شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
 

تالارهای گفتمان جی تاک

جدیدترین موضوعات انجمنها دانلود تولبار جی تاک


بازگشت   تالارهای گفتمان جی تاک تاریخ ، فرهنگ و هنر ادبيات ديوان اشعار
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 1st December 2010   #1

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 

اشعار رهی معیری


شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانهٔ سلطنتی اشتغال داشت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. وی در سالهای آخر عمر در برنامهٔ گلهای رنگارنگ رادیو در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از آن جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن چهلمین سالگرد انقلاب اکتبر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگربار در سال ۱۳۴۵، عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر وی بود. رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در بیست و چهارم آبان سال ۱۳۴۷ شمسی پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان معده بدرود زندگانی گفت و در مقبرهٔ ظهیرالدولهٔ شمیران به خاک سپرده شد.

اشعار رهی معیری

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی


خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی


ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی

من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی


در سینه سوزانم مستوری و مهجوری

در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی


من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی

من سلسله موجم تو سلسله جنبانی


از آتش سودایت دارم من و دارد دل

داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی


دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم

کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی


ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟

روی از من سر گردان شاید که نگردانی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 1st December 2010   #2

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 


اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام

خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام

با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق

همچون بنفشه سر به گریبان کشیده‌ام


چون خاک در هوای تو از پا فتاده‌ام

چون اشک در قفای تو با سر دویده‌ام


من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش

از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام


از جام عافیت می نابی نخورده‌ام

وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده‌ام


موی سپید را فلکم رایگان نداد

این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام


ای سرو پای بسته به آزادگی مناز

آزاده من که از همه عالم بریده‌ام


گر می‌گریزم از نظر مردمان رهی

عیبم مکن که آهوی مردم‌ندیده‌ام

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 1st December 2010   #3

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 


ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند

بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند

زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم

غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند


نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد

با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند


سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا

وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند


بستاند ای سرو سهی! سودای هستی از رهی

یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 1st December 2010   #4

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 

زندان خاک
با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام

نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام

سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟

تیره بختی بین کجا بودم کجا افتاده ام


جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا

عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام


پایمال مردمم از نارسایی های بخت

سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام


خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست

اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام


تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار ؟

برگ خشکم در کف باد صبا افتاده ام


بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق

تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام


لب فرو بستم رهی بی روی گلچین و امیر

در فراق همنوایان از نوا افتاده ام

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 1st December 2010   #5

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 

تشنهٔ درد


نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم

و گر پرسی چه می‌خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم


نمی‌خواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردی

دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم


چه غم کان نوش لب در ساغرم خونابه می‌ریزد

من از ساقی ستم جویم من از شاهد جفا خواهم


ز شادیها گریزم در پناه نامرادیها

به جای راحت از گردون بلا خواهم بلا خواهم


چنان با جان من ای غم درآمیزی که پنداری

تو از عالم مرا خواهی من از عالم تو را خواهم


به سودای محالم ساغر می خنده خواهد زد

اگر پیمانهٔ عیشی در این ماتم‌سرا خواهم


نیابد تا نشان از خاک من آیینه رخساری

رهی خاکستر خود را هم‌آغوش صبا خواهم

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 1st December 2010   #6

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 

جلوهٔ ساقی


در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟
مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟


بادهٔ روشن دمی از دست ساقی دور نیست

ماه امشب همنشین با آفتاب افتاده است


خفته از مستی به دامان ترم آن لاله‌روی

برق از گرمی در آغوش سحاب افتاده است


در هوای مردمی از کید مردم سوختیم

در دل ما آتش از موج سراب افتاده است


طی نگشته روزگار کودکی پیری رسید

از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است


آسمان در حیرت از بالانشینیهای ماست

بحر در اندیشه از کار حباب افتاده است


گوشهٔ عزلت بود سرمنزل عزت رهی

گنج گوهر بین که در کنج خراب افتاده است

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
قدیمی 1st December 2010   #7

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 

نیلوفر


نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پبچیده ام

شاخه تاکم بگرد خویشتن پیچیده ام


گرچه خاموشم ولی آهم بگردون می رود

دود شمع کشته ام در انجمن پیچیده ام


می دهم مستی به دلها گر چه مستورم ز چشم

بوی آغوش بهارم در چمن پیچیده ام


جای دل در سینه صد پاره دارم آتشی

شعله را چون گل درون پیرهن پیچیده ام


نازک اندامی بود امشب در آغوشم رهی

همچو نیلوفر بشاخ نسترن پیچیده ام

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
pmohammadsadeg ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 1st December 2010   #8

