــــــود
    وقتي شنــــــــيـــدم ....که نــخــــوانـــــــد
  5. #5
    khazan
    عضو پيشكسوت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    623
    218
    573

    RE: جمله های زیبا

    اعترافهاي عاشقانه
    دانه هاي درشت برف آرام و بي صدا روي زمين مي نشيند. صداي گهگاه برخورد قطرات ناشي از آب شدن برف با لبه بيروني قاب پنجره است كه سكوت را مي شكند و من را به خود مي آورد
    هفت روز گذشت و گويي فضاي سياه حاكم بر اتاق كوچك من مقاوم تر از هجوم سپيدي بيرون است
    هفت روز گذشت و نامه بدون نام و نشان روي ميز كه مي دانم متعلق به كيست، يك ماه است كه دست نخورده خاك مي خورد. . دقيقا سي و سه روز
    هفت روز است كه اتاق را ترك نكرده ام. در اين روزهاي تنهايي كه مي دانم خواهند ماند و تمام جانم را خواهند گرفت، تاب سپيدي را ندارم. تاب روشنايي و نور و طلوع را ندارم
    تاب ديدن شادي بچه هاي دبستاني در روزهاي تعطيلي مدارس بخاطر بارش برف را ندارم
    تاب شادي فروش يك هفته اي آخرين كتابي كه يك سال تمام وقتم را گرفت تا بتوانم عقده هاي فروخورده ام را با عنوان «اعترافات عاشقانه» به نوعي خالي كنم و آنرا به او كه باورم نكرد تقديم كنم را ندارم
    نامه بي نام و نشان روي ميز راحتم نمي گذارد. مي دانم كه طاقت نخواهم آورد. سي و سه روز لجبازي بس است
    برف همچنان آرام و بي سر و صدا مي بارد
    به سراغ نامه مي روم. مثل هميشه توي پاكت و اينبار لاي گزارش كذايي پروژه پايان ترم. اسم او در كنار اسمم روي جلد پروژه آرامم مي كند
    پاكت را باز مي كنم. تر و تميز مثل هميشه روي يك طرف كاغد كلاسور خوش خط و خوانا و باز مثل هميشه بدون شماره صفحه
    ده صفحه كلاسور جلوي رويم است. همه چيز عادي است اما
    صفحه اي كه روي همه صفحات قرار دارد برخلاف هميشه با « به نام خالق عشق» آغاز شده است
    نمي دانم ولي اولين بار است كه دوست دارم نوشته اي از او را تا انتها بخوانم. آن هم نه يكبار بلكه صدهزار بار. تا شايد بتوانم براي هميشه همه چيز و همه كس را فراموش كنم
    پشت ميز كوچكم مي نشينم. روي ميز را مرتب مي كنم. همه چيز بايد آراسته باشد. براي خواندن و شنيدن آماده ام. او با آخرين نوشته اش رفت
    به نام خالق عشق
    سلام به شكيبايي و صبر
    مي دانم كه برف عمرش كوتاه است و سپيدي اش جاودان
    مي دانم كه با رفتن پاييز سپيدي مي آيد، ترنم دلپذير عشق مي آيد، قدم زدنهاي عاشقانه روي زمين برفي در تنهايي غريبانه سكون مي آيد، اما اين را هم مي دانم كه بهار نخواهد آمد. تا، روز آخر زمستان را نبينيم بهار را ايمان نخواهم آورد و مطمئن باش تا روز آخر زمستان فرسنگها فاصله است
    مي خواهم اعتراف كنم. اعترافهاي عاشقانه ام را اعتراف كنم
    حال كه ديگر نخواهمت ديد و چشمم به چشمهاي هميشه منتظرت نخواهد افتاد، توان نوشتن اعترافهاي فروخروده ام را مي يابم
    به ترم آخر نرسيده رفتني شدم
    يا دانشكده مرا تاب نياورد، يا من دنيا را، يا دنيا نوشته هايم را، يا نوشته هايم انتظار تو را، صبر و استقامت شش ساله تو را
    با اينكه مي توانستي زودتر از اينها از اين خراب شده لعنتي بري و همه چيز را پشت سرت به خاك بسپاري، ماندي
    شايد نذر و نيازها و دعاهاي من بود كه مستجاب شد تا تو يك ترم ديگر بماني و صد و خورده اي از پول فروش كتابت رو دو دستي تقديم مسئول ثبت نام بكني. و بگذار اعتراف كنم وقتي كارنامه ات رو ديدم و وقتي اونو جلوي روي من پاره كردي و با خشم و بدون خداحافظي رفتي، از خوشحالي رفتم يه كلاس خالي پيدا كردم و هزار بار روي تخته سياه نوشتم: خدايا دوستت دارم
    سرزنشهاي من بخاطر افتادن واحدهايت همه اش به خاطر لجبازي بود
    اما، تو جدي گرفتي
    حتي آن يك هفته اي كه نمي خواستم چهره زيبايت را ببينم همه اش از خوشحالي بود. نمي خواستم ببينمت چون هيچ دلم نمي خواست كه مجبور بشم فيلم بازي كنم و علي رغم ميل باطني ام با تو رفتار كنم
    نمي دانم چطور اين ترم هم گذشت و باز، تو6 واحد رو گذاشتي براي ترم دوازدهم و ماندي. ماندي تا اسمم در كنار نام زيبايت در پروژه پايان ترم هر دويمان حك شده و زركوب به يادگار بماند
    وقتي هنگام ارائه پروژه در كمال خودخواهي هشتاد درصد پروژه را تحقيقات گسترده و وتلاش شبانه روزي خودم به تنهايي عنوان كردم مي خواستم براي بار آخر چهره عصباني ات را ببينم
    مي خواستم براي بار آخر، دل سير خشم و نفرت را در چهره منحصر بفردت ببينم تا بتوانم فراموشت كنم... كه تو فراموشم كردي. و اينبار با جديت تمام رفتي كه رفتي
    اگر نگاهت نمي كردم و يا خودم را مي زدم به اون راه كه انگار نديدمت منتظر بودم بيايي... بيايي تا
    و تو ديگر نيامدي
    روز امتحان آخر از اول صبح منتظرت بودم .... منتظر بودم سوالي را كه مدتها پيش از من پرسيدي و گفتم نمي دانم بگويم كه مي دانم و خوب هم مي دانم
    و تو نيامدي و من سر جلسه امتحان نرفتم تا شايد تو بيايي و تو نيامدي و اولين صفر كارنامه چهارساله دوران دانشجويي ام بخاطر تو بود. فقط به خاطر تو.... و تنها صفري است كه عاشقانه دوستش دارم
    آن صفر توي كارنامه را به خاطر تو دوست دارم
    ديگر نمي توانم بنويسم
    آخرين نوشته ام هم درباره تو بود. تويي كه طنين صدايت ونوازش دستهايت، سنگيني خاك را كنار خواهد زد و آرامش را برايم به ارمعان آورد
    تحمل اين زندگي رو ندارم. از خودم بدم مي آد
    بس است
    شايد خاطرات بيادماندني گذشته آرامم كند
    تنهايم نگذار

