هیچ سالی اسکار به اندازه اون سالی که استیو مارتین و الک بالدوین مجری اسکار بودن باحال نشد....
هیو جگمن هم خوب اجراش کرد البته...ولی پارسال اصلا در حدش نبود...آنه هاتوی اصلا در حدی نبود که
بخواد مجری اسکار باشه...
از یه فیلم به شدت عادی با یه فیلمنامه متوسط دو نفر نامزد میشن فقط بخاطر اینکه برد پیت توش بازی
کرد!! نمیدونم این منتقدا توی مانیبال چی دیدن که من واقعا نمیتونم ببینم؟!!فرض کنین جای برد پیت یه
بازیگر نه چندان معروف بود...به نظرت اینطوری توی اسکارو گلدن گلوب نامزدش میکردن؟!!
بیلی کریستال مجری امسال رو من بیشتر با صداش توی کارتون ها میشناسم...باید دید که قابلیت اجرای
زنده رو هم داره یا نه...
استیو مارتین رو ندیدم اجراشو ولی هیو سال 2009 خداییش اجرای خوبی داشت.
بیلی کریستال رو من نفهمیدم واسه چی اصلا" انتخابش کردن اگه ادی مورفی میشد خیلی بهتر بود حالا باید دید چی میشه
البته من امسال اصلا" در جریان فیلم های اسکار نیستم فقط چهارشنبه قراره این فیلم هوگو رو برم سه بعدی تو جشنواره نگاه کنم تا حالا فیلم سه بعدی ندیدم جای شما هم خالی آقا جواد
اسکار 2010 رو با الک بالدوین اجرا کرد...تو این شیش عفت سالی که من اسکارو دیدم بهترینش
این دو تا بودن...
خوش بحالت منم سه بعدی ندیدم...جای منم خوش بگذرون
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
Nobody knows me, I'm cold
Walk down this road all alone
It's no one's fault but my own
It's the path I've chosen to go
Frozen as snow
I show no emotion whatsoever so
Don't ask me why I have no love for these
motherfcking hoes
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
بازیگرانی که بیشتر آنها نامزد جوایز اسکار 2012 هستند، با گریم شخصیتهای منفی دنیای ادبیات و قصههای مصور مقابل دوربین الکس براگر عکاس معروف رفتهاند.
جرج کلونی که با فیلم «فرزندان» نامزد اسکار است، با گریم کاپیتان بلای از مجموعه فیلمهای «شورش در کشتی بونتی» عکس گرفته است. کلونی گفت از کلاه این شخصیت خوشش میآید.
براد پیت که برای فیلم «مانیبال» نامزد اسکار شده، با گریم «مَدمَن» (مرد دیوانه) عکس گرفته است. پیت گفت مدل مو او در این عکسها را با الهام از پیتر لوری بازیگر شخصیت اهریمنی فیلم «***** مالت» طراحی شده است.
رایان گاسلینگ بازیگر فیلمهای «عید مارس» و «راندن» به نقش مرد نامرئی. او درباره این شخصیت گفت: «نمیدانم او شخصیت منفی است، اما من به این آدم اعتماد ندارم.»
مایکل شانون که سال 2011 فیلم تحسینشده «پناه بگیر» را روی پرده سینماها داشت، با گریم «غول» (Tycoon) مقابل دوربین رفت.
افشاگری علیه اسکاریها و هالیوود: بختآزمایی هم قواعد خاص خودش را دارد
امسال در مراسم اسکار بیشتر نامزدهای دریافت این جایزه را فیلمهایی تشکیل میدهند که همگی بر اساس یک رمان اقتباسی ساخته شدهاند ولی برای یک نویسنده همیشه تبدیل یک کتاب به یک فیلم خوشایند نیست.
پنج نویسنده رمانهای مشهور که از روی کتاب آنها فیلمهای موفقی در اسکار امسال و سالهای گذشته شرکت کرده اند در گفتگو با شارلوت فیلبی خبرنگار روزنامه ایندیپندنت درددل هایی دارند که شاید در نوع خود برای اولین بار است که نوشته و گفته می شود. حرفهایی که با این عنوان منتشر شده است: هالیوود رمانم را بلعید!
