"جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی با اتفاق آرا بهترین فیلم جشنواره بیست و نهم فجر بود. فرهادی در روند فیلمسازی مسیری رو به رشد داشته از "رقص در غبار" به "شهر زیبا" رسیده و پس از "چهارشنبه سوری"، "درباره الی" را ساخته، "جدایی نادر از سیمین" کاملکننده این مسیر رو به رشد است.
فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی دومین فیلم پرفروش نوروز 90 در جذب مخاطب شگفتی تازه رقم زد.
به گزارش مهر، فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی با اتفاق آرا بهترین فیلم جشنواره بیست و نهم فجر بود. فرهادی در روند فیلمسازی مسیری رو به رشد داشته از "رقص در غبار" به "شهر زیبا" رسیده و پس از "چهارشنبه سوری"، "درباره الی" را ساخته، "جدایی نادر از سیمین" کاملکننده این مسیر رو به رشد است.
ساره بیات در نمایی از "جدایی نادر از سیمین"
* موفقیتهای "جدایی نادر از سیمین" در جشنواره فیلم فجر
فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" در جشنواره فیلم فجر مورد توجه هیئت داوران قرار گرفت، پیشتر منتقدان، اهالی مطبوعات و مردم فیلم را پسندیده بودند، در موقعیتی رویایی فیلم با استقبالی گسترده همراه شد و روایت اجتماعی فرهادی از طبقه متوسط با قشرهای مختلف ارتباط برقرار کرد.
در مراسم اختتامیه جشنواره بیست و نهم فیلم فجر، شهاب حسینی برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار را به دست آورد و اصغر فرهادی سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و فیلم را به دست آورد، او در برلین بود و در آن سوی مرزها موفقیتهایی تازه را میچشید. محمد کلاری هم سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری را به دست آورد.
فیلم میتوانست به نظر بسیاری از منتقدان، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و بازیگر مرد را برای پیمان معادی همراه بیاورد، دیده شدن فیلم در جشنواره فجر فضای تبلیغاتی مثبتی برای "جدایی نادر از سیمین" به وجود آمد.
* تحسین فیلم در جشنواره برلین
فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" در نمایش خارجیاش هم موفق بود، گروهی باور نداشتند این فیلم بتواند موفقیت "درباره الی" را تکرار کند، اما فیلمی که فیلمنامهاش در آسیا پاسیفیک دیده شده و جایزه گرفته بود، مخاطبان خارجی را هم شگفتزده کرد، اصغر فرهادی در کنار به دست آوردن خرس طلای بهترین فیلم توانست با فیلمش بازیگران سینمای ایران را هم به افتخاری تازه برساند.
گروه بازیگران زن و مرد فیلم خرس نقرهای برلین را به ایران آوردند، فیلم فرهادی با وجودی که به شدت به زندگی ایرانی و شرایط امروز جامعه نزدیک است اما توانست منتقدان خارجی را هم تحت تاثیر قرار بدهد، مجموعهای از نقدهای مثبت درباره فیلم در نشریات و سایتهای خارجی نوشته شده است.
سینمای ایران که مدتی است چهره شاخصی در عرصههای بینالمللی نداشته با فرهادی دوباره به قلههای موفقیت نزدیک شده است، فرهادی نماینده تازه سینمای اجتماعی ایران و همه قابلیتهای آن در جهان است.
*گروه بازیگران
از زمانی که اصغر فرهادی مشغول ساخت فیلم تازهاش در سکوت خبری بود، آنهایی که بازیهای خوب بازیگران فیلمهای قبلی این کارگردان را فراموش نکرده بودند، میدانستند که فرهادی این بار هم مجموعهای از بازیهای به یادماندنی را مقابل دیدگان مخاطب قرار میدهد.
پیمان معادی، شهاب حسینی و لیلا حاتمی عالی هستند، ساره بیات استعدادش را در فرصتی که داشته به نمایش گذاشته و سارینا فرهادی حضوری قابل قبول در اولین نقشآفرینیاش در سینما دارد. فرهادی با شیوههای خود میداند که چطور از بازیگران استفاده کند تا بیشترین تاثیر را در مخاطب داشته باشند.
سیمای رنج کشیده ساره بیات و تصویر تلخ شهاب حسینی فراموش نشدنی است، تصویر مردی که در مخمصه وجدان و منفعت شخصی گرفتار شده را میتوان در چهره پیمان معادی دید و لیلا حاتمی چقدر خوب رنج و اندوه زنی را به نمایش گذاشته که راهی برای خروج از بحران زندگی شخصیاش ندارد.