    و آن آتش سوزي وحشتناك بود كه او را برد و او ناباورانه رفتنش را خود رقم زد و ناله و شيون بود كه سكوت را شكست
    او ديگر نيست كه ببيند اعترافات عاشقانه ام با نام زيباي او آغاز شده است
    او ديگر نيست كه بداند من هيچ گاه دانشگاه را تمام نخواهم كرد
    او نيست كه وقتي مرا از دور مي بيند وانمود كند كه مرا نديده
    و
    او هيچگاه بهار را ايمان نياورد
  6. #6
    khazan
    عضو پيشكسوت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    623
    218
    573

    RE: جمله های زیبا


    هميشه برا کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه واسه کسي گريه کن که مي دوني وقتي غصه داري و اشک مي ريزي برات اشک مي ريزه برا کسي غمگين باش که در غمت شريک باشه عاشق کسي باش که دوست دارهب.ظ): هيچ وقت دل به كسي نبنديد چون ،اين دنيا اينقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نمي شه... ولي اگر دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشيد چون، اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش نمي كنيدب.ظ): يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره.

  7. #7
    khazan
    عضو پيشكسوت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    623
    218
    573

    RE: جمله های زیبا

    جلسه محاكمه عشق بود
    و قاضي عقل ،
    و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
    يعني فراموشي ،
    قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
    ولي همه اعضا با او مخالف بودند
    قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
    آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
    اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
    و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
    حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
    همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
    تنها عقل و قلب در جلسه مادند
    عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند !
    ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
    چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
    قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
    و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
    و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم .
    پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم...

    دل نوشت:
    خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان
    بايد ازجان گذرد هركه شود عاشقشان
    روز اول كه سرشتند زگل پيكرشان
    سنگي اندر گلشان بود همان شد دلشان
  8. #8
    zary
    عضو پيشكسوت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    محل سکونت
    شمال
    نوشته ها
    3,447
    1,449
    6,107

    RE: جمله های زیبا

    ممنون دوستان از پست هاتون
  9. #9
    alireza1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    2
    0
    14

    RE: جمله های زیبا

    دائم براي ديدن هم دير ميكنيم
    وقت قرارها همه تاخير ميكنيم
    اول براي عشق همه تند ميرويم
    اما اواسطش همه گير ميكنيم
  10. #10
    mino
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    3
    0
    14

    RE: جمله های زیبا

    زندگی تعداد نفسهایی نیست که میکشیم
    بلکه تعداد لحظات خوبی است که در ان به سر میبریم.
صفحه 1 از 1012 1234511511015011001 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10117

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •