البته ناگفته نماند که ( از نظر من ) ازدواج با فامیل زیاد درست نیست.
بالاخره یه جاهایی در زندگی میشه که زن و شوهر دچار اختلافات کوچیکی میشن که متأسفانه خانواده ها دخالت می کنن. که در این صورت اگه دو خانواده فامیل باشن خودتون که می دونین به قول خودمون روشون توی روی هم باز میشه و کار به جاهای بد میکشه.
البته تا زمانی که دو نفر با هم نباشن نمی شه شخصیتش رو شناخت.
برای مثال الان شما دخترای فامیل مثل دختر عمه و دختر خاله هاتون رو می شناسید؟
در یه حدودی بله ولی به عنوان یک همسر نه.
شما خوب برا خودتون یه پا روانشناسید.
حالا من یه سؤال از شما ها دارم.
این مشاوره قبل از ازدواج از نظر من خیلی چیز بی خودیه.
ولی در کل خوب همه باید برن.
ولی به نظر شما چرا هیچ کس به توصیه های مشاور عمل نمی کنه؟
فرضاً روش های جلوگیری از بارداری گفته میشه ولی بعد از ازدواج که می فهمن دارن بچه دار میشن میگن ناخواسته بود؟
به نظر شما وقتی کسی به حرفای مشاور گوش نمیده پس چرا میره؟
حالا عمل نکردن مهم نیست. حرف من اینه که اصلاً گوش نمی کنن ببینن مشاور چی میگه.
مهسا جان من چند وقتیه خیلی حالم خرابه
فشار خونم بالاست، یه بارم کارم به دکتر رسید
اخبار و گوش میدم حرص میخورم (چه اینوری چه اونوری)
چند بارم مادرم خواسته کل تلویزیون و اینترنت و تعطیل کنه به خاطر اوضاع من، منتها من نزاشتم
یه حسی دارم یه بغضی که هر کاری میکنم نمیشه فریادش زد.
شمال میرم درست نمیشه
ساکتم بدتر میشه
یکی میبنم آشغال میریزه آمپرم میره بالا ، یکی از چراغ قرمز عابر رد میشه آمپرم میره بالا
نفسم گرفته از اجتماعی که داره خودشو با خرافات و بی مسولیتی نابود میکنه.
چاره این چیه؟
مهسا جان من چند وقتیه خیلی حالم خرابه
فشار خونم بالاست، یه بارم کارم به دکتر رسید
اخبار و گوش میدم حرص میخورم (چه اینوری چه اونوری)
چند بارم مادرم خواسته کل تلویزیون و اینترنت و تعطیل کنه به خاطر اوضاع من، منتها من نزاشتم
یه حسی دارم یه بغضی که هر کاری میکنم نمیشه فریادش زد.
شمال میرم درست نمیشه
ساکتم بدتر میشه
یکی میبنم آشغال میریزه آمپرم میره بالا ، یکی از چراغ قرمز عابر رد میشه آمپرم میره بالا
نفسم گرفته از اجتماعی که داره خودشو با خرافات و بی مسولیتی نابود میکنه.
چاره این چیه؟
صالح جونم راست میگی یا داری شوخی می کنی عزیزم؟
این یه جور فشار عصبیه.
باید خودت رو کنترل کنی. با حرفایی که میتونی به خودت بزنی و آرامش روحی تو به دست بیاری می تونی جلوی این فشار رو بگیری.
برای مثال شما که میگی با دیدن اخبار حرصتون می گیره با خودت فکر کن برای چی باید این اتفاق بیفته؟
شنیدن این خبر که رئیس جمهور آمریکا چی گفت یا احمدی نژاد چی کار کرد و کجا رفت یا جنگ و خونریزی و تعداد کشته ها توی فلسطین و عراق، چه سودی به حال من داره؟
اگه حرص بخورم چی عایدم میشه جز این که خودم و خانواده ام رو اذیت می کنم.
خلاصه حرفایی که میتونه ذهنت رو از حرص خوردن منحرف کنه به خودت بزن. یه مدتی طول میکشه حدوداً یه ماهی. ولی خوب اگه مدام این کار رو با خودت انجام بدی و توی ذهنت این حرفا رو تداعی کنی به نتیجه خواهی رسید.
خود منم یه مدتی این طوری بودم البته سر یه قضیه خیلی مهم ولی بالاخره با خودم به توافق رسیدم که ناراحتی و حرص خوردن در اون باره هیچی نصیبم نمی کنه.
این قضیه مثل این میمونه که شما سر جلسه امتحان استرس داری. با این که می دونی درس خوندی و همه چیز رو بلدی ولی باز بی خودی استرس داری. در این لحظه چه کاری انجام میدی؟ تنها راهش اینه که تو ذهنت با خودت بگی من همه چیز رو بلدم و از هیچی نمی ترسم و امتحان خیلی هم آسونه.
حتماً این کار رو انجام بده. به محض این که دیدی به ذهنت داره فشار میاد، خودت رو مسلط کن و روی اعصابت کار کن و حرفایی که آرومت می کنه توی گوش خودت زمزمه کن.
انشاالله که درست میشه.
این رو هم همیشه یادت باشه که تنها شفا دهنده خداست و تنها دارو خودمون هستیم.
هیچ قرص و دوایی شفا دهنده نیست. پس این خود شما هستی که باید خودت رو درمان کنی. همه چیز دست خودته.
راستی اگه دیدی جایی رو من بهش اشاره نکردم بهم بگو.
چون توی صحبت هات از اجتماع حرف زدی.
جامعه ی ما که . . . .
مهسا جان من چند وقتیه خیلی حالم خرابه
فشار خونم بالاست، یه بارم کارم به دکتر رسید
اخبار و گوش میدم حرص میخورم (چه اینوری چه اونوری)
چند بارم مادرم خواسته کل تلویزیون و اینترنت و تعطیل کنه به خاطر اوضاع من، منتها من نزاشتم
یه حسی دارم یه بغضی که هر کاری میکنم نمیشه فریادش زد.
شمال میرم درست نمیشه
ساکتم بدتر میشه
یکی میبنم آشغال میریزه آمپرم میره بالا ، یکی از چراغ قرمز عابر رد میشه آمپرم میره بالا
نفسم گرفته از اجتماعی که داره خودشو با خرافات و بی مسولیتی نابود میکنه.
چاره این چیه؟
وای راست میگی؟منم یه بار اینجوری شدم،جوری که دیگه نفسم بند میومد،انگار یکی گلومو گرفته باشه.آقا صالح،با حرص خوردنه شما که پیزی درست نمیشه،باید سعی کنی بیخیال باشی،منم داشتم میمردم که به فکره سلامتیم افتادم.بچه ها ترو خدا به سلامتیتتو توجه کنید،منم مریض بودم میفهمم که هیچی بهتراز سلامتی نیست.
امید دارم که زودتر شاد و بیخیال باشی.
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
صالح جونم راست میگی یا داری شوخی می کنی عزیزم؟
این یه جور فشار عصبیه.
باید خودت رو کنترل کنی. با حرفایی که میتونی به خودت بزنی و آرامش روحی تو به دست بیاری می تونی جلوی این فشار رو بگیری.
برای مثال شما که میگی با دیدن اخبار حرصتون می گیره با خودت فکر کن برای چی باید این اتفاق بیفته؟
شنیدن این خبر که رئیس جمهور آمریکا چی گفت یا احمدی نژاد چی کار کرد و کجا رفت یا جنگ و خونریزی و تعداد کشته ها توی فلسطین و عراق، چه سودی به حال من داره؟
اگه حرص بخورم چی عایدم میشه جز این که خودم و خانواده ام رو اذیت می کنم.
خلاصه حرفایی که میتونه ذهنت رو از حرص خوردن منحرف کنه به خودت بزن. یه مدتی طول میکشه حدوداً یه ماهی. ولی خوب اگه مدام این کار رو با خودت انجام بدی و توی ذهنت این حرفا رو تداعی کنی به نتیجه خواهی رسید.
خود منم یه مدتی این طوری بودم البته سر یه قضیه خیلی مهم ولی بالاخره با خودم به توافق رسیدم که ناراحتی و حرص خوردن در اون باره هیچی نصیبم نمی کنه.
این قضیه مثل این میمونه که شما سر جلسه امتحان استرس داری. با این که می دونی درس خوندی و همه چیز رو بلدی ولی باز بی خودی استرس داری. در این لحظه چه کاری انجام میدی؟ تنها راهش اینه که تو ذهنت با خودت بگی من همه چیز رو بلدم و از هیچی نمی ترسم و امتحان خیلی هم آسونه.
حتماً این کار رو انجام بده. به محض این که دیدی به ذهنت داره فشار میاد، خودت رو مسلط کن و روی اعصابت کار کن و حرفایی که آرومت می کنه توی گوش خودت زمزمه کن.
انشاالله که درست میشه.
این رو هم همیشه یادت باشه که تنها شفا دهنده خداست و تنها دارو خودمون هستیم.
هیچ قرص و دوایی شفا دهنده نیست. پس این خود شما هستی که باید خودت رو درمان کنی. همه چیز دست خودته.
راستی اگه دیدی جایی رو من بهش اشاره نکردم بهم بگو.
چون توی صحبت هات از اجتماع حرف زدی.
جامعه ی ما که . . . .
نه اتفاقا" خیلی جدی میگم
شاید حرفا یه ذره شعاری باشه منتها من از بچگی اشتباه زندگیم این بود که دغدغه اطرافیان برام مهمتر از خودم بودم گاهی وقتا حسرت کسایی رو میخورم که به همه چیز بی تفاوت هستن تو یه برهه زمانی احساس کردم این تالار گفتامان میتونه منو به آرامش برسونه منتها دیدم اوضاعم بدتر شد.
یه یک سالی کل کار و زندگی رو رها کردم و رفتم سراغ درس خوندن فکر کردم اینطوری میتونم خودمو از ذهنیات منفی و جامعه رها کنم ولی بعد از یک سال درس خوندن و دانشگاه قبول شدن تو دانشگاه اوضاعم خراب تر شده ، بی تفاوتی دانشجو ها، بی تفاوتی استاد ها ، بی در پیکر بودن نظام آموزشی همه اینا وضع روحیمو خراب تر کرد.
شاید زیادی دارم زندگی خصوصی رو بیان میکنم منتها دیگه خسته شدم.
اون جریان استرس امتحان که شما میگین مهسا جان با این داستان متفاوته چون در ارتباط با شخص انسانه ولی وقتی به جامعه بسط پیدا میکنه دست آدم از همه جا کوتاه میشه و به خود خوری روی میاره.
مشکل اینه نمیشه یک جا بیحرکت نشست و به خود آرامش داد، انسان مجبوره با اجتماع رابطه داشته باشه مگر اینکه یه کلبه تو یه جنگل بگیرم برم اونجا بدون هیچ تلویزیون یا رسانه ای.
مهسا جون من دیگه دارم از عصبانیت منفجر میشم
می خوام با کسی ازدواج کنم که هم ازش متنفرم هم بهش علاقه دارم.نمی دونم چرا یهو و باکوچکترین کلمه ای احساس میکنم ازش متنفرم.
هر روز که میگذره فکر میکنم اگه ازدواج کنم بدبخت میشم.
ایراد خاصی نداره ولی من خیلی حساس شدم و سعی میکنم باهاش حرف نزنم تا از رفتارش عصبانی نشم.کلا فکر میکنم قدر من رو نمی دونه
مخصوصا که سالها به پام نشسته و حالا فکر میکنم الان خیالش راحت شده و رفتارش داره عوض میشه.
یه راهی بگو خودمو کنترل کنم و حساسیتم رو کم کنم.
خیلی سعی میکنم خودمو اروم کنم و بگم خوب همه همینطورند.همه ی دخترا حساسند.مردا که همیشه عاشق نیستن
ولی یهو دوباره احساس افسردگی میکنم
اخیش راحت شدم
میدونین من فکر میکنم این بحث مشاوره یه قبل از ازدواج خیلی خوبه ...ولی تو کشور ما هنوز جا نیافتاده..مثلا وقتی میگی بریم پیش یه روانشناس ..میگن مگه ما دیونه ایم... ..من خودم موافقم با این کار ..من فکر میکنم چون اکثر ادما فکر میکنن عقل کلن و همیشه عشق و عاشقی تو زندگی هست و فکر میکنن تصمیمشون بهترین تصمیم هست و روهم خیلی شناخت دارن ...این حرفا رو جدی نمیگیرن ..
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- هوادار نیما وارسته .....فقط همین
arezoo.bahry ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی
دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا
محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست
بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.