* حمایت رسانهها و منتقدان
فیلمهای فرهادی به خصوص "چهارشنبه سوری" و "درباره الی" توسط منتقدان دیده و تحسین شدند، "جدایی نادر از سیمین" هم در فضایی مثبت از سوی سایتها و نشریات و ماهنامهها حمایت شد، از زمان جشنواره فیلم فجر تا امروز منتقدان و روزنامهنگاران در کنار مخاطبان جدی سینما حامیان اصلی فیلم فرهادی بودهاند.
معرفی فیلم به دانشجویان و طبقه متوسط به بالای جامعه که اهل مطالعه نشریات و رسانهها هستند از طریق ماهنامهها و سایتها اتفاق افتاده و همان طور که پیشبینی میشد پس از تعطیلات نوروزی فروش روزانه "جدایی نادر از سیمین" به شدت افزایش پیدا کرده و در بعضی روزها از "اخراجیها 3" پیشی گرفته است.
*موفقیت سینمای متفاوت در جذب مخاطب
در ادوار مختلف تاریخی سینماگران متعددی باعث پیوند سینمای متفاوت با مردم شدهاند، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی مهمترین این چهرهها از نسل اول سینماگران هستند که فیلمهایشان در دهه 50 مردمی را که با فیلمفارسی میانهای نداشتند به فیلم دیدن و سینما رفتن ترغیب کرد.
ابراهیم حاتمیکیا و کمال تبریزی در دهه 70 این توانایی را داشتند که با فیلمهایشان اقشار تحصیل کرده را به سینماها دعوت کنند، نام آنها هنوز هم میتواند برای جذب مخاطب مهم باشد، حتی اگر از دوران اوجشان فاصله داشته باشند، اصغر فرهادی سینماگری است که با "چهارشنبه سوری" توانست این اتفاق را رقم بزند.
فروش بیشتر از یک میلیارد تومانی برای فیلم تلخی مانند "جدایی نادر از سیمین" نشان میدهد میتوان برای سینمای اندیشه هم سهمی در جدول فروش در نظر گرفت.
ای قلب سست و ناسپاس من
رویا مرد پیش از آنکه متولد شود
بی گناهی از دست رفت...من هم گم شدم
اما هنوز سعی می کنم نشان دهم قوی ام
هنوز نمی دانم به کجا تعلق دارم
در خوابم، آرام در گوشم زمزمه می کنی که این دنیا را رها کنم
و من به این معما خیره می شوم, شخصیت این شیدا
پشت پژواک خنده ها منجمد شده
KRAL ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
«جدایی نادر از سیمین» در رتبه 170 بهترین فیلمهای تاریخ سینما در فهرست 250 فیلم سایت معتبر IMDB
سینمای ما- فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» در نخستین روزهای اکران در ایران و پس از موفقیت در جشنواره برلین و فجر، به جمع 250 فیلم برگزیده سایت معتبر و مرجع IMDB وارد شد. فیلم اصغر فرهادی که تا امروز از کاربران این سایت نمره فوقالعاده 8.1 از 10 را گرفته، به رتبه 170 جمع 250 فیلم برتر تاریخ سینما در رنکینگ معتبر و قابل استناد این سایت سینمایی رسیده است. این جایگاه با رای کاربران قابل ارتقا است.
کاربران سایت "سینمای ما" میتوانند با رایدادن به این فیلم در سایت آی ام دی بی به پیشرفت این فیلم در فهرست بهترینهای سینمای جهان کمک کنند و افتخار دیگری برای این فیلم و سینمای امروز ایران با کمک و مشارکت سینمادوستان ایرانی رقم بزنند.
برای رای دادن به فیلم «جدایی نادر از سیمین» به نشانی اینترنتی زیر مراجعه کنید: [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
«جدایی نادر از سیمین» در این سایت با نام انگلیسی A Separation موجود است. به صفحه اصلی فیلم بروید و در بخش رای کاربران و بخش Top 250 این سایت به فیلم محبوب خودتان رای بدهید.
سایت "سینمای ما" تغییرات رتبه این فیلم را در اخبار بعدی متشر خواهد کرد.