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 

سراب آرزو


دل من ز تابناکی به شراب ناب ماند

نکند سیاهکاری که به آفتاب ماند


نه ز پای می نشیند نه قرار می پذیرد

دل آتشین من بین که به موج آب ماند


ز شب سیه چه نالم؟ که فروغ صبح رویت

به سپیده سحرگاه و به ماهتاب ماند


نفس حیات بخشت به هوای بامدادی

لب مستی آفرینت به شراب ناب ماند


نه عجب اگر به عالم اثری نماند از ما

که بر آسمان نبینی اثر از شهاب ماند


رهی از امید باطل ره آرزو چه پویی؟

که سراب زندگانی به خیال و خواب ماند

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
pmohammadsadeg ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 1st December 2010   #9

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 

شب‌زنده‌دار


خاطر بی آرزو از رنج یار آسوده است

خار خشک از منت ابر بهار آسوده است


گر به دست عشق نسپاری عنان اختیار

خاطرت از گریه بی اختیار آسوده است


هرزه گردان از هوای نفس خود سرگشته اند

گر نخیزد باد غوغا گر غبار آسوده است


پای در دامن کشیدن فتنه از خود راندن است

گر زمین را سیل گیرد کوهسار آسوده است


کج نهادی پیشه کن تا وارهی از دست خلق

غنچه را صد گونه آسیب است و خار آسوده است


هر که دارد شیوه نامردمی چون روزگار

از جفای مردمان در روزگار آسوده است


تا بود اشک روان از آتش غم باک نیست

برق اگر سوزد چمن را جویبار آسوده است


شب سرآمد یک دم آخر دیده بر هم نه رهی

صبحگاهان اختر شب زنده دار آسوده است

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
pmohammadsadeg ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
قدیمی 1st December 2010   #10

pmohammadsadeg

مدیر ایران و جهان شناسی و ادبیات

 pmohammadsadeg آواتار ها

تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: تو نقاشی
نوشته ها: 4,071
تشکر از دیگران: 11,028
تشکر شده 7,490 بار در 3,701 پست

حالت
Artistic

 

ناآشنا


ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است

ماییم جای دیگر و او جای دیگر است


چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست

جز چشم دل که محو تماشای دیگر است


این نه صدف ز گوهر آزادگی تهی است

و آن گوهر یگانه بدریای دیگر است


در ساغر طرب می اندیشه سوز نیست

تسکین ما ز جرعه مینای دیگر است


امروز میخوری غم فردا و همچنان

فردا به خاطرت غم فردای دیگر است


گر خلق را بود سر سودای مال و جاه

آزاده مرد را سر و سودای دیگر است


دیشب دلم به جلوه مستانه ای ربود

امشب پی ربودن دلهای دیگر است


غمخانه ایست وادی کون و مکان رهی

آسودگی اگر طلبی جای دیگر است

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در خرابات فنا جام بقا می نوشم
می عشقست به فرمان خدا می نوشم
جام می در کف و در کوی مغان می گردم
شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
بر من عاشق سرمست حلال است مدام
دُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
...
pmohammadsadeg آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
pmohammadsadeg ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



پد از بين برنده سـموم بدن كينوكي

مزیت های کینوکی:
پد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو



» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید ...
 

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 16000 تومان

 


Powered by vBulletin Version 3.8.6 & Our Members
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.5.2
Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2010 Gtalk.ir
سایت سرگرمی و تفریحی * ثبت هاستینگ و دامنه * سایت سرگرمی و عکس های جالب * فروشگاه تکچین ، فروشگاه اینترنتی تکچین هدایای جالب و لوکس * ست مروارید عشق * سایت یک در یک ، فال و طالع بینی ، عکس ، مقالات آموزشی، پیامک های جالب *آموزش لاغری در 10 دقیقه *شارژ موبایل با باطری قلمی *بهترین هدیه روز مادر و روز زن *راه های افزایش قد + حرکات جادویی *ساعت LED آدیداس adidas *ساعت بدون عقربه Gucci *دستگاه کپی SMS و شماره تلفن *ست چاقوی میراکل بلید *دماسنج عشق *سایت هدفمند سازی یارانه ها *برچسب ضد اشعه امواج مضر موبایل * ساعت و گردنبند جادویی آرامبخش *پک سفیدکننده دندان اصل Whitelight * کرم موبر باله آ اصل - Balea Cream *هاست ایرانی ، میزبانی ملی *خرید زیور آلات ، بدلیجات ، مروارید *پنل ارسال sms *تبادل لینک با ما - رنک 3 به بالا