اجداد / کایو هارت همینگز
«اجداد» اولین رمان منتشر شده من بود. این رمان را وقتی در سانفرانسیسکو در سن 28 سالگی زندگی می کردم نوشتم. دومین رمان بلند را تجربه می کردم ولی رمان قبلی به دلایلی چاپ نشده بود و این یکی هم در لندن بارها از سوی یکی از واسطه ها به استدیوهای فیلمسازی هالیوود فرستاده می شد. دو سال طول کشید که فیلمسازان این رمان را بپذیرند ولی مشکل اینجا بود که هنوز در کتابفروشی ها مردم آن را نشناخته بودند. «الکساندر پین» یکی از فیلمنامه نویسان هالیوود با من تماس گرفت و گفت این کتاب پروژه بعدی من خواهد بود. در ملاقات خصوصی با پین برای قراداد با دنیایی از استرس و هیجان به دیدن او رفتم ولی ظاهراً زیاد برای او مهم نبود و خیلی ساده می گرفت. آن شب در جزیره هاوایی جایی که اولین بار ایده نوشتن کتاب به ذهنم رسیده بود نویسنده هالیوودی برای بازی در فیلم به من و خانواده ام پیشنهاد داد که خیلی برایم مهم و جذاب بود. با این حال وقتی پروژه شروع شد فیلمنامه کار هیچ تطابقی با کتاب نداشت. همه صحنه ها به طور انتزاعی چیزی متفاوت از صحنه های توضیح داده شده در کتاب بود. چون به پین اعتماد کرده بودم دیگر نمی توانستم در فیلمنامه دخل و تصرف داشته باشم. الان که دارم رمان بعدی خودم را در فضای امن خانواده می نویسم می دانم که مخاطبان رمان اول مرا مطالعه کرده اند و باید چیزی بنویسم که بر اساس نوشته های فیلمنامه های هالیوودی نباشد. البته فیلم باعث معرفی کتاب شد ولی فرصت بعدی را به سازندگان فیلم نخواهم داد. می خواهم کارم درست معرفی شود.
پسرها عقب هستند / سیمون کار
این دیوانگی نویسنده است که فرض کند کاری که انجام داده باید در بین مخاطبان وسیعی دیده شود. وقتی رمانی مثل پسرها عقب هستند (خاطرات نویسنده درباره مرگ همسرش از سرطان) در شش هفته نوشته می شود بخواهد در کمتر از این زمان به فیلمنامه ای تبدیل شود که تقریباً میلیون ها نفر فیلم آن را ببینند. در زمانی که دوستم پیتر بنت جونز با من تماس گرفت برای تبدیل رمان به فیلمنامه کمی هیجان زده بودم ولی می دانستم مخاطبان زیاد از این کار خوششان می آید. در ابتدا به من گفته شد که سریالی از این کتاب قرار است ساخته شود که 10 سال طول کشید که با مخالفت من به فیلم تبدیل شد. در روز قرارداد بعد از یک دهه از شروع پروژه تولید هنوز نمی دانستم طرف قرارداد چه کسی است. زیر قرارداد 200 امضاء وجود داشت و وقتی فیلم از نقطه ای در نیوزیلند شروع شد که همسرم در آن جایی نداشت آن وقت بود که فهمیدم آن 200 امضا برای چه بوده و شرکت های بیمه نیز نمی توانستند در مقابل این همه امضاء کاری کنند. این نوع مشکلات معمولاً در هر کاری پیش می آید ولی وقتی کتاب در دست تیمی از فیلمنامه نویسان باشد معلوم است چه بلایی سرش خواهد آمد. آنها هرجور که دوست داشتند داستان را جذاب می کردند و از بیان واقعیت نوعی دچار سانسور شدند. فیلم تولید شده در نوع خود بسیار تماشایی و جذاب بود ولی در استرالیا فیلمبرداری شده بود و تنها به نیوزیلند شباهت داشت. چیزی که مطمئنم این است که این اتفاق دیگر برای من نخواهد افتاد چراکه حاضر نیستم کتابم به پاره نوشته هایی تبدیل شود که در تنها در خلاء اتفاق می افتند و هیچ هماهنگی بین داستان وجود ندارد.
زندگی و عشق شی دویل / فای ولسون
سه سال بعد از ساخت سریال شبکه بی بی سی از روی کتاب سه کمپانی فیلمسازی آمریکایی پیشنهاد ساخت فیلم بر اساس این رمان را به من پیشنهاد کردند. یکی از آنها سوزان شلدمن کارگردان زن هالیوود بود که من این پیشنهاد را با چند واسطه قبول کردم. درست است که در این شرایط هیچکس از اتفاقات آینده اطلاعی ندارد و هر کسی ممکن است از این پیشنهاد استقبال کند چرا که در آن پول است. در سفارت آمریکا وقتی قراردادی امضاء می کنی که قرار است تمام حقوق کتاب به فیلم داده شود فکر نمی کنی که این حقوق چه معنایی دارد. من یک بار چنین قراردادی امضاء کردم و هرگز مشابه این عمل را تکرار نمی کنم. تجربه هالیوود برای یک رمان نویس چیزی شبیه این است که آنها فکر نمی کنند شما زنده هستید و فیلم را تماشا می کنید. وقتی اولین بار فیلم ساخته شده از روی کتابم را تماشا کردم گفتم این اتفاقات در کتاب من رخ داده بود؟ درست است که شرکت فیلمسازی برای گرفتن کتاب به من پول داده بود ولی اگر قرار بود داستان دیگری در فیلم اتفاق بیفتد این کارها برای چه بود؟ خوب می توانستند خودشان داستان بنویسند.