منبع: [فقط كسانی ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
ای قلب سست و ناسپاس من
رویا مرد پیش از آنکه متولد شود
بی گناهی از دست رفت...من هم گم شدم
اما هنوز سعی می کنم نشان دهم قوی ام
هنوز نمی دانم به کجا تعلق دارم
در خوابم، آرام در گوشم زمزمه می کنی که این دنیا را رها کنم
و من به این معما خیره می شوم, شخصیت این شیدا
پشت پژواک خنده ها منجمد شده
جدایی نادر از سیمین آخرین قسمت از سه گانه فرهادی (پس از چهارشنبه سوری و درباره الی...) درباره دروغ (پنهانکاری) و قضاوت است. البته قضاوت در تمام 5 فیلمی که تاکنون فرهادی ساخته همواره جزء دغدغه های مهم او بوده است. در"رقص در غبار" پسر جوان، زنش(که عاشقش است) را بخاطر حرف و شایعات مردم درباره مادر او طلاق می دهد بدون اینکه درستی این حرفها برایش اثبات شده باشد.موضوع "شهر زیبا"درباره اصرار پدر پیری مبنی بر قصاص پسر نوجوانی است که قاتل دخترش بوده و حالا به 18 سالگی(سن قانونی برای قصاص) رسیده است. اما در این 3 فیلم اخیر توجه او به مقوله قضاوت خیلی شفافتر به چشم می خورد. در"چهارشنبه سوری"شاهد زنی عصبی و بهانه جو هستیم که به شوهر مظلومش سوءظن دارد اما بعد می فهمیم قضاوتمان اشتباه بوده و مرد واقعاً خیانتکار است.
در"درباره الی..." با زنجیره ای از دروغها مثل: دروغ الی به دیگران درباره زندگی اش، دروغ سپیده به دیگران در خصوص ناآگاهی اش از زندگی الی، دروغ همگی به نامزد الی در خصوص ماجرای الی و...و همچنین قضاوتهای نادرست، شتابزده و احساسی افراد روبرو هستیم. نگاه کنید به نظرات جمع پیش از گم شدن الی که همه او را دختری ساده، آروم، مهربون و...می دانستند در حالیکه هنوز چند ساعت هم از آشنایی شان با او نمی گذشت و پس از گم شدن او که 180 درجه نظرشان عوض می شد. نکته جالب اینجاست که همه آنها تحصیلکردگان رشته حقوق هستند نه مردم عامی.
اما در"جدایی نادر از سیمین" دغدغه فرهادی نسبت به مقوله قضاوت بسیار جدیتر و پررنگتر از تمام کارهای قبلی اش دیده می شود بنحویکه فیلم اصلاً با صحنه دادگاه آغاز می شود و بعلاوه با نشان ندادن قاضی از همین صحنه اولیه تا پایان فیلم، عملاً تماشاگر را در جای او و موقعیت قضاوت قرار می دهد. در تمام طول فیلم به اشکال مختلف با مفهوم قضاوت روبرو هستیم مثلاً آدمها مدام در حال قضاوت درباره همدیگر هستند. حجت قضاوت نادرستی درباره طبقه امثال: نادر و قهرایی دارد. وقتی می گوید:"شما دین و پیغمبر می شناسید؟"، "شما فکر می کنید ما حیوونیم و زن و بچه مون رو کتک می زنیم؟" ،"برات ناموس مهم نیست؟" و... تا مقطعی هم ما با حجت هم عقیده ایم. اما وقتی می بینیم نادر چون مطمئن نیست کبودی بدن پدرش ناشی از افتادن از تخت باشد از معاینه او در پزشکی قانونی خودداری می کند (شاید هم تردید دارد که اصلاً پدرش موافق این کار هست یانه)، از دخترش نمی خواهد در دادگاه به قاضی دروغ بگوید و یا قهرایی هم شهادتش را پس می گیرد، می فهمیم حجت اشتباه کرده و طبقه اجتماعی بالاتر نادر و قهرایی باعث نشده آنها وجدانشان را زیر پا بگذارند یا از سوی دیگر قضاوت نادرست نادر درباره دزد بودن راضیه. اما شاید زیباترین جلوه قضاوت را بتوان در نگاههای نگران، پرسشگر و شماتت بار ترمه به پدرش مشاهده کرد که نهایتاً هم باعث می شود مرد سرسختی چون نادر که حاضر می شود به زندان برود اما به همسرش برای تهیه وثیقه رو نیندازد دربرابر نگاههای دخترش تسلیم شده و اعتراف کند که دروغ گفته و می دانسته راضیه حامله است.
پدر نادر و ترمه نمادی از گذشته و آینده هستند که هر دو قربانی سرگشتگی و بحران نسل کنونی می شوند. ترمه که با دروغ گفتن در دادگاه وارد دنیای آلوده و تاریک والدین خود می شود و پدر بزرگ هم از لباس سیاه نادر در نمای پایانی می فهمیم که از دنیا رفته است. مرگی که شاید از لحظه ای آغاز شد که سیمین دستش را از دستان او که نمی خواست بگذارد برود بیرون کشید و با توجه به اینکه آن خانه،"خانه پدری" نادر بود ترکش از سوی سیمین معنای نمادینی هم پیدا می کند. این لحظه، آغازی بود برای فروپاشی. فروپاشی نادر تا جاییکه ناخواسته مرتکب قتل می شود. فروپاشی سیمین که گرچه رفتن، تصمیم قطعی اوست اما هیچگاه شوق و شعفی در او بابت این انتخاب نمی بینیم چون شاید خودش هم می داند چیزهایی که از دست می دهد بسیار بزرگتر از چیزهایی است که به دست می آورد. فروپاشی ترمه (که نهایتاً به دروغگویی او در دادگاه ختم می شود) و فروپاشی و نهایتاً نابودی پدربزرگ که نماد هویت و تکیه گاه است.
پس از این است که او به پرستارش هم می گوید سیمین، از تخت سقوط می کند و اندک قدرت تکلمش (به نشانه راه برقراری ارتباط با دنیا) را هم از دست می دهد.
البته نادر و سیمین هم خود معلول هستند نه علت بروز بحران. معلول جامعه ای غمگین، گرفتار، افسرده و پر تنش. جامعه ای که افرادش مجبور به تظاهر می شوند. نگاه کنید به پوشش متفاوت نادر و سیمین در داخل و بیرون محل کار. تربیت یافتگان چنین جامعه ای چرا نباید به فرزندان خود دروغ بیاموزند؟ چرا نباید دنبال فرار از آن باشند؟ چرا نباید فرزندانشان را مجبور نکنند که از حق خود (حتی در حد انعام مختصر یک کارگر پمپ بنزین) نگذرند؟ و نهایتاً چرا نباید فرزندشان را قربانی خودخواهی و لجبازی خود نکنند؟ و نهایتاً چرا نباید هم گذشته و هویت خود را ویران نکنند و هم آینده را آلوده؟ در صحنه پایانی فیلم تصمیم ترمه مبنی بر انتخاب یکی از والدین برای ادامه زندگی نشان داده نمی شود. اما مگر فرقی هم می کند؟ آیا زندگی با با مادر دور از هویت و ریشه های خود (که علاقه ترمه به پدربزرگ خود نمادی از دلبستگی به آب و حاک و ریشه های خود است) باعث خوشبختی او می شود؟ یا زندگی در جامعه ای که به او می آموزد دنبال بقای خود باشد حتی به قیمت نابودی دیگری. همانطور که پدرش دروغ می گوید (آگاهی نداشتن از حاملگی راضیه) بخاطر زندان نرفتن، حجت از زنش می خواهد قسم دروغ بخورد تا پول دیه را بگیرد، مادرش بر سر تصمیم خود برای طلاق و به خارج رفتن می ایستد حتی به قیمت نابودی آینده دخترش و...
فیلم همانطور که با صحنه دادگاه آغاز شد با صحنه داگاه هم به پایان می رسد. در حالیکه پدر و مادر در راهروی دادگاه روبروی هم(نه کنار هم) نشسته اند و فرزندشان در برزخ دشوار انتخاب. در چنین جامعه ای چه نقطه روشنی برای آینده وجود دارد؟
فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی واکاوای موقعیتی تراژیک و تلاش برای نمایش بحرانهای اخلاقی و اجتماعی است.
فرهادی در فیلمهای قبلیاش نشان داده که فضاسازی متناسب با مضمون فیلم را میداند، خانه نادر (پیمان معادی)، حضور پدر، بازی نادر و دخترش با سمیه، رابطه صمیمی نادر و ترمه (سارینا فرهادی) و نمایش جزئیات این رابطه (صحنه پمپ بنزین را به یاد بیاورید) کمک کرده تا دنیایی که او پیش چشم تماشاگر قرار میدهد باورپذیر و دوستداشتنی از کار درآید.
تاثیرگذاری بیشتر سکانسهای فیلمهای فرهادی به دلیل همین فضاسازی واقعگرایانه اما کاملا فکر شده است، سکانسهایی که حجت (شهاب حسینی) پرخاشگر و عصبی است، یا سکانس حضور او در آشپزخانه کنار همسرش، سکانس گریه نادر در حمام و... حال و هوایی ویژه به "جدایی نادر از سیمین" میدهد و تماشاگر را متاثر میکند.
یکی از امتیازهای جذاب فیلمهای فرهادی به چالش کشیدن باورهای ذهنی تماشاگر است، او در مقام نویسنده این قدرت را دارد تا مدام رویههای مختلف شخصیتهایش را نشان بدهد، ذهن تماشاگر موقع دیدن فیلمهای فرهادی بازی میخورد، ماجرای سقط جنین زن ابتدا به نظر یک کلاهبرداری است، نادر بیتقصیر به نظر میرسد و... اما در انتهای فیلم ما هم مانند راضیه (ساره بیات) در تردید هستیم و این تردید نسبت به واقعیت شخصیتها است که باعث میشود بارها دیدن "جدایی نادر از سیمین" همچنان جذاب باشد.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.