باید در مورد کوین صحبت کنیم / لیونل شریور
وقتی کتابی را می فروشید درست است که شبیه یک قمار می ماند ولی در قمار هم شما از باخت شرمنده نمی شوید. در سال 2005 قرار شد از روی کتاب من در شبکه بی بی سی با کارگردانی لین رمزی سریالی تهیه شود که در اثر بحران اقتصادی اروپا این پروژه به آمریکا منتقل شد که در آنجا داستان فیلم تغییر کرد. در نوشتن فیلمنامه حتی با من مشورت هم نشد و وقتی فیلم روی پرده نمایش داده شد مطمئن بودم که چیزی از داستان من ندارد. داستان فیلم تفاوت فاحشی با کتاب داشت. اصلا داستان کوین در فیلم به گونه ای دیگر تعریف می شود.
روح/ رابرت هریس
تعداد بسیاری از کتابهای من به فیلمهای سینمایی تبدیل شده اند. بعضی ها خوب از آب درآمدند ولی بقیه اصلاً ربطی به کتاب نداشتند. فیلمی که بر اساس اولین رمان من یعنی سرزمین پدری ساخته شده آنقدر بد بود که خود آنتونی هاپکینز هم از آن رضایت نداشت. قرار بود از روی کتاب فیلمی انتزاعی و مفهومی ساخته شود که نتیجه کار فیلم تلویزیونی برای شبکه های تفریحی بود. در سال 2001 اولین رمان من (معما) فیلم بهتری را ساخته شد ولی به طور قابل توجهی از سوی تام استوپارد فیلمنامه نویس هالیوودی تغییر داده شد و بیشتر به یک فیلم اکشن تبدیل شد. البته در کار روح من فیلمنامه را همراه رومن پولانسکی تهیه کردیم ولی باید بگویم وقتی نتیجه نهایی را نگاه می کنم می بینم که کارگردان هم می تواند فیلمنامه را تغییر کند. البته شاید منطق کارگردانها در تبدیل داستان به صحنه های زنده و تغییر آنها تا حدودی صحیح باشد ولی وقتی داستان به گونه ای دیگر تعریف شود نمی تواند زیاد منطقی باشد. درست است که در فیلم محدودیت زمان وجود دارد ولی اگر در بخت آزمایی هم شرکت کنید باید از قوانین خاصی پیروی کنید.
ماری من الان اعصابم خورده تو دیگه اسمایل منو کپی نکن
کپی رایت بای محسن
بریم در خونشون بگیم لئوناردو جون تروخدا بیا تو هم
بگیم بت 100 هزار تومن میدیم پاشو بیا
پخش تلويزيوني اعطاي مراسم اسكار تا سال 2020 به شبكه*ي «اي.بي.سي» واگذار شد
طبق قرار داد شبكه ي تلويزيوني «اي.بي.سي» و آكادمي اسكار، حق پخش انحصاري مراسم اعطاي جوايز اين آكادمي براي شش سال آينده، باز هم به اين شبكه ي تلويزيوني واگذار شد.
قرار داد قبلي در سال 2014 به پايان مي رسيد، اما با بستن قرارداد جديد، «اي.بي.سي» براي سي وششمين سال متوالي پخش تلويزيوني اين مراسم پربيننده را برعهده خواهد داشت.
رييس آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريكا (اسكار) گفت: «اي.بي.سي» مطمئنا بهترين مكان براي جوايز آكادمي است، شبكه اي تلويزيوني كه ميليون ها بيننده و علاقه مند به سينما از سرتاسر جهان را به خود جذب مي كند.
به نوشته ي روزنامه ي ورايتي، مدير اجرايي آكادمي اسكار گفت: مراسم اسكار پربيننده ترين برنامه ي غيرورزشي در آمريكا خواهد ماند و ما بسيار خوشحاليم كه «اي.بي.سي» حق پخش اين برنامه ي گرانقدر را برعهده دارد. اين شبكه هميشه باعث درخشش ما شده و ما را به صورتي برجسته به تصوير كشيده است.
هشتادوسومين دوره ي مراسم اعطاي جوايز آكادمي اسكار روز يكشنبه( 26 فوريه برابر با 8 اسفندماه) براي سي وششمين سال متوالي به صورت انحصاري از شبكه ي تلويزيوني «اي.بي.سي» پخش خواهد شد.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.